تغییر نقطه حرکت اعتراضات مشروع علیه نظام غیر مشروع – حسن نادری

اعتراضات کنونی علیه نظام ولایت فقیه، به تدریح در بازه های زمانی همزمان با شکلگیری و تحکیم استبداد نطفه گرفت و اینک به ابعاد وسیع اززاویه کمی و کیفی گسترده شد.این یک منطق تاریخی وتحولخواهی درهرجامعه بالنده است.گرچه خاستگاه و مطالبات مشروع اکثریت جامعه،دربازی دو نیروی ساخته شده« اصلاح طلب»از یکسو،و طیف های کم و بیش همزاد«اصولگرایان»درانتخابات مهندسی شده محاق می شدند،اما انباشت نارضایتی ازناکارآمدی برنامه های اقتصادی مسیر طبیعی خود را طی می کرد.اگر خمینی اقتصاد را برای خر می دانست،اینک خود در لجنزاراقتصادی که به بارآورده گیرافتاد.درهمه این سالها،نظام انحضارگر نخبگان اقتصادی و فرهیختگان مستقل کشور را ازگردونه تصمیم سازی به سود جناح های مهندسی شده  محروم کرد.گرچه برخی ازنیروهای«اپوزیسیون» خارج ازقدرت هم درایجاد  این شرایط و تولید توهم و امید به اصلاحات در راس نظام بسیار تلاش کردند تا مطالبات به تغییر را درهمان پارادیم مورد نظر نظام تقلیل دهند.این تلاشهای عبث و قابل پیش بینی،سرمایه انسانی و مادی نیروهای بالنده جامعه رابه سوی نیروی گریزازمرکز ونافرمانی سوق داد و به نیروهای مطالبه محور مستقل اما پراکنده وعاصی تبدیل کرد.صندوق های رای و«انتخابات» به نمایش حداقلی تبدیل و شکاف دولت ـ ملت عمیقتر شد.شعار«اصلاح طلب،اصولگرا دیگه تموم ماجرا»هم برآمد استدلال بیفایدگی انتخابات در نظام انحصاری بود. این یک شوک بزرگ هم برای رژیم و نیزبرای تولید کنندگان توهم خارج از حکومت و شرکت کردن به هرقیمت در«انتخابات» واردکرد.نمایش«انتخابات» رژیم به نقطه بن بست و به انتصاب نامزدهای موردتوافق«وفاق ملی» ولی فقیه منجر شد.روزمرگی سیاسی ودرپی حوادث دویدن عمق راهبردی ماجراجویانه و پرهزینه سید علی خامنه ای درمنطقه و فرا منظقه،به ویژه برای بخشی ازرفورمیست ها این بود که سیاستهای خود را ولو به هرقیمتی بر خلاف جهت تاریخ و نادیده گرفتن امرسکولاریسم،دموکراسی و اصل دفاع ازآزادی و کثرت گرایی درپیش بگیرند.

اگرسلطنت خواهان ورضا پهلوی درهمه این سالها غیرفعال بودند،اما دربزنگاههای جنبش های اعتراضی و رهاییبخشی ملی با امکانات مالی و حمایتهای خارجی سعی در مصادره به مطلوب ازاعتراضات کردند.گرچه دراین مرحله،تمایزات و اختلافات در صفوف سلطنت خواهی به سودآقای رضا پهلوی کاهش یافت،امااین گرایشات غلبه بر نظام کنونی را در هر حال و حتی دست یاری و کمک ازکشورهای خارج، شبیه کودتاه ۱۳۳۲ راجایز می دانند.

هنگامیکه سلطنت خواهان شعار«جاوید شاه»،«پهلوی بر میگرده» را سرمی دهند،تداعی کننده و تداوم« جاوید به دیکتاتوری» و «جاوید به نظام» گذشه و اصل وفاداری و پذیرش همه دیدگاهها و خاستگاههای رژیم گذشته است.پرخاش این جماعت علیه جمهوریخواهان تاییداین موضوع است.این جماعت هنوز به قدرت نرسیده همه آن کسانی را که ازآنها نیستند را تهدید می کنند.این درست است که سلطنت خواهان درشبکه های مجازی بسیار فعال هستند،اما این به معنای آن نیست که آنها دربطن و متن جامعه قدرت براندازی و هدایت کشور راهم دارند. اگررضا پهلوی با کمک نیروهای خارجی به« قدرت» برسد،نمیتوان ونباید وقوع جنگ داخلی با توجه به برتری توازن قوای ذهنی و خاستگاه جمهوریخواهی رانادیده گرفت.  

 تاریخ جنبشهای رهایی بخشی درایران نشان میدهدهنگام قیام علیه دیکتاتوریهای حاکم،خشم برعقل و منطق مسلط می شود. بنابراین، رهایی ازاستبداد در خط مقدم واکنش و کنش قرارگرفت و می گیرد،بدون آنکه به فردای سقوط استبداد باندیشد.حاصل آن،برگشت استبداد با چهره ای دیگر.به این گردش نمی توان ایراد گرفت زیراقدرتهای مستبد حاکم گسترش دموکراسی و آزادی بیان راعلیه خود می دانستند.اماواکنش روانی مردم ستمدیده ورهایی بخش برمحور«این باید برود» می چرخد.

برای پیشگیری ازاین چرخه عبث،با پیشینه بیش از یک صد سال واینک با داشتن سرمایه انسانی کمی و کیفی قابل تقدیر،به ویژه زنان و جوانان،ابزارانتقال مطالبات از طریق چرخه قدرت انتخاباتی درتغییر اوضاع با ارایه و پیشبرد برنامه متحدانه ازاصول و شروط غلبه بر اقتدار و نیز اجرای برنامه بعد از سقوط استبداد ضروریست.اتحاد درمبارزه با اهمیت است اما اتحاد باید پیام آورنوری برآینده کشور بیفکند. اعتمادبه نفس ایجاد کند:اتحاد بر پایه برنامه دموکراسی و آزادی و آزادی بیان،علیه تبعیض گرایی ملی،قومی،دینی و مذهبی است.ومهمترازهمه اعتلای آزاد اندیشی علیه اطاعت کورکورانه و پرورش دهنده دستجات سرکوبگر.

به یاد داریم در زمان اعتراضات علیه نظام استبدادی محمد رضا شاه پهلوی، نیروهای اپوزیسیون اقتدارگرای انحصار طلب، چپ،راست و جمهوریخواهان راضی به پذیرش رویکرد ارتجاعی خمینی شدند و صفوف«ضد امپریالیستی» به مفهوم واقعی و «بیگانه ستیزی» با رویکر دینی را در هم آمیختند.هراعتراض واقعی به این «اتحاد و مبارزه نامبارک» را ضد انقلاب می پنداشتند. به قول معروف «دیگی که واسه من نمی جوشه،بگذار سرسگ به جوشه».یک استدلال خودخواهانه و متاثر از زیست دوگانه انسان ایرانی.

اگردرسالهای ۵۶، ۵۷ اعتراضات خیابانی به سوی حرکت به مساجد و عزاداری روزهای سوم،هفتم و چهلم سوق داده شد،خمینی مرتجع بر جهل مرکب سوار شد.شوربختانه،طیفی از«جمهوریخواهان و چپ های اردوگاهی»نظریه های التقاطی « اسلام ناب محمدی» که متضاد با اصول سکولاریسم جدایی دین ازدولت  است را درپشتیبانی از رویکرارتجاعی بازگشت به اسلام ۱۴۰۰ سال کمک کرد.اما با دگردیسی عمیق درجامعه و نیزعملکرد نظام،گریزاز مساجد،آخوند و مداحان زالوصفت،مسیر اعتراضات علیه نظام ولایت فقیه نایب خدا و امام زمان … از خیانانها و بیرون از مساجد علیه استبداد کاست روحانیت و نظام ولایت فقیه شروع شد.سوزاندن مساجد،تقدس زدایی از«نظام مقدس اسلامی» ،حمله به آخوندها و بسیجی های حلقه به گوش سلطان،حمله به «امام زاده های» ساخته و پرداخته افسانه و داستان سازی فئودالها با همدستی قشری درکسوت«آخوند»،گام بزرگی درشکستن خرافات وفرو ریختن ترس و برآمد فاصله گیری ازنظام دینی به سوی سکولاریسم است. اما همزمان باید صفوف نمازگزاران سنتی و غیر وابسته را از صفوف جیره خواران تفکیک کرد.

کشتار بیرحمانه بیشمارمعترضین روزهای اخیر را نباید فقط به فقط به نیروهای ویژه نظام محدود کرد،بلکه ورود نیروهای نیابتی و مزدوران حزب اللهی لبنان و حشد الشعبی عراق و گروههای فاطمیون .. را که با امکانات مالی حاکمیت ولایت فقیه آموش و پرورش دیده اند را باید زیر نظر داشت و هر فرد و سازمان سیاسی با نامه اعتراضی به کشورهای مزبور آنها را«شریک غیر مستقیم» جنایت خطاب کند. من به سهم خود چنین خواهم کرد.

واقعیت سیاسی و عینی جامعه به ما نشان می دهد که مبارزات و اعتراضات کنونی باید در برگیرنده مطالبات اجتماعی، فرهنگی،طبقاتی و نیز هدایت نوع حکومت علیه نظام فرسوده و اختلاس گرا،علیه فقرو ستم رژیم آخوندی و غیرمعم های اسلامیست، باشد.خط و مشی مبارزه در شرایط کنونی جمهوریخواهان،باید تاکید برجدایی دین از دولت،حق برابری خواستهای زن و مرد،علیه هرگونه تبعیض باشد. اتحاد همه نیروهای دموکراسی خواه با حفظ دیگاههای ایدئولوژی و طبقاتی با در نظر داشتن حق تقدم  جمهوریت و کثرتگرایی از ضروریات تاریخی است.از انقلاب مشروطیت به این سو،نبود میدان دموکراسی و تامل و تعامل،زمینه برآمد استبدادهای پی در پی،فقر،زندان و تبعید و اعدام ها و هدر دادن سرمایه انسانی و ثروت کشور و متاع خودکامگان استبداد سلطنتی و سلطانی رژیم ولایت فقیه شد.

همه جمهوریخواهان باید حول برنامه حداقل جمع شوند تا خطر برگشت استبداد سلطنتی باکمک برنامه های اغفال کننده رژیم حاکم را خنثی کنیم.

انحلال باد نظام جهل و جنایت

برقرار باد نظام جمهوری سکولار ـ دموکرات

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی