اعتراضات دی ماه – گروه خرداد هوادار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) – داخل

جرقه اعتراضات اخیر کشور که از اوایل دی ماه آغاز شد، در روزهای اولیه با وسعت زیادی برخوردار نبود، اما بدلیل بحران‌های حاکم بر کشور بویژه بحران اقتصادی، و بتدریج مردم معترض بیشتری روانه خیابان‌ها شدند و شعله‌های اعتراض‌شان بالا گرفت. این اعتراضات اگر چه در کلان شهرهای تهران با اعتراض بازاریان شروع شد و درشهر های دور دست تر از تهران ادامه پیدا کرد، ولی سرانجام به اعتراضات سراسری در کشور منتهی شد. محرک اصلی این اعتراضات بیش از هر عامل و یا عوامل دیگر بیکاری، تورم و افزایش بی‌رویه قیمت اقلام خوراکی و ضروری‌ترین نیازهای زیستی مردم است که ادامه زندگی مردم را دشوار ساخته، و آنان را هر روز فقیر و فقیرتر کرده و این روند همچنان ادامه دارد.

در این شرایط اولین فراخوان رسمی برای حضور اعتراضی مردم در خیابان‌ها با پاسخ جمعیت بزرگی از آنان روبه‌رو شد و اعتراضات بتدریج سراسر کشور را فرا گرفت. اقدامی که آقای رضا پهلوی همزمان با هفت گروه سیاسی و شش نهاد مدنی زنان در کردستان برای روزهای هجدهم و نوزدهم دی ماه بانی آن بودند. گرچه قبل از این فراخوان، اعتراضات در شهرهای دور دست‌تر ـ ایلام، آبدانان ـ و شهرهای پیرامون مراکز استان‌ها آغاز شده بود، اما این اعتراضات تا قبل از فراخوان هجدهم و نوزدهم دی ماه گسترده و سراسری نبود. در این اعتراضات شرکت‌کنندگان با شعارهای خاص خود در تظاهرات خیابانی حضور داشتند، پهلوی‌خواهان با شعارهای حمایت از او یا نام و دیگران با شعارهای چون مرگ بر دیکتاتور، آزادی، آزادی، نه شاه میخواهیم، نه رهبر به خیابان‌ها آمدند.

بعد از پایان روز نوزدهم دی ماه آقای رضا پهلوی راضی از فراخوان اول خود، برای بار دوم از مردم درخواست کرد تا در روزهای بیستم و بیست و یکم دی ماه نیز به خیابان‌ها بروند، او در ادامه  از این هم فراتر رفت و از مردم خواست نه فقط خیابان‌ها بلکه مراکز شهرها را به تصرف خود درآورند، و از کارگران و رانندگان خواست تا با اعتصابات خود چرخ‌های تولید و توزیع را متوقف کنند. فرمان‌های آقای رضا پهلوی و مشاوران ایشان که بدون ارزیابی از پیامد احتمالی اعتراضات با کیفیتی که خود بر آن واقف بودند، بی توجه به تناسب قدرت معترضان با نیروهای سرکوب، مردم حق‌طلب و بی‌پناه را رو در روی آنان قرار دادند که از همان شروع کار، فرجام خونینش کاملاً آشکار بود.

متأسفانه مردم به ستوه آمده از بیکاری، تورم و گرانی بویژه کودکان و جوانانی که برای اولین بار حضور در خیابان‌ها را تجربه می‌کردند و هیچ ذهنیتی از آنچه پیش خواهد آمد نداشتند، و بی محابا پیش میرفتند با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب مواجه، و جان خود را از دست دادند. همچنین افراد مسلح درون جمعیت معترض که به عوامل و نهاد های رژیم ضربه می‌زدند، واکنش متقابل نیروهای سرکوب را در پی داشت، که به قتل و جرح تعداد زیادی از معترضان بی‌پناه انجامید. جا دارد در همین‌جا به مدیریت از راه دور آقای «بیژن کیان» در برنامه زنده تلویزیون «پارس تی‌وی» در روز بیستم یا بیست و یکم دی ماه با یک فرمانده میدانی مرتبط با وی، در شهر اهواز با نام «کارون» ارجاع داده شود که درباره اقدامات مسلحانه خود و گروهش به طور «آن‌لاین» به او گزارش می‌داد.

در فرآیندی که یاد شد، بخش دیگری از مردم علی‌رغم همدلی با مردم معترض و تأیید مطالبات آنان هشدار می‌دادند، با کیفیتی که مردم به اعتراضات می‌پیوندند، حمام خون در راه است. اما این هشدارها مانع از شرکت طرفداران رضا پهلوی و دیگران بسیاری با گرایشات گوناگون نشد. از این رو حضور مردم مستاصل و به ستوه آمده از شرایط حاکم بر کشور در میدانی که تدبیری نبود و راهبری نمی‌شد، و اعتراضات با سرعت به خشونت و در موارد زیادی به‌ نبرد تن‌به‌تن می‌انجامید. نتیجه این نبرد نابرابر دشوار نیست.

آنانی که به عواقب اجابت فراخوان رضا پهلوی هشدار می‌دهند نه فقط مخالف رویکرد او درباره دخالت مستقیم آمریکا و اسرائیل در ایران هستند، بلکه با خودمحوری و بی‌اعتنایی وی مخالفند که از نظرات دیگر شخصیت‌ها، احزاب و سازمان‌های سیاسی سراسری و منطقه‌ای و نهادهای مدنی و صنفی ـ سیاسی در تدوین «دفترچه اضطرار» استفاده نشده است. در واقع این دفترچه فقط منعکس کننده منویات و ایده‌آل‌های رضا پهلوی و حامیان ایشان است و بدیهی است که نمی‌تواند موافقت دیگر گرایش‌های سیاسی را با خود داشته باشد.

ما با احترامی که برای همه احزاب و سازمان‌ها و افراد و نهادهای دلسوز خارج از کشور قائلیم، ناگزیر به بیان این واقعیت تلخ هستیم: در شرایطی که کشور برای حل مشکلات و عبور از بحران‌ها به اتحاد و همبستگی نیاز دارد، شاهد هیچ کوششی از ناحیه هیچ یک از نیروهای سیاسی برای اتحاد و یا نزدیکی با هم نیستیم. متأسفانه در این مورد استثنا هم نداریم. رویکرد اتحادگریزی و واگرایی سازمانی به درجات متفاوت دامنگیر همه احزاب و سازمان‌های سیاسی و افراد خارج از کشور است. البته مردم سال‌هاست که این رویکرد نامیمون را می‌شناسند.

اما در این شرایط نفس‌گیر کشور، لازم است عنایت ویژه‌ای به این مهم داشته باشیم و انتظار است بر نقش و رسالت خود، مکث و تأمل بیشتری داشته باشیم. به فلسفه شکل‌گیری و موجودیت خود بیندیشیم. بیاییم بخاطر ایران و برای پایان دادن به رنج مردم ایران و نزدیک شدن با هم، حتی برای همکاری‌های موردی و نشست‌های مشترک مشورتی از سطح توقعات فردی، گروهی و حزبی کم کنیم. از احزاب، سازمان‌ها و شخصیت‌های سیاسی می‌خواهیم برای اتحادها، ائتلاف‌ها و همکاری‌های موقت اقدام کنند و زمینه‌ساز تجمیع نیروهای مؤثری شوند در کنار مردم و برای حل مطالبات عاجل و آنی آنان، غفلت و کوتاهی در این باره جای نگرانی بسیار دارد، اولاً بخاطر قربانی شدن جان‌های بی‌گناه، ثانیاً جایگزینی دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر، که در غیاب نیروهای سیاسی فعال و قدرتمند دور از انتظار نیست.

آنچه که نظام جمهوری اسلامی ایران از آغاز اعتراضات تاکنون انجام داده، ادامه روندهای مخرب گذشته بوده است. نتیجه این اقدامات دشمن‌شادکن و ضدملی حکومت که هر روز بیشتر و بیشتر از مردم فاصله می‌گیرد و صدای حق‌طلبانه مردم کشور خود را نمی‌شنود و عشق و علاقه آنان را برای دفاع از این سرزمین نمی بیند. که برغم سال‌ها ظلم و ستم به بیگانه متوسل نشده‌ و برای تحقق آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی به نیروی خود متکی هستند، و برای پایندگی این سرزمین و مانع شدن از رسیدن پای بیگانگان به این خاک پاک جانفشانی می‌کنند، و با شنیدن سرود «ای ایران» مو بر تن‌شان راست می‌شود. چرا حکومت این همه را نمی‌بیند و خود را به کری و کوری می‌زند و آنان را به گلوله می‌بندد و هزاران نفر را قتل عام می‌کند و بیش از ده هزار نفر را به زندان می‌کشد.

در حالی که با روی آوردن به مردم، می‌توانند آنان را که می‌خواهند با ریخته شدن خون هزاران هموطن حق‌طلب با اتکا به حمایت کشورهای بیگانه به قدرت بازگردند، ناکام گذارد. این کشتار وحشیانه و این سطح از خشونت حاکمیت علیه مردم بی‌گناه خود حتی با علم به حضور و اقدام عوامل بیگانه و مسلح در میان معترضان که یقیناً تعداد و تجهیزات‌شان با نیروهای سرکوب قابل مقایسه نیست، به هیچ روی قابل توجیه نمی‌باشد و از مسئولیت‌ حکومت در این جنایت نمی‌کاهد. چه این جنایت همچون دیگر عرصه‌های زیست مردم، به ناکارآمدی حکومت در مدیریت اعتراضات خونبار اخیر باز می‌گردد. مطالبه‌گری و اعتراضات خیابانی حق مردم است. در این میان این نیروهای سرکوب و آمران آن هستند که باید برای اقدامات‌شان محکوم شوند.

آری در شرایطی که مردم زیر فشارهای کمرشکن اقتصادی هیچ روزنه و گشایشی در چشم‌انداز پیش رو ندارند، و از ناحیه حکومت و دیگران ارائه طریقی برای گذر از سختی‌های معیشت و دیگر بحران‌ها نمی‌شود و به هر اقدامی با اندک امید به خلاصی از این شرایط با همه مخاطراتش می‌پیوندند. بدیهی است که آنان را برای این اقدامشان نباید ملامت کرد. آنان مقصر نیستند. مقصران اصلی، نظام جمهوری اسلامی و آنانی هستند که مردم مستاصل را با امیدهای واهی و بی‌اعتنا به توازن قوا و ارزش ندادن به جان انسان‌های بی‌گناه، رو در روی نیروهای مسلح و بی‌رحم قرار دادند. مردمی بی‌گناه، و بی‌خبر از برنامه‌هایی که برایشان تدارک دیده شده است.

 مقصر اصلی این جنایت نظام جمهوری اسلامی است. نیروی سرکوب جمهوری اسلامی، با مردم هموطن خود از پیر و جوان و زن و مرد، کودکانی که در کالسکه حمل می‌شدند، رحم نکردند. آنان با مردم خود همچون ارتش مهاجم بیگانه رفتار کردند و در حال فرار و عقب‌نشینی آنان را شکار می‌کردند. آنان با این همه جنایات، باز، هم اکنون هم حرف‌های پیشین خود را تکرار می‌کنند. این رویکرد راه به جایی نمی‌برد و ادامه آن غیرممکن است.

دیگر مقصران این جنایت همه آنانی هستند که بخاطر منافع فردی، گروهی و مصلحت‌های سیاسی و حزبی برای رهایی مردم از این شرایط جهنمی بطور فعال پا پیش نمی‌گذارند. چون با وضع موجود خو کرده‌اند، واقعیت این است که پیش از اعتراضات و نیز اکنون، مردم برای طرح مطالبات خود آمادگی داشته و دارند. این احزاب و سازمان‌های طرفدار نظام جمهوری سکولار متکی بر اراده عموم مردم هستند که باید نیازهای آنی و آتی مردم را با اشکال مبارزه مسالمت‌آمیز و مدنی، از طریق رسانه‌ها، برگزاری اجتماعات، تظاهرات و اعتصابات تا حصول نتیجه دنبال کنند. این اتفاق نمی‌افتد مگر با اتحاد و همبستگی احزاب و سازمان‌های همسو و نزدیک با هم و هماهنگ با نمایندگان اقوام، و پیوند آنان با مردم و تشکل‌های مدنی و صنفی ـ سیاسی.

اینگونه می‌توان مردم را از قربانی شدن رهانید و مسیر زندگی شرافتمندانه را برای رسیدن به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی با آنان پیمود، چرا که این اهانت به تاریخ و مردم این سرزمین است که برای رهایی از شر استبداد به جنایتکاران این روزگار متوسل شوند.

گروه خرداد هوادار سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) – داخل

بیست و هفتم دی ماه ۱۴۰۱

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی