
در حالی که دونالد ترامپ در هفتههای اخیر بارها با ادبیاتی تند، تهران را به پذیرش «عدم دستیابی به سلاح هستهای» فراخوانده و از پیامدهای «سریع و خشن» سخن گفته بود، گزارش تازهای از نشریه «آتلانتیک» میگوید موانع عملیاتی، کمبود آمادگی برای یک تهاجم گسترده، نبود اهداف روشن و همچنین نگرانی متحدان منطقهای از شعلهور شدن جنگ، از عوامل اصلیاند که باعث شده واشنگتن ــ دستکم تا این لحظه ــ به گزینه نظامی علیه ایران روی نیاورد و مسیر گفتوگو را باز نگه دارد.
این گزارش که به قلم نانسی یوسف و ویوین سلامه منتشر شده، یادآوری میکند ترامپ اواخر ماه گذشته در شبکههای اجتماعی تهدیدی آشکار علیه حاکمان ایران مطرح کرد: یا پای میز مذاکره بیایید و با «عدم داشتن سلاح هستهای» موافقت کنید، یا با واکنشی مواجه میشوید مشابه عملیاتی که به گفته او رئیسجمهور برکنارشده ونزوئلا و همسرش را شبانه از کاراکاس بیرون کشید. اما تنها دو هفته بعد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و گفت برای رسیدن به توافق «عجلهای نیست». از نگاه نویسندگان، این تغییر لحن در زمانی رخ داد که دولت آمریکا از نظر لفظی در تهاجمیترین حالت قرار داشت، اما در عمل ساعت جنگ «ریست» شد.
به گفته دو مقام آمریکایی که با آتلانتیک گفتوگو کردهاند، دولت ترامپ گزینههای نظامی مختلفی را بررسی کرده بود؛ از هدف قرار دادن رهبران تا حمله به برنامه هستهای ایران. با این حال، ارزیابیها نشان داد آمریکا نمیتواند آنگونه که برخی در واشنگتن تصور میکردند، «به سرعت» وارد یک عملیات بزرگ شود، بیآنکه خطر جدی برای نیروهای آمریکایی، ثبات منطقه و نیاز به حمایت متحدان ایجاد شود. حتی اگر ترامپ از حرکت یک «ناوگان عظیم» به سوی ایران سخن گفته باشد، به روایت همین منابع، آمریکا در منطقه به اندازه کافی کشتی و هواپیما ندارد تا چند هفته حملات گسترده را پیش ببرد. مهمتر از آن، طبق گزارش، کاخ سفید هنوز به فرماندهان نظامی دقیقاً نگفته که در صورت حمله، هدف نهایی چیست و چه چیزی باید «به دست آید»؛ مسئلهای که نشان میدهد تصمیم به استفاده از زور ــ دستکم در کوتاهمدت ــ قریبالوقوع نیست.
در همین چارچوب، آمریکا به جای عملیات نظامی، وارد گفتوگوهای مستقیم با ایران شد؛ گفتوگوهایی که نخستین مذاکرات مستقیم از سال گذشته به شمار میرود و در عمان برگزار شده است. در میان هیأت آمریکایی، دریادار برد کوپر، فرمانده ارشد سنتکام، نیز حضور داشته است. ایران این گفتوگوها را فرصتی برای سنجش میزان تمایل آمریکا به توافق دانسته و دولت ترامپ هم در موضعگیریهای علنی، از «خوشبینی» سخن گفته است. با این حال، یکی از مقامهای درگیر در گفتوگو به آتلانتیک گفته واشنگتن همچنان تردید دارد که آیا ایران واقعاً «جدی» است یا صرفاً میخواهد «زمان بخرد».
گزارش آتلانتیک مینویسد ایران در کنار پرهیز از حمله، به دنبال کاهش تحریمهاست؛ اما بدون پذیرش محدودیت بر شبکه نیروهای نیابتی منطقهای، بدون چشمپوشی از حق غنیسازی اورانیوم و بدون کنار گذاشتن توان موشکی بالستیک. در سوی مقابل، ترامپ میخواهد امکان احیای ظرفیت هستهای ایران را از میان ببرد؛ ظرفیتی که او ادعا کرده در حملات ژوئن «کاملاً نابود» شده، اما همچنان احتمال بازسازی آن وجود دارد. پرسش اصلی در این میان، میزان «صبر» ترامپ برای ادامه مذاکرات است؛ خود او گفته اگر توافق به زودی حاصل نشود، آمریکا «مجبور میشود کار بسیار سختی انجام دهد».
بخش مهمی از گزارش به این نکته میپردازد که ضعف سیاسی یک حکومت الزاماً به معنای ضعف نظامی نیست. نویسندگان یادآوری میکنند ایران پس از سرکوب اعتراضات، اگرچه از نظر سیاسی و اقتصادی آسیبپذیرتر شده و نفوذ منطقهایاش نیز بهویژه به دلیل فشار بر نیروهای همپیمانش در غزه، لبنان و سوریه محدودتر شده، اما از نظر توان نظامی همچنان قابلیتهای قابل توجهی دارد: موشکهای بالستیک دوربرد که میتواند سراسر خاورمیانه را پوشش دهد، و همچنین شمار زیادی موشک کروز و پهپاد که قادر است کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد. به روایت منابع دفاعی، حتی پس از بمباران سایت فردو و آسیبهایی که اسرائیل تابستان گذشته به پدافند هوایی وارد کرد، این تواناییها همچنان «کارآمد» باقی ماندهاند. بنابراین هر عملیات با هدف تغییر رژیم یا تضعیف جدی برنامه هستهای، «بسیار پیچیده» خواهد بود و واکنش ایران ــ از حمله به نیروهای آمریکا و متحدانش تا گسترش دامنه درگیری ــ محتمل است.
از سوی دیگر، حفظ و تداوم یک عملیات بزرگ نیز برای آمریکا دشوار ارزیابی شده است. آتلانتیک مینویسد ناوگانی که ترامپ از آن صحبت میکند برای یک کارزار چند هفتهای کافی نیست و پشتیبانیهای لازم، از جمله پوششهای دفاع هوایی، به اندازه کافی فراهم نشده است. آمریکا میتواند یک عملیات محدود چند روزه را اجرا کند؛ مثلاً حملات هدفمند به برخی رهبران یا داراییهای نظامی مشخص. اما برای تهاجم وسیعتر ــ از جمله حملات گسترده به پرتابگرهای موشکی ــ به دستکم دو ناو هواپیمابر نیاز است. در حال حاضر، طبق گزارش، تنها یک گروه ناو هواپیمابر (آبراهام لینکلن) در منطقه حضور دارد. ترامپ گفته اعزام ناو دوم را بررسی میکند، اما رسیدن ناو بعدی (جورج اچ. دبلیو. بوش) دستکم دو هفته زمان میبرد و به معنای کاهش زمان آمادهسازی یا استراحت خدمه ناوهای موجود است.
گزارش همچنین به نقش اسرائیل و شکافهای منطقهای اشاره میکند. بنیامین نتانیاهو در دیدار اخیر با ترامپ، نگران است که مذاکره، «آزادی عمل زیادی» به ایران بدهد. ترامپ پس از این دیدار گفته توافق قطعی حاصل نشده، اما او خواسته مذاکرات ادامه یابد تا امکان توافق سنجیده شود. آتلانتیک مینویسد اسرائیل احتمالاً از هدفگیری ایران حمایت میکند، اما بسیاری از دولتهای منطقه ــ حتی رقبای ایران مانند عربستان و امارات ــ به مقامهای دولت ترامپ گفتهاند نمیخواهند در یک جنگ منطقهای درگیر شوند و از آن حمایت نخواهند کرد. کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکا هستند، مانند کویت، قطر و بحرین، بهطور خاص در معرض خطرند؛ زیرا ایران هشدار داده میتواند به این پایگاهها پاسخ دهد. بسته شدن تنگه هرمز نیز ــ که مسیر عبور حدود یکپنجم صادرات نفت جهان توصیف شده ــ از دیگر نگرانیهای بزرگ است. متحدان خلیجی همچنین از پیامدهای فاجعهبار احتمالی سخن میگویند: از آلودگی و تشعشعات ناشی از حمله به تأسیسات هستهای تا حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی و ضربه به اعتماد سرمایهگذاران.
در پایان، گزارش به یک تناقض کلیدی اشاره میکند: نبود حمایت منطقهای میتواند آمریکا را به جنگی بدون ائتلاف وارد کند، اما تأخیر هم هزینه دارد. ولی نصر، استاد روابط بینالملل، به آتلانتیک گفته است با مطرح کردن گزینه نظامی و سپس اجرا نکردن آن، ترامپ عملاً ایران را از احتمال جنگ آگاه کرده و به آن «زمان برای آماده شدن» داده است؛ هر روزی که نیروهای آمریکا در منطقه بمانند بیآنکه اقدامی کنند، فرصتی برای تهران است تا خود را برای سناریوهای سختتر آماده کند.
این گزارش در مجموع تصویری ارائه میدهد از سیاستی که در آن تهدید نظامی بخشی از ابزار فشار در مذاکره است، اما محدودیتهای واقعی جنگ ــ از کمبود امکانات برای عملیات طولانی تا نبود اجماع منطقهای و خطر واکنش ایران ــ فعلاً کفه دیپلماسی را سنگینتر کرده است.





