اپوزیسیون مترقی نامنسجم و موج های جنبش اعتراضی – خسرو میرزایی


جامعه ایران علاوه براعتصابها، اعتراضها وتجمع های متعددِ هر روزۀ  صنفی ، درمقاطع مختلف سالهای ۸۸ ،۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ وهم اکنون یعنی دی ماه ۱۴۰۴ موجی از اعتراضها ی فراگیر را  رقم زده است.علیرغم  جان فشانی ها وجاندهی ها و برخی دستاوردهای ارزنده این اعتراضها در سردرگمی  فروکش کرده اند.
از نقطه نظروضع انقلابی یا گذار وتغییر اساسی و اینکه مردم دیگر نخواهند وحکومت  هم دیگر نتواند بروال رایج حکومت کند، شکی نیست که مردم ما دیگر مایل به ادامه این نوع زندگی فلاکت بار درحاکمیت جمهوری اسلامی نیستند اما شق دوم وضع انقلابی یعنی اینکه بالا دستی ها هم نتوانند بروال سابق حکومت کنند یک امر نسبی است . میزان انسجام وتوان ویا عدم انسجام و توان  فرمانروایی حکومت یک  امرنسبی است که به توازن قدرت بین اپوزیسیون و حاکمیت بستگی دارد ، یک امر مطلق نیست، نسبی است واین توانایی درجات مختلفی دارد که انسجام وسازمان یافتگی وسازماندهی اپوزیسیون تشکلهای مدنی باعث ریزش بدنه حاکمیت میگردد، انسجام نه چندان پایدارحاکمیت وایستادگی حکومت در برابرگذاروتغییر را خنثی میکند، تعادل را برهم میزند وبه پیروزی نایل می آید. اما متاسفانه اپوزیسیون ایران از چنین انسجام وسازمان یافتگی وقدرت سازماندهی در درون جامعه برخوردار نیست وپیوند لازم با درون جامعه را ندارد.
ریشه این سردر گمی وعدم موفقیت جنبشهای اعتراضی در مقطع های مختلف درضعف واختلاف وعدم انسجام وپراکندگی وناپختگی اپوزیسیون است . نکته قوت و تداوم عمرفاجعه آفرین این حکومت درهمین ضعف وعدم انسجام اپوزیسیون است. رمزپیروزی اپوزیسیون در اتحاد وهمدلی واشتراک نظر حول یک برنامه  حاوی نکات  کلی ولازم برای جایگرین سازی است که همه نیروها با حفظ عقاید ونظرات خاص خود  حول آن نکات  عمده وضروری  که اشتراک نظر دارند گرد هم آیند وبه سازماندهی در درون وبرون جامعه بپردازند واز کشیده شدن جنبش اعتراضی به روند خشونت آمیز که خواست حکومت است ممانعت بعمل آورد. اپوزیسیون پراکنده وبدون برنامه  وعدم برخوداراز انسجام واتحاد حتی از عهده حکومت ضعیف و درهم گسیخته وفاسد هم بر نمیآید تاچه رسد به حکومت ایدئولوژیک که سطوح مختلف اش دچار آنچنان از هم پاشیدگی نگردیده وهنوز قدرت سرکوب را دارد.
علیرغم تعدد نخبگان ، شخصیت ها ی برجسته ،متخصص وکاردان واحزاب وسازمانهای محالف جمهوری اسلامی ، بعلت پراکندگی وعدم انسجام وعدم برنامه مشترک، اپوزیسیون مترقی ایران اعتبارواقتدارلازم را دربین مردم  نیافته است و خطر راست افراطی فاشیسم مأب متکی به دخالت وا مکانات بیگانگان وجود دارد.
عدم شکل گیری اپوزیسیون منسجم ومقتدروموانع آن
چگونه  اپوزیسیونی وحول کدام محور میتوانست ومیتواند مورد استقبال جامعه قرار گیرد ومرحله گذار را رقم زند. برای پاسخ به این سئوال باید به شرایط وسیر تاریخی جامعه ایران نظر افکند . جامعه ما قرنها  دچار استبداد سلطنتی بوده واکنون هم  گرفتار استبداد دینی ودرهم آمیزی دین باسیاست وحکومت است. بنا بر این اپوزیسیون می توانست ومیتواند  حول محورسکولاریزم ،دمکراسی  ورأی مردم(جمهوریت)  انسجام وا تحاد یابدوهر گونه حکومت فردی  مغایر با تعقل وخرد جمعی ومشارکت مردم در سرنوشت خود را مردود شمارد.حکومت سکولار دمکراتیک  وغیر فردی – میراثی  وانتخاب  با رای مردم نکات  کلیدی  است که همه نیروهای مترقی میتوانند حول آن به توافق واتحاد برسند.
تجزه وتحلیل وروشنگری علمی وفعالیت های نظری امری نیک است اما در شرایط حساس فعلی  سازماندهی  وفعالیت عملی  وتدارک رسانه رسا ومجهز که صدای متحد و رهنمونگر نیروهای مترقی را به گوش مردم برساند ، امری بسیار مهم است. نباید دچارتخیل  کمال پذیری  خودبخود جامعه شد  که گویا مردم جامعه به چنان کمالی رسیده اند که امکان فریب آنها  توسط اغواگران  وجود ندارد. این جنبش اعتراضی در پروسه مبارزاتش برای رهنمون سازی برای ایجاد تغییر وجایگزین مترقی  به صدای رساو بلند گوی اصیل خود نیاز دارد تا صدای واقعی بی صدایان گردد.  با کمال تاسف  نیرویها وشخصیتهای جمهوریخواه و چپ وملی ومترقی هریک ساز مجزای خود خود را مینوازند وضرورت اتحاد را عملا درک نکرده وسرگرم تئوری پردازی وتفسیرند  و درزمینه اتحادو عمل مشترک وفراهم سازی امکانانات ورسانه ای واحد وچشمگیر وصدایی رسا برای رهبری جامعه و کسب قدرت ندارند و دچار پراکندگی ، بی عملی جمعی وفاقد صدای واحد و رسا یند . این بی عملی وعدم اتحادنیروهای مترقی برای جامعه خواهان تحول که فرمانروایان  کنونی را نفی میکند وخواهان جایگزینی از نوع دیگر است، خطر آفرین است.


جنبش اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴

موفقیت جنبش اعتراضی خیابانی درمسالمت آمیزی بودن و پرهیز از خشونت گرایی ،طرح  شعارهای منعکس کننده خواست همه مردم ، تداوم بیشتر و  فرسایشی شدن  اینگونه جنبشهای اعتراضی  است. در این صورت است که جنبش  اعتراضی  نیروی بیشتری را جذب  و در بدنه وسطوح مختلف حاکمیت  تردیدی  و ریزش بیشتری  ایجاد میکند وجنبش اعتراضی اعتراضی گستره واستحکام بیشتری می یابد  ودر دام بهانهء حکومت منتظر سرکوب وکشتار نمی افتد وهر گونه سرکوب وخشونت فیزیکی بهایی سنگین برای حکومت تمام  خواهد شد.
جنبش اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ که از بازار شروع شد ودر واقع گرانی وبی ثباتی قیمت ها مطرح شده با زندگی همه مردم سروکار داشت وبا استقبال مردم روبرو شد ودانشجویان  وتشکل اتوبوسرانی تهران و…  با آن اعلام همبستگی کردند. مسالمت آمیزی و پرهیز از خشونت گرایی ، تداوم وفرسایشی شدن این جنبش اعتراضی خیابانی در تداوم  خود میتوانست  اعتصابهای فزاینده کارگران وتجمع های پر شمار فرهنگیان وباز نشستگان ومالباختگان و…را با خود پیوند دهد و در صورت تداوم بیشتر بتدریج پرسنل شرکت نفت و کارمندان و قشر خاکستری بیشتری را با خود همراه سازد وبه قدرت فرسایشی شکننده  وفلج کننده ای برای حکومت تبدیل شود.
متاسفانه اولین نغمه ناکوک ونا سازگار با روح زمانه وشرایط جامعه ایران توسط رضا پهلوی واطرافیانش نواخته شد که سرانجامی جز بازگشت از استبداد شیخ به استبداد شاه را ندارد . این جریان جز تبلیغ نوستالوژی که  وضع اقتصادی ورفاه در استبداد پیشین بهتراز حکومت  کنونی بود ،هیچ چیز دیگری درچنته ندارد و تلاش دارند که این چنته خالی را( با کمک رسانه هایی که ازماهیت وبودجه شفافی برخوردار نیستند) با سوء استفاده ازجوانان  بی خیر از تاریخ استبداد ودیکتاتوری وسرکوبگری وشکنجه های ساواک حکومت پهلوی جبران کنند . این جریان بنا به ذات استبدادی خود  ادبیاتی  پرخاشگر،خشونت آمیز، اراذل گونه و موهن  نسبت به هر آنچه و هر آنکه با آنها همراه نیست ، دارد.
  این جریان با موج سواری و رویه وشعارهای انحرافی ناشی ازتشنگی برای قدرت و بدون ارتباط با خواستهای جنبش اعتراضی ، در راه وتله ای قدم گذاشت که خواست حکومت جنایتکار وخونریز وسرکوبگرجمهوری اسلامی بود تا بدین وسیله چندهزار نفر را بیرحمانه  قتل عام کند وبه زندان افکند .
سلطنت طلبان به تخطئه اندیشمندان وآگاهان وروشنگران  جامعه  می پردازند زیرا مستبدین دیکتاتوری مسلک  در ذات خود ضد روشنفکر وروشنگری اند و بگفته اندیشمند قرن هیجدهم، ریچارد پرایس  بر این پندارند که  “ملتهای  نا آگاه وفاقد روشنگری در برابر استبداد صبورند ودر برابر ستمگران سر خم میکنند واجازه میدهند مثل گله احشام با آنها رفتار شود”.
  تفکرسلطنت طلبی مبتنی برامتیازهای باستانی وقرون وسطایی امری بی معنی  است که معیار نه شایستگی بلکه اصل ونصب  تبعیض آمیزاست وبنا برماهیت خود با روشنگران که قلمروعقل راگسترش میدهند وانسانها را بسوی استقلال فکری، شکستن زنجیراستبداد وبرابری وآزادی رهنمون میسازند، دشمنی می ورزد.این جریان مستبد خوی وهتاک برای رسیدن به قدرت ازتوسل به هیچ وسیله ای ابا ندارند وبرهمین منوال دست تکدی شان بسوی قدرتهای بیگانه حتی به قیمت بمباران خاک وطن ولکه دارکردن استقلال سرزمینی ایران، درازاست.

«شرهنگامی رواج می یابد که افراد نیک کاری نمیکنند»
ویلیام بُرک
باید پذیرفت که علاوه برحمایت قدرتهای سلطه گر وبودجه وامکاناتی که درخدمت راست فاشیست مأب ایرانی قرار میدهند ،عدم انسجام واتحاد  جمهوریخواهان، چپ گرایان وهمه شخصیت های برجسته ملی مترقی سکولار ودمکراسی خواه در میدان یابی اپوزیسیون استبداد سرشتِ فاشیسم مأب که با شعارهای انحرافی در صدد موج سواری درجنبش اعتراضی بود، مقصر است. این نیروها وشخصیت های مترقی هریک سازخود را میزند وپیرامون حوادث مهم ایران بیانیه مجزای خود را صادرمیکند وحاضربه اتحاد حول نکات عمده وحتی انتشار بیانیه مشترک نیستند.
گرچه  شناخت و تفاسیرنظری وتئوریک از جامعه وشرایط مبارزه  از سوی اپوزیسیون چپ و مترقی امری مهم وارزنده  است اما درچنین شرایطی  نیروهای ملی وچپ وشخصیتهای مترقی  نباید  ازاین امر مهم وحیاتی یعنی تشکیل جبهه واحد و راهکارهای عملی برای تغییرو حضور و سازماندهی ومطرح شدن درجامعه و رهبری جنبش غافل بماند.
جامعه ایران درچنان مخمصه ای عجیبی گرفتاراست که برای رهایی از این فلاکت،ممکن است دچارهمان اشتباه سال۵۷ شود که فقط این حکومت  برود هرکه آید مهم نیست. چنانچه نیروی وشخصیتهای ملی مترقی وچپ نتوانند اتحاد و راهکارو حضورچشمگیر خود را نشان دهند، این مردم بناچار برای رهایی از مخمصه جمهوری اسلامی ممکن دست به دامن هر شری شوند. به تعبیر”ویلیام بُرک” اگرنیکان(نیروهای مترقی ودمکراتیک)  کاری انجام ندهند رواج شر فاشیست مآبهای مردم فریب درجامعه امری طبیعی است. شری که رأس آن جز لقب شاهزادگی هیچ فضیلت، هنر وتوانایی از خود ندارد وقصد دارد استبداد شاهی را جایگزین استبداد شیخی کند.
بقول سعدی:
        بزرگزادۀ نادان به “شهروا”  مانَد/
                       دیار غریبش به هیچ میدانند/

رضا پهلوی شاهزاده نادانی است  که بجز نام شاهزادگی و علم کردن آن توسط کانالهایی با بودجه وهویت مشکوک ومجهول،  هیچ هنر وبصیرت وتوانایی از خود ندارد وبرای رسیدن به قدرت حاضر است جوانان وطن را عجولانه به دم توپ وتفنگ حکومت سرکوبگر وآماده خونریزی بسپارد وجنبش اعتراضی مسالمت آمیز رابخشونتی بکشاند که جمهوری اسلامی منتظر وخواهان آن است . جنبش اعتراضی به اتحاد وهمدلی وخرد جمعی همه اپوزیسیون نیاز دارد.  رضا پهلوی علیرغم هیاهوی واغوا گریش  سیاست واعمال وکارکردش باعث نفاق، به ضرر جنبش اعتراضی ودر راستای خواست و سرکوبگری جمهوری اسلامی وسلطه جویان خارجی است که درغیاب خلأ موجود یعنی ضعف وکاستی وعدم راهکار وعدم حضور موثر نیروهای مترقی میخواهد بازیگر میدان شود.
       ماه درخشنده چه پنهان شود/
                 شب پره بازیگر میدان شود/

– “شهروا” سکه ای استکه جزدرمحل ضرب،  هیچ ارزش واعتباری  ندارد

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی