
نازک بین-ایران در ۷ ژانویه ۱۹۶۸، ایران یکی از بزرگترین فرزندان خود، غلامرضا تختی، کشتیگیر آزادکار افسانهای و قهرمان جهان که با افتخار به عنوان “جهان پهلوان” شناخته میشود – را از دست داد.هفدهم دیماه مصادف است با پنجاهمین سالروز مرگ جهان پهلوان غلامرضا تختی اسطوره بی بدیل تاریخ ورزش معاصر ایران. بیش از پنج دهه بعد، یاد او، به عنوان نمادی از قهرمانی، جوانمردی و ارتباط بیوقفه با مردم پابرجاست. تختی، صرفاً یک ورزشکار نبود؛ او ،مظهر آرمانهای باستانی جوانمردی ایرانی – مردانگی والا، فروتنی و انصاف – بود که او را به چهرهای بینظیر در تاریخ مدرن ایران تبدیل میکرد. تختی که در ۲۷ آگوست ۱۹۳۰ در محله کارگری خانیآباد تهران متولد شد، از خانوادهای فروتن برخاست. فقر، پس از مرگ پدرش، زندگی اولیه او را رقم زد، با این حال او، در زورخانه سنتی قدرت پیدا کرد، جایی که کشتی با انضباط اخلاقی در هم آمیخته بود. بیشرفت او ،در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به اوج خود رسید: مدالهای نقره در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی و بازیهای ۱۹۶۰ رم، مدال طلا در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن، عناوین قهرمانی جهان در سالهای ۱۹۵۹ (تهران) و ۱۹۶۱ (یوکوهاما) و مدال طلا در بازیهای آسیایی ۱۹۵۸. این پیروزیها ایران را به یک قدرت کشتی تبدیل کرد، اما عظمت واقعی تختی فراتر از تشک میدرخشید. داستانهای جوانمردی او فراوان است. در یک مسابقه معروف مقابل الکساندر مدوید، قهرمان شوروی، تختی از سوءاستفاده از زانوی آسیبدیدهاش خودداری کرد. پس از شکست دادن آناتولی آلبول در مسکو، او مادر داغدار حریف را دلداری داد و گفت: «پسرت کشتیگیر بزرگی است.» در خارج از تشک، دلسوزی تختی افسانهای بود. پس از زلزله ویرانگر بوئین زهرا در سال ۱۹۶۲، او شخصاً از ثروتمندان برای کمک به قربانیان کمک جمعآوری کرد، و در خیابانها کمکهای مردم را جمع کرد.. زندگی تختی، همچنین با مقاومت و فعالیت مدنی آرام همراه شد. او، که از حامیان نخست وزیر محمد مصدق و جبهه ملی بود، با استبداد شاهنشاهی مخالفت میکرد. مرگ او ،در سن ۳۷ سالگی در اتاق هتل آتلانتیک در خیابن تخت جمشید در نزدیکی دیوار سفارت آمریکا،در تهران ، همچنان در هالهای از ابهام است. اگرچه رسماً خودکشی در بحبوحه مبارزات شخصی، از جمله افسردگی اعلام شد،اما، بسیاری از ایرانیان معتقدند که او به دلیل موضع سیاسیاش توسط ساواک، پلیس مخفی شاه، ترور شده است. مراسم تشییع جنازه عظیم او ،به اعتراضات ضد رژیم تبدیل و عمق ستایش عمومی را آشکار کرد. اینک بعد از گذشت دههها ، غلامرضا تختی فراتر از سیاست و زمان است. هر ساله هزاران نفر برای بزرگداشت او، بر سر مزارش در گورستان ابن بابویه جمع میشوند. او ،محدود به تاریخ ورزش نیست؛ او، برای هر نسلی یک سؤال ابدی مطرح میکند: رابطه شما با مردم چیست؟ در مورد مسائلی که بر توده مردم تأثیر میگذارد، چه موضعی دارید؟ در دوران شهرت زودگذر، تختی به ما یادآوری میکند که قهرمانی واقعی در صداقت، همدلی و ایستادن در کنار مردم عادی نهفته است. او ،اسطوره زنده ایران بود و همچنان هست – قهرمان روح ، فکر و اندیشه به اندازه قهرمان جسم.! یاداش گرامی، نام و خاطرات اش همیشه جاودانه تاریخ است!





