صلح به مردم ایران فرصتی خواهد داد – استیو بیشاپ

استیو بیشاپ
عضو هیئت اجرایی کمیته دفاع از حقوق مردم ایران

حق حیات یک حق اساسی بشر است که همواره در شرایط جنگی به خطر می‌افتد و زمانی که آن جنگ هیچ مبنای قانونی یا مشروعیتی نداشته باشد، کاملاً تضعیف می‌شود. حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ {خرداد ۱۴۰۴}، چنین جنگی را رقم زد و ترور پرسنل کلیدی نظامی و علمی مرتبط با آن، تمام هنجارهای بین‌المللی از پیش تعیین‌شده را نقض کرد.

با این حال، هنجارهای بین‌المللی محدودیتی برای رفتار ارتش اسرائیل یا ایالات متحده نیستند، و اقداماتی که توسط رهبری هر دو کشور در طول دهه‌های متمادی تصویب شده است، نشان می‌دهد که هر مفهومی از «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» بیش از هر زمان دیگری به یک خیال نزدیک‌تر است تا یک واقعیت.

در مورد ایالات متحده، مردم افغانستان، عراق، لیبی و سوریه می‌توانند در خاورمیانه گواه این موضوع باشند. دخالت در امور کشورهای آمریکای لاتین توسط محافل حاکم ایالات متحده به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر سیاست خارجی ایالات متحده پذیرفته شده است. محاصره غیرقانونی مداوم کوبا و تهدید فعلی علیه ونزوئلا نمونه‌هایی از این موارد هستند.  محاصره روسیه توسط ناتو، دامن زدن به جنگ در اوکراین، همراه با صحبت‌های تهدیدآمیز در مورد اقدام نظامی برای مهار چین، همگی برداشت ایالات متحده از خود را به عنوان پلیس سرمایه بین‌المللی تقویت می‌کنند.

برای اسرائیل، تمرکز اصلی بر فلسطین بوده است، اگرچه درگیری با سایر کشورهای عربی، به ویژه مصر و اردن، در مقاطعی از سوی اسرائیل برای به نمایش گذاشتن قدرت نظامی خود ضروری تلقی شده است.

ظهور جمهوری اسلامی ایران، پس از انقلابی که شاه را در سال ۱۹۷۹ سرنگون کرد، و تداوم آن به عنوان کانونی برای توسعه اسلام سیاسی، به طور فزاینده‌ای توسط اسرائیل به عنوان یک تهدید تلقی شده است. ایالات متحده به همان اندازه نگران تحولات پس از سال ۱۹۷۹ بوده و در تشویق حمله عراق به ایران در سال ۱۹۸۰ که منجر به جنگ ایران و عراق از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ شد، نقش مهمی داشته است.

این جنگ دیکتاتوری ایران را سرنگون نکرد، بلکه تشدید دستگیری، شکنجه و اعدام مخالفان در داخل ایران و تثبیت کنترل آن بر دولت توسط حکومت دینی قرون وسطایی را تشویق کرد.  اتحاد شکننده با عراق، که به هدف خود رسیده بود، خیلی زود باعث تغییر موضع آمریکا شد و در نهایت منجر به سقوط صدام حسین، متحد سابق، و تجزیه عراق به عنوان یک کشور کارآمد پس از حمله سال ۲۰۰۳ شد.

در این زمینه است که باید به ترس‌های مشروع مردم ایران از اقدام نظامی بیشتر توجه کرد. از زمان حمله به ایران در ماه ژوئن، گزارش شده است که رژیم جمهوری اسلامی تولید موشک را به طور قابل توجهی افزایش داده است تا توانایی کافی برای غلبه بر دفاع موشکی اسرائیل را ایجاد کند. در محافل حاکم بر ایران، تهدید درگیری مجدد به طور گسترده بالا تلقی می‌شود، و برخی از مقامات و کارشناسان می‌گویند که جنگ دیگری “فقط مسئله زمان” است.

چنین تفکری نه تنها با تمایل رژیم برای افزایش توانایی دفاعی خود، بلکه با گزارش‌های منابع معتبر اسرائیلی مبنی بر اینکه اسرائیل قصد دارد رژیم موجود در تهران را تا پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۹ سرنگون کند، تقویت می‌شود. منابع امنیتی اسرائیل نشان می‌دهند که اسرائیل در حال آماده شدن برای پاسخ “بسیار تهاجمی‌تر” و برای طولانی‌تر شدن خصومت‌ها نسبت به درگیری ژوئن است.

 متعصبان مذهبی در دولت اسرائیل، ایران را یک تهدید وجودی می‌دانند و علیرغم تضعیف شبکه‌ی نیروهای نیابتی ایران در خاورمیانه، به ویژه حماس و حزب‌الله، هدف نهایی همچنان نابودی رژیم در خود ایران است. ادامه‌ی غنی‌سازی اورانیوم و افزایش تولید موشک توسط ایران، توجیه کافی برای چنین رویکردی تلقی می‌شود.

وضعیت فعلی با بن‌بست دیپلماتیکی که از زمان حملات ژوئن وجود داشته و تلاش‌ها برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران با شکست مواجه شده و یک کانال کلیدی برای کاهش تنش را از بین برده، تشدید شده است.

تهدید جنگ، که احتمالاً توسط اسرائیل با حمایت ایالات متحده آغاز خواهد شد، به وضوح فوری‌ترین و مبرم‌ترین مسئله‌ای است که مردم ایران با آن مواجه هستند. تشدید گسترده‌تر تنش در خاورمیانه که می‌تواند به دنبال آن رخ دهد، نه تنها برای مردم ایران فاجعه‌بار خواهد بود، بلکه با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای روسیه و چین، چشم‌انداز درگیری جهانی را نزدیک‌تر می‌کند.

به موازات این، بحث بر سر دسترسی به تأسیسات هسته‌ای مورد حمله ایالات متحده در حمله ژوئن همچنان ادامه دارد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) اخیراً قطعنامه‌ای را تصویب کرده است که درخواست دسترسی به سایت‌های فوردو و نطنز را که در حملات مورد اصابت قرار گرفتند، می‌دهد. مقاومت ایران در برابر بازرسی‌های بیشتر از این سایت‌ها، اگرچه اجازه دسترسی به سایت‌های دیگر را داده است، اما با اکراه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در محکوم کردن حملات ژوئن تشدید می‌شود.

رضا نجفی، سفیر ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در پاسخ به قطعنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به خبرنگاران گفت: «من می‌ترسم که این قطعنامه عواقب خاص خود را داشته باشد». در پاسخ به این سوال که این عواقب چه هستند، او گفت: «ما بعداً عواقب را اعلام خواهیم کرد.»

 اظهارات اخیر ایالات متحده نشان می‌دهد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ممکن است مایل به شکستن بن‌بست دیپلماتیک فعلی باشد و ادعا کند که تهران به دنبال یک راه‌حل دیپلماتیک با واشنگتن است، واشنگتنی که به دنبال برچیدن برنامه هسته‌ای خود بوده است.

ترامپ گفت: “من کاملاً پذیرای آن هستم و ما با آنها صحبت می‌کنیم.”

“و ما یک فرآیند را آغاز می‌کنیم. اما داشتن یک توافق با ایران چیز خوبی خواهد بود. و ما می‌توانستیم این کار را قبل از جنگ انجام دهیم، اما این کار نتیجه نداد. و فکر می‌کنم اتفاقی در آنجا خواهد افتاد.”

اقدامات ایالات متحده در دادن چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به ایران در حالی که مذاکرات در جریان بود، و نقش بعدی ایالات متحده در حمله به سایت‌های هسته‌ای، پذیرفتن سخنان ترامپ را به طور ظاهری دشوار می‌کند. شکی نیست که بخشی از رهبری فاسد تهران متوجه شده است که بقای آن به نوعی نزدیکی با غرب بستگی دارد، در حالی که جناح‌های تندروتر تمایلی به انجام هر کاری که آن را مصالحه بدانند، ندارند.

 شاید تنها قطعیت در شرایط فعلی این باشد که بازندگان اصلی مردم ایران هستند که علاوه بر تهدید مداخله خارجی، باید با تأثیر تحریم‌های بین‌المللی، فساد فراگیر در داخل کشور و سوءمدیریت گسترده اقتصادی نیز دست و پنجه نرم کنند.

واکنش کارگران ایرانی به فضای سیاسی و اقتصادی رو به فروپاشی که با آن مواجه هستند، افزایش تقاضای آنها برای به رسمیت شناخته شدن، حقوق عادلانه و حقوق شغلی بوده است. اعتصاب در صنعت نفت، بخش حمل و نقل، بخش دولتی و در میان بازنشستگان، میزان مقاومت داخلی در برابر سیاست‌های رژیم را نشان داده است.

رژیم همچنان با دستگیری، حبس و شکنجه فعالان اتحادیه‌های کارگری، فرهنگی و دانشگاهی پاسخ می‌دهد و ناتوانی خود را در برآوردن نیازهای مردمش و توسل به زور برای حفظ موقعیت خود برجسته می‌کند.

آینده ایران در نهایت باید در دستان مردمش و مقاومت آنها در برابر دیکتاتوری مذهبی، مخالفت با فشارهای مداخله خارجی و درخواست‌ها برای یک ایران دموکراتیک غیرمتعهد باشد. مخالفت با جنگ علیه ایران اولین گام در این فرآیند است و گامی است که باید در اولویت کار همبستگی بین‌المللی در سال آینده باشد.  تنها صلح به مردم ایران فرصتی را که شایسته آن هستند، خواهد داد.

منبع: Iran – peace will give the Iranian people a chance | CODIR

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x