قدرت طلبی رضا پهلوی و به بی راهه کشاندن جنبش اصیل مردم – خانلر کوشکی

این جنبش با این انرژی عظیم انباشته می توانست در مسیر طبیعی خود بدون دخالت خارجی و با پرهیز از خشونت در مسیری مرحله ای و عقب راندن گام به گام حاکمیت در یک محاصره مدنی و اوج گیری درزمان مناسب به نتیجه ای تاریخی برسد. ولی تحمیل رهبری جدا از جنبش و تکیه بر نیروهای خارجی با هدف کسب قدرت، راه رسیدن مردم به آرزوی خود را طولانی تر کرد

حاکمیت ج.ا سال ها است که مشروعیت خود را از دست داده است. اکثریت مردم این نظام را نمی خواهند و خواستار گذار از آن هستند. فشارهای غیر قابل تحمل اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مردم را عاصی کرده و به دنبال رهایی از حاکمیت دینی بانی فقر و تنگدستی خود هستند. 

رشد لجام گسیخته قیمت دلار ارز اصلی مبادلات بازار و سقوط ارزش پول ملی بازاریان را به اعتراض کشانید. این اعتراضات با توجه به زمینه های نارضایتی گسترده درمیان کلیه قشر های جامعه به سرعت به تمام نقاط کشور کشیده شد. نوید یک جنبش سراسری توده ای با انرژی عظیمی از خشم و اراده به تغییری اساسی می داد. 

جنبش حاکمیت را به وحشت انداخت و شکاف های درون حاکمیت و ناتوانی  آن آشکار شد.  حاکمیت در سرکوب مردم متزلزل بود،  وحدت فرماندهی در مقابله با مردمی عاصی از فقر و پرخاش به فساد حاکم بسیار متزلزل بود. جنبش می رفت تا به یکی از اساسی ترین شرایط گذار از وضع موجود یعنی شکاف غیر قابل ترمیم در حاکمیت و تزلزل و فرسودگی قدرت سرکوب ان دست یابد. 

متاسفانه نیروهای پهلوی خواه و رهبری نابخردانه رضا پهلوی با مشاهده گسترش جنبش و برای عرضه خود  با فرا خوان های پی در پی روزهای ۱۸و۱۹و ۲۰ و ۲۱ دی ماه و رهنمودهای علنی و مخفی مقابله با نیروهای انتظامی و مشروعیت بخشیدن به خشونت باری سنگین را بر جنبش تحمیل کرد.  جنبش در مسیری قرار گرفت  که با توجه به توازن قوا نمی توانست نتیجه ای جز سرکوب وحشیانه به دست حاکمیتی داشته باشد که تجربه کشتار هزاران نفر را در سوریه داشت. 

کسب قدرت به هر قیمتی و انتقام گیری از نظام حاکم و انقلاب ۵۷ هدفی است که رضا پهلوی دنبال می کند . در این راه رضا پهلوی تنها نیست.  دولت اسراییل و دستگاه موساد یار و همراه او هستند. آن ها اهداف خود را دنبال می کنند . نابودی این نظام در این مرحله و سپس تکرار هر آن چه که در سوریه کردند.      

نیروهای پادشاهی خواه قدرت طلب و تمامیت خواه  با رهبری رضا پهلوی – نتانیاهو و اطاق فکر ساواک زده و زیر استیلای موساد هیچ نیروی  دیگری را در صحنه مبارزه جز تحت فرمان خود نمی پذیرند . آن ها  حتی سر دادن شعارهای بسیار ملموس مانند آزادی زندانیان سیاسی و دستگیری و محاکمه مفسدان اقتصادی را تحمل نمی کنند. شعار اصلی خود را “جاوید شاه” قرار داده اند . فراموش کرده اند که در زمانی نه چندان دور فریاد ملیونی “مرگ بر شاه” و مرگ بر دیکتاتور در تاریخ این سر زمین ثبت شده است . 

رضا پهلوی با گدایی حمایت اسراییل و امریکا چنان مست قدرت شده است که قادر به دیدن توان و ماهیت خونخوار ج.ا نیست . جمهوری اسلامی نشان داده که  به شدت بی رحم و سرکوب گر است، هر اعترض ساده ای را نیز تحمل نمی کند و رهبری نظام ان را به مشتی اغتشاش گر و وابسته نسبت داده و توجیه سرکوب ان را آماده می کند . او عامل اصلی ایجاد فضای خشونت و هر کشتاری است. بقای خود را درسرکوب وحشیانه  مخالفان می داند، این باور دینی آن ها است. اپوزیسیون هوشیار باید با توجه به این شناخت از ج.ا در دام نقشه های شوم  وی نیافتد. 

نیرویی که نداند و نتواند از دشمن خود بر آوردی درست داشته باشد در عالم اوهام و خیال به میدان مبارزه می رود و نتیجه آن نابودی نیروهایی از جان گذشته ای  است که اسیر امیال رهبری نادان شده ا ند . جنگ ایران و عراق نمونه های بسیاری از این موارد را دارد . روانه کردن هزاران جوان از خود گذشته برای تسخیر بصره و کشتار وسیعی از آن ها .

حاکمیت  ج.ا با هر بر آوردی دارای ۱۰-۱۵% از جمعیت ایران به عنوان حامیان سنتی خود هستند. نظامی کارکشته با  نیروی سرکوب گر و ایدئولوژیک که از هر کشتاری در هر مقیاسی ابایی ندارد.  اضافه کنید نیروهای وابسته آن ها در منطقه که در شرایط لازم وارد عمل می شوند. 

حال مقایسه کنید با توان و امکانات نیرویی که رضا پهلوی می خواست و می خواهد با آن قدرت را کسب کند. او نیز در بهترین حالت حامیانی در محدوده ۱۰-۱۵% از جمعیت ایران را دارد.  ولی با حداقل امکانات در ابراز خشونت و یا مقابله با خشونت. سرنوشت چنین پیکار نابرابری معلوم است. 

در این مقایسه توازن قوای نسبی، حساب بخش اکثریت نیروهای مخالف ج.ا وخواستار گذار از ان که راه و باور خود را دارند از حامیان رضا پهلوی و شعارهای وی جدا است. حضور آن ها در صحنه ابراز نفرت از ج.ا است. آن ها راه و شعار خود را دارند اکنون مقهور دستگاه تبلیغاتی رضا پهلوی – نتانیاهو شده اند ولی این نیروی اصلی و تحول خواه روزی قدرت خود را نشان خواهد داد.   

 نتیجه بی فکری، قدرت طلبی و بازیچه سیاست های دیگران شدن تضعیف جنبش و تخلیه بخش زیادی از انرژی جنبش از یک سو است. در سوی دیگر حاکمیت با تکیه بر مبارزه با تروریسم بر تزلزل خود غلبه کرد، شکافهای خود را ترمیم کرد،  نیروهای سرکوب را از فرسودگی و بی تفاوتی بیرون اورد و مرحله سرکوب را ارتقا داد و هزاران کشته را در معرض چشم نابینای رضا پهلوی قرار داد. هنگامی که رضا پهلوی و گارد جاویدان خیالی طناب دار را برای سران ج.ا تکان می دهند آن ها انقدر ضعیف نشده اند که دست بسته منتظر مرگ خود بنشینند.  

 فاجعه بار تر از همه؛ جنبشی را که می توانست با طی مسیری عاری از خشونت و مرحله ای با خواست های شدنی در هر مرحله نه به اتکا  لطف حاکمیت بلکه با تکیه بر توان خود و تضعیف حاکمیت خود را به مرحله نهایی گذار برساند به بیراه کشیده شد. گذار شدنی و پیش رو را بسیار سخت تر کرد و بر تن فرسوده و ناامید این نظام نیمه جانی دمید. 

نظام های دیکتاتوری متکی بر ایدئولوژی که از یک مبارزه در کسب قدرت بیرون آمده اند  بسیار جان سخت هستند. از جا کندن این دیکتاتوری ها علاوه برنیاز به نیروهای اجتماعی خواستار گذار از وضع موجود بر زمینه اصلی عدم مشروعیت نظام نیاز به شرط مهم دیگری است و آن فرسودگی ، گسست و ناتوانی نظام سرکوب است.

 این شرط مهم  در طی زمانی طولانی تر نسبت به دیکتاتوری های غیر ایدئولوژیک حاصل می شود. این  دیکتاتوری ها درمقابل جنبش ها و شورش ها مخالفان خود مقاوم هستند و با چند شورش حتی در ابعاد وسیع تاب اوری دارند. نیروی اصلی پایداری آن ها داشتن حداقلی از افراد متعصب و معتقد به باورهای نظام و همدلی با سیاست های آن است. ان ها در نظام عجین هستند و به قول خودشان ذوب شده. این قشر با رانت های مختلفی که می گیرند بدنه اصلی استحکام دیکتاتوری هستند. بقای خود را در بقای دیکتاتوری حاکم می دانند.

با این وجود این نظام ها ماندگار نیستند. چون مشروعیت مردمی ندارند. جنبش های مرحله ای آن ها را فرسوده می کند و خود نظام نیز از درون می پوسد. گسترش ویروس کشنده و بنیان کن فساد حاصل نظام رانتی آن را متلاشی می کند. فساد لجام گسیخته در هر دو سوی هسته مرکزی قدرت و حامیان سنتی در ج.ا به شدت گسترش یافته و کارکرد طبیعی آن را مختل کرده است. نیاز به زمان است که از درون بپاشد. 

نیروهای دمکرات و جمهوری خواه با موجودیت های پراکنده و گروهی بسیار وسیع و داشتن اکثریت زندانیان سیاسی و قشر متفکر و مبارز و با تجربه در خیزش اخیر نتوانستد صف مستقل خود را داشته باشند و بر اسب سرکش تمامیت خواه رضا پهلوی افسار زنند و جنبش را در مسیری درست متکی به خود و مستقل از وابستگی به قدرت های خارجی قرار دهند.   

حمایت از جنبش های مردمی وظیفه هر نیروی دمکرات و آزادی خواه است. این به معنی تمکین و پذیرش رهبری وابسته و ساخته و پرداخته  دستگاهای تبلیغاتی و همراهی با گروهی قدرت طلب و تمامیت خواه نیست. نیروهای دمکرات و آزادی خواه نمی توانند خود را سهیم در راهی کنند که فرجامی جز باز تولید دیکتاتوری در پوششی به ظاهر زیبا و فریبنده ندارد. 

  رهبری رضا پهلوی – نتانیاهو  پیوندی ریشه ای در داخل ندارند. آنها تنها بر بستر خشم و عصیان مردم از فقر و گرسنگی و تبعیض و تولید احساسی روانی با تصویری زیبا و فریبنده از رفاه در رژیم پهلوی پدر خود را بر جنبش تحمیل کرده اند.  

این جنبش با این انرژی عظیم انباشته می توانست در مسیر طبیعی خود بدون دخالت خارجی و با پرهیز از خشونت در مسیری مرحله ای و عقب راندن گام به گام حاکمیت در یک محاصره مدنی و اوج گیری درزمان مناسب به نتیجه ای تاریخی برسد. ولی تحمیل رهبری جدا از جنبش و تکیه بر نیروهای خارجی با هدف کسب قدرت، راه رسیدن مردم به آرزوی خود را طولانی تر کرد.   

خانلر کوشکی – ۲۵ دی  ۱۴۰۴  –  Jan. 15  , ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

2 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
بهنام
بهنام
1 ماه قبل

یقینأ این وضیعت نیز نتیجه و شاهد دیگری بر بی لیاقت بودن رهبران تخیل پرور, خودمحور و سکتاریستی جریان چپ ایران است که ناتوان از درک خطرات جریان سلطنت طلبان و متحدان انان بوده و هستند و طی افزون بر چهل سال مشغول بازی کودکانه این چه گفت و ان چه گفت بوده اند. اینان نشسته بر برج تخیلات خویش فارغ از ارتباط گیری با نسل های جدید و افشای علل واقعی اقتصادی-اجتماعی سقوط ررٰیم پهلوی و نمایش قرینه ان در ج.ا بوده و به صدور اعلامیه های سطحی و پروپاگاندای سیاسی دلخوش کرده اند و طبیعتا نتیجه ای جز این وضعیت موجود نمیتوان انتظار داشت.

مهرداد ۱
مهرداد ۱
1 ماه قبل

آقای کوشکی می‌گوید: “این نظام‌ها ماندگار نیستند چون مشروعیت مردمی ندارند و از درون می‌پوسند. نیاز به زمان است که از درون بپاشد.” یعنی به عبارت دیگر ولش کنید خودش خشک می‌شود می‌افتد!! ظاهرا ایشان در غرب زمان زیاد دارد و نمی‌تواند درد و محنت زندگی در جهنم را احساس کند. خوشبختانه جوانان ایرانی در داخل با تز ایشان مخالفند. ایشان اگر یک روز صبر کرده بود و مخالفت ترامپ با همین آقا رضا را دیده بود امروز این را نمی‌نوشت.

آگهی

2
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x