مونیخ؛ سلامی که بی‌پاسخ ماند بحران اروپا را عریان کرد

گزارش «برلینر سایتونگ» از کنفرانس امنیتی مونیخ، با یک تصویر کوتاه اما پرمعنا آغاز می‌شود: امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، هنگام پیوستن به یک نشست خبری مشترک با فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، چند بار می‌کوشد با مرتس احوالپرسی کند، اما مرتس واکنشی نشان نمی‌دهد و عملاً او را نادیده می‌گیرد. این ویدئو خیلی زود «وایرال» شد؛ نه فقط به‌خاطر ژست و زبان بدن رهبران، بلکه چون برای بسیاری به نمادی از وضعیت کنونی اروپا تبدیل شد: رابطه آلمان و فرانسه ــ همان «موتور اروپا» که سال‌ها درباره‌اش گفته می‌شد ــ در بحران عمیقی فرو رفته است.

به روایت این روزنامه چاپ برلین، حاصل سه روز نشست‌های مونیخ برخلاف انتظار بسیاری، نه شکاف اصلی میان اروپا و ایالات متحده، بلکه «عمیق‌تر شدن شکاف‌ها در داخل خود اروپا» بود. نویسنده این شکاف را به زبان ساده در برابر هم قرار گرفتن دو خط کلی توضیح می‌دهد: خطی که در برلین پررنگ است و می‌خواهد اروپا همچنان به آمریکا نزدیک و وابسته بماند؛ و خطی که پاریس نمایندگی‌اش می‌کند و بر «استقلال راهبردی» اروپا پافشاری دارد.

مرتس در سخنرانی افتتاحیه‌اش از «تقویت اروپا» و «پذیرفتن مسئولیت بیشتر» گفت؛ برخی این حرف‌ها را نشانه‌ای از فاصله‌گیری محتاطانه از واشنگتن تعبیر کردند، اما برلینر سایتونگ تأکید می‌کند سخنان او کلی و مبهم ماند و از اعلام تصمیم‌های روشن و مشخص خبری نبود. یک روز بعد، وقتی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در مونیخ سخنرانی کرد، جهت‌گیری واقعی برلین روشن‌تر شد: روبیو این بار برخلاف سال قبل که معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، اروپایی‌ها را تند و تیز خطاب قرار داده بود، لحنی نرم‌تر و آشتی‌جویانه‌تر داشت؛ اما در «محتوا» همان مطالبات را تکرار می‌کرد: افزایش تسلیحات و هزینه‌های دفاعی اروپا، و نزدیک شدن به رویکرد دولت ترامپ در موضوع‌هایی مانند سیاست مرزی، مقابله با مهاجرت و حتی اقلیم. برلینر سایتونگ این الگو را «روش ترامپ» توصیف می‌کند: نخست با «چکش بزرگ» ضربه می‌زند و بعد با «مرهم» برمی‌گردد، اما حرف اصلی تغییر نمی‌کند.

نقطه مهم در روایت برلینر سایتونگ این است که روبیو در میان سیاستمداران آلمانی با استقبال بسیار روبه‌رو شد؛ به‌طوری که وزیر خارجه آلمان (یوهان واده‌فول)، وزیر دفاع (بوریس پیستوریوس) و نخست‌وزیر بایرن (مارکوس زودر) از نخستین کسانی بودند که برای او ایستاده کف زدند. بعدتر واده‌فول سخنرانی روبیو را «مثبت» خواند و از «پایه مشترک» میان آمریکا و اروپا سخن گفت؛ اورزولا فون‌درلاین نیز به‌گفته گزارش از لحن روبیو اظهار آسودگی کرد. در مقابل، وزیر خارجه فرانسه، ژان-نوئل بارو، وقتی از او پرسیدند آیا سخنان روبیو آرامش‌بخش بوده، با طعنه پاسخ داد: «فکر می‌کنید من نیاز به آرامش داشتم؟»

گزارش در ادامه می‌گوید در خود اروپا نیز تردیدهایی درباره توان فرانسه برای پیش بردن خط «استقلال راهبردی» وجود دارد: آیا پاریس واقعاً آن‌قدر قدرت دارد که در موازنه‌های درون‌اتحادیه اروپا دست بالا را بگیرد؟ و آیا پشت شعارهای مکرون درباره خودمختاری اروپا چیزی فراتر از خطابه و لحن پرطمطراق هست؟ از نگاه منتقدان در برلین، یکی از ایرادهای اصلی به مکرون «شعار زیاد و دستاورد کم» است، به‌ویژه در پرونده اوکراین؛ جایی که فرانسه مرتب وعده حمایت می‌دهد اما در کمک‌های ملموس و عملی ــ مخصوصاً در قیاس با آلمان ــ پایین‌تر از انتظار ظاهر می‌شود.

بعدِ دیگری از تنش، به سیاست داخلی فرانسه و آینده سیاسی آن گره می‌خورد. برلینر سایتونگ می‌نویسد در برلین این نگرانی وجود دارد که مکرون در پایان دوره‌اش با میدان مانور داخلی محدود روبه‌روست و همچنین پرسش بزرگ‌تری مطرح است: در سال ۲۰۲۷ چه کسی در فرانسه به قدرت می‌رسد؟ در نقل‌قولی از یک دیپلمات آمده است که «بزرگ‌ترین مشکل آلمانی‌ها با فرانسه این است که دیگر به فرانسوی‌ها اعتماد ندارند»؛ بی‌اعتمادی‌ای که به آشوب سیاسی و دشواری‌های اقتصادی فرانسه نسبت داده می‌شود.

برلینر سایتونگ تصویری از اروپای «بی‌قطب‌نما» ارائه می‌دهد: فرانسه شبیه «اردک لنگ» به نظر می‌رسد و آلمان هم طرح روشنی روی میز ندارد؛ اما «ادامه وضع موجود» روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. نویسنده مثال می‌زند که در جنگ اوکراین، با وجود اینکه جنگ در قاره اروپا جریان دارد، اروپایی‌ها از مذاکرات کلیدی کنار گذاشته شده‌اند. هم‌زمان در افکار عمومی نیز حمایت از مسیری که عملاً به مسابقه تسلیحاتی بیشتر ختم می‌شود، رو به کاهش است؛ چنان‌که چند هزار نفر در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ علیه این سیاست‌ها تظاهرات کردند. گزارش همچنین به مواضع تند سِویم داغدلن (از چهره‌های ائتلاف زارا واگن‌کنشت) اشاره می‌کند که از «هم‌دستی اروپا» در راهبردهای آمریکا و ضرورت خروج از ناتو سخن گفته است.

برآیند این روایت آن است که یک «صحنه کوتاه» در مونیخ ــ سلامی که بی‌پاسخ ماند ــ تبدیل به استعاره‌ای از شکافی بزرگ‌تر شد: اروپا نه فقط با آمریکا بر سر مسیر آینده اختلاف دارد، بلکه درون خودش نیز بر سر تعریف امنیت، رابطه با واشنگتن، و معنای «استقلال راهبردی» در حال دوپاره شدن است؛ و اگر این شکاف مدیریت نشود، «قاره» در کشاکش رقابت‌ها و فشارهای بیرونی، بیش از پیش از هم گسیخته خواهد شد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی