محمّدرضا مهجوریان: اگرچه در آلمان، گروهِ رسانههای راستگرایِ نژادپرست همواره دستِ بالا را در عرصهی رسانهییِ این کشور داشتهاند ولی این دستِ بالا داشتن، در سالهای گذشته با شتابی بیمانند و هولناک افزایش یافته است. این شتابِ بیمانند و هولناک، از راهِ متحّدساختنِ رسانههای راستگرای نژادپرست تضمین نیز شده است. یکی از نیرومندترین و گستاخترینِ این گروههای رسانهیی، امپراتوریِ “آکسِل اشپرینگِر” (Axel Springer SE) نام دارد که برخی از مؤثّرترین رسانههای آلمان را در دست دارد؛ یکی از بزرگترین این رسانهها، روزنامهی “بیلد” (Bild) است که به (Bild Zeitung) هم مشهور است.
رسانههای راستگرای نژادپرستِ آلمان به طرزی روزافزون اعتراضهای مَردُمی در ایران را به گونهای گزارش میکنند که بتواند این اعتراضهای مَردُمی را از یکسو به سودِ راستگرایانِ نژادپرستِ ایران جلوه دهد و از سویِ دیگر، این اعتراضها را در خدمتِ مواضعِ محافلِ راستگرای نژادپرستِ آلمانی و جهانی در آوَرَد. چنین گزارشدهیهای یکسویهای البتّه تنها به اعتراضهای مَردُمی در ایران محدود نیستند بلکه همهی اعتراضهای مَردُمی در همهی کشورها را شامل میشوند.
در این میان، وضعِ رسانههای متمایل (یا متظاهر:) به چپ و یا به مستقلبودن، بسیار اَسَفبار است. این رسانهها، در مقایسه با رشدِ بسیار شتابان و گستردهی رسانههای راستگرای نژادپرست، بسیار ناتوان هستند و به هیچاندازه، برای دفاع از قَلَمِ آزاد و بیانِ حقایق آماده نیستند.
در این یادداشت، به دو گزارش از گزارشهای روزنامهی “بیلد” نگاهی انداخته میشود که به اعتراضهای مَردُمی در روزهای گذشته در ایران میپردازند که از روزِ یکشنبه، ۰۷/دی/۱۴۰۴ (۲۸/دسامبر/۲۰۲۵) از سویِ گروههایی از بازارِ تهران آغاز شده است و همچنان در پنجمینِ روزِ خود، در شماری از شهرهای دیگر کشور ادامه دارد. این دو گزارش در روزهای دوشنبه، ۲۹/دسامبر/۲۰۲۵ (۰۷/دی/۱۴۰۴) و سهشنبه، ۳۰/دسامبر/۲۰۲۵ (۰۸/دی/۱۴۰۴) در این روزنامه چاپ شدهاند:
۱- گزارشِ یکم، دوشنبه، ۲۹/دسامبر/۲۰۲۵ (۰۷/دی/۱۴۰۴)، دارای این عنوان است: «خیابانهای تهران در وضعیتِ استثنایی. فراخوان برای بازگشتِ پسرِ شاه، رضا پهلوی». (روزنامهی بیلد، ۲۹/دسامبر/۲۰۲۵) (۰۷/دی/۱۴۰۴).

نویسندهی این گزارش، خانمِ “کارِن فون گوتِنبِرگ” (Karen von Guttenberg)، در خلالِ گزارشِ خود، دو ویدئو از دو نفر را به عنوانِ مدارکِ گزارشِ خود آورده است:
۱- از: وحید آنلاین (Vahid Online)
۲- از: نیاک قربانی (Niyak Ghorbani نیاک)
هر دویِ این افراد از هوادارانِ سرسخت و متعصّبِ رژِیمِ اسرائیل و سلطنتطلبی (بلکه: سلطنتپرستی) هستند، این داوری را نگاهی به مطالبِ این دو نفر که در “تلگرام” و “ایکس” و … نوشتهاند کاملاً روشن میکند.
۲- گزارشِ دوّم، از همان گزارشگر، سهشنبه، ۳۰/دسامبر/۲۰۲۵ (۰۸/دی/۱۴۰۴)، دارای این عنوان است: «اینجا تظاهرکنندهگان، پلیسِ ملّاها را وادار به گریختن میکنند». (روزنامهی بیلد، ۳۰/دسامبر/۲۰۲۵) (۰۸/دی/۱۴۰۴).

نویسندهی این گزارش، در خلالِ این گزارشِ خود نیز ویدئوها و مطالبی را از چند نفر و نهاد به عنوانِ مدارکِ گزارشِ خود آورده است:
۱- از: مَلِکی اِس اِ. (@maleki_se)
۲- از: شیرین نرگس جلالی (shirin_narges_jalali)
۳- از: ایمان صفتی، خبرنگارِ روزنامه ی بیلد
۴- از: تلویزیون «ایران اینترنشنال»
همهی این چهار منبع (یا چهار سَنَد) نیز از افراد و نهادهای سرسخت و متعصّبِ رژیمِ اسرائیل و سلطنتپرستی در ایران هستند. این داوری را نگاهی به مطالبِ این افراد و نهادها در رسانههایِ خودِ آنها کاملاً روشن میکند.
این که روزنامهی “بیلد” برای گزارشدهی از رخدادهای ایران از منابعِی کمک میگیرد که به طرزی آشکار و سرسختانه و متعصّبانه وابسته به رژیمِ اسرائیل و جریانِ سلطنت طلبی هستند، به خودیِ خود ایرادی ندارد؛ ایراد در این هم نیست که در این گزارشها از شعاردهیِ گروهی از مَردِم معترض به سودِ «پسرِ شاه، رضا پهلوی» آنهم درست در بخشِ عنوانِ گزارش سخن گفته میشود؛ ایراد در این نیست که در هر دویِ این گزارشها، در بارهی اعتراضهای مَردُمیِ روزهای گذشته در ایران، دروغ گفته شده است؛ حتّی شعار به سودِ «پسرِ شاه، رضا پهلوی» هم -دستِکم در ویدئویی که هم در این گزارشِ روزنامهی “بیلد” هست و هم پیشتر در رسانههای دیگرِ ایرانی پخش شده است- دروغ نیست و واقعیت دارد. ایراد در آنجا است که این روزنامه، تنها و تنها از همین منابع کمک میگیرد و از دیگر منابع که طرزِ دیگری میاندیشیند، هیچ و مطلقاً هیچ کمکی نمیپذیرد. امّا بهجز این ایراد، یک ایراد بزرگتر و اساسیترِ این دو گزارش، همانا دو نکته هستند که به مراتب بدتر و خطرناکتر از دروغ و یکسویهنگری میباشند:
۱- هوچیگری:
در بارهی گزارشِ یکم، که در آن بهطرزی هوچیگرانه در پیرامونِ “ابعادِ” اعتراضهای روزهای گذشته در ایران سخن میرود، باید گفت: خودِ ایرانیها بسیار بهتر از هر ناظرِ بیرونیِ غیرِ ایرانی بر این حقیقت آگاه هستند که رژیمِ اسلامی در ایران در سراشیبِ سرنگونی است؛ آنها همچنین بسیار بهتر از هر ناظرِ بیرونیِ غیرِ ایرانی بر این حقیقت هم آگاهی دارند که جنبشِ اعتراضیِشان بسیار نیرومندتر از رژیمِ حاکم بر کشورِشان است. ولی هوچیگری، بهویژه هوچیگریِ از نوعِ هوچیگرانِ راستِ نژادپرستِ روزنامهی “بیلدِ” آلمان، نهتنها به سودِ جنبشِ اعتراضیِ مَردُمِ ایران نیست و ژرفا و گستردهگیِ واقعیِ را نشان نمیدهد بلکه به زیانِ این جنبش است و آن را بسیار ناتوان، کمژرفا و محدود جلوهگر میسازد. هیچ دور از ذهن نیست که خودِ این هوچیگران بر زیانهای مرگبارِ هوچیگریِ خود در پیرامونِ جنبشِ اعتراضیِ مَردُمِ ایران واقف هستند، و هم از این روست که عامدانه به این هوچیگری دست میزنند. این هوچیگران، بهرغمِ -ویا شاید به دلیلِ- هوچیگری در پیرامونِ جنبشِ مَردُمِ ایران، مخالفِ سرسختِ جنبشِ مَردُمیِ ایران هستند.
اگرچه هوچیگری یکی از ابزارها و بلکه یکی از تَرفَندهای همهی انواعِ روزنامهنگاری معمول در رنگیننامههایی مانندِ روزنامهی “بیلد” است برای درآمدِ بیشتر از راهِ به دستآوردنِ مشتریِ بیشتر، ولی در همین حال، یکی از شیوههای سیاسی برای نمایشدادنِ رویدادها به سودِ هدفهای معیّن سیاسی نیز میباشد.
۲- سَنَدسازی:
چشمپوشیِ عامدانه بر بررسیِ مستقلّانه، همهسویه، مسئولانه و دقیقِ “مدارکی” که به عنوانِ پشتوانه برای مُستَدَلجلوهدادنِ گزارشدهی ارائه میشوند، یکی دیگر از بارزترین ویژهگیهای گزارشدهیِ روزنامهی “بیلد” است: چه در بارهی رخدادهای ایران و چه در بارهی رخدادهای آلمان.
همانطور که پیش از این آورده شد، “منابعِ” این دو گزارشِ روزنامهی “بیلد”، همهگی بدونِ استثناء، از هوادارانِ بسیار سرسخت و متعصّبِ رژیمِ اسرائیل و سلطنتطلبی (بلکه سلطنتپرستی) هستند، یعنی دو جریانی که خود از کارکُشتهگانِ دستکاری در رخدادها هستند.
در بارهی واقعیتِ گرایشِ پرتناقض به بازگرداندنِ سلطنتِ پهلوی در ایران باید گفت که رسانههای غیرِ ایرانیِ واقعیتستیزی مانندِ “بیلد” عامدانه میکوشند تا این گرایش را ساده کنند، این رسانهها آگاهانه تجاهل میکنند وگرنه آنها نیز خوب میدانند که این موضوع بسیار پیچیدهتر و متناقضتر و در نتیجه بیآیندهتر از آن است که وا نموده میشود: موضوعِ گرایش به بازگرداندنِ سلطنتِ پهلوی به قدرتِ سیاسی در ایران موضوعی است که نهتنها از سویِ محافلِ سیاسی/اقتصادیِ وابسته به دربارِ سرنگونشدهی پهلوی و پشتیبانانِ جهانیِشان، بلکه همچنین از سویِ محافلِ سیاسی/اقتصادیِ خودِ حکومتِ اسلامی و پشتیبانانِ جهانیشان نیز -که بخشی از آنان همان پشتیبانانِ پهلویها نیز هستند- پشتیبانی میشود. ولی بهجز این محافل، گروهی از ایرانیان هم که به محافلِ شاهی و شیخی وابسته نیستند نیز -به هر دلیلی یا مصلحتی- به سلطنتِ پهلوی گرایش نشان میدهند. ولی آیا همهی این واقعیتها میتوانند دلیلی و بهانهای باشند تا یک رسانهای که مدّعیِ جدّیت، استقلال و حقیقتجویی است، ویدئویی کوتاه که در آن، صدای کسانی شنیده میشود که در دفاع از «پسرِ شاه، رضا پهلوی» شعار میدهند را بدونِ هیچ امّا و اگری، بازنشر کند؟ آنهم در روزگاری که پدیدهی زشت و خطرناکِ دستکاریکردن در ویدئوهایی که در رسانههای اجتماعی پخش میشوند، به یک پدیدهی به اثباترسیده و انکارناپذیر تبدیل شده است؟
بهرغمِ تظاهرِ به ضدّیت با رژیمِ اسلامیِ ایران، این روزنامه از یاریرسانها و متّحدانِ بزرگِ رژیمِ ایران است: چه در سرکوبِ اندیشههای چپ، چه در سرکوبِ مهاجران، چه در پشتیبانی از سیاستِ اقتصادِ بازارِ آزاد، چه در دفاع از اشرافیت، چه در دفاع از بیعدالتی، چه در نژادپرستی، چه حتّی در ملّتپرستیِ نژادپرستانه و … و چه -بهویژه- در ابزارساختنِ سلطنتطلبی در ایران: یکی در آلمان و دیگری در ایران.
این روزنامه امّا پا را از این بسیار فراتر نهاده است و میکوشد هم سلطنتطلبی و هم فقاهتطلبی را بهطورِ همزمان، بهمثابهِ ابزارهایی و یا بازیچههایی برای پیشبردِ منافعِ سُلطهجویانهی امپریالیسمِ آلمانی به کار گیرد؛ و البتّه توفیقهایی هم تاکنون داشته است.
مَردُمِ ایران “کاتارینا بلُوم” نیستند!:
روزنامهی “بیلد” و «کرامتِ روزنامهنگاری»
“روزنامهی بیلد” در روز یکشنبه ۲۹/اکتبر/۲۰۲۳ (۰۷/آبان/۱۴۰۲)، مطلبی را با عنوانِ «مانیفستِ بیلد، آلمان، ما یک مشکل داریم»() منتشر کرد. چاپِ این “مانیفست” در نزدیک به یکماه پس از آغازِ جنگِ موسوم به جنگِ اسرائیل و حماس انجام شد، جنگی که رژیمِ اسراییل به بهانهی نشاندادنِ واکنش نسبت به یورشِ جنایتبارِ حماس به گروهی از ساکنانِ اسرائیل در ۰۷/اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵/مهر/۱۴۰۲) -یورشی که بر پایهی مدارک، خودِ رژیمِ اسرائیل از آن، از پیش خبر داشت- به سرعت به جنگی (و در حقیقت، به یک نسلکُشی) بر ضدّ همهی فلسطینیان فرا رویانده شد.
یکی از دلایلِ پایهییِ بیروندادنِ این “مانیفست”، افزایشِ اعتراضهای ضدّ اسرائیلی در آلمان در روزهای پس از آغازِ جنگ اسرائیل در غزّه بود. “روزنامهی بیلد” با این “مانیفست”، تلاش کرد تا همصدا و همراه با محافلِ سیاسی/اجتماعیِ محافظهکارِ راست در آلمان، و با بهرهبرداری از برخی رفتارهای نادرست در آن اعتراضها، در سرکوبکردن، ترساندن، خوارکردن و کینهورزیدن نهفقط نسبت به عََرَبتبارهای آلمان بلکه به طورِ کلّی نسبت به همهی ناآلمانیها در آلمان -و نیز البتّه حتّی آلمانیهای “غیرِ خودی”- مشارکت کند.
این مانیفست -که شباهتهای آن با رسالههای آیتاللهها -یا بهگفتهی روزنامهی “بیلد”: “ملّاها”- بسیار فراوان و پرسشبرانگیز است- دارای ۵۰ نکته (یا ماده یا بند) است. در بندِ یکِ آن چنین آمده است:
«۱- هر کسی که در آلمان زندگی میکند، مشمولِ اصلِ یکِ قانونِ اساسیِ این کشور است: “کرامتِ انسان خدشهناپذیر است!”».
ولی، از دیرباز، «کرامتِ قَلَم» یکی از “کرامت”های بسیار مؤثّر در «خدشهناپذیرماندنِ کرامتِ انسان» بوده است. این «کرامتِ قَلَم»، با توجّه به گسترشِ غولآسای رسانهها، امروزه بسیار بسیار بیشتر از پیش، برای پاسداشتِ «خدشهناپذیرماندنِ کرامتِ انسان» اهمیت پیدا کرده است، طوری که میتوان به جرأت گفت که امروزه، «خدشهدارساختنِ کرامتِ انسان»، بدونِ «خدشهدارساختنِ کرامتِ قَلَم» ناممکن است. در همینحال، امروزه، یکی از نمودهای «کرامتِ قَلَم»، همانا «کرامتِ روزنامهنگاری» است. «کرامتِ روزنامهنگاری»، امروزه، یکی از مهمترین پیششرطها برای پاسداشتِ «خدشهناپذیرماندنِ کرامتِ قَلَم» و به طریقِ اُولی، «خدشهباپذیرماندنِ کرامتِ انسان» است. و اینهمه در حالی است که «کرامتِ قَلَم»، و «کرامتِ روزنامهنگاری»، و در نتیجه، «کرامتِ انسان»، درست در همین دورانِ کنونی، بیش از هر زمانِ دیگری، خدشهدار میشود.
خودِ “روزنامهی بیلد” نمونهی برجستهی آلمانیِ «خدشهدارساختنِ کرامتِ قَلَم» و در نتیجه، “خدشهدارکردنِ کرامتِ انسان” از راهِ «خدشهدارساختنِ کرامتِ روزنامهنگاری» است. نمونهها فراوان هستند. فقط به یک نمونهی بسیار مشهور اشاره میشود: “هاینریش بُل” (Heinrich Böll)، نویسندهی پُرآوازهی آلمانی، داستانِ جذّابِ «آبرویِ بر بادرفتهی کاتارینا بلُوم» را در سال ۱۹۷۴م (۱۳۵۳خ) در بارهی یکی از همین «خدشهدارساختنِ کرامتِ انسان» از راهِ «خدشهدارساختنِ کرامتِ قَلَم» و «خدشهدارساختنِ کرامتِ روزنامهنگاری» از سوی همین “روزنامهی بیلد” نوشته است.
روزنامهی “بیلد” از آنزمان تا کنون بارهای بار به «خدشهدارساختنِ کرامتِ قَلَم» و «خدشهدارساختنِ کرامتِ انسان» از راهِ «خدشهدارساختنِ کرامتِ روزنامهنگاری» دست یازیده است. گزارشدهیهای اخیرِ این روزنامه از رخدادهای این روزهای ایران، یکی از آخرین نمونههای «خدشهدارساختنِ کرامتِ روزنامهنگاری» است که خود یکی از ابزارهای «خدشهدارساختنِ کرامتِ انسان» است.
امّا تصوّر میرود که مَردُمِ ایران، “کاتارینا بلُوم” نیستند که بگذارند آبرویِشان مَلعَبهی دستِ رسانههایی مانندِ روزنامهی “بیلد” گردد.
ــــــــــ
محمّدرضا مهجوریان، ۱۲/دی/۱۴۰۴




