یادداشتی درباره مسئولیت گفتار عمومی و مرز میان نقد و هیجان
آقای علی کریمی،
مسئله حرفهای اخیر شما نه «انتقاد» است و نه «افشاگری». هیجان، جای تحلیل نشسته و زبان کوچهبازاری، جای مسئولیت عمومی را گرفته است. کسی که در موقعیتی مورد توجه مثل شما صحبت میکند، دیگر نمیتواند با همان ادبیاتی حرف بزند که برای دعوای لحظهای در فضای مجازی به کار میرود.
شما از بنیادی منتسب به «توماج صالحی» در ایالت مریلند آمریکا حرف میزنید و طوری القا میکنید که انگار با یک پروژه فعال، هدایتشده و سازمانیافته از سوی خود توماج روبهرو هستیم. اما این تصویر، حتی با سادهترین واقعیتها هم سازگار نیست.
توماج صالحی در ایران زندگی میکند شهروند آمریکا نیست،
سالهاست تحت شدیدترین فشارها و نظارتهای امنیتی قرار دارد،
و اساساً امکان ایفای نقش اجرایی، حقوقی یا مالی در یک نهاد ثبتشده در آمریکا را ندارد.
اینها تحلیل پیچیده نیست؛ بدیهیات است.
ثبت نام یک بنیاد به نام یک فرد، در نظام حقوقی آمریکا، بههیچوجه به معنای نقش، کنترل یا حتی رضایت او نیست. نادیده گرفتن این نکته یا از ناآگاهی میآید یا از تمایل به القای شبهه.
اما مسئله اصلی جای دیگری است.
شما با همان لحن کنایی، سادهسازیشده و گاه چالهمیدانی که برای تحریک احساسات عمومی کارآمد است، درباره دیگران «سؤال» و «شبهه» مطرح میکنید؛ اما وقتی نوبت به خودتان میرسد، سالهاست یک ابهام روشن بیپاسخ مانده است.
خانهی گرانقیمت منتسب به شما در ایران؛ ملکی که بارها دربارهاش صحبت شده، هیچ سند روشنی از خروج آن از مالکیت شما منتشر نشده،
و همچنان به نظر میرسد، حداقل از منظر حقوقی، به نام خود شماست.
اینجا دیگر بحث یک «بنیاد در آنسوی دنیا» نیست. اینجا دارایی واقعی، قابل ثبت، قابل استعلام و قابل شفافسازی مطرح است.
اگر قرار باشد با منطق «شایعه» قضاوت کنیم، نتیجه روشن است. شایعه درباره خانهی شما، از نظر منطقی و حقوقی، به واقعیت نزدیکتر است تا نسبت دادن یک بنیاد آمریکایی به توماج صالحی.
تفاوت کجاست؟
تفاوت اینجاست که درباره توماج، با قطعیت حرف میزنید؛ اما درباره خودتان، سکوت میکنید. و اینجاست که زبان شما، بهجای روشنگری، تبدیل میشود به ابزار هیجانسازی و دوگانهسازی: «ما» و «آنها». زبانی که شاید تشویق بیاورد، اما حقیقت تولید نمیکند. نقد اگر قرار است اعتبار داشته باشد، باید دقیق و متقارن باشد، و پیش از همه، شامل خودِ منتقد هم بشود.
در غیر این صورت، حتی اگر نیت خیر باشد، نتیجهاش چیزی جز غبار بیشتر روی واقعیت نخواهد بود.





