
اول دسامبر ۲۰۲۴، نماینده عالی جدید اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی شروع به کار کرد. ۳۰۰ روز بعد، خانم کایا کالاس کارنامه ای فوق العاده «شگفتانگیز» دارد.
اروپا که به ماندن در پشت صحنه گفتگوها درباره اوکراین محکوم شده، با اینحال ناگزیر است بهای تجهیزات نظامی مورد نیاز ولودیمیر زلنسکی را به صنایع نظامی آمریکا بپردازد. نفوذ آن درباره جنگ جاری در غزه در حد صفر است. سرپرست دیپلوماسی اروپا شور و شوق مشابهی را برای متقاعد کردن برلن و رم به مجازات اسرائیل – در حدی که درمورد متقاعد کردن اروپایی ها به تحویل تسلیحات به کی یف داشته- نشان نداده است: ۱۹ مورد مجازات و تحریم علیه روسیه تصویب شده ولی هیچ موردی درباره اسرائیل انجام نگرفته است. سرانجام، خانم کالاس در پکن، دهلی نو و واشنگتن نماد اروپائی شده که بی عملی خود را با ایراد موعظه جبران می کند. روس ستیزی خشمگینانه او ، که از لحاظ سیاسی در تالین [پایتخت استونی] سودمند بوده، چنان تصویری تنگ و محدود از سیاست خارجی اروپا نشان داده، که ۲۷ کشور اروپایی در آغاز سال ۲۰۲۵ ناگزیر شدند طی نامه ای از او بخواهند که کمی هم به آفریقا توجه و علاقه نشان دهد (۱). در ماه مارس، او بدون توفیق کوشید برای چندمین بار یک طرح کمک به اوکراین، که مبلغ آن ۲۰ تا ۴۰ میلیارد یورو است، را به کشورهای عضو بقبولاند. به خلاف رفتار او، هماهنگ کردن اتحادیه اروپایی که در یک سرِ آن استونی و در سرِ دیگر پرتغال قرار دارد، نیازمند داشتن صفاتی چون تعادل، فروتنی و بردباری است. این درحالی است که درست برعکس، قدرت، پرخاشگری و شوق ضد روسیه است که باعث منصوب شدن وی به این سمت شده تا مسکو را به چالش کشیده شود. یک دیپلومات بروکسل با شرط ناشناس ماندن می گوید: «روزهای او با روسیه شروع می شود و با روسیه هم پایان می یابد» و دیپلوماتی دیگر می افزاید: «ما انتظار داشتیم که او دیپلوماسی بیشتری از خود نشان دهد» (۲).
هدف شورای اروپا در ابتدا به خدمت گرفتن یک جنگجو و نه یک نماینده بود. خانم کالاس امکان می دهد که اتحادیه اروپا روایتی بزرگ از جنگ سرد را از نو بازگویی کند که در آن «اروپا» نه یک بازیچه، بلکه بازیگری اصلی و کی یف یک «برلن غربی» جدید باشد. اورسولا فون در لِیِن رییس کمیسیون اروپا، در این اروپا نقش جان کندی و خانم کالاس نقش جنگ طلب (دکتر استرنجلاو*)) را بازی میکند تا داستانی زیبا را روایت کند. داستان دختر کوچکی که در سال ۱۹۷۷ در استونی، که در آن زمان جزء اقمار اتحاد شوروی بود، به دنیا آمده و مادرش در سال ۱۹۴۹ درحالی که فقط ۶ ماه داشت، همراه با مادر بزرگش به سیبری تبعید شده بود. در سال ۱۹۸۸، پدرش او را به برلن شرقی، مقابل دروازه براندنبورگ، برد و گفت: «نفس بکش، از آن سو نسیم آزادی می وزد». خانم کالاس در مصاحبه ای با روزنامه نگار «نیواستیتزمن» در ماه ژوئن سال ۲۰۲۲، که یکی از بهترین مصاحبه هایی است که باعث ترقی او شده، توضیح داد که: «من به راستی مقصود او را نمی فهمیدم، چون هرگز با آزادی آشنا نشده بودم». نمایندگی مجلس اروپا (۲۰۱۴)، ریاست حزب اصلاح استونی (راست لیبرال)، نخست وزیر (۲۰۲۱) و سرانجام از دسامبر سال گذشته، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مراحل بالا رفتن او از نردبام قدرت، پاداشی برای حکومت های بالت است که دیدبان حاشیه شمال شرقی اتحادیه اروپا و اکنون پیشگام سیاست خارجی و نظامی اروپا هستند. آقای آندریوس کوبیلیوس، نخست وزیر لیتوانی هم به نوبه خود به سمت کمیسر دفاعی اتحادیه منصوب شده است. این پایان خوشی است. اکنون خانم کالاس نظر خود را به بقیه اروپا می قبولاند: از زمان تبعید مادر بزرگش «روسیه تغییر نکرده»، و آن «وضعیت ناگوار همچنان وجود دارد» (۳). مسکو دیر یا زود اروپا را تسخیر خواهد کرد، مگر آن که شکستی سخت دربرابر اوکراین باعث متلاشی شدن فدراسیون روسیه شود. او در ۱۸ ماه مه ۲۰۲۴، در سمت نخست وزیر استونی در کنفرانسی استدلال می کرد که: «اگر شما تعداد زیادی از ملت های کوچک داشته باشید، این چیز بدی نیست. یک قدرت بزرگ خیلی از آن کوچک تر است». آیا درباره زرادخانه هسته ای پراکنده شده در این پازل جدید هم می توان گفت که برای امنیت اروپا«این هم چیز بدی نیست»؟
در انتظار این امر، در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۴ در مصاحبه با نشریه گاردین گفت: «دستیابی به صلح یا یک آتش بس با شرایط روس ها به درد و رنج ها پایان نخواهد داد. پوتین همیشه بیشتر خواهد خواست و هیچ کشور اروپایی از شر آن در امان نخواهد بود». به این ترتیب، بزرگنمائی یک کشور کوچک خودمرکزبین بالت از خطر روسیه، در سیاست مشترک خارجی اروپا استحاله می شود: «با هم، ما به قدر کافی قدرتمند هستیم تا بتوانیم با هر کشوری که بخواهد با ما رودررو شود – و انچه که هستیم، ارزش ها و شیوه زندگی مان را نفی کند- مقابله نماییم و باید از این قدرت استفاده کنیم (۴)».
این خودبزرگبینی خانم کالاس باعث شد که از دستیابی به سمت دبیرکل «سازمان پیمان اتلانتیک شمالی» (ناتو)، که در اکتبر ۲۰۲۳ مشتاقانه خواهان آن بود، محروم شود. جنگ طلبی، اشکال ندارد ولی نه در آن سِمت. مطبوعات لیبرال به عکس آن را طلیعه یک دیپلوماسی درعین حال پویا و زنانه می بینند که یادآور داستان زیبای خانواده ای مخالف با حذف یکی از جزییات است. این که پدر او، سییم کالاس در سال های دهه ۱۹۷۰ نه فقط مخالف نظام اتحاد شوروی نبود، بلکه عضو دستگاه اداری آن، کارمند عالی رتبه وزارت دارایی و بعد مسئول صندوق های پس انداز استونی در سال های آغاز دهه ۱۹۸۰ بود. هنگامی که در سال ۱۹۸۸ با کایا به برلن شرقی رفت، حزب کمونیست او را به سِمت سردبیر روزنامه «صدای مردم» منصوب کرد که تحت نظر مسکو منتشر می شد. با از هم پاشیدن اتحاد شوروی، او گذار پولی را در رأس بانک مرکزی مدیریت کرد و حزبی نزدیک به موسسه ها را بنیان گذارد که دخترش ریاست آن را به عهده گرفت و سپس به طور پی درپی در سمت های نخست وزیر استونی، کمیسر اروپایی و حتی معاون کمیسیون اروپایی، به سرپرستی خوزه مانوئل باروسو (۲۰۱۴- ۲۰۰۴) کار کرد. کایا هم با ۲۰ سال فاصله دقیقا همان مسیر پدر را طی کرد، با این تفاوت که در آغاز کار، پدر برنامه ریز اتحاد شوروی و دختر وکیل امور بازرگانی بود.
گروهی در فرانسه که به طور کلی رهبران بالت و به طور اخص خانم کالاس را تمجید می کند، پرده ای شرمگینانه بر این مسیر موروثی می اندازد. فرانس انتر (پی یر آنسلی)، ال س ای (LCI) (داریوس روشبن)، فیگارو (لور ماندویل و ایزابل لاسر)، لو پوئن، لیبراسیون، لو موند (سیلوی کافمن) بر سر مزایای مصاحبه کردن با او با هم نزاع می کنند. در ۱۴ مه ۲۰۲۴، خانم کالاس شخصا در کتابخانه آپولو تالین ترجمه به زبان استونی آخرین کتاب (ضد روسی) کافمن را معرفی کرد. عنوان این کتاب «نابینا شده ها» بود و در آن مدیر تحریریه لو موند از روشی که نخست وزیر استونی، به تنهایی، در ژوئن سال ۲۰۲۱ در یک برنامه نشست «اروپا- روسیه» خرابکاری کرده بود تمجید نمود . برای نویسنده ای که در شبکه X خودستایی می کرد که کتابش در فهرست آثار مورد علاقه کمیسر اروپایی قرار دارد، کافمن پاسخ داد: «او هم کتاب مرا در فهرست قرار داد! و کتاب به زبان استونیایی منتشر شد». چه معجونی!
از نظر خانم کالاس، مثل بسیاری از دیگر شخصیت های سیاسی، شبکه های اجتماعی ویترینی غیرقابل چشم پوشی است. رییس دیپلوماسی اتحادیه اروپا، بین اول دسامبر ۲۰۲۴ و ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵ از این ابزار استفاده فراوان کرده است. بیش از ۴۰ درصد از ۴۵۳ پیامی که در شبکه X منتشر کرده، درباره جنگ روسیه علیه اوکراین بوده، درحالی که در کمتر از ۸ درصد از آنها به جنگ اسرائیل علیه غزه پرداخته است. پست های او که با ضمیر اول شخص مفرد نگاشته شده از اصل بزرگ «رهبری رقومی» پیروی می کند و پر از تصاویر و نقل قول های ویدیویی است که تأکید می کند این رهبر اروپایی برای دستیابی به خواست های مردم هرکاری می کند، خود را به آب و آتش می زند و به باورهایش پایبند است. با نگاهی به این تصاویر و تکه های ویدیویی می بینیم که خانم کالاس از نخستین روز مأموریت خود مرتب از حمایت از رییس جمهوری اوکراین حرف می زند و بعد ریاست یک شورای امور خارجی را به عهده می گیرد، دست پاپ را می فشارد، کنفرانسی درباره امنیت برگزار می کند و با گامی استوار به طرف بلندگوهای متعددی که به سویش دراز شده می رود. او را می بینیم که با خانواده های گروگان های اسرائیلی (و نه فلسطینی) گفتگو می کند، از مولداوی به خاطر «آری» گفتن روشن به پیوستن به اروپا در آینده، که پس از انتخابات قانونگذاری پایان سپتامبر برگزار شد، تمجید می کند (اما یک کلمه هم درمورد انتخابات جمهوری چک، که یک هفته پس از آن برگزار شد ولی نتیجه اش مورد پسند او نبود)، نمی گوید.
تصویری که شبکه های اجتماعی از سیاست خارجی ارائه میدهد یک خانه شیشه ای است که این فرد با جایگاه عالی خود، مانند نزدیک به ۴۰۰ هزار مشترکش به آن وارد می شود. دیگر نباید به گفتگوهای در سایه، دیپلوماسی موازی در ژنو، قواعد اخلاقی کج و کوله ولی سودمند برای دو طرف توجهی کرد. با این همه، این حلول در چنین نقشی ناگواری هایی دارد. اگر دونالد ترامپ، امانوئل ماکرون یا نارندرا مودی مانند اکثر همتاهایشان، خود را در شبکه های اجتماعی به نمایش می گذارند، شی جینپینگ یا ولادیمیر پوتین حساب کاربری در شبکه X ندارند و حرف هایشان به ندرت به گوش می رسد. برخورد این دو شیوه، یکی مبتنی بر واکنش فوری نسبت به نظر مردم و دیگری مقرراتی و خطاب به همتایان، تنش ها را به طور مصنوعی افزایش می دهد. این افزایش در حدی است که اظهارنظرهای صریح خانم کایا کالاس، پیش از مشورت کردن با کشورهایی که آنها را نمایندگی می کند، به طور نظری ارزش موضع گیری عمومی دارد. هنگامی که او در ۲ ماه مه گذشته در شبکه X، کمی پس از کشتار ۲۶ تن که دهلی نو به جهادگران پاکستانی نسبت داد، «دو طرف را به خویشتن داری فراخواند»، دیپلومات های هندی را از این قضاوت «سلیمان»وار آزرده ساخت و آنها او را به «ناآگاهی» و «یک بام و دو هوا و ریاکاری» متهم نموده (بیزنس تودی، ۳ مه ۲۰۲۵) و وادار به تصحیح موضع گیری خود نمودند.
باید گفت که ویژگی این رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا آنست که دارای برداشتی خیلی شخصی از تاریخ میباشد. در ۳ سپتامبر گذشته، هنگام برگزاری کنفرانس سالانه «انستیتو مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا»، خانم کالاس از این که روسیه و چین مدعی پیروزی در جنگ جهانی دوم هستند ابراز تعجب کرد و گفت: «خوب، این دیگر حرفی تازه است! برای کسی که تاریخ را می شناسد، این امر علامت سئوال های متعددی ایجاد می کند (۵)». این درحالی است که خانم کالاس در اتحاد شوروی و تحت تأثیر تبلیغات «جنگ بزرگ میهنی» تحصیل کرده و ممکن نیست که نداند چرا این دو کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند. «حقیقت های جایگزین» موجب خشم پکن شد و آن را «پر از پیشداوری ایدیولوژیک، فاقد مبانی اولیه تاریخی و تشدید کننده آشکار رودررویی» دانست (شینهوا، ۴ سپتامبر ۲۰۲۵). چند ماه پیشتر، خانم کالاس در مصاحبه ای با نشریه لیبراسیون (۶ مه ۲۰۲۴) تحت عنوان «روسیه باید در آخرین جنگ استعماری خود بازنده شود» توضیح داده بود که: «زمانی که تجاوز یک موفقیت تلقی شود، واکنش هایی ایجاد می کند. این چیزی است که در طول جنگ جهانی دوم در ژاپن دیده شد. آنها دیدند که آلمان همسایگان خود را تسخیر می کند و تصمیم گرفتند خودشان هم همان کار را بکنند». در حالی که، تا آنجا که می دانیم، ژاپن منچوری را در سپتامبر ۱۹۳۱، یک سال و نیم پیش از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر، تسخیر کرد و بعد هم امپراتوری ژاپن بقیه چین را در سال ۱۹۳۷، یعنی یک سال پیش از نخستین الحاق سرزمین خارجی – یعنی اتریش در ماه مارس ۱۹۳۸- به آلمان تصرف نمود.
خانم کالاس با آرامش و خونسردی جنگ صلیبی خود را ادامه می دهد. یک دیپلومات با نگرانی می گوید: «با شنیدن حرف های او، ما در حال جنگ با روسیه هستیم. این خط مشی اتحادیه اروپا نیست». باید از خانم جنگ طلب پرسید تا کی نیست؟
***
* اشاره به فیلم دکتر استرنجلاو یا: چگونه یادگرفتم دست از هراس بردارم و به بمب عشق بورزم. فیلم کمدی سیاه و طنز سیاسی محصول سال ۱۹۶۴ به نویسندگی مشترک، تهیهکنندگی و کارگردانی استنلی کوبریک است.
۱- Philippe Jacqué, « Les débuts décevants de Kaja Kallas, une cheffe de la diplomatie européenne critiquée de toutes parts », Le Monde, 1er avril 2025.
۲- Anchal Vohra, « Is Europe’s top diplomat diplomatic enough ? », Foreign Policy, 7 octobre 2025.
۳- Cité par Andrius Sytas, « Estonia’s Kallas, fierce Russia critic, tipped as new EU foreign policy chief », Reuters, 17 juin 2024.
۴-
Conférence annuelle de l’Agence européenne de la défense, Bruxelles, 22 janvier 2025.
۵- « Power and purpose : EUISS annual conference 2025 ».
۶- Nicholas Vinocur et Jacopo Barigazzi, « Kaja Kallas is “acting like a prime minister” critics of EU’s top diplomat say », Politico, 26 mars 2025.
Pierre RIMBERT
نویسنده: پییر ریمبر ، جامعه شناس و مولف کتاب «لیبراسیون» ، از سارتر تا روتچیلد
منبع: لوموند دیپلماتیک





