برف بی‌طرف نیست – عاطفه گرگین 

خیابان 

در سکوت سفید

خودش را انکار می کند 

برف می بارد 

تا رد پاها

مدرک نداشته باشند 

من 

با  بدنی که از سرما می لرزد 

و باوری که از تردید 

پرچمی را بالا می برم 

نه برای فتح

بلکه برای 

به خاطر آوردن 

برف 

بی طرف نیست 

سفید است 

و سفیدی 

همیشه 

به نفع قدرت تمام شده است 

بر مژه هایم می نشیند 

تا جهان را

بی خطر 

نشان دهد 

آمده ام اعتراض کنم 

در میدانی 

که فریاد

سال ها ست 

به جرم صدا

محکوم شده 

می گویم آزادی 

و کلمه 

در دهانم 

به خود شک می کند 

آزادی چیست ؟ 

نام مستعاری برای نان؟ 

یا نانی که 

اجازه حرف زدن دارد؟ 

حق انتخاب؟ 

یا انتخاب 

شکل سکوت؟ 

یا ….

نگاهی از کنارم می گذرد

نه هم صدا 

نه مخالف 

فقط زنده 

و من می فهمم 

انقلاب 

از همین نگاه های زنده 

شروع می شود 

نه شعار ها 

فریادم را 

بلند تر می کنم 

نه از امید 

بلکه از فهم 

آن که معنای آزادی را نمی داند 

از هر نظامی

خطرناک تر است 

و برف 

همچنان می بارد 

تا   یا 

همه چیز 

دفن شود 

یا 

چیزی

از زیر این سفیدی 

قد بکشد . 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی