روژئاوا در خط مقدم نبرد علیه ارتجاع وفاشیسم جهانی؛ از کوبانی تا امروز، مقاومت به‌مثابه بدیل تاریخی – عمر مینایی

آنچه امروز علیه روژئاوا جریان دارد، نه یک بحران مقطعی و نه یک درگیری محلی، بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای درهم شکستن یکی از رادیکال‌ترین و الهام‌بخش‌ترین بدیل‌های سیاسی ـ اجتماعی در خاورمیانه است.
روژئاوا نماینده مدلی است که با اتکا به خودسازمان‌دهی مردمی، رهایی زنان، همزیستی خلق‌ها و دموکراسی از پایین، نظم مسلط مبتنی بر اقتدارگرایی، مردسالاری، فرقه‌گرایی و معامله‌گری قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی را به چالش کشیده است.
به همین دلیل، روژئاوا نه به‌عنوان یک «مسئله امنیتی»، بلکه به‌عنوان یک تهدید ایدئولوژیک هدف قرار گرفته است.
مقاومت تاریخی کوبانی و شکست داعش، نقطه عطفی بود که نشان داد تروریسم را می‌توان نه فقط با بمباران و مداخله خارجی، بلکه با مقاومت سازمان‌یافته مردمی، مشارکت زنان و اراده جمعی شکست داد.
کوبانی ثابت کرد که مردمِ سازمان‌یافته می‌توانند در برابر یکی از وحشیانه‌ترین اشکال تروریسم بایستند و پیروز شوند. این پیروزی، تنها یک شکست نظامی برای داعش نبود؛ این یک شکست سیاسی و نمادین برای کل منطقی بود که منطقه را میان تروریسم، استبداد و قدرت‌های مداخله‌گر تقسیم کرده است.
به همین دلیل، پروژه امروز علیه روژئاوا را باید ادامه همان نبرد دانست، اما در شکلی بازتولیدشده. یورش نیروهای وابسته به احمد شرع، از منظر تحلیلی، چیزی جز بازآرایی بقایای تروریسم در قالبی «کارکردی» برای پروژه‌های منطقه‌ای نیست.
این نیروها نه یک پدیده مستقل، بلکه ابزار اجرایی یک طرح بزرگ‌تر هستند؛ طرحی که با حمایت مستقیم دولت اردوغان، همراهی سیاسی و مالی کشورهای مرتجع عرب، و با چراغ سبز یا تساهل آگاهانه آمریکا و اسرائیل پیش می‌رود.
این ترکیب به‌روشنی نشان می‌دهد که مسئله نه مبارزه با تروریسم، بلکه استفاده ابزاری از تروریسم برای نابودی یک تجربه رهایی‌بخش است.
دولت اردوغان سال‌هاست با مداخله نظامی، حمایت از نیروهای نیابتی و مهندسی بی‌ثباتی، به‌طور سیستماتیک علیه هر شکل از خودگردانی کردی و هر الگویی که بتواند الهام‌بخش دموکراسی از پایین باشد، عمل کرده است.
این سیاست یک «خطا» یا «واکنش امنیتی» نیست؛ این یک انتخاب آگاهانه برای ضربه‌زدن به هر بدیلی است که می‌تواند منطق اقتدارگرایی منطقه‌ای را به چالش بکشد.
در کنار آن، کشورهای مرتجع عرب با منابع مالی، پشتیبانی سیاسی و همسویی ایدئولوژیک، به این پروژه سوخت می‌رسانند؛ زیرا تجربه روژئاوا مستقیماً بنیان‌های نظم محافظه‌کارانه، مردسالار و متمرکز آنان را تهدید می‌کند. الگویی که زن را به نیروی مرکزی سیاست بدل می‌کند و مردم را از موضوع سیاست به فاعل سیاست ارتقا می‌دهد، برای این دولت‌ها یک تهدید وجودی است.
اما نقش قدرت‌های جهانی شاید رسواترین بخش این معادله باشد.
چراغ سبز آمریکا و اسرائیل—چه در قالب سکوت، چه در قالب اولویت‌دادن به ملاحظات ژئوپولیتیک—نشان می‌دهد که در منطق نظم جهانی، حقوق بشر، دموکراسی و مبارزه با تروریسم تا جایی معتبر است که با منافع استراتژیک آنها در تضاد قرار نگیرد.
انها روزی برای سر احمد شرع جایزه میلیون دلاری تعیین می کردند و امروز ،همین داعشی سلفی جنایتکار را رئیس جمهور سوریه کرده اند.
وقتی پای روژئاوا در میان است، این اصول به‌راحتی قربانی می‌شوند. این نه تناقض، بلکه ماهیت این نظم است.
حمله به روژئاوا، حمله به یک منطقه نیست؛
حمله به یک ایده است.
ایده‌ای که کوبانی آن را با خون، مقاومت و پیروزی به تاریخ ثبت کرد:
این‌که مردم می‌توانند از پایین قدرت بسازند،تروریسم،فاشیسم،تمایت خواهی و ستمگران را شکست دهند.
امروز، همان‌گونه که کوبانی با اتحاد، سازمان‌یافتگی و اراده جمعی داعش را شکست داد، بار دیگر نیز می‌توان با اتحاد و همبستگی، برگ زرین دیگری در تاریخ جنبش اجتماعی محرومان و ستمدیدگان افزود.
این فقط دفاع از یک جغرافیا نیست؛ این دفاع از یک افق است—افقی که در آن زن، آزادی، برابری، و خودسازمان‌دهی مردم به ستون‌های واقعی قدرت بدل می‌شوند.
مردم به طور مستقیم در تعیین سرنوشت خود شریک هستند تا دنیای عاری از « ظلم،ستم،بیعدالتی و نابرابری را» برای خود بسازند.
در این میان، اتحاد همه کردها یک ضرورت تاریخی است.
تفرقه، رقابت‌های درون‌ملی و محاسبات کوتاه‌مدت، دقیقاً همان چیزی است که پروژه ارتجاع جهانی بر آن حساب کرده است.
دفاع از روژئاوا باید به محور همبستگی سراسری کردها تبدیل شود؛ به‌عنوان دستاوردی جمعی و نماد یک امکان تاریخی برای همه بخش‌های کردستان.

همزمان، این یک فراخوان جهانی است به همه انسان‌های آزادی‌خواه و برابری‌طلب: جنبش‌های فمینیستی، نیروهای مترقی، اتحادیه‌های کارگری، فعالان ضد فاشیسم و مدافعان حقوق بشر. شکست روژئاوا به‌معنای تقویت تروریسم، اقتدارگرایی و ارتجاع در مقیاسی فراتر از سوریه است.
دفاع از روژئاوا، دفاع از امکان یک سیاست متفاوت در جهانی است که هر روز بیش‌تر به سمت نظامی‌گری،جنگ،خشونت،فقر،تبعیض، فساد، سرکوب و معامله بر سر سرنوشت محرمان،ستمدیده گان و ملت‌های تحت ستم رانده می‌شود.
کوبانی نشان داد که پیروزی در اتحاد و همبستگی ممکن است.
روژئاوا امروز یادآور این حقیقت تلخ است که این نبرد هنوز ادامه دارد.
با اتحاد، همبستگی و سازمان‌یافتگی،
می‌توان بار دیگر تاریخ را به نفع ستمدیدگان نوشت.
دفاع از روژئاوا،
دفاع از کرامت انسان،
و دفاع از آینده‌ای است که هنوز می‌توان آن را از چنگال تروریسم، فاشیسم و نظم ارتجاعی نجات داد.


عمر مینایی

۲۲ژانویه ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی