فلسطینی‌ها به چیزی بیش از به‌رسمیت‌شناسی نیاز دارند – آیدا طوما–سلیمان

در حالی که نشست مجمع عمومی سازمان ملل همچنان جریان دارد، شماری از کشورهای غربی و غیرغربی تاکنون رسماً دولت فلسطین را به‌رسمیت شناخته‌اند. هم‌زمان، حملات و ویرانی در غزه ادامه دارد و پایان فوری جنگ، جلوگیری از پاکسازی قومی و توقف خشونت شهرک‌نشینان در کرانهٔ باختری ضرورت دارد. فعالان و نمایندگان فلسطینی هشدار می‌دهند که شناسایی فلسطین تنها زمانی معنا خواهد داشت که با اقدامات عملی بین‌المللی برای توقف فوری جنگ، حفاظت از مردم و تضمین حق تعیین سرنوشت آنان همراه باشد.

حدود سه چهارم از کشورهای عضو سازمان ملل متحد «کشور فلسطین» را به رسمیت شناخته‌اند. اعلام موجودیت «کشور فلسطین» در سال ۱۹۸۸ از سوی یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین صورت گرفت.

از سرزمین‌هایی که فلسطینیان ادعای مالکیت بر آن را دارند هم‌اکنون کرانه باختری تحت اشغال اسرائیل است و نوار غزه به ویرانه تبدیل شده است.

در مجمع عمومی سازمان ملل، کشورهای بریتانیا، کانادا، استرالیا و پرتغال فلسطین را به رسمیت شناختند. در ادامه این روند «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک اعلام کرد که کشورش رسما دولت فلسطینی را به رسمیت می‌شناسد.آیدا طوما–سلیمان، نمایندهٔ حزب سوسیالیستی «حدش» (Chadasch) در کنست اسرائیل هشدار می‌دهد که این اقدام نباید به یک «برگ‌سبز» برای همدستان اسرائیل تبدیل شود، بلکه باید با اقدامات عملی همراه باشد.

در ماه‌های گذشته، همزمان با ادامهٔ کشتار نسل‌کُشانهٔ مردم غزه، کشورهای بیشتری تمایل خود را به رسمیت‌شناختن یک دولت فلسطینی اعلام کرده‌اند و به جمع ۱۴۷ کشوری پیوسته‌اند که پیشتر چنین کرده بودند. بیشتر این کشورها از متحدان غربی اسرائیل هستند و قرار است اعلام رسمی این شناسایی در یک اجلاس سازمان ملل به ریاست مشترک عربستان سعودی و فرانسه صورت گیرد تا راه‌حل دو‌کشوری دوباره احیا شود.

در چارچوب این تلاش‌ها، مجمع عمومی سازمان ملل این ابتکار را با اکثریتی چشمگیر—۱۴۲ رأی موافق در برابر تنها ۱۰ رأی مخالف—به‌طور قاطع پشتیبانی کرد. (حتی یکی از نزدیک‌ترین متحدان اسرائیل، آلمان، به این طرح رأی مثبت داد، هرچند اعلام کرد که در حال حاضر دولت فلسطین را به رسمیت نخواهد شناخت.) این ابتکار گسترده می‌تواند اهرمی نیرومند برای تحقق خواست‌های بنیادین مردم فلسطین باشد: زیستن آزاد از اشغال اسرائیل در یک کشور مستقل.

این شناسایی، اگر در میانهٔ یک جنگ ویرانگر علیه غزه و هم‌زمان با یورش ارتش و شهرک‌نشینان به مردم فلسطین در بیت‌المقدس شرقی و کرانهٔ باختری صورت نمی‌گرفت، رویدادی مهم به‌شمار می‌آمد. امروز فوری‌ترین نیاز، ایجاد بیشترین فشار بین‌المللی ممکن برای پایان فوری حمله به غزه، حفاظت از ساکنان باقی‌مانده در برابر قتل یا پاکسازی قومی، و جلوگیری از اشغال دوبارهٔ طولانی‌مدت کل منطقه است.

دو مسیر موازی

جهان بر دو مسیر موازی حرکت می‌کند: از یک سو موجی از همبستگی مردمی با آرمان فلسطین و مخالفت با نسل‌کشی جریان دارد، از جمله بحث‌های فزاینده دربارهٔ تحریم‌های واقعی علیه اسرائیل؛ و از سوی دیگر، خشونت بی‌سابقهٔ اسرائیل علیه مردم فلسطین ادامه دارد که با حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده همراه است. تازه‌ترین نمونهٔ این حمایت، اقدام آمریکا در نقض شرایط میزبانی سازمان ملل در خاک خود بود؛ جایی که وزیر خارجه مارکو روبیو پیش از نشست سازمان ملل، ممنوعیت صدور ویزا برای هشتاد مقام تشکیلات خودگردان فلسطین، از جمله محمود عباس رئیس این نهاد را اعلام کرد.

یکی از مشکلات این دو مسیر آن است که سرعت آن‌ها یکسان نیست: تبدیل فشار افکار عمومی به اقدامات ملموسی که بتواند توان اسرائیل برای ویرانگری‌های بیشتر را محدود کند، بسیار کندتر از شتاب هولناک جنایات جنگی اسرائیل پیش می‌رود.

متحدان غربی اسرائیل میان این دو رویکرد سرگردان‌اند و همین، به سیاستی دوگانه و متناقض در قبال فلسطینیان انجامیده است. کشورهایی که امروز قصد دارند فلسطین را به رسمیت بشناسند، همان‌هایی هستند که نسل‌کشی همین مردمی را ممکن ساختند که اکنون دیرهنگام حق تعیین سرنوشتشان را به رسمیت می‌شناسند—و همچنان به این نقش ادامه می‌دهند. برخی کشورها از طریق تجارت مستمر سود برده‌اند، در حالی که برخی دیگر نقشی مستقیم‌تر در یاری به جنایات اسرائیل در غزه ایفا کرده‌اند: از هواپیماهای شناسایی بریتانیا که برای گردآوری اطلاعات به کار ماشین جنگی اسرائیل پرواز می‌کنند، تا موتورهای ساخت آلمان برای تانک‌هایی که شهرهای رفح و خان‌یونس را ویران کرده‌اند.

این جزئیات کمک می‌کند تا شناسایی قریب‌الوقوع فلسطین در بستر واقعی خود دیده شود. هرکس گمان کند این شناسایی نقطهٔ اوج تلاش‌های دیپلماتیک است، در اشتباه است. شناسایی پایان راه نیست، بلکه آغاز آن است و باید با اقداماتی عملی همراه باشد که بقا و حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین را تضمین کند.

تاکتیک انحرافی؟

به‌رسمیت‌شناسی دولت فلسطین می‌تواند برای دولت‌های غربی فرصتی باشد تا در برابر فشار فزایندهٔ جنبش‌های همبستگی با فلسطین از بار مسئولیت بکاهند. نظرسنجی‌ها، اعتراضات و شواهد گوناگون نشان می‌دهد که افکار عمومی از آنچه اسرائیل بر فلسطینیان روا می‌دارد—و از بی‌تفاوتی و همدستی دولت‌های خود و اغلب رسانه‌هایشان—خشمگین است.

مردم بسیج شده‌اند تا بر دولت‌هایشان فشار بیاورند، و امید ما این است که این فشار سبب شود شناسایی—با تمام اهمیتش—جایگزین ضرورت فوری پایان جنگ، جلوگیری از پاکسازی قومی و توقف خشونت شهرک‌نشینان در کرانهٔ باختری نشود. بدون مداخلهٔ فوری، روند خزندهٔ الحاق ادامه خواهد یافت و چشم‌اندازهای اندک موجود برای تشکیل دولت فلسطینی بیش از پیش تضعیف می‌شود. شناسایی باید سکویی باشد برای چرخش به سوی راه‌حل دو‌کشوری، نه برگهٔ تبرئه برای کشورهایی که در مرگ فلسطینیان سهیم بوده‌اند.

فلسطینیان به‌درستی بیم دارند که دولت‌های شناسایی‌کننده، این اقدام را نه صرفاً به عنوان یک حرکت نمادین، بلکه به ابزاری برای اعمال فشارهای بیشتر بر مردم تحت اشغال تبدیل کنند—فشارهایی که بیش از آنکه متوجه اشغالگران اسرائیلی باشد، بر دوش فلسطینیان بیفتد. چنین شناسایی‌ای می‌تواند به ابزاری تازه برای تضعیف حقوق و رفاه فلسطینیان بدل شود، به‌جای آنکه جرم‌های اسرائیل را به چالش بکشد.

نگرانی‌های موجه

نگرانی فلسطینی ها بی‌دلیل نیست: در بیانیه‌های رهبران غربی دربارهٔ اعلام شناسایی، چندین شرط مطرح شد (برخی حتی در قطعنامهٔ سازمان ملل گنجانده شده‌اند)؛ از جمله محدود کردن مشارکت در انتخابات فلسطین به جناح‌هایی که از برنامهٔ سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) حمایت می‌کنند و الزام فلسطینیان به پذیرش خلع سلاح دولت خود— آنهم در حالی که نمی‌توانند در برابر نسل‌کشی از خود دفاع کنند.

فلسطینیان باید امور سیاسی خود را سامان دهند، اما چنین شروطی نباید توجه را از واقعیت رنج‌های کنونی آنان—نابودی، پاکسازی قومی و گسترش شهرک‌ها—منحرف کند.

تنها یک گام نخست

با وجود این نگرانی‌ها، شناسایی فلسطین باید پشتیبانی شود—درخواستی که حزب من، حدش (Hadash)، از دیرباز بر آن تأکید داشته است. این گامی است برای تثبیت اجماع جهانی علیه پروژهٔ اسرائیلی–آمریکایی «اسرائیل بزرگ» و برای حق تعیین سرنوشت فلسطینیان، و در این روزگار هولناک یک وظیفهٔ سیاسی ضروری است.

اما برای آنکه معنا داشته باشد، این شناسایی باید با تحریم‌هایی علیه اشغال دائماً غیرقانونی سرزمین شناخته‌شده همراه شود. دیوان بین‌المللی دادگستری در نظر مشورتی سال گذشتهٔ خود غیرقانونی بودن اشغال را تأیید کرد و مجموعه‌ای از اقداماتی را که کشورها باید برای عدم مشارکت در این جنایت انجام دهند—از محدودیت‌های تجاری گرفته تا همکاری‌های نظامی—برشمرد.

برخی کشورها مانند اسپانیا، ایرلند و اسلوونی گام‌هایی در جهت انطباق با حقوق بین‌الملل برداشته‌اند و احساس می‌شود که این کشورها تنها آغاز راه هستند: حتی آلمان نیز اخیراً چیزی شبیه به تحریم تسلیحاتی اعلام کرده که اگر به‌طور جدی اجرا شود، معنا‌دار خواهد بود. با این حال، اتحادیهٔ اروپا در مجموع همچنان در قبال فلسطینیان ناکام است، زیرا نتوانسته است یک تحریم تسلیحاتی اعمال کند.

اهمیت این اقدامات در تثبیت یک نظم تک‌قطبی رو به افول نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که غرب همچنان پشتوانهٔ اسرائیل است: اسرائیل بیشتر تجارت خود را در این کشورها انجام می‌دهد، بخش بزرگی از دارایی‌های مالی خود را در بانک‌های غربی نگه می‌دارد، در رویدادهای ورزشی بین‌المللی شرکت می‌کند و به‌طور گسترده و بدون ویزا سفر می‌کند.

غرب همچنین مدعی پایبندی به نظامی مبتنی بر قوانین و ارزش‌هاست و بنابراین این غرب است که تعیین خواهد کرد فاصلهٔ میان نابودی فلسطینیان و پاسخ‌گویی اسرائیل تا چه اندازه و با چه سرعتی پر شود. همبستگی مردمی در خیابان‌ها باید در مراکز قدرت به عمل تبدیل شود—حتی اگر برای بسیاری از فلسطینیان دیگر دیر شده باشد. شناسایی گامی مهم است، اما این گام نیز باید به اقدام عملی بدل گردد.

*آیدا طوما–سلیمان، نمایندهٔ حزب سوسیالیستی «حدش» (Chadasch) در کنست اسرائیل است.

منبع: ژاکوبن

برچسب ها

هنگامی که ایالات متحده در آستانهٔ قرن بیستم به قدرتی امپریالیستی بدل شد، دکترین مونرو معنایی تازه یافت و نیمکرهٔ غربی به عرصه‌ای برای اعمال نفوذ واشنگتن تبدیل شد. اکنون، دونالد ترامپ این دکترین را در قبال ونزوئلا به نقطهٔ اوج رسانده است. اما این رویکرد چه پیشینه‌ای دارد و چگونه از یک بیانیهٔ تاریخی به سیاستی تهاجمی به نام «دُنرو» بدل شده است؟
بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، نزدیک به ۷۰ درصد شهروندان ایالات متحده با مداخلهٔ نظامی این کشور در ونزوئلا مخالف‌اند. در چنین شرایطی، دونالد ترامپ می‌تواند به کنگرهٔ آمریکا اطمینان بدهد که قصد ورود به جنگ با ونزوئلا را ندارد. در عین حال، سیاست اعلامی کاخ سفید بر گزینه‌ای متمرکز است که بدون مداخلهٔ نظامی مستقیم دنبال می‌شود و هزینه‌های سیاسی فوری یک جنگ را به همراه ندارد. محاسبه ترامپ بی رحمانه است...
با نزدیک شدن اتحادیه اروپا به تصمیم‌گیری درباره توافق تجاری با کشورهای مرکوسور، اعتراض کشاورزان و اتحادیه‌های کارگری در دو سوی آتلانتیک افزایش یافته است. این توافق جنجالی در فضایی پرتنش و تحت تأثیر تحولات بین‌المللی بررسی می‌شود. اگر این توافق بدون تامين خواسته های کارگران و خُرده‌کشاورزان تصویب شود، برندگانش اندک و بازندگانش بسیار خواهند بود...
نشریه آلمانی یونگه‌ولت با استناد به گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی الجزیره، از تقویت نشانه‌ها درباره قاچاق سازمان‌یافته مواد مخدر به نوار غزه خبر داده است. این گزارش‌ها، از کشف قرص‌های مخدر در کیسه‌های آرد کمک‌های بشردوستانه تا عملیات اخیر واحد مبارزه با مواد مخدر فلسطین را در بر می‌گیرد...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی