تردیدی نیست که انسان گاه خواسته و در بسیاری موارد ناخواسته حوادث را از یاد می برد ، به نظر بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان همین عامل فراموشی است که زندگی را قابل تحمل می کند. اما بسیاری از متفکران جهان را باور براین است که فراموشی مقدمه ی فراهم کردن ساز و کار جدیدی است برای کسانی که حکومت های غارتگر را در جهان با همیاری کارخانجات اسلحه سازی و شرکت های پیمانکاری ، سامان دهند .
در میان تمام ملت های جهان، متاسفانه ما ایرانی ها از همه فراموشکارتر و زودباورتر هستیم . این سئوال که چرا ما حاضر نیستیم گذشته ی خود را بکاویم و آینده را براساس مبارزه ی بی امان برعلیه بیدادگری ها و جنایت های بی وقفه ی حاکمان در قدرت ( جمهوری اسلامی) و حکومت فاسد و جنایتکار رژیم گذشته ( پادشاهی پهلوی) از نو بسازیم ؟ همواره در ذهن من و ما نقش می بندد .
واقعیت این است که فریاد آزادی خواهی را غارتگران وابسته به رژیم پهلوی سر نمی دهند آن ها جان برکف در برابر ظلم سینه سپر نمی کنند چرا که غم نان ندارند . جان و مال شان در خانه های میلیاردی که از خزانه ی ملت به غارت برده اند، در آمریکا و اروپا در امان است . با این همه در هر بزنگاهی خود را شریک مبارزات مردم ایران می دانند . رضا پهلوی رهبر این جماعت اندک ، اما پرهیاهو شرم نمی کند وبا وقاحت می گوید: من سعی کردم مشعل مبارزه را چهل سال زنده نگه دارم . آقای پهلوی کسانی که متن سخنرانی شما را نوشته اند بنا به ضرب المثل معروف حیا را خورده و شرم را قی کرده اند . مشعل مبارزه در کلوپ های شبانه و قمار خانه ها که بنا به گفته ی اردشیر زاهدی یار قسم خورده ی پدرتان پاتوق سال های جوانی و میان سالی شما و اطرافیان تان بوده روشن نشده . مشعل مبارزه با خون کارگران و مستمری بگیرانی که کودکی و جوانی شان شان در کارخانجات و دخمه های قالی بافی و کوره های آجرپزی به تاراج رفته تا دزدان و غارتگران مال بیندوزند حکمرانی کنند، روشن و حفظ شده . این مشعل را مبارزات بی امان دانشجویان و معلمان و خلق های محروم ستمدیده ی این آب و خاک زنده نگه داشته اند . اعلحسرت و پیروان چشم و گوش بسته ی او نه می خواهند و نه می توانند چرایی خیزش های چندساله را دریابند . هدف غایی آن ها نشاندن تاج شاهی برس تهی از مغز رضا پهلوی است .
تصاویری که از اقصی نقاط جهان در به اصطلاح پشتیبانی از مبارزات حق طلبانه ی زحمتکشان و زنان و جوانان می بینیم ، بیش از همه نشان از سردرگمی و چه بسا بی هویتی بخشی از ایرانیان که تنها امتیازشان زور بازو، فحاشی و عدم پای بندی به اصول اولیه ی انسانی است . جو حاکم بر بسیاری از این تجمعات شعبان بی مخ ها و پری بلنده ها را در خاطر ها تدائی می کند . به یقین نوجوانان و جوانان خاطره ای از وحشیگری های اوباش آن دوران ندارند . بخشی ازاین بی خبری حاصل تفکر بسیاری از والدین تحت این عنوان که جوانی ما به هیچ رفت و اجازه نمی دهیم فرزندان ما ن هم در آینده افسوس بخورند ، و بخش دیگر بی عملی و جه بسا سکوت نیروهای مترقی ، در برابر مهاجمان به دستاوردهای سازمان ها و انجمن های مردمی در دوران سیاه رژیم دیکتاتور و سرکوبگر رژیم پهلوی است. هر ایرانی متعهدی باید حداقل در برابر وجدان خود پاسخگوی اهمال کاری وچشم بستن بر واقعیت های تلخ پیرامون خود باشد. سال هاست که بسیاری از ایرانیان در اقصی نقاط جهان بر حمایت از خیزش های مردمی پای می فشرند ، سال هاست که نیروهای مترقی در تظاهرات و تحصن ها تحت عنوان احترام به دموکراسی و شناخت حق آزادی بیان چشم بر قبضه کردن های چند مزدور سازمان امنیت و اطلاعات پهلوی ( ساواک) فرو بستند . سال ها سلطنت طلبان تظاهرات چند هزار نفری را پنج یا ده نفر با پرچم و علم و کوتل در پیشاپیش جمعیت قبضه کردند ، فیلم ها در شبکه ها تلویزیونی وابسته گان رژیم منفور پهلوی به نمایش درآمد تا از بودجه ی خزانه ی دولت های مختلف در آمریکا و متحدان اروپایی اش ، مانع شنیدن صدای رنج دیدگان شوند . باید بپذیریم که ما با سکوت راه را برای یکه تازی هایشان هموار کردیم. در چند سال اخیر جنبش های مردمی را مصادره و به بیراهه کشاندند . وابستگی و نوکر صفتی یکی از اصول اولیه ی این جماعت به اصطلاح آریائی است . پرچم اسرائیل بالاتر از پرچم شاهنشاهی شان در احتزاز است ، راهپیمایی های مردمی را با در دست داشتن پرچم اسرائیل و اخیر پرچم آمریکا مصادره می کنند . حمایت بی چون و چرای شان از حمله ی آمریکا و اسرائیل به ایران ، تو که گویی در سیاره ای غیر از این جهان که بخش اعظم آن توسط نیروهای نظامی آمریکا و متجاوزان ارتش اسرائیل ویران شده ، بسر می برند . سرنگونی دولت قاتونی مصدق در ایران ، توسط دست نشاندگان داخلی به سرپرستی شعبان بی مخ و فواحش کشتار در اندونزی ، جنگ در آرژانتین ، کودتای شیلی و نیکاراگوئه ، و…. بمباران عراق و افغانستان و لیبی ، نسل کشی در غزه ، تحت عنوان بی مسمای دفاع از حقوق مردم و برقرای دموکراسی ، اما دستاورد همه ی این تهاجمات کشتار غیر نظامیان و آوارگی میلیونی و ویرانی بود ،آیا این حقایق را مزدوران رژیم پهلوی نمی دانند ؟ ناگفته پیداست که تاریخ ایران را نخوانده و نمی دانند در دوران سلطنت ننگین پهلوی چه خون ها بر سنگفرش خیابان ها و دانشگاه ها ریخته شد ، آیا این جماعت از شکنجه های طاقت فرسا در درون زندان ها ی شاهنشاهی بی خبرند؟ خبر تیرباران زندانیانی که دوران محکومیت شان را می گذراندند از زبان شکنجه گر ساواک (تهرانی) در تپه های اوین شنیده اند ؟ آیا در همین فضای مجازی گوشه هائی از زندگی مردم را در مناطق محروم دیده اند ؟ تصاویر حقارت بار دست بوسی های شاه شاهان را می بینند ؟ و با این همه حسرت آن دوران را می خورند ؟ اگر چنین است وای به حال مادرانی که چنین گرگ هائی را در دامان خود پروراندند. مادرانی که در خفا می گریند و بر بی تدبیری خویش افسوس می خورند. خانم فرزانه ی روستائی که پیشنهاد می فرمایند نام میدان ونک را به ترامپ تفییر دهند ، حتما ایشان خبر دارند که قرار است به زودی در میدان ونک آمریکا و اسرائیل بمب برسر مردم بی دفاع بریزند . ایشان فراموش کردند پیشنهاد بدهند میدان تجریش را به پاس بمب های رهائی بخش در حمله ی دوازده روزه ی ائتلاف آمریکا و اسرائیل که جان هزاران غیر نظامی را گرفت به نام متان یاهو تغییر بدهند. تراژدی بی هویتی به این افراد ختم نمی شود ، خانم شیرین عبادی برنده ی جایزه ی صلح نوبل !!!! هم خواهان حمله ی نظامی آمریکا به ایران است !!!! انگار ایشان نمی خواهند در بی هویتی از همتای ونزوئلائی شان خانم ماچادو عقب بمانند . این سبقت گرفتن ها دامان عده ای فرصت طلب را هم گرفته و رضا پهلوی را ، که هزاران بار از ترامپ و نتان یاهو می خواهد ایران را بمباران کنند را شاهزاده و بهترین الترناتیو در این دوران می دانند . در زبان عامیانه به این گونه افراد می گویند جوگیر شده اند . فردی به نام سخن مطلبی در گویا نیوز نوشته و از همه ی ایرانیان می خواهد که به نخست وزیر اسرائیل نامه بنویسند و از او بخواهند تا جلوی کشتار غیر نظامیان در ایران را بگیرد . از هیتلر خواهش کنیم که جلوی کشتار موسولینی را بگیرد .آآآآ جلاد غزه و لبنان فرشته ی نجات سلطنت طلبان است . پرسش این است که آیا باید به حال نزار این جماعت تاسف خورد و به حال خود رهایشان کرد تا در دنیای خیالی شان سیر وسیاهت کنند ؟ یا باید گفت و نوشت تا فردا در برابر خلق های محروم و ستمدیده پاسخگو باشند. بسیارانی در حیرتند که چگونه یک وطن پرست خواهان تجاوز به خاک میهن اش است و از چه رو زنی که خود را ملکه ی ایران می داند شرم نمی کند شعار اسرائیل بزن را در صفحه ی اینستاگرامش با افتخار به نمایش می گذارد ، چرا عده ای براین باورند که ایران باید به دوران دیکتاتوری بازگردد ؟ روی سخنم با عروسک های خیمه شب بازی در خارج از کشور است ، شرم نمی کنید از یک گشور بیگانه تقاضا می کنید ایران را بمباران کند ؟ فاجعه بار تر موضع گیری کسانی است که انتقادشان به رضا پهلوی نه از سر وابستگی او به یک گشور بیگانه بلکه عدم اطمینان او از دخالت آشکار و بمباران ایران است . از این جماعت باید پرسید مگر نمی بینید که هدف نهایی دولت ها و در راس آن ها آمریکا دست یابی و غارت منابع طبیعی کشورها است .امروز آمریکا نقاب از چهره برداشته ، صاف و پوست کنده می گوید : نفت و منابع ونزوئلا متعلق به آمریکا است و فقط شرکت های آمریکایی حق استخراج و فروش نفت را دارند ، در پی مخالفت رئیس جمهور ونزوئلا از طرح واگذاری ، او را می ربایند تا در دادگاهی در شهر نیویورک به جرم صدور مواد مخدر به آمریکا محاکمه ومجازات کنند ، اعضای باندی که در امریکا برچهان حکم می راند ، همگی سال ها سودای غارت و گشتار را در سرپرورانده ، و منتظر فرصتی مناسب بودند تا طرح نابودی کشورها را رقم زنند .با همه ی این شواهد غیرقابل انکار سلطنت طلبان یاوه سرائی های رضا پهلوی را تکرار می کنند و از رئیس جمهور فاسد آمریکا ، و نخست وزیر جانی اسرائیل می خواهند به ایران حمله کنند تا مردم از شر این رژیم آخوندی که دست پرورده ی دستگاه فاسد سلطنت بوده رهایی یابند ، تا بلافاصله در چنگال خون آلود دیکتاتوری سلطنت گرفتار شوند . برای آن ها مردم ایران و درد و رنج شان در آخرین رتبه قرار دارد آن چه که آن ها می خواهند ایران چند تکه است . برای رضا پهلوی و سلطنت طلبان که خلق های ایران را تجزیه طلب و عامل بیگانه می پندارند، رهائی از شر بقول خودشان این مناطق مزاحم است . آیا کسانی که دانسته یا نادانسته با این حماعت هم آوا می شوند می دانند که رهبر خود خوانده چه نیت پلیدی درسر می پروراند .؟ ما امروز چهره ی پلید این جماعت را می بینیم و حرف های مشمئز کننده ی شان را می شنویم ، آن ها با وقاحت تمام می گویند که : مخالفان سلطنت را در شهرهای مختلف جهان شناسائی کردیم ، بدانید روزی که به قدرت رسیدیم ، به حسابتان می رسیم .!!!!
ساده لوحانه است اگر تعبیر و تفسیرهای خبرنگاران و سیاستمداران را باور کنیم که ترامپ خودسرانه تصمیم می گیرد و اعمال او مورد تائید سیاستمداران آمریکا نیست . از همه ی کسانی که بر این باورند باید پرسید : نقش نمایندگان کنگره و سنا و دیگر نهادهای موجود در آمریکا چیست؟ اگر بخش اعظم این نمایندگان بر این باورند که تصمیم ها و رفتار ترامپ به نابودی دستاوردهای دموکراسی در ایالات متحده و لاجرم جهان منجر می شود ، از چه رو سکوت می کنند ؟ من هم مانند بسیاران اعتراض های آبکی شان را در مجلس و رسانه ها می خوانم و می شنوم . اما من بر خلاف نظر خوش باوران معتقدم که نمایندگان باید گام های عملی بردارند که ساده ترینش استعفای دست جمعی از سنا و کنگره است. اولین گام در هر اعتراضی چشم پوشیدن از منافع شخصی است . از چه رو جهان شاهد اعتراض جمعی نمایندگان در آمریکا نیست ؟ پاسخش را باید در عملکرد دولت های مختلف جستجو کرد . اوباما برنده ی جایزه ی صلح نوبل فرمان خونین ترین جنگ ها در هفت کشور از جمله عراق، سوریه ،لیبی، یمن ، سومالی و پاکستان صادر کرد ،. مشگل حزب دموکرات با دولت ترامپ بر سر یکه تازی های او نیست .آن ها می خواهند همانند دوران کندی، کارتر، کلینتون و اوباما در پشت درهای بسته ملت ها را آواره کنند . ترامپ صراحتا می گوید که جهان باید تابع آمریکا باشد ولی آن ها کاری می کردند که کشورهای دیگر به ناچار در برابر خواستهای آمریکا کوتاه می آمدند . کسانی که این واقعیت را انکار می کنند. باید بدانند دوران فریب افکار عمومی بسر آمده ، دیر نخواهد بود آن روزی که ستم دیدگان زنجیر از دست و پا برنهند و ستمگاران را به زیر کشند ، و فریاد بزنند:.».
بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویا پروران در رویای خویش داشته اند.
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسباب چینی کنند
تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد
لنگستون هیوز ترجمه ی احمد شاملو..

