
با غمی جانکاه و خشمی عمیق، دادخواه قتلعام شدگان خیزش دیماه ۱۴۰۴ هستیم و نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم!
هر روز که خبرهای قتلعام معترضان با وصل شدن قطرهچکانی اینترنت منتشر میشود، به عمق هولناک فاجعهبار آن بیشتر پی میبریم. از کشتار کودکان و نوجوانان تا کشتار دانشجویان، از کشتار جوانان معترض و کودکانِ کار که اغلب در جنوب شهر تهران و شهرستانها هستند تا کشتار نیروهای امدادرسان پزشک، پرستار و آتشنشان، از حمله به بیمارستانها و مراکز درمانی تا پیکرهای انباشته شده در کهریزک و گورستانها و سردخانه بیمارستانها، از خانوادههایی که در میان انبوه پیکرهای افتاده بر زمین بهدنبال عزیز دلبند کُشته شدهی خود میگردند تا آنها که در بیمارستانها سرگردانند و امید دارند که شاید عزیزان ناپدیدشدهی آنها مجروح یا زنده باشند. از کجایش بگوییم و چگونه کلام، توان بازنمایی عمق این کشتار وحشیانه و قتلعام را دارد که اغلب تنها در دو روز بر سر مردم ایران آوار کردهاند.
خبرها بسیار هولناک و متفاوت است و نمیدانیم به کدام میتوانیم استناد کنیم؟! شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرده است که تاکنون دستکم دویست کودک و نوجوان کشته شدهاند. خبرگزاری هرانا در آخرین به روز رسانی در بیستم بهمن اعلام کرده است که تاکنون ششهزار و نهصد و شصت و یک نفر کشته شده تایید شدهاند که از این میان تعداد ششهزار و چهارصد و هفتاد و شش نفر در دسته معترضان ثبت شده و دویست و هفت نفر از جان باختگان کودکان زیر هیجده سال هستند. غیر از این تعداد از کشته شدگان، تعداد یازده هزار و هفتصد و سی نفر نیز در دست بررسی هستند. شمار مصدومان غیر نظامی را نیز یازده هزار و بیست و دو نفر و شمار بازداشت شدگان نیز، پنجاه و یک هزار و پانصد و نود و یک نفر اعلام شده است که از این میان ۱۲۰ نفر دانشجو هستند و سیصد و سی و یک نفر نیز تحت اعترافات اجباری قرار گرفته و یازده هزار و پنجاه نفر نیز احضار شدهاند. در خبرهای دیگر، تعداد کشته شدگان را تا سی هزار نفر اعلام کردهاند. ما باید برای کشف حقیقت تمام توان خود را بگذاریم تا بدانیم بر سر هر عزیزی چه آمده است و خانوادههای آنها در چه شرایطی بسر می برند و همدردشان باشیم و همراهیشان کنیم.
این اعتراضها و اعتصابها که از هفتم دی ماه ۱۴۰۴ توسط کسبه و بازاریهای تهران در اعتراض به افزایش نرخ ارز و گرانی بی سابقه و شرایط فاجعهبار اقتصادی آغاز شده بود، بلافاصله به خیزشی سراسری ناشی از خشمی انباشته از چهل و هفتسال سرکوب، خفقان، تبعیض، بیعدالتی، بیکاری، فساد، گرانی، نابرابری و اختلاف فاحش طبقاتی و سقوط سطح معیشتی مردم به زیر خط فقر، تبدیل شد و شعلههای این خشم فروخورده علیه کلیت ساختار جمهوری اسلامی فوران کرد و در هیجدهم و نوزدهم دیماه به اوج خود رسید و اینترنت را بهطور کامل قطع کردند تا در سکوت مطلق خبری، معترضان را قتلعام کنند. علی خامنهای گفته بود: «خدای دههی شصت همان خدای امسال است» و از وحشت طغیان مردم، نیروهای سرکوبگرشان؛ از نیروی انتظامی و امنیتی و سپاه و اطلاعات و بسیج و گارد ویژه را با وحشیگری هرچه تمامتر به میدان فرستادند و معترضان را در هر کوی و برزنی و حتی عابران را از کودک و نوجوان تا جوان و میانسال و سالمند، بیرحمانه سلاخی کردند و پُشته پُشته از کُشتهها ساختند. بهشکلی که هنوز نمیتوانیم باور کنیم که عمق فاجعه تا به کجاست و خشمی بسیار عمیق و دردی جانکاه تمام جامعه را فراگرفته است.
رژیم ستمگر و جنایتکار ایران از همان آغاز حاکمیتاش؛ سرکوب، کشتار و تبعیض را به وحشیانهترین شکل ممکن در برنامهی خود گذاشت و هر چه در توان داشت زندانی کرد و در خیابان و در زندانها کُشت و هنوز هم بسیاری از آزادیخواهان و دادخواهان و معترضان از جنبشهای مستقل و مردمی و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در زندان هستند. اما این قتلعام که در حقوق بینالملل به جنایت علیه بشریت شناخته میشود، در سالهای اخیر بیسابقه بوده است و تنها میتوان آن را با قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ و حذف فعالان سیاسی در دههی شصت مقایسه کرد. اما تفاوت این کشتار با کشتار در دههی شصت در این است که کشتهشدگان آنسال با اینکه بسیاری از آنها نیز جوان و حتی نوجوان بودند، اما از اعضا یا هواداران سازمانهای سیاسی بودند، اما قتلعام دیماه امسال از مردم عادی کوچه و خیابان و معترضان بسیار ساده بودند که از این همه ظلم و فقر شدید جان به لب شده و چون سیلی خروشان به خیابان آمدهاند و چیزی نیز برای از دست دادن ندارند و بی تردید دوباره و دوباره نیز به خیابان خواهند آمد تا آزادی و رهایی از دیکتاتوری را به دست آورند.
ما مادران پارک لاله ایران بهعنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، با غمی جانکاه و دردی بسیار عمیق، به خانوادههای قتل عام شده از صمیم قلب تسلیت میگوییم و با تمام وجود شریک و دادخواه عزیزانشان هستیم و نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم. ما این قتلعام هولناک و مجروح و بازداشت کردن معترضان توسط رژیم ستمگر و جنایتکار جمهوری اسلامی ایران را به شدت محکوم میکنیم و مصمم پیگیر آن هستیم تا تمام این جنایتکاران در دادگاههایی مردمی و عادلانه در ایران محاکمه و مجازات شوند. ما ایمان داریم بهزودی از شر هیولای جمهوری اسلامی ایران رهایی خواهیم یافت، اما امیدواریم این رهایی به دست خود مردم و با همت و رهبری آزادیخواهان و جنبشهای مستقل و مردمی در ایران صورت گیرد تا بتوانیم ایرانی دموکراتیک و عادلانه و انسانی بسازیم. ما معتقدیم که آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورها از شرق و غرب، تنها به منافع و ثروت و قدرت خودشان میاندیشند و با جنگ و بمباران، خانه خرابی ما را بیشتر میکنند.
از شما دادخواهان میخواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:
۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات شلاق و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایتهای صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاههایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ۴) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط، ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ۶) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیتخواه و دیکتاتوری مذهبی – ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم.
مادران پارک لاله ایران
بیستویکم بهمنماه ۱۴۰۴
www.mpliran.net






