تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران؛ گام تعیین‌کننده در محاصره همه‌جانبه رژیم جمهوری اسلامی – البرز سلیمی


تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی اتحادیه اروپا، صرفاً یک اقدام نمادین یا حقوقی محدود نیست؛ بلکه حلقه‌ای راهبردی و تعیین‌کننده در زنجیره‌ی محاصره، انزوا و تضعیف ساختار قدرت جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. این تصمیم، اگر به‌طور کامل، بی‌وقفه و بدون ملاحظات سیاسی اجرا شود، می‌تواند موازنه‌ی قدرت را به‌نفع مردم ایران و به زیان ماشین سرکوب، غارت و جنگ‌افروزی رژیم تغییر دهد.

در این میان، باید به‌صراحت و بدون پرده‌پوشی به شبکه مخوف و متمرکز قدرت و ثروت تحت هدایت مجتبی خامنه‌ای اشاره کرد؛ شبکه‌ای مافیایی، مالی ـ نظامی ـ لجستیکی و عنکبوتی که با تکیه بر سپاه پاسداران، بیت رهبری، نهادهای امنیتی و مجموعه‌ای از بنیادها، شرکت‌های پوششی و حساب‌های واسطه‌ای، طی سال‌ها بخش عظیمی از منابع ملی ایران را به یغما برده است.

این شبکه‌ی عنکبوتیِ قدرت و ثروت، بر دریایی از خون بنا شده است. بقای جمهوری اسلامی نه بر رضایت مردم، بلکه بر کشتار سازمان‌یافته، حذف فیزیکی و ترور دائمی جامعه استوار بوده است. تاکنون ده‌ها هزار زن و مرد، جوان و کودک در خیابان‌ها، زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها و میدان‌های تیر، به دست رژیمی نسل‌کش و جانیان حرفه‌ای حقوق بشر به قتل رسیده‌اند؛ صدها هزار نفر مجروح، بازداشت، ربوده یا در سیاه‌چال‌ها خرد شده‌اند و بی‌شمار انسان، در سکوت، در خفا و بدون هیچ‌گونه دادرسی عادلانه، به طناب دار سپرده شده‌اند. این‌ها «خطا» یا «افراط» نیست؛ این‌ها اجزای یک سیاست رسمی مرگ برای حفظ قدرت، غارت ثروت ملی و تحمیل سکوت بر یک ملت به گروگان گرفته‌شده است.

شواهد متعدد همچنین نشان می‌دهد که در شرایط کنونی، این شبکه وارد فاز فرار بزرگ و سازمان‌یافته سرمایه شده است: انتقال شتاب‌زده دارایی‌ها به خارج از کشور، تبدیل منابع عمومی به ارز، طلا، رمزارز و املاک خارجی، و تخلیه خزانه‌ها در آستانه‌ی بحران نهایی. بدیهی است که تمامی این منابع، نه دارایی شخصی، بلکه ثروت غارت‌شده‌ی مردم ایران است و از همین لحظه، این شبکه باید به‌طور رسمی افشا و در دستور پیگرد حقوقی، قضایی و بین‌المللی قرار گیرد.

۱. بعد اقتصادی ـ مالی: ضربه به شریان‌های حیاتی قدرت
سپاه پاسداران ستون فقرات اقتصاد رانتی و نظامی جمهوری اسلامی است. از نفت و گاز و پتروشیمی گرفته تا بنادر، راه‌سازی، مخابرات، بانک‌ها، بیمه‌ها و تجارت خارجی، بخش بزرگی از اقتصاد کشور در کنترل مستقیم یا غیرمستقیم سپاه و شبکه‌های وابسته به بیت رهبری قرار دارد. تروریستی اعلام شدن سپاه به‌معنای:
– مسدودسازی دارایی‌ها و حساب‌های وابسته در اروپا
– قطع دسترسی به شبکه‌های بانکی، مالی و بیمه‌ای
– افزایش شدید هزینه‌ی مبادلات خارجی
– تشدید بحران ارزی و فروپاشی بودجه‌ای دولت

در کشوری که هم‌اکنون با کمبود کالاهای اساسی، دارو و نهاده‌های حیاتی مواجه است، این فشارها توان رژیم برای تأمین منابع سرکوب را به‌شدت کاهش می‌دهد.

۲. بعد حقوقی ـ دیپلماتیک: فروپاشی مصونیت ساختگی
قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی، زمینه را برای:
– پیگرد قضایی فرماندهان و شبکه‌های مالی وابسته
– تشکیل پرونده‌های جنایت علیه بشریت
– محدودیت جدی فعالیت دیپلمات‌های پوششی و عوامل نفوذ
– انزوای عمیق‌تر جمهوری اسلامی در مجامع بین‌المللی

جمهوری اسلامی و بازوی اصلی آن، سپاه پاسداران و شبکه وابسته به بیت رهبری، نه یک حکومت عادی، بلکه یک ماشین منظم جنایت علیه بشریت هستند. از شلیک مستقیم به معترضان بی‌دفاع تا شکنجه‌ی سیستماتیک، ناپدیدسازی قهری، اعدام‌های فراقضایی و قتل‌های برنامه‌ریزی‌شده، کارنامه‌ی این رژیم آکنده از مرگ و ویرانی است. آمارهای مستقل، روایت‌های شاهدان و گورهای بی‌نام‌ونشان، همگی از ده‌ها هزار کشته و صدها هزار قربانی سرکوب دولتی پرده برمی‌دارند. در برابر چنین جنایتی، هرگونه سکوت، تعلل یا مماشات سیاسی، نه بی‌طرفی، بلکه همدستی عملی با جنایتکاران است و تاریخ این را فراموش نخواهد کرد.

۳. بعد سیاسی: تشدید شکاف در رأس و بدنه قدرت
هدف‌گیری مستقیم سپاه، شکاف‌های درونی نظام را عمیق‌تر می‌کند. بخش‌هایی از بوروکراسی، مدیران میانی و حتی برخی شرکای اقتصادی رژیم که منافعشان به ارتباط با جهان گره خورده، در برابر ادامه مسیر تقابل، سرکوب و نظامی‌گری دچار واگرایی و تزلزل می‌شوند.

۴. بعد نظامی و لجستیکی: فرسایش ماشین سرکوب
سپاه پاسداران صرفاً یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه یک شبکه‌ی عظیم لجستیکی و پشتیبانی است. تحریم و تروریستی اعلام شدن آن:
– دسترسی به تجهیزات، قطعات و فناوری را محدود می‌کند
– توان پشتیبانی از نیروهای نیابتی منطقه‌ای را کاهش می‌دهد
– هزینه‌ی حفظ سرکوب داخلی را به‌شدت افزایش می‌دهد

این فرسایش، در شرایط آماده‌باش دائمی جامعه ایران، اهمیت راهبردی دارد.

۵. بعد اجتماعی ـ روانی: شکستن هیمنه ترس
برای مردم ایران، این تصمیم حامل یک پیام روشن است:
جهان، نیروی سرکوب را به‌عنوان عامل ترور و جنایت به رسمیت شناخته است.

این امر:
– روحیه‌ی مقاومت اجتماعی را تقویت می‌کند
– ترس سازمان‌یافته را تضعیف می‌سازد
– بدنه‌ی نیروهای سرکوبگر را با بحران مشروعیت و فرسایش روانی مواجه می‌کند

۶. هشدار انسانی: خطر قحطی و فاجعه ملی
در شرایط کنونی، با اعلام وضعیت جنگی، حکومت نظامی پنهان، فروپاشی زنجیره‌های تأمین، بحران ارز و اختلال گسترده در حمل‌ونقل، کشور در آستانه قحطی بزرگ و بحران انسانی قرار دارد. هرگونه ماجراجویی نظامی یا تشدید تنش‌های خارجی می‌تواند جان میلیون‌ها ایرانی را در معرض مرگ‌ومیر گسترده قرار دهد. مسئولیت مستقیم این وضعیت بر عهده ساختار قدرتی است که سپاه پاسداران و شبکه مجتبی خامنه‌ای ستون‌های اصلی آن هستند.

سخن پایانی
امروز، سکوت و تردید در برابر این جنایت‌ها نه فقط خیانت به تاریخ، که همدستی با قاتلان مردم ایران است. جهان باید ببیند و بشنود: سپاه پاسداران و شبکه عنکبوتی مجتبی خامنه‌ای، چهره‌ی واقعی خود را با خون، ترس و غارت مردم ایران نقاشی کرده‌اند. این تصمیم اتحادیه اروپا، اگر با اراده‌ی عملی، پیگیری قضایی و افشای کامل این شبکه همراه شود، می‌تواند دست رژیم را از منابع غارت‌شده کوتاه کند، ماشین سرکوب را فلج سازد و شعله‌ی امید آزادی را در دل مردم ایران روشن نگه دارد.
اما اگر جهان چشم بر جنایات ببندد، تاریخ و وجدان بشری، این سکوت را در کنار طناب دار و خون قربانیان ثبت خواهد کرد. اکنون زمان اقدام فوری، شفاف‌سازی و پایان دادن به مصونیت قاتلان است. هر لحظه تأخیر، خون بیشتری بر دستان آنانی خواهد نشست که می‌توانستند جلوی آن را بگیرند.

البرز سلیمی – ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
اشکان
اشکان
21 روز قبل

کاملا با نظر نویسنده موافقم .
می‌توان اضافه کرد که این تحریم همچنین ضربه ای به راست های افراطی پهلوی است که مشاورینش مانند آهی از مخالفین جدی تحریم سپاه بودند .

آگهی

1
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x