
بحران کنونی بار دیگر ماهیت شکنندهٔ ترتیبات امنیتی شرق آسیا و تناقضات ذاتی سیاست آمریکا در قبال چین را آشکار کرده است. آمریکا از یک سو متحد امنیتی ژاپن و تایوان است و از سوی دیگر در برابر چین واقعگرایانهتر از همیشه رفتار میکند، زیرا میداند رویارویی فراگیر با قدرتی که اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین را در اختیار گرفته، پرهزینه و شاید غیرقابل کنترل است…
اظهارنظرهای اخیر سانائه تاکائِیچی، نخستوزیر ژاپن، دربارهٔ احتمال دخالت نظامی کشورش در صورت حملهٔ چین به تایوان، شکاف تازهای در روابط توکیو و پکن ایجاد کرده و در واشنگتن نیز واکنشی کمسابقه برانگیخته است. چین این اظهارات را «تحریکآمیز» و «غیرقابل قبول» نامیده و خواهان عقبنشینی رسمی ژاپن شده است؛ اما آنچه این بحران را از دیگر تنشهای لفظی شرق آسیا متمایز میکند، مداخلهٔ مستقیم و آشکار رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، است که بنا بر گزارش رسانههای آمریکایی و بهنقل از چند مقام ژاپنی، در یک تماس تلفنی «توصیه کرده» نخستوزیر ژاپن از هرگونه تشدید تنش با چین خودداری کند. تماس ترامپ با تاکائِیچی درست ساعاتی پس از گفتوگوی تلفنی او با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، انجام شد؛ گفتوگویی که بهنظر میرسد پیامهای پنهان و آشکار آن محور اصلی بازتعریف سیاستگذاری آمریکا در برابر چین در ماههای اخیر است.
در ژاپن، سخنان تاکائِیچی از همان آغاز بحث برانگیز شد. او در پارلمان گفت اگر چین به تایوان حملهای نظامی انجام دهد، ژاپن نمیتواند بیطرف بماند و «احتمال اقدام نظامی» وجود دارد. این نخستین بار طی سالهای اخیر بود که یک مقام عالیرتبهٔ ژاپنی چنین احتمال مستقیمی را مطرح میکرد؛ آن هم در شرایطی که چین بارها تاکید کرده است تایوان «بخشی از قلمرو ملی جمهوری خلق» است و هرگونه اظهار نظر دربارهٔ مداخلهٔ خارجی را نقض اصل بنیادین «چین واحد» میداند.
پکن واکنش تندی به سخنان تاکائِیچی نشان داد. وزارت خارجهٔ چین این اظهارات را «دخالت غیرقابل قبول در امور داخلی» اعلام کرد و رسانههای دولتی نیز آن را نشانهای از «احیای میلیتاریسم ژاپنی» دانستند. پیپلز دیلیPeople’s Daily—ارگان حزب کمونیست—مستقیماً از آمریکا خواست ژاپن را «مهار کند» و اجازه ندهد «روح نظامیگری دوران امپراتوری» دوباره در منطقه جان بگیرد. در همین فضا، تماس تلفنی ترامپ با تاکائِیچی بهطور طبیعی با حساسیت و نگرانی در توکیو دنبال شد؛ بهویژه آنکه، بنا به گزارش والاستریت ژورنال، رئیسجمهور آمریکا از نخستوزیر ژاپن خواسته است پکن را «بیش از این تحریک نکند».
هرچند ترامپ از او نخواسته اظهاراتش را پس بگیرد، ماهیت و زمانبندی این تذکر نشان میدهد واشنگتن مایل نیست در این برههٔ حساس، افتوخیز در روابط خود با پکن را قربانی تحرکات غیرهمآهنگ متحدانش در آسیا کند. ترامپ در پاسخ کتبی به پرسشهای والاستریت ژورنال تأکید کرد که روابط آمریکا و چین «بسیار خوب» است و این وضعیت «به نفع ژاپن» نیز هست. او همچنین اشاره کرد که شی جینپینگ خرید محصولات کشاورزی آمریکا، از جمله سویا، را «بهطور چشمگیر» افزایش خواهد داد و افزود هر چه به کشاورزان آمریکایی کمک کند، «برای من خوب است».
این پیام، هرچند ظاهراً اقتصادی است، اما در بطن خود نشانهای از تلاش ترامپ برای مدیریت همزمان نارضایتی داخلی و محاسبهٔ ژئوپلیتیکی است. دولت او در هفتههای اخیر نشانههایی از عقبنشینی تاکتیکی در برخی حوزههای سیاست داخلی و خارجی بروز داده است: از کاهش برخی تعرفهها برای کاستن از فشار هزینههای زندگی بر آمریکاییها گرفته تا انتشار اسناد مربوط به پروندهٔ اپستین برای کنترل نارضایتی در پایگاه حامیان «ماگا». در بعد خارجی نیز توافق تازهٔ تجاری با چین دربارهٔ خرید مقادیر زیاد سویا نشانهای از این تلاش است که از تقابل بیمحابا با پکن، دستکم در این مقطع، پرهیز شود.
این نکته صرفاً به ملاحظات انتخاباتی داخلی محدود نمیشود. واشنگتن بهخوبی میداند که چین در برخی حوزههای استراتژیک—ازجمله کنترل بر «مواد معدنی نادر» که برای صنایع پیشرفتهٔ نظامی و فناوری آمریکا حیاتیاند—دستِ بالاتر را دارد. افزون بر آن، هرگونه درگیری نظامی بر سر تایوان که به نابودی تأسیسات شرکت TSMC، غول تولید تراشهٔ جهان، منجر شود، صنایع تسلیحاتی آمریکا را با بحران دوچندان روبهرو میکند. چنین محاسباتی است که باعث شده ترامپ، برخلاف لفاظیهای معمولش، طی ماههای اخیر رویکرد آرامتری در برابر چین اتخاذ کند: پایین آوردن حملات تعرفهای، اعلام تمایل برای سفر به پکن در ماه آوریل، و حتی دعوت از شی جینپینگ برای سفر به آمریکا.
با این حال، این آرامش نسبی بهمعنای تغییر راهبرد کلان آمریکا نیست. ترامپ همچنان هدف بلندمدت «مهار» و «فشار ساختاری» بر چین را دنبال میکند؛ موضوعی که او علناً در پایان ماه اکتبر نشان داد، زمانی که همراه تاکائِیچی روی یک ناو هواپیمابر آمریکا در یوکوسوکا—که برای احتمال درگیری با چین آماده شده—در مقابل دوربینها ظاهر شد. این نمایش نمادین پیام آشکاری برای پکن بود: واشنگتن هنوز خود را رهبر نظامی–امنیتی شرق آسیا میداند و حاضر است در مقاطعی که خود تعیین میکند، تقابل را تشدید کند.
اما آنچه واشنگتن نمیخواهد، ابتکار عمل از دسترفتن در نتیجهٔ اقداماتی است که با سیاست آمریکا هماهنگ نشده باشد. گزارش والاستریت ژورنال تأکید میکند که در توکیو پیام ترامپ اینگونه تفسیر شده است: او نمیخواهد تنش بر سر تایوان مانع روند اخیر «تنشزدایی کنترلشده» میان آمریکا و چین شود، روندی که واشنگتن بخشی از آن را به دلایل اقتصادی و بخشی دیگر را بهخاطر ضرورتهای راهبردی پذیرفته است. در همین راستا، ترامپ در مکالمه با تاکائِیچی تلویحاً یادآور شده که تعیین زمان و چگونگی تشدید تنش با چین «باید در اختیار آمریکا» باشد، نه متحدانش. عبارتی که یکی از روزنامههای آلمانی آن را با ضربالمثل قدیمی تشریح کرد: «این دم نیست که سگ را تکان میدهد، بلکه سگ است که دم را تکان میدهد.»
این پیام در میان ملیگرایان ژاپنی خوشایند نبود. آنها که طی سالهای اخیر تحت رهبری سیاستمدارانی همچون آبه و پس از او تاکائِیچی به دنبال بازتعریف نقش نظامی ژاپن در منطقه بودهاند، چنین تذکری را نوعی محدودسازی استقلال راهبردی ژاپن تلقی کردند. اما واقعیت آن است که ژاپن با افزایش بودجهٔ نظامی و تغییرات قانونی مرتبط با «قابلیت دفاع جمعی»—هنوز در ساختار امنیتی شرق آسیا بهشدت به آمریکا وابسته است؛ چه در حوزهٔ سامانههای پدافندی و چه در زمینهٔ پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی. این وابستگی همان چیزی است که باعث شده بسیاری از تحلیلگران در توکیو بگویند هرچند پیام ترامپ سخت بود، اما «گریزناپذیر» نیز بود.
با این حال، آنچه بحران اخیر را پیچیدهتر میکند، وضعیت خود ترامپ است. او در شرایطی به ژاپن هشدار میدهد که در سیاست داخلی آمریکا با مجموعهای از فشارهای اجتماعی و اقتصادی روبهرو است. نارضایتی عمومی از ریاستجمهوریاش افزایش یافته و فشار بر او برای «ثباتبخشی» به اقتصاد رو به رشد است. در این وضعیت، او نهتنها نمیخواهد درگیری لفظی ژاپن با چین به تنش واقعی در شرق آسیا تبدیل شود، بلکه مایل است از هرگونه اختلال در روابط تجاری جدیدش با پکن جلوگیری کند. خرید گستردهٔ سویا توسط چین برای او هم جنبهٔ اقتصادی دارد و هم سیاسی؛ چرا که کشاورزان یکی از مهمترین پایگاههای رأی او محسوب میشوند.
در سطحی گستردهتر، بحران کنونی بار دیگر ماهیت شکنندهٔ ترتیبات امنیتی شرق آسیا و تناقضات ذاتی سیاست آمریکا در قبال چین را آشکار کرده است. آمریکا از یک سو متحد امنیتی ژاپن و تایوان است و از سوی دیگر در برابر چین واقعگرایانهتر از همیشه رفتار میکند، زیرا میداند رویارویی فراگیر با قدرتی که اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین را در اختیار گرفته، پرهزینه و شاید غیرقابل کنترل است. ژاپن نیز با وجود تلاش برای افزایش استقلال استراتژیک، هنوز نمیتواند بدون در نظر گرفتن حساسیتهای واشنگتن سخن بگوید یا عمل کند. چین نیز از هر بهانهای برای هشدار به دو کشور استفاده میکند تا بگوید مسئلهٔ تایوان تابویی است که هیچ قدرتی نباید آن را حتی در قالب فرضی مطرح کند.
در نهایت، بحران لفظی اخیر بیش از آنکه نشانی از تغییر بنیادین موازنهٔ قدرت در شرق آسیا باشد، آشکارکنندهٔ تلاش دولت ترامپ برای مدیریت همزمان چند بحران داخلی و خارجی است. او هم میخواهد از پکن امتیاز اقتصادی بگیرد، هم آرامش نسبی در منطقه را حفظ کند، و هم در صورت نیاز—در زمان و شکل دلخواه خود—فشار بر چین را افزایش دهد. در این میان، ژاپن ناچار است بین جاهطلبیهای راهبردی خود و محدودیتهای ناشی از وابستگی به آمریکا موازنه برقرار کند. در حالی که چین نیز با حساسیت فزایندهای هر حرکت در نزدیکترین محیط ژئوپلیتیک خود را زیر نظر دارد، شرق آسیا وارد مرحلهای شده است که هر جملهٔ نسنجیده میتواند واکنشی زنجیرهای از تماسهای پشت پرده، هشدارهای رسمی و محاسبات ژئوپلیتیکی برانگیزد.
*«این مقاله با استفاده از دادهها و اطلاعات منتشرشده در رسانههای معتبر جهانی، از جمله والاستریت ژورنال، رویترز و اشپیگل تهیه شده است.»








