ایران برای چندمین بار است که به پا میخیزد؛
نه از سر هیجان، بلکه از سر خفگی.
گرانی، بیکاری، کمبود دارو، فروپاشی معیشت و تحقیر روزمره، مردمی را به خیابان میکشاند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. این خیزشها نه اولیناند و نه آخرین؛ اما وجه مشترک همهشان یک چیز است: شکست در لحظهای که باید به پیروزی برسند.
ملت ایران در غیاب رهبری شفاف و ملی، به گذشته پناه میبرد. نام «جاوید شاه» در خیابانها فریاد میشود؛ نه لزوماً از سر دلبستگی به سلطنت، بلکه از سر ناامیدی از حال و بیاعتمادی به آینده. مردم به دنبال یک نقطهٔ اتکا هستند؛ یک نشانه، یک تصویر از ثبات. اما درست در همین نقطه، فاجعه تکرار میشود.
هرگاه نام رضا پهلوی، بهعنوان وارث تخت و تاج، پررنگ میشود، ورق برمیگردد. نه در خیابان، بلکه در پشت درهای بستهٔ سیاست جهانی. تجربه نشان داده است: با وجود هزاران کشته، با وجود خون جوانان این سرزمین، حکومت آخوندی باقی میماند. چرا؟
پاسخ تلخ است، اما ساده:
هیچ قدرت جهانی خواهان بازگشت خاندان سلطنت به ایران نیست.
نه اروپا، نه آمریکا، نه شرق و نه غرب.
آنها جمهوری اسلامی را دوست ندارند، اما قابلپیشبینی میدانند.
حکومتی فاسد، سرکوبگر و جنایتکار، اما آشنا، قابل معامله و مهارشدنی.
در مقابل، بازگشت یک خاندان سلطنتی، آن هم پس از انقلابی که با شعار «مرگ بر شاه» آغاز شد، برای نظم جهانی یک متغیر خطرناک است.
آمریکا سالهاست این بازی دوگانه را اجرا میکند:
در ظاهر هشدار، تحریم و بیانیه؛
در باطن آزادسازی میلیاردها دلار، مماشات و سکوت عملی.
نتیجه؟
جنبشهای مردمی یکی پس از دیگری، با هزینهٔ خون، به سود حکومت آخوندی تمام میشوند.
رؤسای جمهور آمریکا بارها «نگران» بودهاند،
اما هیچگاه متعهد نبودهاند.
نگرانی بیعمل، همان خیانتی است که جوان ایرانی را به خاک و خون میکشد، در حالی که جهان تماشاگر است.
حقیقتی که کمتر گفته میشود این است:
اگر این بار هم ملت ایران شکست بخورد،
نه فقط بهخاطر سرکوب،
بلکه بهخاطر بار سیاسی نام پهلوی خواهد بود.
این نام، چه عادلانه چه ناعادلانه،
بهانهای است برای قدرتهای جهانی تا تغییر واقعی را متوقف کنند.
بهانهای برای حکومت تا سرکوب را «بازگشت به گذشته» بنامد.
و بهانهای برای جهان تا دست روی دست بگذارد.
مسئله، شخص نیست؛
مسئله، هزینهای است که یک نام بر دوش یک ملت میگذارد.
ایران امروز بیش از هر چیز به آینده نیاز دارد، نه نوستالژی؛
به رهبری ملی، نه نمادهای مناقشهبرانگیز؛
به شکستن این چرخهٔ خونین که در آن
ملت میجنگد،
جوانان میمیرند،
و قدرت باقی میماند.
و تا زمانی که این حقیقت گفته نشود،
تاریخ، بیرحمانه،
خودش را تکرار خواهد کرد.
——————
۲۰۲۶/۱/۱۱

