مهمترین وظیفە چپ انقلابی در لحظە کنونی- آرمان بهروزی

در برابر عروج فاشیسم سلطنت طلبی و سناریوهای ضد انقلابی دیگر طیف چپ انقلابی چگونە باید بە مقابلە برخیزد؟ وضعیت بحرانی کشور بجایی رسیدە است کە دیگر نمی تواند بگونە گذشتە ادامە یابد. رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی تلاش دارد با در پیش گرفتن مجموعەای از سیاستهای ورشکستە (سرکوب حداکثری، دستیابی بە نوعی سازش و معاملە با غرب و نیز تشدید غارت و چپاول مردم) راهی برای برون رفت از بحران و حفظ موقعیت خود پیدا کند. از سوی دیگر مردم بویژە در پی کشتار بیسابقە اخیر و خشم و تنفر وصف ناپذیر ناشی از آن دیگر بە هیچ صورت حاضر بە تحمل این رژیم نیستند. جامعە شاهد یک وضعیت پیشا انقلابی و در آستانە یک وضعیت انقلابی است. 

یک احساس همگانی نیاز بە تغییر و قریب الوقوع بودن آن بر جامعە حاکم است. صحبت کردن در مورد سناریوهای احتمالی بە بحث روز و همگانی تبدیل شدە است. سناریوها و پیش بینی‌های متفاوتی مطرح می شوند از حملە نظامی آمریکا و اسرائیل گرفتە تا احیای رژیم سلطنتی، کودتای نظامی یا غیر نظامی در درون رژیم و تا جنگ داخلی،  فروپاشی و تجزیە. قدر مسلم آن است کە هیچکدام از این سناریوها بسود مردم و آیندە کشور نیست. در این میان جریان فاشیستی و سلطنت طلبی با شدت دیوانەواری در تلاش است تا از خشم و تنفر انباشتە مردم، از ترس، ناامیدی و درماندگی بخشی از مردم، از شرایط  نبود یک آلترناتیو نیرومند مردمی سوء استفادە کردە و نیز با بهرەگیری از حمایت نیروها و رسانەهای امپریالیستی و ارتجاعی منطقەای، اعتراضات و مبارزات ضد رژیم را در یک بستر ضدانقلابی کانالیزە و بسود خود مصادرە کند.

برخی از تحلیلگران خوشبینانە بر این باورند کە جریان سلطنت طلبی با همە سر و صداهای گوشخراش آن حبابی بیش نیست، مرکز ثقل آن و طرفداران آن عمدا در خارج از کشور بودە و بنا بە دلایلی از جملە  نبود تشکیلات و سازماندهی در داخل یا مخالفت قاطعانە خلقهای غیر فارس شانس چندانی در تحولات آیندە ندارد. با این تحلیل خوش بینانە باید با احتیاط برخورد کرد. بنا بە تحلیل دیگری، بعلت وجود یک چپ اجتماعی  قوی در ایران و ماهیتا چپ بودن خواستهای مردم در جهت نان، کار و آزادی، سلطنت طلبان توانایی رشد کردن در چنین فضایی را ندارند و قادر نیستند مبارزات کارگران و زحمتکشان را سازماندهی کنند. این تحلیل نیز تجارب تاریجی را از یاد می برد. فاشیستها در صورتیکە لازم باشد، بخوبی می توانند برای فریب کارگران و زحمتکشان حتی ماسک چپ بر چهرە بزنند. حزب نازی با توجە بە قوی بودن جنبش کارگری و محبوبیت سوسیالیسم در جامعە آلمان نام “ناسیونال سوسیالیسم” را یدک می کشید و توانست بخش وسیعی از کارگران و زحمتکشان آلمان را بسوی خود و شرکت در جنگ فاشیستی جلب کند.

آمارگیری بعمل آمدە در مورد میزان شعارهای سلطنت طلبانە در جریان اعتراضات اخیر رقم ۱۷% را نشان می دهد (البتە تلویزیون ایران انترناشنال انعکاس این شعارها را بە بیش از ۸۰% و بی بی سی آنرا بە دو برابر افزایش دادند). حتی اگر رقم ۱۷% را مبنا قرار دهیم، باید آنرا بسیار جدی گرفتە و زنگ خطری بحساب آوریم. بە گفتە کارشناسان حتی یک اقلیت ۵ تا ۱۰ درصدی فعال و سازمان یافتە توان آنرا دارد کە در شرایط لازم هژمونی خود را تحمیل کردە و مسیر تحولات را در راستای اهداف خود رقم بزند. همچنین تجارب تاریخی نشان می دهد کە جریانات رادیکال (راست یا چپ) در شرایط لازم می توانند بطور جهش واری رشد کنند و از یک اقلیت حتی کوچک بە یک اکثریت بزرگ تبدیل شوند. چنین روندی را ما امروزە در کشورهای پیشرفتە سرمایەداری در رابطە با افزایش نفوذ نیروهای راست افراطی شاهد هستیم. 

رشد نیروهای رادیکال در شرایط بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی همراە با بن بست و انسداد سیاسی طبیعی است. در چنین شرایطی مردم برای بقای خود بدنبال راە حل و نیرویی می گردند کە اعتماد آنها را بدست آورد و سکان کشتی در حال غرق شدن را بدست گیرد. وقتیکە تحمل مردم بسر رسیدە باشد و نیاز بە تغییر بە نقطە جوش برسد (و در ایران چنین است)، آنگاە مردم همچون یک کوە یخی ذوب شدە بحرکت در می آیند و این کوە ذوب شدە بستری می جوید تا در آن روان شود و اولین بستر موجود را در پیش می گیرد. در حال حاضر جریان سلطنت طلبی می کوشد بە کمک دستگاههای تبلیغاتی و امکانات مالی عظیم چنین بستری را در اختیار مردم بە ستوە آمدە بگذارد. چنانچە این روند با مقاومت و مقابلە جدی نیروهای مردمی، چپ و انقلابی روبرو نشود و این نیروها نتوانند بسرعت وارد عمل شدە و یک بستر آلترناتیو را برای مبارزە مردم فراهم کنند، طولی نخواهد کشید کە رقم ۱۷% بە ۷۰ % برسد. تجربە خمینی و سوار شدن او (سوار کردنش) بر امواج انقلاب ۵۷ از یادها نرفتە است. اگر کسی در سال ۵۵ می گفت کە رژیم شاە در آستانە سقوط قرار دارد و آخوندها بزودی بر موج انقلاب مردمی و اریکە قدرت سوار خواهند شد و دهها سال حاکمیت سیاە خود را ادامە خواهند داد، شاید مردم او را دیوانە می پنداشتند!

درست است کە خمینی در داخل کشور شبکەهای مذهبی، مساجد و لشکری از آخوندها را در اختیار داشت کە رضا پهلوی فاقد آنها است، ولی او امتیازات دیگری دارد کە چە بسا مٶثرتر از آن چیزهایی است کە خمینی داشت، از جملە رسانەهای نیرومند ماهوارەای، اینترنت، سوشیال مدیا، هوش مصنوعی و لشکری از لمپنها، سیلیبریتی ها و اینفلوئنسرها کە در دروغگویی، وقاحت و فریبکاری گوی سبقت را از آخوندها می ربایند و از طریق سوشیال مدیا نە پنج بار در روز، بلکە شبانەروز بطور مداوم با مردم و بویژە نسل جوان در تماسند و برایشان موعظە می کنند. برخلاف آخوندها کە مردم را زمانی گمراە کردند کە ۷۰ % آنها بیسواد و روستایی بودند، اینبار شارلاتانها و فریبکاران “مدرن” و حرفەای پهلوی  در توان دارند کە حتی بخش قابل توجهی از افراد با تحصیلات بالا را ( و نە فقط لمپنها وسادەلوحان را) بە سوی خود جلب کنند.

چنانچە واقع بینانە بە مسئلە بنگریم، در می یابیم کە تنها یک عامل می تواند مانع از رشد و گسترش جریان سلطنت طلبی و بقدرت رسیدن احتمالی آن در ایران شود و آن سازماندهی یک جبهە نیرومند ضد فاشیستی با شرکت همە نیروهای مردمی، چپ و انقلابی است. چنین اتحاد یا جبهەای نە فقط پیشروی سلطنت طلبان را سد خواهد کرد، بلکە بە نیروهای انقلابی توان لازم را خواهد بخشید کە در مقابل سناریوهای فاشیستی دیگر نیز آمادگی لازم را برای دفاع از خود و از تودەهای مردم داشتە باشند. مدتها است زمان آن رسیدە است کە نیروهای مردمی و انقلابی در ایران در دو سطح بە تشکیل اتحاد و ائتلاف گستردە نیروها بپردازند. در این امر هیچگونە درنگی جایز نیست. هرگونە کوتاهی و اهمال می تواند بە تکرار فاجعە خمینی و یا بدتر از آن بیانجامد و سرنوشت سیاهی برای مردم ایران و قبل ازهمە خود نیروهای چپ در آیندە رقم بزند. 

قبل از هر چیز و بعنوان سنگ بنا تشکیل یک اتحاد فراگیر و سراسری نیروهای چپ انقلابی ضرورتی عاجل دارد. این اتحاد شامل همە نیروهای سوسیالیست انقلابی در صحنە سیاسی ایران می باشد یعنی همە نیروهایی کە بە برانداختن نظام سرمایەداری از طریق درهم شکستن ماشین دولتی و نظامی آن و جایگزین کردن یک نظام سوسیالیستی و حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان باور دارند. دو جریان چپ یا چپ نما در حال حاضر علیرغم هر ادعایی کە داشتە باشند، نمی توانند در چنین اتحادی جای بگیرند، اولی “چپ محور مقاومتی” است و دومی چپی کە تمایل بە سازش با سلطنت طلبان داشتە باشد. این دو نوع چپ علیرغم سر و صدای بلند در واقع نە چپ و نە انقلابی هستند.

 با در نظر گرفتن شرایط سرنوشت ساز موجود، هیچکدام از اختلافات سیاسی و تئوریک موجود میان نیروهای چپ انقلابی در حدی نیست و نمی تواند مانع از آن باشد کە این نیروها حول یک برنامە مشترک بە یک اتحاد فراگیر برسند. بدون آنکە اختلافات را کنار گذاشت یا سرپوش نهاد، می توان همە آنها را نسبت بە ضرورت امر اتحاد و مقابلە همگانی با فاشیسم سلطنت طلبی و سایر سناریوهای فاشیستی  پیش رو، در درجات بعدی قرار داد. می توان بحث و گفتگو پیرامون این اختلافات را بدون بە تأخیر انداختن اتحاد مذکور، در سطح تئوریک و آکادمیک و در فضایی رفیقانە و مسئولانە دنبال کرد، بدون آنکە بە امر اتحاد آسیب زد. منافع تودەهای عظیم کارگران و زحمتکشان ایران و محافظت از آنها در مقابل سناریوهای فاشیستی حکم میکند کە منافع گروهی و حزبی و تعصبات و تنگ نظریهای فردی، سازمانی و برتری طلبانە را هر چە سریعتر کنار نهاد. هیچ شخص و سازمان چپ انقلابی بە هیچ بهانەای محق نیست امر انقلاب را در انحصار خود بگیرد و سرنوشت تودەهای رنج و کار را بە زمانی بسپارد کە خود یا “خودی‌ها” در رأس جنبش کارگری قرار بگیرند و “دیگران” را بە بهانە “استالینیستی”، “مائوئیستی”، “چریکی”، “تروتسکیستی” و غیرە و غیرە کنار بزند. در این صورت دمکراسی شورایی مورد ادعا چیزی جز یک دروغ و فریب نخواهد بود. 

 ایجاد اتحاد را نمی توان بە رفع اختلافات و رسیدن بە توافق بر سر تمام مسائل ریز و درشت منوط کرد. چرا کە در این صورت ممکن است هرگز هیچ اتحادی صورت نگیرد و ابتکار عمل بدست نیروهای راست و فاشیستی بیافتد کە علیرغم بسیاری اختلافات توانستەاند بر سر شعار مسخرەای چون “جاوید شاە” بە توافق و اتحاد برسند، از مشروطە خواهان گرفتە، تا درباریان و فراریان و ساواکی‌ها، تا بسیاری از عناصر قبلی و کنونی رژیم جمهوری اسلامی و برخی چپ نماها، توابین، سیلیبریتی ها، لمپن ها و غیرە.

در یک اتحاد فراگیر نیروهای انقلابی و سوسیالیست تمام جریانهای سوسیالیستی از جملە “اردوگاهی”، “چریکی، فدایی”، مائوئیستی، تروتسکیستی، خوجەای و غیرە علیرغم تمام اختلافات و کدورت‌ها و رقابت‌های قبلی و کنونی می توانند بر سر مقابلە با جریانهای فاشیستی، برانداختن سرمایەداری و ایجاد سوسیالیسم بە توافق برسند و برنامە مشترکی را تنظیم کنند. اگر اصلاح طلب و حتی اصول گرای قدیمی کە بساط سلطنت را بر انداختند و حتی دستشان بە خون مهمترین مهرەهای رژیم شاە آغشتە است، اکنون بتوانند علیە نیروهای انقلابی با سلطنت طلبان متحد شوند و حتی سلطنت طلب شوند، چرا جریان‌های انقلابی چپ با همە اختلافات نتوانند بر سر امر مشترک متحد شوند؟ 

امروزە هیچ مسئلە سیاسی یا تئوریک مورد مناقشەای راجع بە گذشتە یا آیندە وجود ندارد کە امر اتحاد را تحت الشعاع خود قرار دهد. اینکە استالین یا تروتسکی برحق بودە، مائو، خروشچف، تیتو، خوجە، گورباچف در چە مواردی  حق داشتە یا نداشتەاند، اینکە آیا سوسیالیسم در شوروی واقعا موجود بودە یا نبودە، مشی چریکی درست بودە یا نبودە، حزب تودە وابستە و سازشکار بودە یا نبودە، تئوری‌های سە جهان، سوسیال امپریالیسم، راە رشد غیر سرمایەداری، همزیستی مسالمت آمیز، پروسترویکا، سوسیالیسم دمکراتیک و غیرە و غیرە درست بودەاند یا غلط، آری این‌ها و بسیاری مسائل دیگر با همە اهمیت تئوریک و آکادمیکشان، در حال حاضر برای مبارزە مشترک و پیشبرد امر انقلاب تودەای در ایران هیچ نقش اساسی ایفاء نمی کنند. فارغ از تمام این مسائل و حتی بدون کوچکترین توافقی بر سر آن‌ها نیروهای چپ انقلابی می‌توانند تنها بر سر محوریت ضرورت امر سازماندهی کارگری و تودەای و مبارزە متحدانە در مسیر انقلاب سوسیالیستی از طریق درهم شکستن ماشین دولتی و نظامی سرمایەداری و بە عقب راندن نیروهای راست و فاشیستی و ایجاد دمکراسی شورایی بە یک اتحاد فراگیر و پایدار برسند. آیندە طبقە کارگر و زحمتکشان ایران را نباید فدای اختلافات و رقابت‌های عمدتا ناسالم و غیرضروری گذشتە کرد. باید از گذشتە و اشتباهات پیشین درس گرفت، بر “بیماریهای کودکانە چپروی” غلبە کرد و برای آیندە طرحی نو درانداخت. برای یک لحظە تصور کنیم کە اگر در ایران قبل از ۵۷ همە نیروهای سوسیالیست انقلابی حول برنامەای مشترک و هر چند ناکامل متحد می شدند، آیا در آن صورت سرنوشت انقلاب، چپ و ایران بگونە دیگری رقم نمی خورد؟

مسلما اگر منافع درازمدت امر انقلاب و تودەها و باور بە دمکراسی شورایی در اولویت قرار بگیرد و باید بگیرد، آنگاە می توان سازوکارهای دمکراتیکی پیدا کرد کە بر اساس آنها جزئیات امور را حل و فصل کرد و بر سر مسائل جدید و عملی مبارزە و گذار انقلابی و سوسیالیستی  بە راهکارهای مشترک و توافقات رفیقانە دست یافت. هرگونە اتحاد و توافقی نیز بدون درجە معینی از سازش (نە سازشکاری) و عقب نشینی برای همدیگر امکان پذیر نیست. حتی در داخل یک حزب و در چهارچوب سانترالیسم دمکراتیک نیز درجەای از سازش و بدە و بستان ضروری است تا بتوان بە توافق رسید. سازش و توافق رفیقانە در چهارچوب برنامە مشترک و منافع اساسی جنبش بسیار بهتر از دگماتیسم و سکتاریسمی است کە ظاهرا انقلابی می نمایاند، ولی در عمل بە تضعیف جنبش انقلابی و پیروزی ضد انقلاب یاری می رساند.

خوشبختانە در حال حاضر نمونە موفق و آغازینی از یک اتحاد چپ انقلابی در عرصە جنبش وجود دارد کە تحت عنوان “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” فعالیت میکند و شش جریان چپ انقلابی را در بر می گیرد. این اتحاد می تواند مبنایی برای یک اتحاد گستردەتر و فراگیر باشد و یا حداقل از تجارب آن برای تشکیل اتحادی فراگیر استفادە شود. همچنین در روزهای اخیر گروهی از مبارزان چپ انقلابی با انتشار اطلاعیەای تشکیل جریانی را بنام “اتحاد فراگیر چپ انقلابی” اعلام داشتەاند کە جا دارد از آن استقبال شود. این امر نشان می دهد کە نیاز بە اتحاد و سازماندهی مبارزە چپ انقلابی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود و بە دغدغە اصلی بسیاری از مبارزان انقلابی تبدیل شدە است. هر آنکس کە می تواند در این امر خطیر کاری انجام دهد، باید بیدرنگ وارد عمل شود. مهم آن است کە این اتحاد فراگیر هرچە سریعتر تشکیل شود، نە فقط مبارزین چپ و منفرد، بلکە در درجە نخست سازما‌ن‌ها را متحد کند، بە معنی واقعی کلمە  فراگیر باشد و این و آن سازمان انقلابی را حذف نکند، تنها اسم و رسم و دکور نباشد، بلکە با ابتکارات وسیع وارد میدان مبارزە شدە و مهر خود را بر جنبش انقلابی بزند و بویژە بە ایجاد رسانەهای نیرومند ماهوارەای و اینترنتی بپردازد و روشهای نوین ترویج و تبلیغ را در پیش گیرد. چنانچە همە نیروها، امکانات و منابع انقلابی بسان قطرات و جویباران فراوان بهم بپیوندند، دریایی با انرژی بیکران پدید خواهند آورد و بزودی جریان سلطنت طلبی را رفت و روب خواهند کرد، چرا کە جریان‌های راست و از جملە سلطنت طلب فاقد گوهری هستند کە در چپ‌ها وجود دارد و آن عشق و وفاداری عمیق نسبت بە تودەهای مردم و پایداری و فداکاری تا سر حد گذشتن از جان خویش در راە آرمانهای مردمی است.

 پتانسیل چپ انقلابی در ایران قویتر از آن است کە بسیاری فکر می کنند و پیروزی چپ انقلابی در ایران چهرە خاورمیانە را دگرگون خواهد ساخت. جنبش‌های کارگری، زنان، دانشجویان و دانش آموزان، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دادخواهان، زندانیان سیاسی، خلق‌های تحت ستم، حفظ محیط زیست، حقوق بشری، برابری جنسیتی و غیرە همە و همە زمینە پهناور و باروری است کە چپ انقلابی ایران در صورت اتحاد و مبارزە مشترک سازمان یافتە می تواند بسرعت بر پهنە آن بە یک نیروی عظیم سیاسی انقلابی و تعیین کنندە تبدیل شود. وظیفەای تاریخی، بس عظیم، پر افتخار و پرهیجان در پیش ما سوسیالیست‌های انقلابی قرار دارد کە انجامش عملی ولی نیازمند یک اتحاد فراگیر و نیرومند است. تاریخ با ندایی بلندتر از همیشە همە نیروهای چپ انقلابی را بە این اتحاد فراگیر فرا می‌خواند. 

در بخش دوم این مقالە بە سطح دیگری از همگامی نیروهای سیاسی خواهم پرداخت کە عبارت است از ضرورت مبرم تشکیل یک ائتلاف بزرگ با نیروهای غیرچپ انقلابی ولی خواستار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، تحولات اساسی، آزادی‌ها و حقوق دمکراتیک و رفع ستمهای چند گانە بر مردم ایران و مخالف نیروهای سلطنت طلب و فاشیستی.

آرمان بهروزی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x