صلحی که بوی تعفنش از خود جنگ بیشتر است – بهاره

بعد از حمله حماس به اسرائیل در ۷م اکتبر ۲۰۲۳ و قتل‌عام و به گروگان گرفتن نزدیک به ۱۲۰۰ نفر از مردم بی‌دفاع، جنگی خونین میان اسرائیل و حماس شکل گرفت؛ جنگی که دو سال طول کشید و امروز، ۱۳ اکتبر، با میانجی‌گری ایالات متحده و شخص ترامپ به صلح انجامید.

امروز، وقتی حضور ترامپ در کنست (پارلمان اسرائیل) را به‌طور مستقیم می‌دیدم و تشویق‌ها و هوراکشیدن‌های پی‌در‌پی جانیان این جنگ و دست‌زدن‌های مداوم حضار را می‌دیدم که از ترامپ چهره‌ای صلح‌طلب و انسان‌دوست می‌ساختند، ناگهان خود را میان آوارهای شهر غزه تصور کردم. خود را در نقش پدری یافتم که چندین کودک خردسالش را در این جنگ از دست داده، در نقش مادری که بر جنازه فرزندان خردسالش اشک می‌ریخت و نمی‌دانست کدام یک را در آغوش گرفته و بر پشانی کدام‌ یک بوسه خداحافظی بزند؛ خود را در نقش کودکی دیدم که در صف گرفتن غذا برای نجات از گرسنگی تا آخرین لحظه صبر می‌کرد، اما در پایان لقمه‌ای برایش نماند؛ در نقش پدری پیر که در همان صف از فرط گرسنگی جان داد…

با خود گفتم: این صلح چقدر مشمئزکننده است؛ این چهره‌ها با کدام وحوش قرن قابل‌مقایسه‌اند؟ این‌ها به چه نوع زامبی‌هایی می‌مانند؟

اجازه دهید از احساس بیرون بیایم و چند آمار واقعی از این جنگ را ذکر کنم:

در غزه هم‌اکنون نزدیک به یک میلیون نفر — معادل ۷۵ درصد جمعیت — آواره‌اند.

۹۵۰۰ نفر هنوز زیر آوار مدفون‌اند.

۶۰ هزار زن باردار به‌دلیل کمبود مراقبت‌های پزشکی در معرض مخاطره‌اند.

۹۰ درصد شهروندان غزه از گرسنگی شدید رنج می‌برند.

نزدیک به ۷۰ هزار کشته.

تخریب بیش از ۳۶۰ هزار واحد مسکونی.

نابودی بسیاری از زیرساخت‌های بهداشتی، آموزشی، حمل‌ونقل و بنادر.

حال این‌ها را با هزینه‌های روانی، سلامت نسل بعد از جنگ، بازسازی شهرها، بنادر و مدارس و بازگشت آوارگان جمع بزنید. با وجود همه این‌ها، چرا باید این صلح این‌قدر دیر اتفاق بیافتد؟ اصلا” چرا آن روز حماس حمله کرد؟ چرا این جنگ شروع شد؟ چرا شهر غزه با این همه زیبایی به ویرانی تبدیل شد؟ چرا سرنوشت این مردم باید چنین رقم بخورد؟ و ده‌ها «چرا»ی دیگر که شاید پاسخ‌شان را همه بدانند، اما هیچ‌کس توان  اثرگذاری بر آن را ندارد.

گاهی در جهانی که صلح آرزویی دوردست شده، واژه «صلح» هنوز در دل بسیاری نوری از امید می‌افروزد. اما گاه همین واژه مقدس در دستان سیاست‌مداران به ابزاری برای فریب، سلطه و مشروعیت‌بخشی به ظلم بدل می‌شود. صلح تنها زمانی واقعی است که بر پایه عدالت، کرامت انسانی و احترام متقابل بنا شود. آنچه به‌نام صلح توسط دولت ترامپ ارائه شد، نه تنها این معیارها را نداشت، بلکه زمینه‌ساز جنگی دیگر نیز هست؛ زیرا در کنست و در چهره همه سیاست‌مداران حاضر، به‌نوعی حق نسل‌کشی اعطا شد؛ همه جنایت‌ها و ویرانی‌ها و فقر و گرسنگی مردم غزه تحت نام «دفاع از اسرائیل» توجیه و مشروعیت یافت و با چهره‌هایی خندان، خود را قهرمانان جنگ معرفی کردند و یک جانی را قهرمان صلح لقب دادند. از پیروزی گفتند، از ادامه جنگ در صورت تهدید دوباره، و وعده امنیت و آرامش به مردم یهود و اسرائیل؛ اما مردم تحت  ستم  فلسطین و غزه چه؟ قربانیان واقعی این جنگ که در آغاز و پایان آن نقشی نداشتند و هیچ نهاد و حکومتی به آن‌ها وعدهٔ بازسازی و امنیت  دوباره نداد. و من یاد این متن تلخ اما واقی افتادم که :
سیاست‌مداران جنگ را آغاز می‌کنند. کارتل‌های اسلحه‌سازی فشنگ و مهمات می‌فروشند. تجار و ثروتمندان کالاهای رزمندگان را تأمین می‌کنند. فقرا هم فرزندان‌شان را روانه جنگ می‌کنند.
بعد از جنگ، سیاست‌مداران دستهم را می‌فشارند و صلح می‌کنند؛ تجار و ثروتمندان با فروش اسلحه و کالا جیب‌های‌شان را پر کرده‌اند؛ و فقرا دنبال مزار فرزندان‌شان می‌گردند.

و امروز چقدر از صلح و آرامشی که از سایه این جانیان زاده شود نفرت دارم؛ در برابر حضور این‌ها تنها آرزوی جنگ و مرگ و نابودی آن‌ها را دارم.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. بهاره گرامی, درست میفرمایید که این صلح نیست این باخت و شکست مشتی جنایتکار بنام حماس همدست جمهوری اسلامیست در رویای شکست جنایتکار دیگری بنام حکومت اسرائیل. این بازندگان با شستشوی مغزی بسیجیان خود بدون ارزیابی از توان خود در جنگ و دفاع از مردم در اوج بی مسولیتی مردم خود را درگیر شرایطی کردند که از پس آن بر نیامدند. اینان همچنان که جمهوری اسلامی ۴۶ سال است به لات محله خود فحش میدهند و تهدیدش میکنند اما سرانجام که جناب لات درب خانه شان را میشکند و خانواده را کتک مفصلی میزند گریه کنان از شقاوت لات محل شکایت میکنند. مردم مصر با درس گرفتن از جمهوری اسلامی از خیر اخوان مسلمین گذشتند اما دیوانگان حماس چنان جو گیر پول های باد آورده جمهوری اسلامی شدند که تجربه سالها مبارزه را رها و به دنبال سران رژیم رفتند و بجای تلاش برای زندگی بهتر مردم خود همه چیز را فدای نابودی اسرائیل کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی