
خبرگزاری جمهوری اسلامی پیرامون سفر عباس عراقچی به پاریس نوشت: در میانه بنبست تحمیل شده بر دیپلماسی از سوی آمریکا، به نظر میرسد یکی از مهمترین دستور کارهای دستگاه سیاست خارجی ایران، تثبیت این گزاره است که جمهوری اسلامی ایران منطبق بر منطق مذاکراتی خود، آماده ایجاد گشایش در مسیر موجود و پیشگیری از تثبیت گزارهای دیگر مبنی بر اینکه «تهران تمایلی به مذاکره ندارد». حضور وزیر امور خارجه در پاریس و دیدار و گفتوگوهای وی با مقامات این کشور و دیگر نهادهای بینالمللی در راستای همین گزاره قابل بررسی است.
در حالی که طی هفتههای اخیر فضای رسمی تهران درباره مذاکرات هستهای آرام، حسابشده و حتی «آماده گفتوگو» توصیف شده، واقعیت میدانی نشان میدهد روند دیپلماسی در وضعیت توقف قرار دارد؛ توقفی که بهاعتقاد ناظران نتیجه مستقیم تنشهای نظامی تابستان گذشته است. رویارویی ۱۲روزه ایران با آمریکا و اسرائیل در خرداد، مسیر مذاکرات را به مرحلهای جدید سوق داده است؛ مرحلهای که در آن همه از مذاکره حرف میزنند اما هیچ مذاکره واقعی در جریان نیست.
گفتوگوی صریح عباس عراقچی با شبکه فرانس۲۴ در روز چهارشنبه، تصویری واضحتر از این بنبست ارائه داد. او تأکید کرد توقف گفتوگو محصول تصمیم ایران یا اقدام ابتکاری واشنگتن نیست، بلکه پیامد طبیعی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در خرداد است. تهران میگوید نمیتواند بدون توضیح روشن طرف آمریکایی درباره این حملات بر سر میز مذاکره باقی بماند. از نگاه ایران این وقایع بخشی از تاریخ مذاکراتاند و نه رویدادی جداگانه. سکوت یا بازگشت بیهزینه به میز گفتوگو از نظر تهران معنایی جز پذیرش رفتار نظامی آمریکا ندارد. اروپا اما با قاطعیت بر «بازگشت» ایران به میز مذاکره با آمریکا تاکید میکند.
به گزارش خبرگزاری وانا، ایران توقف مذاکرات را نه حرکتی تاکتیکی بلکه نوعی اعتراض ساختاری میداند. تهران میکوشد چارچوب رابطه را تغییر دهد نه صرفاً توافقی محدود را بازنویسی کند. پیام روشن آن است که ایران مذاکره را متوقف نکرده، بلکه نسخه آمریکایی مذاکره را نمیپذیرد.
مقامهای جمهوری اسلامی طی دو ماه گذشته چندینبار اعلام کردهاند «ایران همواره آماده گفتوگوست». عراقچی در توضیح این موضع گفت ایران آماده مذاکره واقعی است؛ مذاکرهای که با پیششرطهای آمریکا آغاز نشود. این دوگانگی بهگفته تحلیلگران آگاهانه حفظ شده تا از یکسو بازار داخلی و افکار عمومی دچار نگرانی نشود و از سوی دیگر فشار دیپلماتیک غرب کاهش یابد. تهران تلاش میکند تصویر روشنی ارائه دهد: ایران آماده است اما آمریکا اراده بازگشت ندارد.
این رویکرد پس از صدور قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس انرژی اتمی برجستهتر شد. ایران این قطعنامه را غیرحقوقی و سیاسی خواند و تأکید کرد آژانس اختیار بازگرداندن قطعنامههای شورای امنیت را ندارد. در این میان سفر اخیر عباس عراقچی به فرانسه نیز تفسیرهای گوناگونی به همراه داشت. تهران اعلام کرد سفر بهمنظور حضور در کنفرانس منع سلاحهای شیمیایی بوده، اما کارشناسان اروپایی این حضور را بیشتر اقدامی برای مدیریت پیامها و جلوگیری از حذف اروپا از مسیر آینده توافق هستهای ارزیابی کردند. پاریس نگران است در صورت توافق جدید ایران و آمریکا، نقش و منافع اقتصادی اروپا در حوزه انرژی و فناوری به حاشیه رانده شود.
از سوی دیگر، روایت رسانهای تازهای درباره نقش میانجیگری عربستان مطرح شده است؛ روایتی که تهران آن را رد میکند. عراقچی گفت نامه رئیسجمهور ایران به محمد بنسلمان ارتباطی با پرونده هستهای ندارد و مشکل اصلی نه واسطهگری، بلکه رفتار ایالات متحده است. او عملا ایده «میانجیگری سعودی» را بیشتر ساخته رسانهها و مفید برای ریاض دانست تا واقعیت میدان دیپلماسی.
ایران در سطح فنی نیز تغییر جهت داده است. غنیسازی در سایتهای آسیبندیده ادامه دارد و دسترسی به مراکز هدف قرار گرفته تنها در صورت توافق تازه و ایجاد پروتکل جدید ممکن خواهد بود. تهران بر توافق قاهره بهعنوان چارچوب تعامل با آژانس تأکید دارد و میگوید نظام نظارتی پساجنگ باید با شرایط فعلی هماهنگ شود. پرسش کلیدی که ایران اکنون پیش میکشد این است: «چگونه میتوان یک مرکز هدف حمله قرار گرفته را با قوانین صلحآمیز بازرسی کرد؟» پاسخ روشنی برای این پرسش در نظام حقوقی فعلی وجود ندارد.
در جمعبندی وضعیت، چشمانداز مذاکرات شفافتر میشود: ایران اعلام میکند آماده مذاکره است اما نه زیر فشار و نه با ساختار گذشته؛ آمریکا مذاکره را ضروری میداند اما حاضر به تغییر رفتار نیست؛ اروپا بیم دارد از معادله حذف شود؛ رسانههای منطقهای برای پرکردن خلأ اطلاعاتی سناریوهای تازه میسازند؛ عربستان نقشی نمادین و نه عملی دارد؛ و آژانس با چالش جدیدی بهنام «بازرسی در عصر پساجنگ» روبهرو است.
در چنین شرایطی پرسش اصلی دیگر آغاز مذاکرات نیست. پرسش واقعی این است که آیا گفتوگوها دوباره با همان چارچوب پیشین آغاز شود، و آن طور که اروپا و کشورهای غربی میخواهند «جنگ دوازده روزه» از تاریخچه آن حذف شود یا نه؟



