
آنچه امروز در روژاوا جریان دارد، نه یک «درگیری محلی» یا ملی و نه پیامد گریزناپذیر «پیچیدگیهای سوریه» است، بلکه نتیجهی مستقیم همدستی نظم دولتمحور جهانی سرمایه در نابودی یکی از کم مانندترین تجربههای انسانی خودمدیریتی انسانی در خاورمیانه است. یورش سازمانیافتهی نیروهای نیابتی، گروههای تبهکار و ساختارهای امنیتی وابسته به ترکیه و قطر، این دو مرکز اسلامی اخوان المسلمین، تنها زمانی ممکن شد که چراغ سبز سیاسی صادر شد و سکوت بینالمللی به تصمیمی آگاهانه بدل گشت. این دو حکومت منفور، دولت اخوانی-داعشی خود را به رهبری محمد جولانی- رهرو ابوبکر بغدادی- به قدرت نشانیده بودند.
دیپلماسیِ ثبات؛ ماشینِ نسلکشی
این جنگ، برای درهم کوبیدن روژاوا و الگوی خودمدیریتی بود. این یورش، تحمیلشده و طراحیشده است؛ محصول دیپلماسیای که در پاریس، واشنگتن و دیگر پایتختها با زبان «ثبات»، «گذار» و «واقعگرایی» سخن میگوید، اما در عمل، قتل، ویرانی و جنایت علیه بشریت،جنایت جنگی و نسل کشی را ممکن میسازد. در حالیکه رهبری برخاسته از جریانهای جهادی و داعشی از سوی سازمان ملل (دولتها) و «کاخ ناسپید» رواددی ویژّ داده شد تا از زیر پیگیرد پلیس بینالملل، به دیدار با ماکرون در می ۲۰۲۵ برده شود و در الیزه فرانسه و سازمان ملل و کاخ ناسپید، با شتاب بهرسمیت شناخته میشو. آنگاه که تحریمهای علیه سوریه، ابزار بازار خرید وفروش دولت میشوند و وقتی سازمان ملل به نهادی برای اعطای معافیت و مشروعیت بدل میشود، نتیجه روشن است: روژاوایان ـ و روژآوا این الگوی انسانی باید از روی ا برچیده و قربانی شوند.
جرمِ روژاوا: بدیلِ بیدولت و برونگرا
در این میان، دفاع از خودمدیریتی صرفاً یک واکنش نظامی و سیاسی منطقهای نیست، بلکه کنشی سیاسی علیه نظم مسلط جهانی است. نظمی که هیچ بدیل بیدولتی را تحمل نمیکند؛ یا آن را به همپوشانی و ادغام وادار میسازد یا به نابودی. روژاوا نه به سبب «درونگرایی»، بلکه دقیقاً بهخاطر برون گرایی و فراملیتی، و قدرت نمادین و عملیاش هدف قرار گرفته است: به جرمِ نشاندادن این امکان که سیاست میتواند بدون دولت، بدون اقتدار متمرکز و بدون منطق حذف وانکار دیگران عمل کند.
از اشرفیه و شیخمقصود تا دیرالزور: نقشهٔ عقبنشینیِ تحمیلی
در پی حملهٔ ۶ ژانویهی جاری به بخشهایی از مناطق تحت خودمدیریتی اشرفیه و شیخ مقصور در غرب حلب، که با ویرانی گسترده، حمله به بیمارستان و کشتار غیرنظامیان همراه بود، ترکیه با چراغ سبز آمریکا و در سکوت و دادن سهیم در جولان ودمشق به اسرائیل، دستور آغاز یورشی ناگهانی را به نیروهای نیابتی خود و ساختار اسلامگرای حاکم در سوریه صادر کرد. در همین چارچوب، نمایندهٔ آمریکا، برت مکگورک، در دیداری با هیئت روژاوا به رهبری مظلوم کوبانی (عبدی) در اقلیم کردستان، نقش ابلاغکنندهٔ تصمیمی تحمیلی را ایفا کرد: عقبنشینی نیروهای خودمدیریتی از دیرالزور، رقه، طبقه و بخشهایی از حلب.
گسیلِ صد هزار نیروی القاعده و داعش
در پی این فشار سیاسی–نظامی، صبح یکشنبه بیش از صد هزار نیروی بسیجشده از گروههای وابسته به القاعده و داعش، با حمایت مستقیم ارتش ترکیه، حملهای خونبار را آغاز کردند. در پی عقبنشینی نیروهای YPG و YPJ، شهرها و مناطق یادشده به اشغال نیروهای مهاجم درآمد.
جنگِ وجودی: هدف، نابودی دستاوردهای ۱۳ ساله
روژاوا ــ سرزمین مقاومت و خودمدیریتی ــ اکنون زیر یورش هماهنگ و سازمانیافتهٔ نیروهای افراطیِ بسیجشده توسط دولتهای ترکیه و سوریه قرار دارد؛ یورشی که هدف آن اشغال شهرها، درهمشکستن ارادهٔ خلق و نابودی دستاوردهای ۱۳ سالهٔ مقاومت و نخستین الگوی خودمدیریتی مردمی در این جغرافیاست. در این شرایط، روژاوا بیش از هر زمان دیگری به همبستگی فوری نیاز دارد؛ چرا که سرنوشت جنبشهای رهاییبخش در ایران و روژاوا بهطور جداییناپذیر به یکدیگر گره خورده و دولتهای ارتجاعی منطقه، با وجود اختلافات ظاهری، در سرکوب ارادهٔ آزادی و زندگی آزاد به نقطهٔ اشتراک رسیدهاند.
سکوت امروز، همدستی امروز و فرداست
فراخوانهای منتشرشده از سوی نیروهای خودمدیریتی و ساختارهای دفاعی منطقه، تنها خطاب به مردم روژاوا نیست. این فراخوانها مستقیماً وجدان جهانی را نشانه میگیرند. سکوت امروز، همدستی امروز و فرداست. هر فرود و دولت و نهادی که با زبان دیپلماسی این یورش را توجیه میکند، هر نهادی که به نام «ثبات» چشم میبندد، و هر رسانهای که این جنایت را عادیسازی میکند، در این مسئولیت تاریخی سهیم است.
دفاع از روژاوا: دفاع از امکانِ رویکرد دیگر
پشتیبانی از روژاوا دفاع از یک جغرافیا نیست؛ دفاع از امکان رویکرد دیگر است. سیاستی که از جایگاه کارگر و فرودست، زیست بوم و زنان، در برابر منطق دولت-ملت، مرز، نسلکشی و حذف میایستد. اگر روژاوا فروبپاشد، پیام آن روشن خواهد بود: نظم جهانی هیچ امیدی را تحمل نمیکند مگر آنکه آن را به نمایش بیخطر، به «اگزوتیکسازی امید» و به الهامی اخلاقی و رمانتیک بی خاصیت برای مصرف کافهای تقلیل دهد.
در چنین شرایط تاریخی است که لحظهی انتخاب در برابرما است. یا همبستگی فعال، فشار سیاسی و کنش جمعی علیه این جنایت سازمانیافته، یا پذیرش این واقعیت که نظم جهانی و نئولیبرالیسم حاکم بر جهان، بار دیگر نشان داده است چگونه با بدیلهای رهاییبخش برخورد میکند. تاریخ، این سکوت یا این ایستادگی را ثبت خواهد کرد.
۱۹ ژانویه: پیمانِ ایستادگی تا آخرین قطره خون
روز ۱۹ ژانویه، با بازتاب فراخوان از سوی یگانهای مدافع زنان، شورای فرماندهی یگانهای مداغع خلق، مظلوم عبدی فرماندی مشترک نیروها سوریه دمکراتیک (قسد) فوزا یوسف عضو، زن شجاع و رهبری مشترک پ ی د (حزب اتحاد دمکراتیک) سوریه، رهبری مظلوم عبدی وکنگره استار و فرمادهان زن از ایستادن تا آخرین قطره خون ، پیمان بستند و سلاح بر گرفتند.
رقه و دیرالزور: خیانت داخلی و شلیک از پشت
توطئهی جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا، روز شنبه در اربیل ابلاغ شد. رامی عبدالرحمن، مدیر دیدبان حقوق بشر سوریه، گفت نیروهای هسد در رقه و دیرالزور نه با شکست نظامی، بلکه با خیانت داخلی روبهرو شدند؛ بهطوری که برخی گروههای محلیِ (کهبا اشاره رهبران قبیله که با پول و وعده پست) تغییرموضعداده از پشت به نیروها شلیک کردند و شماری از شهدا از پشت هدف قرار گرفتند. بهگفتهٔ او، این گروهها که پیشتر میان دمشق، ایران و داعش در نوسان بودند، اکنون به احمد الشرع پیوستهاند.
هشدارِ انفال: حلبچه و شنگال دیگری
عبدالرحمن با هشدار نسبت به تکرار «انفال» تأکید کرد اجازهٔ «انفال دوم» داده نخواهد شد و گفت حلبچه و شنگال دیگری در کار نیست و سرنوشت سرکوبگران همان سرنوشت داعش است. او بهکارگیری ادبیات «فتح» و ارجاع به سورهٔ انفال از سوی وزارت اوقاف سوریه را ذهنیتی خطرناک و دعوت به نسلکشی دانست و پرسید چگونه میتوان مردمی را که با هزاران شهید منطقه را از داعش پاک کردند، هدف چنین ادبیاتی قرار داد. وی همچنین از دونالد ترامپ بابت ستایش احمد الشرع و از سیاستهای توماس باراک بهشدت انتقاد کرد و خواستار پایان مداخلاتی شد که بهگفتهٔ او بهایش را کُردها، دروزیها و علویها پرداختهاند.
کوبانی را واگذار نمیکنیم: نسرین عبدالله
نسرین عبدالله: کوبانی را به تبهکاران واگذار نمیکنیم؛ مقاومت تا آخرین قطره خون
نسرین عبدالله، فرمانده ارشد نیروهای روژآوا، با درود به روحیه شکستناپذیر مردم کرد، بر ایستادگی تاریخی در برابر تهاجم گروههای تبهکار تأکید کرد. او با اعلام اینکه مبارزان در سنگرهای کوبانی مستقر هستند، تصریح کرد که کردها صاحبان واقعی این خاک هستند و اجازه نخواهند داد سرزمینشان توسط نیروهای ضدبشری اشغال شود.
این حمله علیه تمام خلق کورد است: مصطفی کاراسو
مصطفی کاراسو عضو شورای اجرایی کجک KCK = Koma Civakên Kurdistanê (کنفدرالیسم جوامع دمکراتیک) گفت: «این حمله تنها علیه روژاوا نیست، بلکه علیه تمام خلق کورد میباشد.» وی خلق کورد و طرفین دمکراتیک را فراخواند که از انقلاب روژاوا دفاع کنند. مصطفی کاراسو در این پیام، حملات جاری به روژاوا را نه یک حمله محلی، بلکه تهاجمی نسلکشیمحور علیه کل خلق کورد توصیف میکند. بهگفته او، این حملات نتیجهی توطئهای بینالمللی و منطقهای برای نابودی دستاوردهای سیاسی و اجتماعی خلق کورد و درهمشکستن ارادهی آزادیخواهانهی آنان است.
توطئهٔ برنامهریزیشده علیه شهرهای کُردی: مراد کارایلان
مراد کارایلان (عضو شورای فرماندهی نیروهای مدافع خل HPG) با یادآوری یاد همهٔ شهدا در حلب و کوهستان دنیز، به پایداری مردم روژاوا درود فرستاد و گفت:
«این حملات، توطئهای از پیش برنامهریزیشده است که هدف آن این است که شهرهای کُردی نتوانند اراده و جایگاه سیاسی خود را تثبیت کنند.»
کارایلان تأکید کرد که در پس این توطئه، هم نیروهای بینالمللی و هم بازیگران منطقهای حضور دارند و دولت ترکیه با استفاده از هواپیماهای جنگی، فعالیتهای اطلاعاتی و گروههای شبهنظامی، نقشی فعال ایفا میکند. او افزود:
«در حالی که در شمال [کردستان] از صلح و گفتوگو سخن گفته میشود، هدف قرار دادن دستاوردهای کُردهای روژاوا، نشانهای آشکار از تناقض است. این یک حملهٔ تمامعیار است که مستقیماً علیه شهرهای کُردی سازماندهی شده است.»
کارایلان همچنین دولتهای جهانی را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و یادآور شد که مردم روژاوا در برابر داعش (داعش) از ارزشهای انسانی دفاع کردند. او رویکرد ایالات متحده آمریکا (ایالات متحده آمریکا) و کشورهای ائتلاف را در قبال روژاوا «ریاکارانه» توصیف کرد و گفت این نوع رفتار نشان میدهد که وجدان مردم کُرد و افکار عمومی جهان نادیده گرفته میشود.
در پایان، کارایلان اعلام کرد که یقین دارد یگانهای مدافع خلق و زنان، (YPG-YPJ) و نیروهای دموکراتیک سوریه، QSD (نیروهای دموکراتیک سوریه)، همانگونه که در کوبانی (کوبانی) ایستادگی تاریخی نشان دادند، امروز نیز مقاومتی تاریخی رقم خواهند زد. او با ارسال پیام «شما تنها نیستید» به مردم روژاوا تأکید کرد:
«هر بهایی که لازم باشد پرداخت خواهد شد؛ مردم کُرد و دستاوردهای روژاوا هرگز تنها گذاشته نخواهند شد.»
مبارزان در رسانههای جمعی، خطاب به تبهکاران اعلام کردند: «ما دیگر عقبنشینی نخواهیم کرد، ما پیش خواهیم رفت. روژاوا برای شما به گورستان تبدیل خواهد شد، تسلیم شوید.» پس از این فراخوان، نبرد آغاز شد و روستا از تبهکاران پاکسازی گردید. تبهکاران هیئت تحریرشام-داعش در شب ۲۱ ژانویه به فرمان حکومت ترکیه و برخورداری از آتش تانک و توپ، هواپیما و پهباد و فرماندهان میدانی نئوعثمانیسم ترکیه، تلاش کردند به پل قَرَهقوزاق در غرب کوبانی حمله کنند. پس از آنکه نیروهای قسد/یپژ پاسخ دادند، نبردی سخت و رویارو آغاز شد.
بازگشت داعشِ بازمهندسیشده و ماشین تبلیغاتی دوحه
داعش، بههسان«دولت اسلامیِ اخوانیِ بازمهندسیشده»، از دسامبر ۲۰۲۳ بازگشته است؛ نه بهعنوان گروهی طردشده، بلکه بهعنوان ابزاری سازمانیافته در نظم یک دولتِ جدیدِ منطقهای، با آرایش سیاسی و لجستیکی واسطههای ترکیهای. پهپادها از آسمان میآیند، ترورها از زمین، و دروغها از تریبونهاو رسانههایی مانند تلیویزیون الجزیره-عربی و انگلیسیِ دولت اخوانی قطرمستقر در دوحه.
مرزها، دیوارها در زیر پای کاروانهای همبستگی در چهارپارهی کردستان
مرز نسیبین–قامشلو ملتهب است. دروازهها بستهاند، اما کاروانهای همبستگی به راه افتادهاند. مرزها و دیوارهایی که به دیوارهای برلینِ زمانه شباهت یافتهاند، در سراسر چهارپارچهٔ کردستان، با ارادهٔ انسانهایی که خود را در برابر وجدان و تاریخ مسئول میدانند، شکسته شدهاند و شکسته خواهند شد؛ از زاخو و سملکا تا نصیبین و مرزهای ایران به کردستان عراق.
زندان رقه: حمله برای آزادسازی همقطاران داعش
تبهکاران حکومت موقت دمشق که دولت ترکیه از آنان حمایت میکند، با پهپاد و سلاحهای سنگین به زندان رقه که تبهکاران داعش در آن زندانی هستند، حمله میکنند.
تبهکاران هیئت تحریرالشام به این شیوه میخواهند تبهکاران داعش،یعنی همقطاران خود را آزاد کنند. نیروهای قسد و یپژ به این حملات پاسخ میدهند.
حسکه و کانتونها: خیزش دفاع مردمی و سلاح
پس از فراخوان مقاومت نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد)، جوانان حسکه به خیابانها و میدانها آمدند و آمادگی خود را برای دفاع از شهرشان نشان دادند. این حرکت مردمی تنها محدود به حسکه نبود. هزاران جوان و نه تنها جوانان، از شهرها، شهرکها و روستاهای کانتونهای جزیره و فرات برای حمایت از نیروهای خود، قسد و یپژ، تظاهرات کردند و همبستگی خود را با نیروهایشان اعلام کردندو سلاح برگرفتند.
نسیبین–قامشلو: شلیک به سوی مادران صلح و ارادهٔ پیوستن
در مرز نسیبین به سوی قامشلو، بار دیگر ارتشی دستبهماشه در برابر پیوستن هزاران کُرد آزادیخواه ایستاده است: شلیکهای هوایی، ماشینهای آبپاش و آمادگی کامل برای شلیک مستقیم. پاسخ اما گلوله است؛ گلوله بهسوی جوانان، بهسوی مادران صلح با روسریهای سفید، و بهسوی ارادهی جمعی پیوستن به مقاومت.
با اینهمه، راهها زندهاند: از سلیمانیه تا کردستانهای سراسر ایران، از دل خاموشیِ تحمیلشده در ایران خونبار و سرشار از پیکرهای رزمندگان خیابان، مردم در حرکتاند.
روژاوا و کمون پاریس: قیاسِ خون و تداوم
روژاوا پس از چهارده سال مقاومت، کمون پاریس ۱۸۷۱ دیگری است. کمون پاریس را دو میان امپراتوریِ پروس و فرانسه—در حالی که در خیابانها علیه هم میجنگیدند و ارتش ناپلئون سوم و خود او تسلیم شده بودند—با سیاست بیسمارک همدست شدند تا با همدستی، کمون را در کمتر از سه ماه در هم شکنند. پرلاشز در پاریس و دیوارش هنوز بیانگر آخرین مقاومت بیش از سی هزار کمونارد زن ومرد و انترناسونالیست است که شکوهمندانه سرفرازی را به تن سپاری بر گزیدند.
روژاوا یک جغرافیا نیست: پارادایمِ فراملی و میلیشای خلقی
اما امروز جهان همان جهان بیسمارک و ناپلئون سوم نیست. همانگونه که روژاوا کمونی است با ۱۴ سال ایستادگ یو تجربه و یگانهای و میلیشاهای میلیونی خلقی مسلح، روژآوا، دیگر یک شهر یا یک جغرافیای محلی نیست؛ بلکه پارادایمی است برونگرا و فراملی. چهارده سال تجربهی زیستهٔ شوراها، خودگردانی، رهایی زنان و دفاع اجتماعی؛ یگانهای مدافع زنان (YPJ)، یگانهای مدافع خلق (YPG) و نیروهای سوریهٔ دموکراتیک (قسد)،کنگره استار زنان سراسری، این تجربه را به واقعیتی سیاسی بدل کردهاند.
شبکه جهانی آزادیخواهان: اراده و انقلاب اشغالپذیر نیست
هزاران انترناسیونالیست، همبستگی چهارپارچهی کردستان و شبکهایاز رزمندگان جهانی و آزادیخواهان پشت این تجربه ایستادهاند. حتی اگر کوبانی یا حسکه اشغال شوند—چنانکه داعش در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ اشغال کرد—روژاوا بار دیگر برمیخیزد. انقلاب اشغالپذیر نیست، زیرا دیگر فقط در خاک نیست؛ در آگاهی، حافظه، سازمانیافتگی و همبستگی، تجربه کاربرد قهر انقلابی در برابر خشونت ارتجاعی، ریشه دوانده و مادیت یافته است؛ در بیداریِ دهها میلیون کُرد و میلیونها آزادیخواه و انترناسیونالیست.
مهندسی روایت: از «پایان مأموریت قسد» تا عادیسازی ترور
نقطهٔ عطف این توطئه در روند بازتعریف سیاسی نیروهای اسلامگرا و عادیسازی آنها در سطح بینالمللی آشکار شد. در ۷ مهٔ ۲۰۲۵، احمد الشرع (محمد جولانی، رهبر پیشین جبههالنصره و چهرهٔ اصلی جریان حاکم در دمشق) به پاریس سفر کرد و در کاخ الیزه با امانوئل مکرون (رئیسجمهور فرانسه) دیدار داشت؛ نخستین حضور رسمی او در یک پایتخت غربی پس از بهدستگرفتن قدرت.
پیامِ غرب: مسئله تروریسم نیست، انقلابهای خارج از کنترل است
این دیدار، دیپلماسی معمول نبود؛ بلکه مشروعیتبخشی سیاسی به جریانی با ریشههای القاعدهای بود. پیام روشن است:
مسئلهی غرب تروریسم نیست؛ القاعده و داعش را خود آفریدند و حکومت اسلامی خمینی را. مسئله، انقلابهای مردمیِ خارج از کنترل است.
در ادامهٔ همین مسیر، توماس باراک (نمایندهٔ ویژه و چهرهٔ هماهنگکنندهٔ سیاست آمریکا در سناریو سیاه سوریه) اعلام کرد مأموریت نیروهای دموکراتیک سوریه در مبارزه با داعش «به پایان رسیده است». زبان دیپلماتیک وی را قتیبه ادلبی (چهرهٔ دیپلماتیک و همقطار جولانی در حکومت دمشق) به روشنی به زبان آورد که «واشینگتن ترجیح میدهد برای مقابله با داعش با دولت مرکزی سوریه همکاری کند و مانعی در برابر پیشروی ارتش سوریه برای گسترش حاکمیت دولت ایجاد نخواهد کرد.»
این تغییر، صرفاً تاکتیکی نبود؛ بازنویسی آگاهانهٔ روایت بود. در پی آن، جنگ رسانهای آغاز شد. رسانههای قطری و اماراتی روایت میدانی را دستکاری کردند، نیروهای کُرد به «آزادسازی داعش» متهم شدند و واقعیتِ جنگ با داعش به حاشیه رانده شد.
نتیجه: جنایت سازمانیافته جهانی و دفاع انترناسیونالیستی از انسانیت
آنچه امروز در روژاوا میگذرد سوءتفاهم یا بحران نیست؛ جنایت سازمانیافتهٔ بینالمللی علیه جامعهای چندملیتی است
اما تاریخ اینبار از پایین نوشته میشود؛ نه در کاخ الیزه و نه در اتاقهای بستهی دولتها، سازمان ملل (دولتها) ، بلکه به دست کارگران، زنان و همه فرودستان و ستمبرانی که میآموزند وآموختهاند که چگونه مقاومت را زندگی کنند.
امروز، دفاع از روژاوا دفاع از انسانیت است.
عباس منصوران
۲۱ ژانویه ۲۰۲۶





10 پاسخ
صمیمانه از آقای عباس منصوریان، بهسبب روح بزرگ انترناسیونالیستی ایشان و نیز همدردی و همرزمیشان در روژاوای کردستان، تشکر میکنم. مصاحبهٔ شما با آقای غفوری را نیز دیدم و صد آفرین نثار شما میکنم. همچنین از ایشان برای تهیهٔ این برنامه و از دستاندرکاران «اخبار روز» برای زحمات شبانهروزیشان سپاسگزارم. شما نمونهای بسیار ارزشمند از انسانهایی هستید که برای دستیابی به آزادی، دموکراسی، صلح و عدالت اجتماعی پیکار میکنند. شاید نگاهها و راهکارهای انسانها برای رسیدن به این اهداف متفاوت باشد، اما اصل مشترک، باور به ساختن جهانی عاری از ظلم، زور، استبداد و جنگ برای همنوعان است. نموونهت زور بێ، هەر بژی به سەرفرازیی.
اشکال شما و خیلی از سازمانهای کوردی، دراین نیست که میخواهید صاحب کشوری مستقل شوید؛ اشکال در آنجاست که شماها میخواهید به هر قیمتی، صاحب کشوری بنام کوردستان بزرگ بشوید. عقل سلیم حکم میکند، زمانی که در مبارزه ای، مجبور میشوی برای تحقق یک آرزو، همه اصول و مرام مبارزاتی را فدای اتحاد با هر جانوری کنی، و به شیوه های غلط و ناپسند روی آوری، و غیر مسئولانه با جان هزاران بیگناه قمار کنی، خب آن مبارزه را رها کن و صبر کن تا شرایط مناسب برای مبارزه، بشیوه های درست و پایبندی به اصول و هزینه کم، فراهم شود. مبارزه که هدف و شریعت نیست، مبارزه یک وسیله است؛ و وقتیکه شرایطش فراهم نیست، وقتیکه حمایت و همبستگی دیگر خلقها نیست، وقتیکه مجبور میشوی به کمک جنایتکارانی بیاویزی که دشمن دیگر خلقها هستند و ابزاری برای اهداف آنان شوی؛ آن مبارزه سودی ندارد، چونکه نقض غرض است و نه تنها تورا به اهدافت نمیرساند، بلکه از آنان دور میسازد. شماها، بیش از صد سال است که دائم دارید “متحد” عوض میکنیدو میخواهید
به هر وسیله ای، و بدون در نظر گرفتن منافع سایر خلقهای منطقه، با دشمنانِ سعادت و آزادی و حاکمیت ملی کشورهای ایران، عراق، سوریه و فلسطین و.. متحد شوید. تا دیر نشده از عبدالله اوجلان بیاموزید. هیچ انسان با مرّوتی نمیتواند از گزند رسیدن به کوردها شاد باشد؛ هیچ انسان با مرام و صلح دوستی، نمیتواند با جنگ و کشتار مردم و ویرانی و اشغال کشورهای منطقه توسط بیگانگان، موافق باشد. همبسته با مردم دیگر کشورها، کوردها باید خواهان خروج بیگانگان از منطقه خاورمیانه و مبارزه برای آزادی و صلح و اتحاد با دیگرخلقها باشند. اکنون ایرانیان در مبارزه برای آزادی و حکومتی دمکراتیک، توسط رژیم دد منش و نسل کش ملایان، قتلعام میشوند و هزاران نفر از علویان و دروزیان و مسیحیان نیز توسط حکومت سوریه بقتل رسیده و غزه نیز صحنه نسل کشی هزاران فلسطینی توسط اسرائیل نسل کش بوده است. در گذشته نیز صدها هزار در عراق و افغانستان و لیبی و.. توسط امریکا و ناتو بقتل رسیدند و کشورشان اشغال شد. از امریکا/اسرائیل و حکومتها دوری کنید.
اشکال شما و همفکرانتان در این است که ابتدا خود صورتمسئلهای میسازید و سپس طوطیوار بر اساس آن شروع به صدور احکام بهظاهر داهیانه میکنید. عقل سلیم ایجاب میکند پیش از اظهار نظر، اندکی مطالعه کرده و مستند سخن بگویید، نه آنکه شتابزده به میدان بیایید و با باد انداختن به غبغب، از صدور این احکام خرسندانه بیرون بروید. احزاب اصلی و تأثیرگذار چهار بخش کردستان در شرایط کنونی در پی حل دموکراتیک مسئلهٔ کرد، در چارچوب کشورهایی هستند که در آن زندگی میکنند. از سوی دیگر، استقلالطلبی و اتحاد چهار بخش کردستان نیز خواستی برحق و انسانی است؛ حق میلیونها کرد که سرزمینشان بدون خواست و ارادهٔ آنان به چهار قسمت تقسیم شده است.
جناب رحمان خان،
اشکال شما اینست که حافظه تاریخی ندارید، اما دیگران دارند و خوب بیاد دارند که “مبارزات دمکراتیک” شماها از چه جنسی ست! درتهاجمات جنایتکارانه و اشغالگرانه امپریالیسم امریکا و ناتو به عراق و سوریه، شما، بنام “دمکراسی” و “مبارزه دمکراتیک” با امریکا و ناتو و اسرائیل همدست بودید. آن تهاجم هزاران بیگناه را کشت و کشورها را بخاک سیاه نشاند و مهم ترین عامل ظهور و گسترش داعش شد. یک بخش دیگر از مبارزه “دمکراتیک” شما هم گرفتن اسلحه و تجهیزات و پول از اسرائیل نسل کش و “مبارزه مسلحانه” شما با دولتهای منطقه است که عبدالله اوجالان مردودش دانسته و از اول هم مردود بود. بجای اینکه، مرا ندیده، از قطر غبغب بنده بگویئد، به این ها فکر کنید که چرا همیشه، امپریالیسم/ صهیونیسم از شما استفاده ابزاری کرده اند و شما باز هم ازین سوراخ گزیده میشوید و از روزگار پند نمیگیرید و نمی آموزید؟ حافظه تاریخی داشته باشید. شمامتحد اسرائیل و آمریکا هستید، از “مبارزه دمکراتیک” صحبت نکنید. جوک نگوئید.
کمون پاریس نام شورشی بود که دولت بورژوایی را درهم شکست؛ پروژهای که با پشتیبانی ارتش آمریکا پیش میرود، هرقدر هم خود را رادیکال بنامد، چیزی جز مدیریت محلیِ سلطه نیست.
امپریالیسم متحد نمیسازد، مصرف میکند_و وقتی تاریخ مصرف تمام شد، «قهرمانانش» را دور میاندازد.
در سلطه و استثمار نوین،کشورها «آزاد» میشوند
تا نیروی کارشان ارزانتر، و سیاستشان مطیعتر شود..
حیدر و مهرداد گرامی سپاس از نگاه و نگرشتان. مهرداد عزیز، افتخار بزرگ آن است که کنار و دوشادوش انسانیت ایستاد، نه همصدا با زوزهی فاشیستها و داعشیان. نام کمون افتخار است و نام روژاوا با قهرمانانش، زنانش و همه مردمان سرافرازش بر تارک تاریخ انسان میماند. بگذار برخی با داعشیان باشند؛ جایگاه بعضی همان کنار جولانی، اردوغان و ابوبکر بغدادی است، با هر نامی که باشند. به هوش و فهم پیچیدهای نیاز نیست؛ کافی است انسان بود: یا خمینیسم، نئوعثمانیسم و داعشیسم، یا خودمدیریتی و همراهی با رزمندگان زندگی آزاد. پرسش مبارزهی کارگران و زنان با شعار زن، زندگی، آزادی همان انسان است. کمون پاریس با ۷۳ روز خودمدیریتی، شوراهای اکتبر ۱۹۱۷ در سالهای پیشااستالینی و روژاوا و چیاپاس و زاپاتیستها، الگوهای انسانی سدهی ۲۱اند. مارکس و انگلس گفتند میدانیم کمون به خون خواهد نشست، اما آگاهانه تا آخرین نفس از آن پشتیبانی میکنیم. و چنین شد؛ بیش از سیهزار جان شیفته تا آخرین نفر بر دیوار پرلاشز؛ برای همیشه در تاریخ
باید راه دیگری باشد باید ! فقط باید خوب تامل کرد و با تمرکز حواس و با همفکری همه راه دیگری پیدا کرد دیگر بس است بازیچه روس و دولتهای مرکزی ترکیه ایران و عراق و این اواخر بازیچه اسراییل وامریکا که اینها کوردها را خیلی راحت و در روز روشن به تروریست داعشی دیروز و رییس دولت کراوات زده سوریه و اردوغان فروختند.
روژاوا . کمون پاریس ! به رهبری امپریالیسم امریکا 🙂 واقعا شماها مردم را اینقدر نادان حساب کرده اید ؟ پیاده نظام امپریالیست ها خود را کمون پاریس می نامد عجب .
اما مطمعن هستم حالا کردها فهمیدند که قیمت انها برای امریکا چند دلار است.
درود بر عباس منصوریان بزرگوار..اینافتخار را داشتمکه در طی سه تابستان پیاپی در کرما گرم مبارزات روژاوا علیهوخوش داعش در شرق رود فرات به امداد و درمان مردمان در بندمهمت ورزم . هیچ گاه خاطره جنایات این وحوش بر علیه جامعه ایزدی و بالاخص زنان ایزدی از خاطرم محو نمیشود. رو خانه فرات به پهنای شاید ۲-۳ کیلومتر نا را از اینوحوش جدا میساخت. درمان کاه های صحرایی با هم راهی پزشکان بدون مرز به درمان قهرمانان کوبانی و ایزدی مبادرت ورزید . چنان که لازم باشد دوباره به اینمهم اهتمام میورزم .
روژاوا روژ هه لاته کوردستان یکولاته
کوردستان کوردستان گورستاتی فاشیستان
روژاوا و روژ هه لات و چهار پارچه کوردستان از این جهنم سرمایه ساخته دوباره مانند ققنوس سر بر خواهند آورد . به همراهی تمامی آزادیخواهان مدافع کنفدرالیسم برای تک تک آزادیخواهان صرف نظر از جنسیت و زبان و تیره و مذهب .