سه سده ادبیات کُردی[۱] ( نگاهی تاریخی-تحلیلی به ادبیات کُردی در سده‌های ۱۷ تا ۱۹ میلادی) مارگاریتا باریسوونا رودِنکو – برگردان: کامران امین‌آوه

پیش سخن مترجم

در فاصله سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۴، مجموعه‌ای جامع با عنوان “تاریخ ادبیات جهان” توسط انستیتوی ادبیات جهانی “آ. م. گورکی” وابسته به آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تدوین و در ۹ جلد از سوی انتشارات “علم”در مسکو منتشر شد. در جلدهای چهارم تا هفتم این مجموعه، مقالاتی از خانم مارگاریتا باریسوونا رودِنکو [۲] درباره تاریخ ادبیات کُردستان در سده‌های هفدهم تا نوزدهم میلادی به چاپ رسید. ترجمه فارسی این مقالات اکنون در قالب یک مجموعه مستقل و کامل در اختیار علاقمندان به تاریخ و ادبیات کُرد قرار می‌گیرد.

مارگاریتا (سِدّا) باریسوونا رودِنکو (۹ اکتبر ۱۹۲۶، تفلیس – ۲۵ ژوئیه ۱۹۷۶، لنینگراد) [۳] دکترای علوم زبان‌شناسی، خاورشناس، کُردشناس، ادیب و مردم‌شناس برجسته روس بود که به عنوان بنیان‌گذار رویکرد ادبیات‌پژوهی در علم کُردشناسی شناخته می‌شود. او تمرکز ویژه‌ای بر مطالعه ادبیات سده‌های میانی کُرد داشت.

رودِنکو در سال ۱۹۵۷، برای نخستین بار در تاریخ خاورشناسی روسیه، فهرست کاملی از نسخه‌های خطی کُردی موجود در کتابخانه عمومی لنینگراد را منتشر کرد. و در سال ۱۹۶۱”شرح نسخه‌های خطی کُردی از مجموعه‌های لنینگراد” را منتشر ساخت – نخستین فهرست نسخه‌های خطی در تاریخ کُردشناسی. این اثر که رویدادی مهم در تاریخ مطالعه فرهنگ ملت کُرد بود، شهرت گسترده‌ای برای این پژوهشگر به همراه داشت. در نامه‌ای از پاریس، دانشمند برجسته کُرد، بدرخان، از کتاب مارگاریتا بوریسونا ستایش فراوانی کرد و آن را اثری ارزشمند برای مطالعه ادبیات غنی کُردی دانست. او نوشت: “این اثر دریچه‌ای گشود به گنجینه‌هایی که در مجموعه‌های کتابخانه عمومی لنینگراد نگهداری می‌شوند”.

همچنین، در تاریخ کُردشناسی جهانی، او اولین کسی بود که آثار شماری از شاعران سده‌های میانی کُرد را از زبان کُردی به زبان روسی ترجمه کرده، همراه با تحلیل‌  و نقد علمی ارائه نمود؛ از جمله آثاری مانند “شیخ صنعان” از فقی طیران (سده ۱۴ میلادی)،” مم و زین” از احمد خانی (سده ۱۷ میلادی)، “لیلی و مجنون” از حارث بدلیسی (سده ۱۸ میلادی) و “یوسف و زلیخا” از سلیم سلیمان (سده ۱۷ میلادی).

او سهم چشم‌گیری در پژوهش‌های مربوط به فرهنگ و مردم‌شناسی کُردها داشت و برای نمونه، نخستین نسخه خطی “آداب و رسوم کُردها” نوشته ملا محمود بایزیدی مورخ و مردم‌شناس کُرد را منتشر کرد. مجموعه‌هایی از “افسانه‌های عامیانه کُردی”[۴] ، تک‌نگاری‌هایی درباره اشعار آیینی کُرد‌ها و مجموعه‌ای از مقالات و گفتاره‌ها در زمینه فولکلور، زندگی روزمره، باورها و سنت‌های کُرد از جمله کارهای با ارزش رودِنکو می‌باشند. 

در آرشیو م. ب. رودِنکو ، که در مؤسسه شرق‌شناسی وابسته به آکادمی علوم روسیه در سن‌پترزبورگ نگهداری می‌شود، جایگاه ویژه‌ای به گفتاره‌های او دربارۀ ادبیات کُردی سده‌های میانه اختصاص دارد که در آوریل سال ۱۹۷۰ در دانشکدۀ شرق‌شناسی دانشگاه ایروان ارائه شده بود. در این مجموعه گفتاره‌ها، به تاریخ ادبیات کلاسیک کُردی از آثار علی حریری (سده یازدهم میلادی) تا  مراد خان بایزیدی و حارث بدلیسی، که از پیروان احمد خانی بودند، پرداخته می‌شود. آخرین گفتاره او به محفل ادبی دربار حاکمان اورامان اختصاص دارد که به گویش گورانی (سده‌های هفدهم تا هجدهم میلادی) می‌نوشتند. این گفتاره‌ها شامل نزدیک به ۳۵۰ صفحه دست‌نویس است. 

نام مارگاریتا بوریسوونا رودِنکو در محافل شرق‌شناسی داخلی و خارجی شناخته‌شده است. او با استعدادی درخشان، انرژی خستگی‌ناپذیر، سرشتی پرشور، توان کاری فوق‌العاده و وفاداری بی‌حد به علم، در طول زندگی کوتاهش چنان کارهایی انجام داد که به‌سختی می‌توان باور کرد تنها توسط یک نفر صورت گرفته باشد.

در دهه ۶۰ میلادی، در یکی از جلسات انجمن نویسندگان کُرد در ارمنستان، زمانی که بحث از چاپ آثار رودِنکو  به زبان کُردی در ایروان مطرح شد، یکی از نویسندگان گفت: “روزی خواهد آمد که ملت کُرد برای این زن یادبودی بنا کند.” بی‌شک، مارگاریتا باریسوونا با خلق آثاری گرانبها، بهترین یادبود را از خود به‌جا گذاشت. او نقشی بسیار برجسته در شناساندن فرهنگ و ادب کُردستان به ملت‌های اتحاد شوروی و دیگر کشورهای جهان ایفا کرد و پژوهش‌های او تا به امروز از منابع معتبر و مرجع در مطالعات کُردشناسی محسوب می‌شود.[۵] 

۱.‌ ادبیات کُردی (سده‌ هفدهم)

بدون شک ادبیات کُردی در میان ادبیات خاورمیانه کم‌تر مورد مطالعه و بررسی‌ قرار گرفته است.. تا نیمه سده‌ گذشته[سده ۱۹. م]، کُردها به‌طور کلی به عنوان خلقی بدون خط و فاقد فرهنگ ملی مستقل شناخته می‌شدند. با این حال، آثار ادبی کُردی سابقه‌ای هزارساله دارند. به نظر می‌رسد که در اوایل سده‌ یازدهم میلادی، شاعر کُرد علی حریری زندگی و [آثاری] خلق ‌کرد. از میان پیروان او، مشهورترین و محبوب‌ترین‌ها ترانه‌سرای مردمی  فقی طیران (سده‌ چهاردهم) و شاعران غزلسرا – ملا جِزیری و ملا باتی (سده‌ پانزدهم) و سرانجام احمد خانی (سده‌ هفدهم) — نویسنده منظومه معروف “مم و زین” بودند.

تا اوایل سده‌ شانزدهم، قلمرو کُردستان میدان جنگ‌های پیوسته میان ایران صفوی و ترکیه عثمانی بود. به‌زودی کُردستان میان عراق[ایران. م] و ترکیه تقسیم شد. با این حال، نه جنگ‌های خونین و نه سیاست سرکوب اقلیت‌های ملی دولت عثمانی نتوانست امیرنشین‌های واقعا مستقل کُرد — امارات را که به حیات مستقل خود ادامه می‌دادند، شکست دهد. کُردها در مبارزه سخت با متجاوزان توانستند استقلال و فرهنگ خود را حفظ کنند.

امیرنشین‌های حکاری، جزیره، بدلیس و اردلان مراکز عمده ادبی کُردستان در سده‌های میانی بودند و بخش عمده اشعار کُردی به گویش شمالی زبان کُردی (کرمانجی) خلق می‌شدند.

در میان شاعران کُردستان سده‌های میانی، سلیم سلیمان (اواخر سده‌ شانزدهم تا اوایل سده‌ هفدهم) که شاعر دربار یکی از حکام امیرنشین خیزان (در قلمرو ترکیه) بود، جایگاه برجسته‌ای دارد. منظومه “یوسف و زلیخا” سلیم سلیمان بر اساس داده‌های موجود، نخستین اثر شعر کُردی سده‌های میانی در قالب مثنوی (منظومه بلند با قافیه زوجی) به شمار می‌آید.

این منظومه شامل ۱۷۰۲ بیت (دو بیتی) است در یکی از وزن‌های عروضی — ” خَزْج” — نوشته شده و برای نخستین بار در شعر کُردی ظاهر شده است. اساس این شعر بر روایت کتاب مقدس و قرآن درباره یوسف زیبا و[زلیخا] همسر پوتیفار است که الهام‌بخش بسیاری از شاعران خاورمیانه، ماورای قفقاز، آسیای میانه و هند بوده است. بر خلاف اکثر پردازش‌های شعری دیگرکه عشق یوسف و زلیخا را برجسته می‌کنند، در شعر سلیم سلیمان توجه زیادی نیز به رنج‌های یعقوب پدر یوسف شده، که مدت‌ها از پسر محبوبش جدا شده بود احتمال دارد نسخه‌های فولکلور کُردی این داستان که یعقوب یکی از شخصیت‌های اصلی آن است، بر شاعر تأثیر گذاشته باشد. ایده اصلی شعر، قدرت والای عشق و رنج است. ارتباط شعر با خلاقیت‌های شفاهی مردمی در قالب چندین آهنگ فولکلوریک (مانند گریه‌های یعقوب و زلیخا، اپیزود دیدن گرگ‌ها، که یعقوب از آنها درباره سرنوشت پسرش پرس‌وجو می‌کند و موارد دیگر) نمایان است. ویژگی زبان و سبک هنری سلیم سلیمان خود را در  خودداری نسبی او از قالب‌های سنتی [شعر]، هنگام توصیف قهرمانان نشان می‌دهد. شاعر، علاوه بر صحنه‌های تراژیکی که سرشار از ماجراهای پرتنش است، در خلق صحنه‌های کوچک و روزمره نیز مهارت نشان داده است.

در همین زمان، در سوی دیگر کُردستان، در منطقه اورامان (در قلمرو غربی ایران)، در دربار حاکمان امیرنشین مستقل کُرد اردلان، یک مرکز ادبی شکل گرفت که متحد کننده شاعرانی بود که به گویش گورانی می‌سرودند. علاقه به شعر توصیفی طبیعت، از ویژگی‌های مشترک همه شاعران اورامی بود. موضوع محبوب این اشعار، توصیف طبیعت پاییزی در حال مرگ است و در پس‌زمینه آن تاثرات روحی و احساسات قهرمان غنایی[۶] مطرح می‌شود.

امروز پاییز زخمی را دیدم
از زخم سهمگینی که بر جانش نشسته بود 

رنگ و جلای همیشگی‌ را نداشت
آه سوزانی از دل برکشیدم
و بانگ برآوردم: “ای پاییز رنگارنگ همچون درخت باکام[۷]
زردی مرا نیز بر رنگت بیفزای!”


                                              (محمد علی سلیمان، “پاییز زخمی”)

ژانر دیگری از شعر درباری اورامی، غزل عاشقانه‌ای است آمیخته با عرفان. همان‌طور که در شعر عاشقانه-عرفانی مشرق‌زمین رایج است، تصاویر اصلی در اینجا دو‌گانه تفسیر می‌شوند: معشوق نماد خداوند است، ستایشگر زیبایی او همان عارف مشتاق وصال الهی است، دیدار با معشوق به معنای اتحاد با خداوند تعبیر می‌شود و مانند آن. این نوع شعر تحت تأثیر عمیق اندیشه‌های فرقه‌ی مذهبی “اهل حق” شکل گرفته است؛ فرقه‌ای که بیشتر شاعران اورامان از آن پیروی می‌کردند.

در شعر حماسی به زبان گورانی، داستان‌های مربوط به پهلوان افسانه‌ای ایرانی رستم محبوب بود، همچنین داستان‌های عاشقانه‌ای مانند “فرهاد و شیرین”، “بهرام و گلندام” و غیره.

ویژگی بارز شعر اورامی این است که با وجود محتوای عالی و عرفانی عمیق، زبان و سبک شعری آن ساده و روشن است. این شعر، مانند شعر صوفیانه‌ی اولیه ایرانی، خطاب به اقشار فرودست بود. 

در همان منطقه کُردستان ایران، در جنوب‌غربی دریاچه ارومیه، در سده‌ هفدهم، چرخه بزرگی از ترانه‌های تاریخی شکل گرفت که به قیام ضد صفوی قبایل کُرد برادوست و مکری در زمان سلطنت شاه عباس اختصاص داشت. این ترانه‌ها روایت می‌کنند که چگونه رهبر شورشیان، امیرخان، مشهور به زرین‌دست (طبق روایت، به جای دست از دست داده خود در جنگ، یک دست مصنوعی طلایی داشت)، قلعه تسخیرناپذیری به نام دمدم ساخت. عبدال‌خان رئیس ایل مکری  به او پیوست. وقتی شاه عباس خواستار تسلیم قلعه شد، سرداران کُرد پاسخ منفی دادند. شاه عباس با دسته‌های پرشمار قزلباش، قلعه را محاصره کرد. مدافعان مقاومت کردند و نیروهای ایرانی دو سال نتوانستند قلعه را فتح کنند. سرانجام، منابع غذایی و آب قلعه تمام شد. دختران و زنان شرکت‌کننده در جنگ برای نرسیدن به دست دشمن از دیوار قلعه پایین پریدند. محاصره‌کنندگان تنها وقتی توانستند وارد قلعه شوند که دیگر کسی در آنجا زنده نمانده بود.

تا همین اواخر تصور می‌شد که این فقط یک داستان فولکلوریک است و هیچ اثر ادبی مکتوبی از آن وجود ندارد. اما اخیراً منظومه ناشناسی به نام “قلعه دمدم” کشف شد که بازنویسی مکتوب این واقعه است. این منظومه تاریخ‌گذاری نشده است. بر اساس زبان و قالب شعری احتمال می‌رود مربوط به سده‌ هفدهم یا اوایل سده‌ هجدهم باشد. شعر به گویش شمالی در وزن هفت‌هجایی سیلابی – تاکیدی[۸] ، یکی از وزن‌های رایج شعر مردمی کُردی نوشته شده است. این منظومه حجم زیادی ندارد (۶۷ رباعی). پس از مقدمه کوتاهی (۷ رباعی) که در ستایش شهادت جنگجویان شجاعی است که لایق سعادت بهشتی هستند، داستان اصلی نبرد نابرابر میان قزلباش‌ها و کُردهای محاصره‌شده، آغاز می‌شود.

نکته قابل توجه،  تلاش برای بازگویی درست و دقیق رویدادها بدون هیچ اغراق یا تلاشی برای اسطوره‌سازی قهرمانان است.

داستان احساسی و در عین حال مختصر و تاثیرگذار است:

نبرد، مرگ، جنگ،
توپ‌ها از دیوار قلعه بیرون می‌زنند،
سنگ‌ها فرو می‌ریزند،
تیرها و نیزه‌ها به پرواز در می‌آیند.
سرها  را از تن جدا می‌کنند،
جوشن‌ها را بر تن پاره می‌کنند.
……………
هزاران پیکر بی جان بر خاک افتاده‌اند.

توصیف رشادت زنان کُرد در شعر، عاطفی‌ترین بخش آن است:

زنان آنجا بودند گل‌رخ، زیبا،
دلیر و شجاع،
لطیف و نترس.
…………….
برایشان اشک می‌ریزم:
چنان خوش قد و قامت،
از اتاق‌هایشان بیرون می‌آیند،
کمان‌ها را بالای سر بلند می‌کنند.

وقتی همه مردان کشته شدند و تنها زنان در قلعه باقی ماندند، “ناپاکان” پیشنهاد دادند:

ما محاصره را برمی‌داریم —
شما هم دختران زیبا را برای ما بیاورید!

در پاسخ، دختر عبد‌ال‌خان آتش برافروخته و قلعه را منفجر می‌کند.

در این منظومه، در سرتاسر این تراژدی عظیم، سیمای نجیب و مغرور خلق کُرد حتی در هنگام شکست هم نمایان می‌شود. این منظومه، کُردها را به ادامه مبارزه، شاید حتی سخت‌تر، فرا می‌خواند و سرشار از ایمان عمیق به قدرت مردم است.

سده‌ هفدهم دوران فعالیت بزرگ‌ترین شاعر، انسان‌دوست و روشنفکر کُرد، احمد خانی است که نام او با تدوین زبان ادبی کُردی پیوند خورده است. احمد خانی با هدف ارتقای زبان “تحقیر شده” کُردی به سطح زبان‌های ادبی مانند فارسی، عربی و تُرکی، آموزش و یادگیری به زبان کُردی را بطور جدی تبلیغ می‌کند. او برای این منظور، فرهنگ شعری عربی-کُردی “نووبار”[۹] (“نوبرانه”) را تألیف کرد. اما آنچه برایش افتخار و محبوبیت فراگیر ملی  بار آورد، نه فرهنگ لغت بلکه منظومه مشهور “مم و زین” بود که به‌ عنوان شاهکار شعر کُردی سده‌های میانی محسوب می‌گردد.

احمد خانی در اساس منظومه‌ی خود، داستان مردمی و محبوب عشق تراژیک مم و زین را قرار داده است؛ نام‌هایی که در میان کُردها به نماد عاشقان ناکام و بدفرجام بدل شده‌اند. خود شاعر در ابیات آغازین منظومه، درباره‌ی اصالت و ویژگی‌های ملی این داستان چنین می‌گوید:

واژه‌ها، معنا، محتوا،
سبک، احساسات و توصیف‌ها،
موضوع، فرجام و چهره‌ها…
هیچ‌چیزی از شاعران دیگر وام نگرفته‌ایم.
من روایات کُردی را گردآوری کرده‌ام…

خط سوژه‌ این منظومه بسیار ساده است: دو نفر که پیمان برادری بسته بودند، تاجدین، پسر فرمانده نظامی[محافظان حاکم]، و مم، پسر منشی دربار، عاشق دو خواهر امیر کُرد زین‌الدین — ستی و زین می‌شوند. تاجدین و ستی اجازه ازدواج از امیر می‌گیرند و سرنوشت‌شان با سلامتی و سعادت رقم می‌خورد، اما مم و زین، قربانی کینه و دسیسه‌های بکر، مشاور امیر شده، محکوم به جدایی و رنج می‌شوند که در نهایت به مرگ عاشقان می‌انجامد. احمد خانی بر پایه این سوژه ساده، تصویری پیچیده از روابط انسانی و برخورد شخصیت‌ها خلق کرده و در عین حال، شناخت دقیقی از پسیکولوژی انسان را ارائه کرده است. این منظومه طنین انداز سرود عشق است، عشقی همراه با از خود گذشتگی و وفاداری.

برخلاف اروتیسم ظریف شعر فارسی، احمد خانی پارسایی و موازین اخلاق والا را در عشق ستایش می‌کند. همانند شوتا روستاولی، او بین عشق حقیقی که مولود همجانی[۱۰] است و شهوت آتشین تفاوت قائل است:

عاشق و دوست‌دار با هم تفاوت دارند،
یکی لذت برای خود می‌طلبد، دیگری خود را فدا می‌کند،
یکی به دنبال محبوب برای شادی دل است،
دیگری آماده است جان خود را فدای معشوق کند.

عشق و رنج جدایی‌ناپذیرند، مانند “خار و گل رز” و “گنج و ماری که از آن پاسداری می‌کند” — این اندیشه شاعر است. تنها احساسی که از دل رنج‌ها و دردها به دست آمده، جاودانه است.

موضوع دوستی وفادارانه میان دو پیمان بسته برادری – مم و تاجدین نیز در منظومه طنین انداز است، و تضاد میان وظیفه دوستی و عشق با وفاداری به ارباب نشان داده شده است؛ امری که در میان کُردها مقدس شمرده می‌شد. تاجدین که مجبور به انتخاب میان وفاداری به دوست و امیر است، دومی را برمی‌گزیند، زیرا در نظر او نقض وظیفه نسبت به ارباب، بزرگ‌ترین رسوایی است که ناگزیر موجب ننگ و بدنامی برای خانواده و ایل‌ا‌ش می‌شود. اما مم، قهرمان شعر، وقتی چنین انتخابی پیش رویش است، ترجیح می‌دهد ناموس و آبروی زن محبوبش را حفظ کند تا فرمانبرداری از ارباب‌اش. مم محبوب‌اش را انتخاب می‌کند، زیرا در فرهنگ جوانمردی، برای او ارزش زن بر همه چیز مقدم است

در شعر “مم و زین” با مهارت زیادی شخصیت‌های منفی به تصویر کشیده شده‌اند. نام مشاور مکار امیر زین‌الدین — بکر — در میان کُردها به عنوان نماد کینه، حسادت و خیانت شناخته شده است. بکر ترسو است و به همین دلیل در انتخاب قربانی خود محتاط و مراقب است. او افراد ساده‌دل و خوش قلب را ترجیح می‌دهد، کسانی که مطمئناً از او انتقام نخواهند گرفت — مانند مم – قهرمان منظومه.

شخصیت حاکم بوختان — امیر زین‌الدین — نیز به همان اندازه جالب است. او یک حاکم قدرتمند و ستمگر نیست، همانند آنچه شاعران شرقی اغلب پادشاهان را تصویر می‌کنند، بلکه انسانی منفعل و کوته نظر است که توانایی تفکر و عمل مستقل را ندارد. ستایش‌های پرشور از فضائل عالی امیر، ” نور تابان عقل”، در شعر به شکل طنزی تلخ و گزنده همراه با توصیف پیامدهای زیانبار اعمال او است. خانی نشان می‌دهد که سرنوشت مردم تحت رهبری چنین حکامی تا چه اندازه تراژیک است.
در شعر، تصاویر زندگی کُردستان آن زمان به درستی و به شیوه‌ای قانع‌کننده به تصویر کشیده شده‌اند. عشایر کُرد ناچار به شرکت در درگیری‌های نظامی بی‌وقفه بین ترکیه و ایران هستند:

کُردها هدف تیرهای سرنوشت شدند
وقتی دریای پارسیان
متلاطم می‌شود،
کُردها در خون غوطه‌ور می‌شوند.

احمد خانی علت تیره‌ بختی‌های مردم خود را در تفرقه عشایر کُرد، در کشمکش‌ها و درگیری‌های مداوم بین آنها می‌بیند. راه خروج از این وضعیت را اتحاد کُردها تحت فرمان یک شاه واحد می‌داند، کسی که مظهر اراده آنها برای استقلال و شکوفایی باشد.
احمد خانی توانسته در منظومه “مم و زین” ویژگی‌ انسان‌های نه تنها عصر خود بلکه عشق و احساسات کلی بشری را بازتاب دهد. دقیقاً به همین دلیل است که این اثر همیشه زنده و جذاب مانده است و خواننده امروزی — نه فقط کُرد — را به آزمودن احساسات عمیق، وامی‌دارد.

در ادبیات کُردی سده‌ هفدهم، ایده‌های میهن‌پرستانه و روشنگرانه متجلی شده‌اند و زبان ادبی کُردی شکل گرفته و تثبیت شده است. سده‌ هفدهم باید به عنوان سده‌ نه تنها شکل‌گیری بلکه شکوفایی ادبیات کُردی در نظر گرفته شود، ادبیاتی که در سده‌ هجدهم دچار رکود شد، اما این رکود به دوره‌ای منتهی می‌شود که در اواخر سده‌ هجدهم و اوایل سده‌ نوزدهم دوباره شاهد اوج‌گیری جدید آن می‌شویم.

۲.‌ ادبیات کُردی ( سده‌ هجدهم)

اطلاعات مربوط به ادبیات کُردی در سده‌ هجدهم، مانند کل ادبیات کُردی به طور کلی، بسیار کم است. مطالب موجود نشان می‌دهد که سده‌ هجدهم را می‌توان سده‌ رکود نسبی ادبیات کُردی دانست، به‌ویژه در مقایسه با شکوفایی درخشان آن در سده‌ قبل از آن.

سرزمین‌ کُردستان همچنان در ترکیب ترکیه، ایران و عراق[کنونی][۱۱] بود. در این برهه زمانی که امپراتوری عثمانی بخش اعظم مناطق کُردستان را در بر گرفته بود، فروپاشی سامانه فئودالی-نظامی، رکود اقتصادی، و وخامت شدید وضعیت مردم مشاهده می‌شد.. کُردهای ساکن قلمرو ایران (مناطق شمال غرب آن) نیز وضعیت سختی داشتند. افزایش گرایش‌های مذهبی-عرفانی در ادبیات کُردی سده‌ هجدهم و تلاش برای فرار از واقعیت و یافتن آرامش در دنیای عرفان، واکنشی ویژه به ظلم و ستم‌ استیلاگران ایرانی و تُرک بود.

در کنار مراکز ادبی که در سده‌های میانی شکل گرفته بودند (شمال شرق ترکیه — امیرنشین‌های حکاری، بهدینان، بوتان؛ شمال غرب ایران — امیرنشین اردلان)، در سده‌ هجدهم مراکز ادبی در شمال عراق (بابان و سوران) نیز به وجود آمدند. در آنجا ادبیات به گویش جنوبی کُردی (سورانی) شکل گرفت. در شمال شرق ترکیه نیز زبان اصلی ادبی، گویش شمالی کُردی (کرمانجی) بود و در شمال غرب ایران شعر به گویش گورانی سروده می‌شد.

مهم‌ترین رویداد ادبیات کُردی سده‌ هجدهم، آثار حارث بدلیسی است که تا این اواخر نام او ناشناخته مانده بود. او نویسنده نسخه کُردی ادبی “لیلی و مجنون” است — تنها اثر مهم شعر کُردی این دوره که تاکنون باقی مانده است.

این منظومه در سال‌های ۱۷۵۸–۱۷۵۹ نوشته شده است (تاریخ به صورت رمزی در گاه‌شمار نهفته است) و حجم آن کم است (۷۴۰ بیت یا ۱۴۸۰ سطر). در این منظومه اعتراض آشکار علیه موازین سنتی، خودسری پدر سروری و شرافت طایفه‌ای مطرح می‌شود که بر سر راه عاشقان  قرار گرفته و به پایان تراژیک [عشق آنها] منجر می‌شود.

حارث بدلیسی برخلاف دیگر شاعران، این سوژه را طرح کرده،  شخصیت‌هایش را در بستر واقعیات دقیق زندگی کُرد به تصویر می‌کشد و عناصر سنتی شعر کلاسیک عربی-فارسی را با سبک و سیاقی که قطعاً از فولکلور کُردی الهام گرفته شده، به خوبی ترکیب می‌کند. این موضوع را چندین اپیزود که در آثار نظامی و دیگران نیست، این موضوع را تأیید می‌کند. از نظر ساختاری، شعر حارث بدلیسی مثنوی است و در یکی از اوزان عروضی به نام ” هَزَج” نوشته شده است. 

این وزن  در جاهای که با بیشترین میزان عربیسم (مانند فصل‌های آغازین – ستایش خداوند و پیامبر) مواجه است، رعایت شده است، اما در جاهایی که واژگان کُردی غالب‌اند، دائماً مختل می‌شود، چرا که ساختار هجایی-تکیه‌ای شعر کُردی با وزن عروضی مبتنی بر توالی هجاهای کوتاه و بلند سازگار نیست.

منظومه حارث بدلیسی را نمی‌توان از نظر موضوعی اثری کاملاً بدیع دانست، با وجود این، نویسنده در تفسیر شخصیت‌ها و موقعیت‌ها استقلال خاصی نشان داده و ویژگی‌های زندگی کُردی و روحیات مردمش را بازتاب داده است.

شاعر دیگری از این دوره، مرادخان بایزیدی (۱۷۳۷–۱۷۷۷) است که به‌عنوان مولف دیوان کوچکی از قصیده‌ها و غزل‌ها به گویش کرمانجی شناخته می‌شود. از مرادخان تنها دو غزل به دست ما رسیده است. 

این غزل نمونه‌ای از غنای صوفیانه است که، معمولا، تفسیری دوگانه دارد: معشوق نماد خداوند است، زلف‌ها و خال‌های او نشانه‌هایی از جمال الهی‌اند؛ رنج‌ها و دردهای عاشق، بیانگر شور و وسوسه‌هایی هستند که در مسیر شناخت حقیقت الهی پدید می‌آیند؛ و اشتیاق دیدار با معشوق، نماد میل به یگانگی با خداوند و محو “من” فردی در ذات الهی است.

گرایش چشمگیر ادبیات کُردی سده‌ی هجدهم به مضامین دینی و عرفانی، تمایل به گریز از واقعیت، چشم‌پوشی از لذت‌های دنیوی و گام نهادن در مسیر صوفیانه‌ی کمال نفس که در پی یگانگی با خداوند است، در یکی از روایت‌های منظوم داستان عامیانه‌ی کُردی با عنوان “سبدفروش” بازتاب یافته است، این اثر به مرادخان بایزیدی نسبت داده می‌شود،

این داستان که در فولکلور کُردی بسیار محبوب است، درباره عشق همسر یک امیر کُرد قدرتمند به یک جوان ساده سبدباف  است. در نسخه‌های عامیانه و شعرهای پیشین این قصه (سده‌های ۱۴–۱۵)، که تنها نمونه ادبیات شهری است، داستان رنگ و بوی اجتماعی دارد: اعتراض به خودکامگی خاتون قدرت طلب( زن امیر) که می‌خواست برخلاف میل مرد جوان، او را به عشق خود درآورد. با این حال، مرد جوان با نادیده گرفتن تهدیدها و وعده‌های خاتون خودسر، به معشوق واقعی خود وفادار می‌ماند.

در پردازش شعری که به مرادخان بایزدی نسبت داده می‌شود، سوژه و شخصیت‌ها کاملاً متفاوت تفسیر شده‌اند. قهرمان اصلی او قبل از اینکه سبدباف شود، پسر پادشاه بوده و وقت خود را به خوش‌گذرانی و بزم و طرب می‌گذرانده است. اما یک روز در خواب مکاشفه‌ای برایش رخ می‌دهد و تصمیم می‌گیرد از لذات دنیوی دست بکشد، دائم دعا کند و کار نیک انجام دهد و نان حلال از راه بافتن سبد به دست آورد. در درگیری میان او و  زن امیر -که پس از سبدباف شدن با آن رو به رو می‌شود- اراده الهی هم دخالت دارد: مرد جوان برای گریز از خواسته‌های زن خودکامه ، خود را از برج بلند قصر پایین می‌اندازد اما جبرئیل فرشته پیام‌آور خدا، او را نجات می‌دهد و به آرامی روی زمین می‌گذارد. پس از سفرها و رنج‌های فراوان، سبدباف به خانه بازمی‌گردد و با درسگرفتن از سختی‌های زندگی، به حاکمی پرهیزکار و عادل تبدیل می‌شود. بنابراین در این منظومه، ایده‌های صوفیانه درباره فناپذیری زندگی دنیوی، ضرورت کمال روحی و آرزوی داشتن پادشاهی عادل بیان شده است.

منظومه ” سبد فروش” به جای وزن عروضی متداول در ادبیات کُردی، به صورت رباعی‌ (با قافیه‌هایی طبق  bbba، ccca، ddda یا aaaa، bbbb، ccca  و غیره) سروده شده است، وزن شعری آن هشت هجایی سیلابی-تکیه‌ای با جایگاه متغیر تأکید در هر مصرع است. در منظومه چند نوع ترکیب از هجاهای تأکیدی و غیرتأکیدی وجود دارد. در چارچوب یک بند امکان ترکیب دو نوع هجا  وجود دارد که به شعر تحرک و ریتمی خاص می‌بخشد. رباعی‌های سیلابی-تکیه‌ای، وزن خاص شعر فولکلور کُردی است که شاعران سده‌های میانی گاه برای بازسازی سوژه‌های فولکلور استفاده می‌کُردند.

در زبان شعری منظومه، عناصر زیادی از گویش جنوبی دیده می‌شود، احتمالاً به این دلیل که متن منظومه از زبان راوی نوشته شده که به این گویش تکلم می‌کُرده است. نویسندگی مرادخان بایزیدی بطور قطعی اثبات نشده است، با وجود این ، انتساب منظومه‌ای سرشار از مضامین عرفانی-مذهبی به مرادخان، احتمال صوفی بودن شاعر را قوت می‌بخشد و محتوای دو غزلی که از او به دست ما رسیده نیز، آن را تأیید می‌کند.

در سده‌ هجدهم شعر کُردی به گویش جنوبی (سورانی) شکل می‌گیرد که تا کنون تقریباً مورد بررسی قرار نگرفته است. مرکز ادبی شاعرانی که با این گویش می‌نوشتند، شهر سلیمانیه (در شمال عراق) بود. منابع کمی درباره این دوره از تاریخ ادبیات کُردی داریم و تنها نام چند شاعر برای ما شناخته شده است که مهم‌ترین آنها ملا عبدالله بیتوشی (۱۷۷۹–۱۸۲۶)، شیخ معروف[مارف] نودهی (۱۷۵۹–۱۸۴۸)، مولانا خالد (۱۷۷۷–۱۸۲۱)، ملا ارواسی (تاریخ زندگی او نامعلوم است) و دیگران هستند. همه این شاعران به زبان سورانی کُردی و همچنین فارسی و عربی می‌نوشتند و به نظر می‌آید آثار قابل توجهی خلق نکردند. موضوعات آثار آنها عمدتاً مذهبی و عرفانی، ستایش خدا و پیامبران و شرح حدیث و قرآن بود.

در سده‌ هجدهم، در دربار حکام اردلان (شمال غرب ایران) شعر به گویش گورانی همچنان رواج داشت که میتوان چهار ژانر اصلی را در آن متمایز کرد: حماسه‌های رمانتیک (مثل “فرهاد و شیرین”، “خسرو و شیرین”، “بهرام و گلندام”، “خورشید و خاور” و غیره)؛ حماسه‌های قهرمانی که دلاوری‌های رستم پهلوان ایرانی را ستایش می‌کرد؛ شعرهای مذهبی-عرفانی و طبیعت سرایی.

بر اساس اطلاعاتی که به ما رسیده است، شاعرانی که به گورانی  می‌نوشتند در سده‌ هجدهم آثار حماسی برجسته‌ای خلق نکردند، اما گرایشات عرفانی-مذهبی در اشعار گورانی افزایش یافت. شاعر دربار حاکم اردلان خسرو خان، به نام محزون[۱۲] به خاطر اشعاری که که در ستایش سعادت پیوند با خدا و سماع و وجدی بود که تمام وجد مومن را در هنگام درآمیختن  روحش با ذات الهی در بر می‌گرفت، مشهور شد. 

علاوه بر موضوعات صوفیانه-عرفانی، موضوعات مذهبی-کلامی نیز در ادبیات گورانی سده‌ هجدهم مطرح بود. مثلاً شاعر خانای قبادی (۱۷۰۰–۱۷۵۹) منظومه “صلوات‌نامه”(“دعا”)را به ستایش الله، پیامبر محمد و علی اختصاص داد.

از میان همه شاعران سده‌های هفدهم و هجدهم که به گویش گورانی می‌سرودند، احمد بیگ کوماسی (سده‌‌ هجدهم) چهره‌ای شاخص و درخشان است؛ شاعری که با مرثیه مشهورش در سوگ همسر محبوب خود به شهرت رسید. شرق‌شناس برجسته روس، و. ف. مینورسکی، در مقایسه این مرثیه با سوگ‌سروده‌های نام‌آورانی چون فردوسی، خاقانی و حافظ، بر این باور است که مرثیه این نغمه‌سرای گمنام کُرد بر سروده‌های آن شاعران بزرگ ایرانی برتری دارد.

آرامگاه تازه لیلی

امروز به آرامگاه تازه لیلی آمدم،
کنار گور او نشسته و با دلی پر جوش
سنگ قبرش را در آغوش گرفتم،
فریاد زدم: ای کسی که شعله‌ای در دلم افروختی،

قلب من نگاه کن، این قیس [۱۳] است که لباس ژنده بر تن دارد،
سر بلند کن، ای سرو بلند قامت،
من مجنون توام! می‌بینی چه بر سر من آمده است —
رفتن نابهنگام تو مرا در چنان اندوهی فرو برده
که دیگر جان خود را عزیز نمی‌دارم و آرزوی مرگ دارم!

در سرمای خانه سنگیت
بر تو چه آمده است؟ چه آرامی تو؟
چه سنگ‌هایی اکنون بالینت شده‌اند؟
به جای دست‌های قیس بی‌تاب تو؟


من اینجا در کنار بستر تو می‌گریم،
چشمانم را به خاک خانه‌ات دوخته‌ام،
تو غم من را نمی‌بینی،
گریه‌ها و فریادهای وداع جانکاهم را نمی‌شنوی!


ای احمد، به خاطر کوچ دلبندت،
تا پایان عمر بیدار در کنار قبر او خواهی ماند![۱۴]

احساسات شاعر ساده و بی‌پیرایه‌اند، با نیروی خلوص و اندوه ، دل‌ها را تسخیر می‌کند، بی‌آنکه در سایه‌ی نگرش‌های مذهبی-و عرفانی یا پیچیدگی سبک شعری پنهان شوند. و. ف. مینورسکی می‌نویسد: “شاعر همانند یک بت‌پرست که به‌گونه‌ای بی‌واسطه با طبیعت در تماس است، سرمای فضای تنگ و تاریک سرپناه لیلی را با تمام جسم خود درک می‌کند … و اندوه، چون زخمی سوزنده، جان او را می‌خراشد؛ زخمی که شاعر با واقع‌گرایی یک جنگجو آن را توصیف می‌کند”. این منظومه به سبک شعر مردمی گورانی سروده شده است؛ شامل چهارگانه‌هائی با وزن سیلابی‌ـ‌تاکیدی است که در آن هر دو مصراع با یک قافیه همسان هم قافیه  می‌شوند. هر مصرع دارای ده هجا  است که  با یک وقفه میانی از هم جدا می‌شوند.

.

۳.‌ ادبیات کُردی (نیمه اول سده نوزدهم)

حاجی قادر کویی

تا آغاز سده نوزدهم، ادبیات چندگویشی کُردی تصویر نسبتاً متنوعی ارائه ‌داد. شعر کلاسیک که بر پایه گویش کرمانجی شمالی در حال گسترش بود و در سده هفدهم به اوج شکوفایی خود رسیده بود، از میانه سده هجدهم به افول گرایید. تا پایان سده هجدهم، ادبیات به گویش کرمانجی از سنت‌های مردمی مشخص خود جدا شده و به حوزه انحصاری حلقه‌ای محدود از شیوخ صوفی و شاعران درباری فئودال‌های کُرد تبدیل شد. موضوعات ادبیات کرمانجی در آغاز سده نوزدهم به شعرهای عاطفی شخصی، ستایش‌نامه‌ها و اشعار مذهبی- عرفانی محدود می‌شد.

ادبیات به گویش گورانی که عمدتاً ایده‌ها، دیدگاه‌ها و احساسات فرقه “اهل حق” را بیان می‌کرد، در سده نوزدهم نیز به حیات خود ادامه داد؛ مضمون اصلی شعرهای گورانی مذهبی-فلسفی بود که با عرفان عمیق آمیخته شده بود، همچنین شامل شعرهای عاشقانه و طبیعت‌سرایی نیز می‌شد. برجسته‌ترین شاعری که به این گویش می‌نوشت، شاعر الهام‌گرفته از طبیعت، [عبدالکریم]مولوی (۱۸۰۶–۱۸۸۲) بود.

در سده نوزدهم، ادبیات به گویش جنوبی سورانی شکل  گرفت و گسترش یافت؛ گویشی که پیش از آن هرگز در میان کُردها زبان ادبی نبود و بعدها به جایگاه اول در ادبیات کُردی دست یافت. این ادبیات در منطقه سلیمانی پا گرفت، جایی که طی دویست سال پایتخت یکی از قوی‌ترین امیرنشین‌های کُرد، یعنی امارت بابان بود. این امارت با وجود قدرت ظاهری عثمانی و ایران، توانسته بود استقلال عملی خود را حفظ کند و نقش مهمی در سیاست خاورمیانه ایفا نماید. آثار کمی از شاعران کُردی آن دوره به دست ما رسیده است، هرچند احتمالاً شعرهای غنی‌ در این گویش وجود داشته است. یکی از بزرگ‌ترین شاعران کُرد سده نوزدهم، حاجی قادر کویی، از “تعداد بی‌شمار” شاعران معاصر خود مانند فکری، رنجوری، کیفی، امین‌بگ دزه‌یی، مه‌شویی،[۱۵] وفایی و دیگران سخن گفته که در دشت کرکوک و کوه‌های اورامان زندگی می‌کردند.

ادبیات نوین ویژگی‌هایی داشت: فاصله گرفتن نسبی از موضوعات سنتی (ستایش عشق، ستایش‌نامه‌ها و وجد مذهبی-عرفانی)، تمایل به ساده‌سازی زبان شعری و نزدیک کردن آن به مردم، و مهم‌تر از همه تلاش برای انعکاس نیازها و آرزوهای مردم. با وجود شرایط نسبتاً مساعد در امارت بابان، وضعیت سیاسی برای کُردها به طور کلی دشوار بود؛ درگیری‌های مکرر میان حکام بابان و حکومت عثمانی، قیام‌های مداوم کُردها در ولایات مختلف که با شدت توسط حکومت‌های عثمانی و ایران سرکوب می‌شد، شرایط سختی برای حفظ و توسعه ادبیات به زبان مادری ایجاد می‌کرد.

رشد ادبیات نوین به دلیل نبود میراث ادبیات ملی با تأخیر مواجه شد –  شاعران پیشین بابان که تحت تأثیر قوی شعر کلاسیک عربی و فارسی بودند، آثار خود را در چارچوب سنت کلاسیک و به زبان‌های عربی، فارسی و تُرکی می‌نوشتند.

آغاز سنت ادبی به گویش سورانی با نام شاعر نالی (خدر احمد نالی، ۱۸۰۰–۱۸۵۶) گره خورده است. نالی و پیروانش، سالم (۱۸۰۰–۱۸۶۶) و کُردی (۱۸۱۲–۱۸۵۲)، به خوبی می‌دانستند که ادبیات ملی تنها با زبان مادری می‌تواند به خوبی رشد کند، آن‌ها خواهان زدودن عربی‌سازی و فارسی‌سازی زبان شعر و در پی ایجاد تصاویر ساده و روشن بودند. هرچند شعرهایشان عمدتاً به فرم شعر کلاسیک عربی-فارسی نوشته شدند، اما نزدیک و قابل فهم به خواننده کُردی بود. آن‌ها با استفاده از عروض و حفظ سنت‌های شعر کلاسیک خاورمیانه،  روح و اصالت ملی‌شان را به شعرهای خود منتقل می‌کردند. این خصوصیت به ویژه در نالی بارز بود؛ اشعارش اغلب به خاطر سادگی و روشنی تصویر و واژگانش می‌توانست به عنوان آثار فولکلور تلقی شود.

فاجعه‌ای که بر زادگاه شاعر فرود آمد — سقوط امارت بابان در برابر نیروهای عثمانی — در آثار نالی و معاصرانش بازتاب زنده‌ای یافت. شاعر و پیروانش دلاوری‌ها و شکوه قهرمانان کُرد را ستودند، قدرت گذشته امیرنشین‌های کُردی را تحسین و برای سقوط آن‌ها اشک ریختند؛ برای از دست رفتن میهن غم و اندوه خوردند (اکثر شاعران بابان، از جمله نالی، مجبور به مهاجرت شدند) و علیه اسارتگران ایرانی و عثمانی به شدت اعتراض کردند. سالم در شعر مشهور خود “رهایم کنید”به غم از دست رفتن امارت بابان می‌پردازد: “ای دل، برای عبرت به سرنوشت سده نگاه کن، // ببین تُرک‌ها و سرنوشت با مردم کُردزبان چه کرده‌اند!”.

احساست ضدمذهبی و انتقادات اجتماعی در شعر شیخ رضا طالبانی (۱۹۰۹ – ۱۸۴۲)، بنیانگذار شعر طنز کُردی، برجسته‌تر و اجتماعی‌تر شد. آثار او که سرشار از مخالفت شدید با نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی، افشاگری فساد و طمع‌کاری حاکمان، ریاکاری و تقدس فروشی روحانیون بود، نقش بزرگی در شکل‌گیری دیدگاه‌های دموکراتیک پیشرو در جامعه کُردی داشت. شاعر به تمسخر جلوه‌های نابرابری اجتماعی پرداخت: ” اگر مرد فقیری که هیچ ندارد // تنها یک عیب کوچک داشته باشد، همه از آن باخبرند، اما اگر توانگری کیسه‌ای پر از زر داشته باشد و صد عیب در وجودش، // همه آن عیب‌ها پنهان می‌مانند.”

احساسات میهن‌پرستانه و ضدمذهبی در اشعار پیروان نالی، تلاش آن‌ها برای ایجاد ادبیات به زبان مادری که در خدمت منافع مردم باشد، و تمایل به پاک‌سازی و دمکراتیزه کردن زبان شعری تا حدودی ادامه جستجوهای هنری مرتبط با احمد خانی (سده هفدهم) بود و تا حدی نیز نتیجه طبیعی زندگی اجتماعی، سیاسی و معنوی کُردهای نیمه اول سده نوزدهم.

حاجی قادر کویی (۱۸۹۷ – ۱۸۱۶)— سراینده قیام‌های کُرد، روشنفکر و دمکرات یکی از بزرگ‌ترین شاعرانی بود، که آثارش سرشار از تلاش برای بیداریی خودآگاهی ملی کُردها، فراخوان برای مبارزه با ستم ملی، بی‌حقوقی و عقب‌ماندگی بود. حاجی قادر کویی هنوز تحت تأثیر شدید سنت‌های شعر کلاسیک عربی-فارسی بود. به تدریج از فرم شعری پیچیده فاصله گرفت و هم‌عصرانش را به دلیل این ضعف نکوهش کرد: «آنقدر فنون شاعرانه زیاد شده‌اند // که هدف شعر در میان آن‌ها گم شده است، // بی‌هدفی دیگر شرم‌آور نیست”. 

در این دوره، شاعر تعداد زیادی غزل‌های عاشقانه سرود که زیبایی و افسون معشوق را ستایش می‌کرد. اشعار وی خطاب به مردم، به زبان روشن و زنده بود و تصاویر شاعرانه او برای خواننده ساده آشنا و قابل فهم؛ او اغلب به فولکلور کُردی مراجعه می‌کرد و بسیاری از تصاویر آن را وام می‌گرفت. شاعر آشکارا اعلام می‌کند که مساجد به کانون فساد، نزاع و جنجال تبدیل شده‌اند و مدرسه‌ها[مدارس دینی] محل تجمع مست‌ها و عیاشان شده است.

احساسات ضدمذهبی و حملات آشکار حاجی قادر کویی به روحانیون باعث بروز درگیری شدید او با محافل تأثیرگذار جامعه کُردی شد. شاعر مجبور شد وطن را ترک کند و باقی عمرش را در غربت بگذراند. او به استانبول رفت و با خانواده بدرخان —از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگ کُردی و مدافع پیشرفت و روشنگری — ارتباط نزدیکی برقرار کرد. در آنجا شاعر با ایده‌های رایج انقلاب فرانسه و روشنگری در میان نخبگان مترقی تُرک آشنا شد و همین، تأثیر عمیقی بر آثار بعدی او گذاشت. درباره نقش فردی(۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) بدرخان در شکل‌گیری آثار حاجی قادر کویی، زندگی‌نامه‌نویسش گیو موکریانی نوشت: “کویی از دست بدرخان شراب عشق به مردم را نوشید.”. آثار نویسندگان دوره تنظیمات عثمانی [۱۸۳۹]که با آن‌ها در استانبول آشنا شد، تاثیر بزرگی بر جهان‌بینی حاجی قادر کویی گذاشتند.

حاجی قادر کویی در میان شاعران معاصر خود احساس تنهایی می‌کرد: همتاهای او بیشتر درباره احساسات شخصی می‌نوشتند و به مشکلات اجتماعی زمانه بی‌توجه بودند. سرنوشت، رسالتی دشوار بر دوش حاجی قادر کویی نهاد — اینکه به‌تنهایی راه را برای ادبیات نوین کردی هموار سازد. استعداد بزرگ شاعری حاجی قادر کویی و عشق فداکارانه‌اش به مردم، او را در انجام این مأموریت یاری داد.

آثار حاجی قادر کویی که بعدها به عیان علیه عقب‌ماندگی اقتصادی و اجتماعی وطن خود بود، قبایل را به اتحاد  و مبارزه با ظلم، ستم و بی‌حقوقی فرا ‌خواند و به جریانی زنده و پویا در ادبیات روشنگری کُردی نیمه دوم سده نوزدهم تبدیل شد.

۴.‌ ادبیات کُردی ( نیمه‌‌ دوم سده نوزدهم)

 ادبیات کُردی در نیمه‌ دوم سده‌‌ نوزده ادامه‌ سنن ادبی مدرسه نالی (در آغاز سده‌‌ نوزده) است که با رشد آتی افکار روشنگرانه, اشعار هجوآمیز, ضد مذهب سالاری, انگیزه‌های میهن پرستانه, تقویت خصلت های اجتماعی – سیاسی, گرایش به پالایش زبان ادبی کُردی و در نهایت ایجاد روح انقلابی در آثار شاعران دمکرات کُرد سده‌‌ نوزدهم مشخص می‌شود.

در نیمه‌ دوم سده‌‌ نوزده تغییراتی بنیادی در جامعه کُرد صورت گرفت, طبقه ی اشراف کُرد با تلاشی سازمان قبیله‌ یی از درون آن سر درآورده، زمین های وسیعی را تصاحب کُرد. قدرت نمایندگان روحانیت کُرد چون زمیندار – فئودالهای آینده در نتیجه کسب اختیارات نامحدود داوری و خزانه داری از حکومت ترکیه بالا گرفت. افزایش مالیات و بسیج مردم در ارتش ترکیه بار سنگینی بر دوش مردم گرسنه, رنجور, نیازمند و زجر کشیده کُرد شده بود. تمام این عوامل موجب اعتراض همگانی و قیام های بدرخان, یزدانشیر, عبیدالله‌ و دیگران شد.هر کدام از این قیام ها جزو رویدادهای مهم تاریخ خاور نزدیک درنیمه‌ دوم سده‌‌ نوزدهم محسوب می شوند.

این قیام‌ها هر بار توسط حکومت‌های ایران و عثمانی با پشتیبانی دول خارجی ( بطور عمده بریتانیا ) بیرحمانه سرکوب شدند. در آن روزهای سخت تمایلات و آرزوهای خلق کُرد در شعر بازتاب می‌یافت. حاج قادر کویی( ۱۸۹۴ – ۱۸۱۶ ) شاعر شایسته و عالی کُرد, ناجی و الهام بخش قیام کُرد بود.  

در آثار او دو سبک مختلف متمایز است:

  1. اشعاری به سبک شاعران کلاسیک 
  2. اشعاری با مضمون اجتماعی 

کویی استاد بزرگ شعر, مسلط بر فن نگارش هنری و زبان گویای شعر کلاسیک کُردی بود.  زبان شعری او در بیان مشکلات اجتماعی ساده و روشن است. شاعر با مورد خطاب قراردادن مردم سعی درساده نمودن سبک آثار خود و پالایش آن از تاثیرات عرب‌گرایی و فارس‌گرایی و از سوی دیگر از شکل مبهم شعرهای کلاسیک دارد.  حاجی قادر کویی در آثار خود تصویر جامعه مد نظرش را به روشنی ترسیم کرده, سیمای واقعی امپراتوری عثمانی را نشان می‌دهد. شاعر با افشاگریهایش، جسورانه حکومت (عثمانی ) را چون سدی در مقابل رشد و ترقی مورد هدف قرار می دهد. “وزیرها و وکیل ها گرگند و مردم رمه‌”. 

قادر کویی آرزوی رهایی خلق کُرد از ستم امپراتوری عثمانی و ایجاد کُردستانی را داشت که ضمن رونق یافتن علم و هنر, عدالت و برابری نیز درآنجا حاکم شود. شاعر مراحل اساسی عملی کردن این آرزو را با طرح پیشنهادهای زیر نشان می دهد:

  • از بین بردن خصومت های بین قبیله‌‌یی
  • اتحاد قبایل
  • ریشه کن کردن بیسوادی
  • روشنگری
  • و جنگ مسلحانه 

تحولاتی که تحت عنوان”عصراصلاحات” (تنظیمات) در ترکیه صورت می‌گرفت تاثیر نیکی بر آثار  حاجی قادر کویی داشت که به نقش بزرگ روشنگری در سرنوشت خلق کُرد پی برده بود. شاعر با شوق و ذوق از آخرین دستاوردهای علم در اروپا یاد کرده,  خلق کُرد را به فراگیری علوم مفید فرا می‌خواند:

” صنعت یاد بگیر و دانش بیاموز 

 برای توچه فرق می کند که این آفریننده 

زردشتی است یا هندو ویا یهود

ساکنان بهشت چوپانان گاو و گوسفند نیستند

بلکه صاحبان هنر و علم و عرفانند” 

اشعار کویی نشانگر آغاز مرحله‌ جدیدی در تکامل ادبیات کلاسیک کُردی بود. اشعار کویی همسان با خطوط کلی اشعار شاعران روشنگر شرق دارای ویژگی‌های منحصر به فرد چون شور و شوق انقلابی و جهانگرایی عمیقی است که با پشتیبانی از مبارزات ملی و رهایبخش تمام ملل تحت ستم ظاهر می‌شود. 

آثار شاعرانی چون  حمدون (۱۹۱۵ – ۱۸۵۳ ) و احمد جلیلی ( ۱۹۰۴ – ۱۸۳۴ ) بازتاب رویدادهای سیاسی – اجتماعی و توصیف زیبایی‌های طبیعت هستند, بویژه اشعار  شیخ رضا طالبانی(۱۹۱۰ – ۱۸۴۲ ) بنیانگذار شعر هجو آمیز کُردی که برعلیه حکمرانی و بی عدالتی عثمانی‌ها بود, از اهمیت بسیاری برخوردار است. در ضمن تناقضاتی درآثار طالبانی دیده می شود. طالبانی که پسر یکی از رهبران برجسته فرقه صوفیگری بود ضمن آنکه اشعارش را با تمجید بسیار به شیخ صوفیگر تقدیم می‌کند همزمان از بیان دو رویی و ریاکاری آنانی که از مذهب به سود اهداف مغرضانه‌شان استفاده می‌کنند, چشم پوشی نمی‌کند:

“شیخ ها باید صبح هنگام به خواب قیلوله‌ فرو روند

تا مردم تصور کنند که شیخ عابد و شب زنده دار است”

اشعار هجوآمیز طالبانی نقش سترگی در تکامل ادبیات دمکراتیک و مدرن کُردی وشکل گیری افکار مترقی در جامعه کُرد ایفا کرد. در این دوره گرایشات دیگری نیز دراشعار شاعران کُرد مشاهده می شود. شاعرانی چون سالمی سنه‌یی ( ۱۹۰۹ – ۱۸۴۶), مجدی( ۱۹۲۵ – ۱۸۴۹ ), محوی( ۱۹۰۹ – ۱۸۳۰ ), استاد حریق ( ۱۹۰۹ – ۱۸۶۵ ) استاد شایسته غزلسرا که اشعارش دارای ارزش های والای هنری است و مصباح الدیوان (ادب) (۱۹۱۶ – ۱۸۵۹) غزلسرایی بزرگ که شعرهایش ترسیمی از عشق زمینی, احساسات انسانی, طبیعت و شادیهای زندگی است به آن دسته از شاعران تعلق دارند که در چارچوب غزلیات خصوصی, مذهبی – عرفانی کنج عزلت گزیدند. آثار این شاعران بیانگر وظایف مبرم جامعه کُرد و تمایلات سیاسی – اجتماعی خاصی نیست .  

در مجموع, ادبیات کُردی در نیمه‌ دوم سده‌‌ نوزده ادامه‌ سنن ادبی مدرسه نالی (در آغاز سده‌‌ نوزده) است که با رشد آتی افکار روشنگرانه, اشعار هجوآمیز, ضد مذهب سالاری, انگیزه‌های میهن پرستانه, تقویت خصلت های اجتماعی – سیاسی, گرایش به پالایش زبان ادبی کُردی و در نهایت ایجاد روح انقلابی در آثار شاعران دمکرات کُرد سده‌‌ نوزدهم مشخص می‌گردد.

سرچشمه:

Руденко М. Б. Курдская литература // История всемирной литературы: В ۹ томах / АН СССР; Ин-т мировой лит. им. А. М. Горького. — М.: Наука, ۱۹۸۳—۱۹۹۴,  https://archive.org

توضییحات و افزوده‌های مترجم

[۱] این عنوان از سوی مترجم برگزیده شده است. توضییحات، و افزوده‌های داخل [] از مترجم است.

[۲] Руде́нко Маргари́та (Сэдда) Бори́совна, Margarita Borisovna Rudenko

[۳] در برخی منابع، تاریخ تولد و مرگ او،  ۹ می ۱۹۲۶ – ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۶ قید شده است.

[۴] این کتاب با عنوان “افسانه‌های کُردی” توسط  کریم کشاورز (زاده ۱۲۷۹ رشت – درگذشته ۱۷ آبان ۱۳۶۵ تهران) در سال ۱۳۵۲ به زبان فارسی ترجمه شده است

[۵] Ж. С. МУСАЭЛЯН, кандидат филологических наук, https://www.orientalstudies.ru/rus/index.php?option=com_personalities&Itemid=74&person=471

[۶] Лирический герой, A lyrical hero

[۷] дерево бакам (روسی),  bakkam ağacı, (تُرکی)Logwood, Bloodwood(انگلیسی) , (فارسی) درخت بقم، درخت رنگزا، درخت خون،

[۸] Силлаботонический семисложник , Syllabotonic verse of seven syllables

[۹] Ноубар، Nûbar

[۱۰] Ро́дственная душа́ , Soulmate

[۱۱] در سده هجدهم هنوز کشور عراق تاسیس نشده بود و کُردستان جزو قلمرو ایران و عثمانی بود. 

[۱۲] احتمالا منظور نویسنده “سید احمد حسینی زلکه، ملقب به محزون کردستانی( حدود ۱۳۱۲ – ۱۲۱۵ ) هـ ق ( تقریبا اواخر سده ۱۸ تا نیمه سده ۱۹ میلادی)، اهل روستای زلکه از توابع دیواندره در کردستان ایران” می‌باشد. کتاب‌هایی همچون “جامع‌آیات” و “تحفه‌العشاق” از جمله آثار عرفانی او می‌باشند.

[۱۳] قیس عامری نام اصلی مجنون است.

[۱۴] سرچشمه  اصلی شعر به زبان کُردی:  https://books.vejin.net/fa/text/9470

[۱۵] سید محمد بالخی (زاده ۱۸۳۶ در سلیمانیه – درگذشته ۱۹۰۶ در سلیمانیه) در آغاز با تخلص “مه‌شوی” شعر می‌سرود، اما بعدها تخلص خود را به “محوی” تغییر داد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x