“کنگره ملیتهای ایران فدرال” و “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران” جداگانه از فراخوان به گردهمآئی جمهوریخواهان در کُلن-آلمان حمایت به عمل آورده بودند. این دو ائتلاف سیاسی ضمن مشارکت فعال و چشمگیر در این گردهمآئی، پیام مشترکی نیز صادر نمودند که بخشی از آن توسط خانم بهار حسینی (عضو حزب دمکرات کردستان ایران) قرائت شد و مورد استقبال شرکت کنندگان در این گردهمآئی قرار گرفت. همچنین از طرف جریانات عضو “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران”، بهروز ملکشاه (از مسئولین “کومهله زحمتکشان کردستان”) و اسفندیار جاوید (نماینده “سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران”) در لیست سخنرانان قرار گرفته بودند.
در دفاع از مبارزات مردم ایران و محکومیت جنایات سازمانیافته جمهوری اسلامی
ما این دو ائتلاف سیاسی، در همصدایی با مبارزات مردم ایران، قتلعام هدفمند، سرکوب خونین و جنایات سیستماتیک جمهوری اسلامی علیه جنبش حق طلبانە جامعه بە ستوە آمدە و در بند ایران را قاطعانه محکوم میکنیم. آنچه در خیزش اخیر مردم ایران رخ داد، نه رویدادی تصادفی بود و نه واکنشی مقطعی، بلکه بیان فشرده بحرانی عمیق و انباشته در ساختار سیاسی–اقتصادی جمهوری اسلامی است؛ بحرانی که امروز خود را در پیوند روزافزون اعتراضات معیشتی، صنفی و اجتماعی با مطالبات سیاسی نشان میدهد.
گزارشهای تکاندهندهای که از نقاط مختلف ایران منتشر شدهاند و از انباشت پیکر جانباختگان، ناپدیدسازیهای قهری افراد و اجساد، تهدید خانوادهها و دستگیریهای گستردە و رفتارهای غیرانسانی با بازداشتشدگان و کلید خوردن موج تازە اعدامها حکایت دارند، زنگ خطری جدی برای وجدان بشریتاند. پنهانکاری، ارعاب و سرکوب حقیقت، خود ادامه همان جنایت است و باید فوراً توسط نهادهای مستقل بینالمللی بررسی، مستندسازی و پیگیری شود.
جنبش اخیر مردم ایران، ادامهی مستقیم و ناتمام خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود؛ جنبشی که با به چالش کشیدن سلطه بر بدن، زندگی و آزادی انسان، بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را متزلزل کرد. امروز همان جنبش، در پیوند با مطالبات معیشتی، طبقاتی و اجتماعی، به متن زندگی روزمره اکثریت جامعه کشیده شده و نظم حاکم را در تمامی سطوح با بحران مواجه ساخته است. این تحول نشان میدهد که جامعه نه خواهان اصلاحات سطحی، بلکه در جستوجوی دگرگونیای بنیادین است.
شرایط سیاسی ایران از آغاز اعتراضات سراسری تاکنون بهسرعت تغییر کرده و همچنان در حال تغییر است. این تغییر، نه صرفاً در شدت و ضعف خیابان، بلکه در دینامیسم جنبش، آرایش نیروهای اجتماعی و افقهای کوتاهمدت پیشرو جریان دارد. آنچه امروز در خیابانها، محیطهای کار، بازارها، دانشگاهها و جادهها میگذرد، نتیجه انباشت تاریخی ستم، استثمار، تبعیض و حذف سیستماتیک جامعه از حق تصمیمگیری درباره سرنوشت خویش است.
در این مسیر، یک واقعیت بنیادین بار دیگر عیان شده است: مبارزه برای رهایی در ایران بدون بهرسمیت شناختن ملیتها و بدون پیوند واقعی میان جغرافیاهای مختلف مبارزه، امکانپذیر نیست. از کردستان تا تهران، از کرماشان تا خوزستان، از ایلام تا سیستان و بلوچستان، مبارزات به هم گره خوردهاند و نشان دادهاند که ستم ملی، جنسیتی و طبقاتی، اجزای یک ساختار واحدند.
خاستگاه «زن، زندگی، آزادی» از کردستان، به افقی سراسری بدل شد و اعتصاب عمومی در کردستان، یکی از روشنترین جلوههای این پیوند بود؛ شکلی آگاهانه، جمعی و سازمانیافته از مقاومت که نشان داد جامعه میتواند فراتر از اعتراض خیابانی، ماشین سرکوب را به چالش بکشد. این تجربه حاشیه نبود؛ بخشی جداییناپذیر از متن جنبش بود.
پاسخ جمهوری اسلامی، همان پاسخ همیشگی بود: گلوله، زندان، شکنجه، اعدام و ارعاب. خشونتی که نه نشانه قدرت، بلکه نشانه هراس عمیق حاکمیت از جامعهای است که از انفعال عبور کرده است. این سرکوب، شکاف میان مردم و قدرت را عریانتر و آشتیناپذیرتر از همیشه کرده است.
اما این جنبش فقط علیه جمهوری اسلامی نیست؛ هشداری روشن درباره آینده نیز هست. در این روند پروژەی راست افراطی، با تکیه بر تبلیغات گسترده و حمایت بخشی از راست جهانی، کوشید خود را بهعنوان بدیل جا بزند. هرچند این پروژه با موانع جدی روبهرو شده، اما توهم است اگر تصور شود که خودبهخود از صحنه حذف خواهد شد.
استبداد فقط نام و لباس عوض میکند. استبداد دینی و استبداد سلطنتی، دو شکل از یک منطقاند؛ منطقی که مردم را از فاعل سیاسی به تماشاگر قدرت تقلیل میدهد. هیچ بلوک واحد، هیچ رهبر منجیگونه و هیچ پروژه اقتدارگرای تازهای، پاسخگوی خواستهای برحق مردم نخواهد بود.
از همینرو، وظیفه نیروهای آزادیخواه، دموکراسیطلب و برابریخواه، صفبندی سیاسی روشن و عملی در برابر هر شکل از بازتولید استبداد است. بدیل واقعی، متکثر است؛ از پایین شکل میگیرد؛ بر سازمانیابی مستقل نیروهای اجتماعی، برابری ملیتها، آزادی زنان، عدالت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت استوار است.
وظیفه ما در خارج از کشور، نه سخنگویی بهجای مردم، بلکه پیوند زدن مبارزه در داخل با همبستگی فعال و مسئولانه است: افشای بیوقفه جنایات، فشار سیاسی مؤثر و ساختن شبکههای پایدار همبستگی.
ما امروز و در این گردهمائی اعلام میکنیم:
در کنار مردم ایران ایستادهایم.
در کنار زنانی که پیشاپیش صفوف مبارزهاند.
در کنار تمامی معترضان و مبارزان بە وسعت همه جغرافیای مقاومت.
و در برابر هر شکل از استبداد، بدون استثنا، ایستادهایم.
در این لحظه تاریخی، بیطرفی توهم است.
این مبارزه ادامه دارد.
و آینده را مردم آگاه و متشکل رقم خواهند زد.
هرچە مستحکمتر باد پیوند و همبستگی مردمان ایران
زنده باد آزادی، برابری و زن، زندگی، آزادی
نە شاە نە شیخ نە رهبری
دمکراسی، برابری
دو ائتلاف سیاسی :
“همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران”
تفاهمنامه ائتلاف سیاسی “همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران”
کنگرەی ملیتهای ایران فدرال
کُلن ـ یکشنبە ۲۵ ژانویە




