
روزنامه گاردین نوشت: چهار روز پس از آغاز موج تازه اعتراضها در ایران، خیابانها و دانشگاهها صحنه گسترش نارضایتیای شدهاند که از فشار معیشتی شروع شد و خیلی زود به شعارهای آشکار ضدحکومتی رسید. روایتهای میدانی از تهران و شهرهای دیگر میگوید کسبه و بازاریان در نقاطی از کشور مغازهها را بستهاند، دانشجویان در چند دانشگاه تجمع کردهاند و در برخی خیابانها، معترضان با بستن راهها در برابر نیروهای امنیتی ایستادهاند.
یکی از چهرههای این روایتها «البرز» است؛ فروشنده پارچه در اصفهان که میگوید دیگر «تماشاچی بودن» برایش ممکن نبود. او مغازهاش را بست و به خیابان رفت و دلیلش را سقوط قدرت خرید و بیثباتیِ قیمتها توضیح داد. او در گفتوگو با گاردین (با نام مستعار از بیم پیامدهای امنیتی) میپرسد: «بچههای من چه بخورند؟ باید با چمدان پول برویم نان بخریم؟ این را طبیعی میدانید؟» او میگوید خانوادهاش سالها ناچار شدهاند «ذرهذره سبک زندگیشان را عوض کنند»، اما سقوط اخیر ریال را «میخ آخر» میداند: «ما این حکومت را نمیخواهیم… دیگر راهی نیست که این وضع ادامه پیدا کند.»
به گزارش گاردین، نقطه جوش این اعتراضها روز یکشنبه رقم خورد؛ زمانی که ریال به یک کف تاریخی رسید و نرخ آن به حدود یک میلیون و ۴۲۰ هزار ریال در برابر هر دلار سقوط کرد؛ افتی که بنا بر همین گزارش، بیش از ۵۶ درصد کاهش ارزش در شش ماه را نشان میدهد. این سقوط، موج تازهای از گرانی را در پی داشته و در همان گزارش آمده است که قیمت مواد غذایی به طور متوسط نسبت به سال قبل حدود ۷۲ درصد افزایش یافته است. در کنار این، تحریمهای سنگین، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشواری مبادلات خارجی، فشار تورمی را تشدید کرده و اقتصاد را بیش از پیش به واردات وابسته کرده است.
با ادامه اعتراضها، شعارها نیز تندتر شده است. گزارشها و ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و «زن، زندگی، آزادی» حکایت دارد؛ شعارهایی که در سالهای اخیر بار سیاسی سنگینی یافته و میتواند برای شرکتکنندگان هزینههای امنیتی و قضایی داشته باشد. در همین فضا، برخی روایتها از پرتاب سنگ به سوی نیروهای امنیتی و استفاده از گاز اشکآور برای متفرق کردن جمعیت خبر میدهند. در یکی از ویدئوهای منتشرشده از تهران، مردی به تنهایی در مسیر موتورهای نیروهای امنیتی مینشیند، در حالی که جمعیت از گاز اشکآور میگریزد.
دانشجویان نیز، بنا بر گزارش گاردین، نقش پررنگی در تداوم و گسترش اعتراضها پیدا کردهاند. «فرهاد»، دانشجوی ۱۹ سالهای که او هم با نام مستعار صحبت کرده، میگوید نیروهای امنیتی کارتهای دانشجویی را ضبط کردهاند و شماری از معترضان را کتک زده و بازداشت کردهاند. او نسبت به دعوت دولت به گفتوگو بدبین است و میگوید: «اگر قصد گفتوگو داشتند، گاز اشکآور شلیک نمیکردند… ما گفتوگو نمیخواهیم؛ ملاها باید بروند و ما دموکراسی میخواهیم.» گاردین افزوده است که ادعای یک معترض درباره شلیک گلوله ساچمهای را نتوانسته به طور مستقل تأیید کند.
در سطح رسمی، دولت ایران تلاش کرده با ادبیات «شنیدن مطالبات» از شدت بحران بکاهد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، گفته دولت باید به «خواستهای مشروع» معترضان گوش دهد و از گفتوگو با نمایندگان اعتراضها سخن گفته است. اما در روایتهای میدانی، بخشی از معترضان و دانشجویان این دعوت را تلاشی برای «همراه کردن ظاهری» و شکستن موج اعتراض میدانند و میگویند اعتماد عمومی به نقطهای رسیده که وعدههای گفتوگو قانعکننده نیست.
همزمان، حاکمیت از زاویه امنیتی نیز پیام داده است. سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرده با هرگونه «فتنه، آشوب و تهدید امنیتی» مقابله خواهد کرد و مدعی شده «دشمنان» با جنگ شناختی، عملیات روانی، روایتسازی جعلی و ترساندن جامعه به دنبال شعلهور کردن ناآرامیاند. این موضعگیریها در شرایطی مطرح میشود که به گفته گاردین، حکومت هنوز از شوک جنگ دوازدهروزه با اسرائیل در ماه ژوئن کاملاً بیرون نیامده و این تجربه بر فضای امنیتی و سیاسی کشور سنگینی میکند.
در همین زمان، فشار خارجی نیز بر فضای داخلی سایه انداخته است. گاردین نوشته ترامپ در روزهای اخیر بار دیگر درباره احتمال اقدام علیه ایران لفاظی کرده و گفته اگر فعالیت هستهای از سر گرفته شود «میزنیم و نابود میکنیم». ایران این ادعاها را رد کرده و بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای تأکید دارد، اما همزمان شدن تهدیدهای بیرونی با ناآرامی داخلی، احتمال تشدید فضای امنیتی را افزایش میدهد.
آنچه این موج را برجسته میکند، همزمانیِ سه لایه از بحران است: سقوط بیسابقه پول ملی و فرسایش شدید قدرت خرید؛ پیوند خوردن اعتراضهای صنفیِ بازار با تحرک دانشجویی؛ و جهش شعارها از «نان و زندگی» به «تغییر سیاسی». در روایت البرز، مسئله دیگر فقط گرانی نیست؛ «چمدان پول برای نان» تصویر زندگیای است که در آن آیندهای برای خانواده نمیبیند. در روایت فرهاد، مسئله دیگر فقط اصلاحات اقتصادی نیست؛ «دموکراسی» و «رفتن ملاها» هدفی است که میگوید حاضر نیست برایش معامله کند. این ترکیب، همان چیزی است که اعتراضهای روزهای اخیر را از یک موج پراکنده نارضایتی اقتصادی به یک چالش سیاسیِ آشکار تبدیل کرده است.




