آنچه امروز بهنام آلترناتیو به جامعه تحمیل میشود، انتخاب میان دو قدرت نیست؛ بازتولید یک منطق واحد در سطح حذف عاملیت مستقل اجتماعی و تمرکز قدرت است.
در یکسو، حاکمیتی قرار دارد که با سرکوب سازمانیافته، انسداد سیاسی و امحای ساختارهای مستقل، جامعه را در وضعیت انقیاد نگه داشته است. این ساختار بر پیوند سرکوب سیاسی و نظم طبقاتی بنا شده و همزمان با واگذاری ثروت اجتماعی به وادیان سرمایه، زیست اکثریت را به مرز فرسایش کشانده است. بدون شکستن این پیوند سرکوب و مناسبات طبقاتی، هیچ گشایشی رخ نخواهد داد.
در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که با اتکا به رسانه، سرمایه و بلوکهای قدرت جهانی میکوشد همان تمرکز قدرت را در قالبی موروثی و وابسته بازسازی کند. در افق این پروژه، کارگر، معلم، زن و دانشجو به نیروی سازمانیافتهی تصمیمگیر بدل نمیشوند، بلکه به تودهی هوادار تقلیل مییابند. هیچ طرحی برای دگرگونی مناسبات تولید، مهار سرمایه، تضمین حق تشکل و اعتصاب یا آزادی زن بهمثابه مسئلهای ریشهدار در آن دیده نمیشود؛ چنانکه حتی در اعتراضات دیماه نیز چشماندازی برای درهمشکستن مالکیت مردسالار و کالاییسازی زنان از این اردوگاه شنیده نشد. این خلأ البته منحصر به این پروژه نیست؛ حاکمیت مستقر نیز همان منطق را در سوی دیگر بازتولید کرده است.
دانشگاه در این میان یکی از میدانهای اصلی این منازعه است که حاکمیت آن را با امنیتیسازی، تعلیق، پروندهسازی و سرکوب از نفس انداخته است؛ و اکنون تلاش برای اعلام «حمایت دانشگاه» از پروژهی پادشاهیخواه، تحریف آگاهانهی واقعیت است. دانشگاه نه ملک حاکمیت است و نه سکوی تبلیغ یک خاندان. همانگونه که در برابر سرکوب ایستادهایم، در برابر مصادره نیز میایستیم. در همین چارچوب باید به نیروهایی نیز پرداخت که درون دانشگاه، زیر پرچم «محور مقاومت» پناه گرفتهاند و در بزنگاه سرکوب زبان به سکوت سپردهاند. بزک ایدئولوژیک خشونت حاکم و ترجمهکردن مطالبات به پیوست منازعات ژئوپولیتیک، چیزی جز خلعسلاح سیاسی دانشگاه نیست. این موضع استقلال دانشگاه را قربانی وفاداری به دستگاه قدرت میکند و با واژگان رادیکال، ادغام در سازوکار سرکوب را میپوشاند.
افق رهایی اما در دل جامعه شکل میگیرد؛ در پیوند زندهی دانشجویان با طبقهی کارگر، با زنان، معلمان و دیگر اقشار تحت ستم. تغییر از دل سازمانیابی مستقل، از شوراها و شبکههای همبستگی بیرون میآید، نه از بازتولید فردمحوری در سیاست و نه از مجاهد فرقهسالار. ما با وجود تشخیص تفاوتهای تاریخی و سیاسی این دو پروژه، دوگانهی تحمیلی قدرت را نمیپذیریم و دانشگاه را به میدان سازمانیابی آگاهانه و جمعی بازمیگردانیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب کردستان






