
در جهانی که پیوسته در آشوب و دگرگونی است، وضعیت ایران نیازمند نگاهی روشن و شفاف است.
اعتراضات گستردهای که سراسر ایران را فراگرفته و تاکنون زیر سرکوب خشن دولتی هزاران کشته و زخمی بر جای گذاشته، نتیجهٔ مستقیم بحرانی عمیق است: سیاستهای اقتصادی فاجعهبار نظام حاکم، فساد فراگیر، و سرکوب ساختاریای که رژیم اعمال میکند. در حالی که تحریمهای شدید اقتصادیِ ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا وضعیت مردم را وخیمتر کردهاند، اما چنگالِ رژیم را سست نکردهاند. بار این رنج بر دوش طبقات کارگر و متوسط است.
رژیم دینیِ آیتاللهها نشان داده است از پاسخگویی به نیازهای مردم ناتوان است. سرکوب اجتماعیِ خشن آن ـ که قطع اینترنت در روزهای اخیر هیچ نشانهٔ مثبتی به همراه ندارد ـ و اقدامات اقتدارگرایانهاش، مطالباتِ برحقِ آزادی را تشدید میکند. با این حال، راهحل نمیتواند جایگزین کردنِ یک ستم با ستمی دیگر باشد. بازگشت به یک نظام پادشاهی-سرمایهداری فقط این نتیجه را خواهد داشت که ایران بار دیگر به پایگاه نظامیِ امپریالیسم ایالات متحده در منطقه تبدیل شود. ما این انتخابِ دروغین را رد میکنیم. نه یک پادشاهیِ مطیعِ غرب، و نه یک حکومت دینیِ منفور، بر شکلگیریِ یک دموکراسی واقعی برتری ندارد.
ایالات متحده بار دیگر تهدید به مداخله کرده است. این بحران با تحمیل رژیمها از بیرون یا با گشودن جبههای دیگر از جنگ حل نخواهد شد؛ مسیری که فقط فاجعهای بیشتر به همراه خواهد آورد. ما همزمان معیارهای دوگانهٔ آشکارِ اتحادیهٔ اروپا و بیشتر دولتهای اروپایی را محکوم میکنیم؛ همانها که ایران، روسیه یا ونزوئلا را تحریم میکنند، اما هیچ پیامدی برای اسرائیل به خاطر نسلکشیاش در غزه یا برای ایالات متحده به خاطر اقداماتی مانند ربودن رئیسجمهور یک کشور مستقل در نظر نمیگیرند. این تحریمها نهتنها بحران را عمیقتر کردهاند، بلکه ثابت میکنند که به نام و به سود مردم ایران اعمال نشدهاند. چنین ریاکاریای همهٔ ادعاهای دفاع از حقوق بینالملل و حقوق بشر را تضعیف میکند.
تنها مسیر عادلانه پیشِ رو، حق تعیین سرنوشتِ مردم ایران است. حق آنان برای تعیین آیندهٔ خود غیرقابل مذاکره است. تنها مبارزهٔ مستقلِ مردم ایران ـ فارغ از مداخلهٔ خارجی و از بدیلهای دروغینِ اقتدارگراییهای رقیب ـ میتواند مسیر کشور را ترسیم کند و دموکراسی و عدالت واقعی را برای ملت به ارمغان آورد.
حزب چپ اروپا





