گذار غیر دمکراتیک! – م. روغنی

با عرض تسلیت به بازماندگان جانباختگان جنبش ۱۴۰۴

نقد ” برنامه و ساختار گفتمانی” هواداران اپوزیسیون پهلوی خواه به معنی تائید نظام جنایت کار و مردم کش خامنه ای و سپاه و بسیج اوباش جمهوری اسلامی نیست. بی تردید خامنه ای، منصوبان و دولت مردان پشتبانان کشتار جوانان کشور باید به اتهام جنایات جنگی در دادگاه های بین الملی محاکمه شوند!

خمینی خدعه گر در دوران اقامت در لوفل لوشاتو بیاری همراهان آگاه از شرایط کشورهای دمکراتیک غربی، توانست با ارائه تصویری دروغین از آینده پسا شاهی به ملت ایران و جهانیان و در پی فرار شاه از کشور، انقلاب ۲۲ بهمن را رقم زند. در این راه از دادن وعده های پوچ از جمله ” آزادی بیان، حقوق اقلیتها، دفاع از استقلال، حق تعیین سرنوشت، حقوق زنان و حتی وعده عدم دخالت روحانیت در سیاست” کوتاهی نکرد که پس از گذشت سال ها بتدریچ دشمنی نظام ولایت فقیه با مردمان ایران نمایان تر شد.

هرچند نقش “روشنفکران” ایده ئولوژی زده، نا آگاه و متوهم, در پیروزی انقلاب ۵۷ ناچیز بود با اینحال می توانند آموخته ها و دانش خود را در باره بازی گران مطرح در جنبش ۱۴۰۴ با جوانان دهه ۸۰ و ۹۰ درمیان گذارند با این امید که در صورت سقوط جمهوری جهل و جنایت رویداد ۵۷ دیگری با رنگ و شمایل تازه انفاق نیافتد

در حال حاضر هواداران پادشاهی برای قانع کردن کشورهای خارجی و شاید مردمان معترض نا امید و مستاصل که جان برکف در خیابان های شهرهای گوناگون با ارازل و اوباش خامنه ای درگیرند، از راه فعالیت های گفتمانی گسترده ای در تلاشند تا بتوانند گذار فرد محور و غیردمکراتیکی را رقم زنند.

آقای رضا پهلوی که نامش در حال حاضر در بین بخشی از معترضین شنیده می شود، از انتقاد به دوران دیکتاتوری پهلوی و نیز کارکرد ساواک در شکنجه زندانی سیاسی دوران پادشاهی پدرش خودداری کرده است. این رویکرد درستی شعارهای دمکراسی خواهی ایشان و هوادارانش را با تردید جدی روبرو می سازد. افزون برین رویکرد هواداران ایشان در برابر غیر پهلوی خواهان که از جمله در مراسم هفتم خسرو علیکردی علیه نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل روی داد، نگران کننده است. برخی از هواداران رضا پهلوی بسوی این مبارز حقوق بشر سنگ پرتاب کردند و با کلمات توهین آمیز وی را مورد خطاب قرار دادند. ظاهرا گناه نرگس محمدی این است که با آقای پهلوی بیعت نکرده است!

نو پهلوی خواهان با انتشار “دفترچه دوران مدیریت اضطرار” تلاش کرده به مخاطبین داخلی و خارجی خود چنین تلقین کنند که این بخش از اپوزیسیون برای دوران گذار دارای برنامه است اما همین دفترچه ویژگی های انحصار طلبانه این بدیل را بیشتر نمایان کرده است.

آقای رضا پهلوی در باره انتشار این دفترچه گفته است ” «پروژه شکوفایی ایران»، بخش پنجم از استراتژی پنج‌ گانه‌‌ی ما برای باز پس گرفتن ایران و بازسازی آن است. این پروژه به دست متخصصان و تحت نظارت من و تیم‌ همراهم در حال انجام است، و اینک دفترچه مدیریت دوران اضطرار (۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست) منتشر شده است.”

تیم تهیه کننده این دفرچه متشکل از ۲۵ نفر است که آقای “سعید قاسمی نژاد” سرکردگی تیم را بر عهده دارد. برپایه اطلاعت ارائه شده در ویکی پیدیای فارسی، این فرد که دارای مدرک فوق لیسانس مهندسی عمران و مهندسی ترابری از دانشگاه تهران است، از جمله ایده پرداز ” نوپهلوی گرایی” است که فرم حکومتی پادشاهی را ” بسیار بهتر و موثرتر” از جمهوری می سنجد. او نسبت به ایده “سانترالیسم دموکراتیک لنین” و ” اگوستینو پینوشه” دیکتاتور شیلی ابراز علاقه کرده است! افزون برین جاناتان کورنیکوس سخنگوی سابق نیروهای دفاعی اسرائیل، از قاسمی نژاد به عنوان یکی از کارشناسان اف دی دی (؟) یاد کرده که در تهیه اهداف در ایران در حمله احتمالی اسرائیل به این کشور نقش داشته است.

دفترچه دارای ۱۵ بند است که واکاوی تمام این بندها از دایره این نوشته خارج است. اما نکات کلیدی آن شامل نقش انحصاری رضا پهلوی و نو پهلوی خواهان از راه نادیده گرفتن اپوزیسیون غیر پهلوی خواه و اتنیک ها در تحولات پیش و پس دوره گذار شایان توجه است.

در بخشی از این دفترچه در دوره پیش از سرنگونی دو نهاد جلب نظر می کند؛ اولی مشورتی و اعضای آن از سوی “رهبر ملی” منصوب می شوند. دوم نهاد اجرایی است که وظیفه آن اجرای تصمیمات ” رهبر خیزش ” است و هموندان (اعضاء) ان بوسیله ” رهبر خیزش ملی” منصوب میشوند،

پس از سرنگونی سامانه گذار برای اداره کشور تشکیل خواهد شد که تحت “رهبری خیزش ملی” عمل خواهد کرد. این سامانه دارای سه نهاد است که روسای آن با تایید “رهبر خیزش ملی” انتخاب می شوند.

در این مرحله به نهاد خیزش ملی می رسیم که نقش ” قوه مقننه ” را ایفا می کند و اعضای آن به خاطر رنگارنگی و کثرت جمعیت ایران از طریق “رهبر خیزش ملی” منصوب می شوند!

جزییات دولت گذار نیز که قوه مجریه را در دست خواهد گرفت در نهایت با تصویب “رهبر خیزش ملی” تعیین خواهد شد. اختیارات ” رهبر خیزش ملی” خواننده را به یاد خاطرات علم وزیر دربار شاه می اندازد که تمام تصمیمات کشور حتی محل ساختن بیمارستان در یکی از شهرهای کشور دخالت می کرد.! 

از احزاب دگراندیش که در دوره گذار غیر دمکراتیک نقشی به عهده نخواهند داشت تنها در مرحله همه پرسی برای تعیین نوع حکومت (جمهوری یا پادشاهی) نام برده می شود. آنان تنها در برهه زمانی سه ماهه مهلت خواهند داشت تا سامانه مورد نظرشان را با مردم در میان گذارند! آیا احزاب فدرالیست نیز حق مشارکت در این همه پرسی را خواهند داشت و یا بخاطر سوء ظن تجزیه طلبی از شرکت در ” انتخابات” محروم خواهند شد؟

در تهیه و تنظیم قانون اساسی ۷ حقوق دان شرکت خواهند داشت که روشن نیست چه نهادی در انتخاب آنان نقش ایفا خواهد کرد.

رییس قوه قضاییه در دوران گذار با تائید “رهبر پهلوی خواهان” منصوب خواهد شد.

در بخش آموزش و بازسازی آن بر ایدئولوژی زدایی، رفع تفکیک جنسیتی و آموزش سکولار تاکید شده است که گامی مثبت به شمار می آید اما از آموزش در باره ویژگی های دمکراسی، مبانی منشور جهانی حقوق بشر و در مورد آموزش به زبان مادری که یکی از خواسته های بحق اتنیک هاست سکوت شده است از جمله چنین به نظر می رسد تبعیض آموزشی پا برجا خواهد بود. 

در زمینه امنیت داخلی و با توجه به تجربه سرکوب گرانه ساواک در رژیم گذشته، وزارت اطلاعت و اطلاعات سپاه در رژیم کنونی چه ساز و کاری برای جلوگیری از نقض حقوق بشر شهروندان اتخاذ خواهد شد. تعریف نو پهلوی خواهان از امنیت چیست؟ آیا وظیفه نهادهای امنیتی از جمله نگهبانی از حقوق دمکراتیک شهروندان، آزادی بیان و اجتماعات و فعالیت های حزبی و صنفی است و یا اولویت آنان حفظ نظام حاکم از راه های غیر قانونی و سرکوب گرانه رایج در رژیم گذشته و جمهوری جهل و جنایت خواهد بود؟

در خاتمه اشاره به سیاست هسته ای نو پهلوی خواهان از اهمیت ویژه ای برخورداراست. تاکید مجدد آنان در حفظ پروژه بی حاصل هسته ای و تنها همکاری با بازرسان آژانس بدون شفاف سازی در مورد هدف غنی سازی در کشور می تواند به راهبردهای بحران سازی منجر شود که مردمان کشورمان در دوران حکومت ولی مطلقه فقیه هزینه های سنگین آنرا پرداخته اند. پرسش اینجاست چرا نو پهلوی خواهان حق مردمان کشور را در ابراز عقایدشان از جمله در مورد پروژه های کلیدی همچون هسته ای از طریق همه پرسی برسمیت نمی شناسند؟

در اینجا لازم به تاکید است که در کنار نقد و مخالفت با رویکردهای غیر دمکراتیک نو پهلوی خواهان  باید حق دمکراتیک این بخش از اپوزیسیون در کنشگری علیه استبداد دینی به رسمیت شناخته شود. 

تمامیت خواهی آقای رضا پهلوی و یارانش و یا هر نیروی دیگری نه می تواند به سرنگونی استبداد دینی منجر شود و نه آینده ای دمکراتیک و شکوفایی را برای تمام مردمان ایران نوید دهد. تنها از راه تکثر گرایی و به رسمیت شناختن حقوق فردی و اجتماعی دگر اندیشان، سرنگونی رژیم و استقرار دمکراسی در کشور استبداد زده ایران امکان پذیر خواهد شد.

دیماه ۱۴۰۴

mrowghani.com

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی