
مراسم گرمی ۲۰۲۶، طبق روایت تحلیلی روزنامه گاردین، فقط یک شبِ جشن موسیقی نبود؛ صحنهای بود که در آن سیاست، خشم، همدلی و نمایشِ قدرتِ ستارهها کنار هم ایستادند و فضایی ساختند که «سیاستِ پرحرارت» عملاً به یکی از محورهای اصلی شب تبدیل شد. مهمترین ویژگی مراسم امسال، غلبهٔ آشکارِ فضای اعتراضی علیه ICE (پلیس مهاجرت و گمرک آمریکا) بود؛ موجی از موضعگیریها که از چند جملهٔ نمادین فراتر رفت و به زنجیرهای از سخنرانیها و پیامهای تند و صریح روی سن تبدیل شد؛ پیامهایی که گاردین آن را «پرقدرت و تکاندهنده» توصیف میکند و مینویسد همین تنوع و شدتِ مواضع، یادآوری میکرد که موضوع باید در هر بستری «محوری» بماند.
در میان این موضعگیریها، بیلی آیلیش پس از دریافت جایزهٔ ترانهٔ سال برای «Wildflower» از تریبون مراسم برای دفاع از مهاجران و ادامهٔ اعتراض و «بلند کردن صدا» استفاده کرد؛ کهلانی نیز هنگام دریافت یکی از جوایز آراندبی، خواستار موضعگیری جمعیِ صنعت موسیقی در برابر بیعدالتیها شد و اولیویا دین که جایزهٔ بهترین هنرمند تازهوارد را برد، با تأکید بر تجربهٔ خانوادگیِ مهاجرت، از «شجاعت مهاجران» گفت. گاردین این مجموعه پیامها را نشانهٔ تبدیل شدنِ مراسم به تریبونی کمسابقه برای اعتراضهای ضد آیسیای میداند؛ تریبونی که حتی در مقایسه با گلدن گلوبِ امسال، «پرمحتواتر و بیپردهتر» بود.
در اوج این فضا، سخنرانی بد بانی یکی از لحظات تعیینکنندهٔ شب شد؛ سخنانی که با تأکید بر انسانیت، و دعوت به مقابله با نفرت از مسیر «عشق»، بیش از هر چیز بر شکستن زبانِ غیرانسانیساز نسبت به مهاجران متمرکز بود. همزمان، همین خواننده در بخش رقابتهای اصلی نیز تاریخساز شد: او جایزهٔ آلبوم سال را برای آلبوم اسپانیاییزبان Debí Tirar Más Fotos به دست آورد؛ اتفاقی که رسانهها آن را «پیروزی بیسابقه» و نقطهٔ عطفی برای موسیقی اسپانیاییزبان در بالاترین سطح این جوایز توصیف کردند.
در کنار این محور سیاسی، مراسم امسال از نظر کارنامهٔ هنری هم شبِ رکوردها و لحظههای غیرمنتظره بود. کندریک لامار با پنج جایزهٔ دیگر، مجموع جوایزش را به عددی رساند که او را بیش از پیش در جایگاه یکی از پرافتخارترین چهرههای نسل خود تثبیت میکند؛ گاردین این موفقیت را نتیجهٔ ترکیبِ «مغز موسیقایی» و توان تجاری میداند.
از سوی دیگر، یکی از شگفتیهای فرهنگیِ شب، نخستین بردِ دالایی لاما بود که در بخش کتاب صوتی برای اثر Meditations: The Reflections of His Holiness the Dalai Lama برنده شد؛ رویدادی که هم به دلیل سن و جایگاه او، و هم بهخاطر ورود یک رهبر معنوی به فضای جوایز موسیقی، بازتاب زیادی داشت.
در بخش اجراها نیز، گاردین اجرای جاستین بیبر را «اجرای شب» نامیده و نوشته است او با اجرای «Yukon» (از آلبوم Swag) توانست با یک اجرای حسابشده و در عین حال سادهنما، نگاهها را خیره کند.
مراسم گرمی ۲۰۲۶ همچنین چند «بردِ دیرهنگام» و احساسی هم داشت: د کیور نخستین و دومین جایزهٔ گرمی خود را در یک شب گرفت؛ و چیک کوریا نیز پس از درگذشتش، یک جایزهٔ دیگر به کارنامهاش افزود و رکورد تاریخیاش در میان موسیقیدانان جَز را طولانیتر کرد.
در حاشیهٔ همین رخدادها، چند پیروزی دیگر هم به رنگِ «نسل تازه و تنوع سبکها» درآمد: از موفقیت لولا یانگ در بخش پاپ تا برد افکیای تویگز در بخش دنس/الکترونیک، و جوایزی که به همکاریهای پاپ و اجراهای راک رسید. گاردین همچنین به انتخاب سیرکوت به عنوان تهیهکنندهٔ سال اشاره میکند؛ انتخابی که به تعبیر نویسنده، نشانهای از تغییرات در «معماری صدای پاپ» امروز است.
در مجموع، تصویر گرمی ۲۰۲۶ در این روایت، تصویری است از شبِ «بردهای امیدبخش» و «سیاستِ مقاوم»؛ شبی که در آن، صنعت موسیقی همزمان دو کار انجام داد: از یک سو ستارهسازی و جشنِ موفقیت را پیش برد، و از سوی دیگر ــ با محور قرار دادن اعتراضهای ضد آیسیای ــ نشان داد که صحنهٔ موسیقی میتواند به عرصهٔ جدیِ کشاکشهای اجتماعی هم تبدیل شود.
علیه ترامپ و اداره مهاجرت آمریکا؛ بد بانی با رکورد تاریخی در گرمی

روزنامه اومانیته هم نوشته است: بد بانی در مراسم جوایز گرمی ۲۰۲۶ شبی کمسابقه را پشت سر گذاشت: او جایزه «آلبوم سال» را برای آلبوم DeBÍ TiRAR MáS FOToS دریافت کرد و به نخستین هنرمندی تبدیل شد که این عنوان را با یک پروژه کاملاً اسپانیاییزبان به دست میآورد. او هنگام دریافت جایزه، با چشمانی اشکآلود روی صحنه حاضر شد و در کنار هری استایلز تندیس خود را گرفت؛ لحظهای که برای بسیاری بهعنوان یک نقطه عطف در تاریخ گرمی توصیف شد.
اما این شب، فقط یک پیروزی هنری نبود. این خواننده و چهره شاخص فرهنگ پورتوریکو، از فرصت حضور روی صحنه برای حمله به سیاستهای مهاجرتی و فضای ضد مهاجر در ایالات متحده آمریکا استفاده کرد؛ فضایی که او آن را با «یورشهای نژادپرستانه» و برخوردهای خشونتآمیز گرهخورده میداند. او در یکی از سخنرانیهایش مستقیماً شعار «دست آیسیای کوتاه!» را مطرح کرد و با تأکید بر انسانیت مهاجران گفت: «ما حیوان نیستیم… ما انسانیم.»
در روایت اومانیته، بد بانی تلاش کرده است پیامش را از سطح شعار فراتر ببرد و آن را به یک ادعا درباره حق شهروندی و کرامت انسانی تبدیل کند: اینکه بسیاری از کسانی که هدف عملیاتهای مهاجرتی قرار میگیرند «غریبه» یا «بیگانه» نیستند و بخشی از جامعه آمریکا بهشمار میآیند. او همچنین بخشی از سخنانش را به اسپانیایی ادا کرد و جایزهاش را به مادرش، همکارانش و «همه کسانی که برای تحقق رؤیاهایشان ناچار به ترک کشور خود شدهاند» تقدیم کرد.
اومانیته یادآوری میکند بد بانی پیشتر هم درباره خطراتی که متوجه طرفدارانش است هشدار داده و حتی در برنامهریزی تور، کوشیده از موقعیتهایی که میتواند به بازداشت یا آزار مخاطبان مهاجر منجر شود فاصله بگیرد. او در گفتوگویی با مجله i-D صریحاً گفته بود ممکن است مأموران مهاجرت «جلوی سالن» منتظر بمانند؛ جملهای که بازتاب زیادی پیدا کرد و حالا با موضعگیری علنی روی صحنه گرمی، معنای پررنگتری گرفته است.
بد بانی در عین تندیِ انتقاد، کوشیده لحن عمومی سخنرانیاش را در چهارچوب مراسم نگه دارد و پیامش را با یک محور اخلاقی جمعبندی کند: او گفت «قدرتی که از نفرت قویتر است، عشق است» و تأکید کرد اگر قرار است مقابلهای شکل بگیرد، باید «با عشق» باشد. این ترکیبِ اعتراض سیاسی و دعوت به همبستگی، همان چیزی است که به نوشته، او را به یکی از چهرههای نمادین مخالفت با سیاستهای مهاجرتی دولت دونالد ترامپ در فضای عمومی آمریکا تبدیل کرده است.






