مانیفست رهبری بدون نام؛ ایران – فرامرز پارسا

مقدمه

نزدیک به نیم قرن است که ملت ایران زیر سلطهٔ حکومتی سرکوبگر برای رهایی دست‌وپا می‌زند. خیزش‌های پی‌درپی، اگرچه شجاعانه و پرهزینه بوده‌اند، اما بارها به دلیل نبودِ آینده‌نگری و چارچوب رهبری پایدار، به چرخه‌ای خونین بازگشته‌اند. مسئلهٔ امروز ایران نه «چه کسی رهبر باشد»، بلکه «رهبری چگونه باید شکل بگیرد» است؛ رهبری‌ای که هم در خفقان داخلی دوام بیاورد و هم برای جهان غیرقابل‌تحمل نباشد.

اصل نخست: عبور از منجی و نام ها

تجربهٔ ایران نشان داده است که منجی‌سازی، انقلاب‌ها را زمین‌گیر می‌کند. در فضای خفقان، هر نامی—خواه محبوب یا تاریخی—پیش از رسیدن به خیابان، در محاسبات جهانی خنثی یا در داخل حذف می‌شود. بنابراین رهبری ملی نمی‌تواند یک فرد یا نام باشد؛ رهبری باید «فرآیند» باشد.

اصل دوم: هسته به جای چهره

در شرایط سرکوب، چهره‌ها سریع حذف می‌شوند، اما هسته‌ها می‌مانند. رهبری می‌تواند به‌صورت هسته‌های کوچک (۳ تا ۵ نفره)، ناشناس و غیرایدئولوژیک شکل بگیرد؛ متشکل از تخصص‌های مکمل: حقوقی، اقتصادی، رسانه‌ای و سازمان‌دهی مدنی. این هسته‌ها نه وارث‌اند، نه منجی؛ پاسخ‌گو هستند و مأموریت محدود دارند.

اصل سوم: پل میان هسته ها و جمعه

هماهنگی لزوماً به معنای فرمان مرکزی نیست. هزاران هستهٔ مستقل می‌توانند بر اساس یک «استراتژی مشترک» و زمان‌بندی‌های ازپیش‌تعریف‌شده عمل کنند. آنچه جمع را به حرکت هم‌زمان می‌آورد، نه دستور، بلکه توافق بر اصول، اهداف کوتاه‌مدت و نشانه‌های عمومیِ اقدام است.

اصل چهارم:حداقل های شفاف

ابهام آینده، ترس جهان را تشدید می‌کند. رهبری فرایندی لازم نیست نقشهٔ کامل ایرانِ پس از گذار را ارائه دهد. توافق و اعلام شفاف بر سه اصل غیرقابل‌مذاکره کافی است:

پایان حکومت دینی ،

حفظ تمامیت ارضی ایران ،

انتقال قدرت از طریق ساز و کار موقت با نظارت عمومی ،

این حداقل‌ها برای مردم قابل فهم و برای جهان قابل هضم‌اند.

اصل پنجم: مشروعیت از هزینه می آید ، نه از تاریخ

مشروعیت دیگر از گذشته نمی‌آید؛ نه از تاج، نه از انقلاب، نه از خاطره. تنها منبع مشروعیت، هزینه دادن در زمان حال است: شفافیت، پذیرش خطر، و نداشتن حاشیهٔ امن. رهبری‌ای که کنار مردم هزینه ندهد، در لحظهٔ بحران فرو می‌ریزد.

اصل ششم: جهانی سازی مطالبات ، نه چهره ها

جهان با افراد معامله می‌کند، اما به مطالبات شفاف واکنش نشان می‌دهد. اگر خواسته‌ها—حقوق بشر، آزادی زندانیان سیاسی، حق تشکل و پایان سرکوب—جهانی شوند، دولت‌ها دیگر نمی‌توانند پشت نام‌ها پنهان شوند. نمایندگی بین‌المللیِ این فرآیند می‌تواند به‌صورت شورایی موقت و پاسخ‌گو از میان شبکهٔ هسته‌ها شکل بگیرد، با مأموریتی محدود و شفاف.

پذیرش حقیقت تلخ

هیچ تضمینی برای پیروزی وجود ندارد. اما یک چیز قطعی است: بدون عبور از منجی، بدون رهبریِ فرآیندی و بدون کاهش هزینهٔ ترس جهانی از تغییر، این چرخهٔ خونین تکرار خواهد شد.

رهبری ملی شاید امروز نام نداشته باشد؛ اما می‌تواند شکل داشته باشد. و گاهی، شکل مهم‌تر از نام است

—————-

۲۰۲۶/۱/۱۲

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی