۱. ضرورت تشکلهای مستقل و صندوقهای مالی کارگری
وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران بر اکثریت جامعه فشار وارد کرده، به ویژه طبقه کارگر: بیکاری، گرانی، فقدان امکانات رفاهی و درمانی، پراکندگی و فقدان تشکلهای رادیکال.
راهکار عملی ایجاد صندوقهای مالی مستقل کارگری است که هم نیازهای فوری کارگران را برطرف کند و هم زمینه اتحاد و تصمیمگیری جمعی در مبارزات ضدسرمایهداری را فراهم کند.
مشارکت خانوادهها و کارگران در ایجاد این صندوقها تداوم و انسجام فعالیتها را تضمین میکند.
این صندوقها میتوانند سنت مجامع عمومی کارگری را زنده کنند و زمینه شکلگیری شوراهای مستقل را آماده کنند.
۲. تجربه مبارزه در کارخانه پارچهبافی چیا
۲.۱ حقوق بیمه و سرویس رفت و برگشت
کارگران از بیمه درمانی و سرویس رفت و برگشت محروم بودند.
اقدام مستقیم به سازمان تأمین اجتماعی منجر به صدور دفترچه بیمه برای همه شد.
درس: فشار جمعی و اقدام مستقیم، همراه با اتحاد و اعتماد بین کارگران، میتواند خواستهای قانونی را تحقق بخشد.
۲.۲ شیفت شب و اضافه دستمزد
کارفرما بدون پرداخت مزایا، اعلام کرد شیفت شب راهاندازی میشود.
تشکیل جلسه مجمع عمومی کارگران و ارائه درخواستها به صورت مستند و جمعی باعث شد کارفرما مجبور به پذیرش شروط شود.
درخواستهای اصلی:
رعایت ۴۰ ساعت کار در هفته
پرداخت حق اضافه برای شب و نوبت کاری
سرویس رفت و برگشت منظم
حق اولاد و مسکن
ایمنی محیط کار و امکانات رفاهی
درس: مستندسازی مطالبات و همبستگی کارگران، کلید پیروزی در مذاکرات با کارفرما است.
۳. شگردهای کارفرما و مقابله با آنها
کارفرما از تهدید، تفرقه و مذهب برای سرکوب مطالبات استفاده کرد.
پاسخ کارگران: آگاهی، اتحاد و شفافیت در مطالبات
نتیجه: شکست تلاشهای کارفرما برای ایجاد شکاف و ترس، و تثبیت اعتماد بین کارگران.
۴. تجربه اتحادیه صنعتگر سنندج
اتحادیه نقش مهمی در آموزش قانون کار، سازماندهی مراسم اول ماه مه و حمایت اجتماعی داشت.
با سرکوب دولت و دستگیریها، رهبری اتحادیه مجبور به فعالیت مخفیانه شد و برای حفظ ادامه کار اعضا تدابیری اندیشید.
همکاری بین کارخانههای مختلف (چیا، شاهو) و شبکه حمایتی اعضای اتحادیه، موجب تداوم فعالیتها شد.
درس: تشکلهای مستقل کارگری باید همواره آماده مقابله با سرکوب باشند و شبکههای حمایتی قوی بسازند.
۵. نقش شوراها و جنبش شورایی
اتحادیههای رسمی غالباً اهداف حزبی یا سازمانی خود را دنبال میکنند و منافع کارگران را قربانی میکنند.
راهکار: تشکیل شوراهای محیط کار و پیوند آنها در شورای سراسری کارگران کردستان.
نتیجه: استقلال مبارزه، جلوگیری از نفوذ رفرمیسم و هدایت مبارزات طبقاتی به سمت تحقق خواستهای کارگری.
۶. اهمیت اتحاد طبقاتی و حمایت اجتماعی
فداکاری خانوادهها و همراهان فعالان کارگری، امکان ادامه فعالیت در شرایط سرکوب را فراهم کرد.
درس عملی: ایجاد شبکههای حمایتی خانوادگی و اجتماعی، عنصر حیاتی بقای جنبش کارگری است.
۷. درسهای تاریخی و نسل جدید کارگران
مبارزات کارگری کردستان تحت شرایط شدید سرکوب و جنگ انجام شد، اما هرگز مرعوب نشد.
تجربه اتحادیه صنعتگر و مبارزات در کارخانهها نشان داد که:
اتحاد و آگاهی طبقاتی، قدرت اصلی کارگران است.
اقدامات قانونی و جمعی، بهترین ابزار برای تحقق خواستهاست.
سازماندهی مستقل، راهکار مقابله با اتحادیههای فریبکار و دولتهای سرمایهدار است.
۸. نتیجهگیری و پیام عملی
ایجاد صندوقها و شوراهای مستقل کارگری، سنگ بنای مبارزه طبقاتی و ضدسرمایهداری است.
آموزش قانون کار و حقوق کارگران، افزایش آگاهی طبقاتی و توانمندسازی نسل جدید کارگران را تضمین میکند.
اتحاد، همبستگی و اعتماد بین کارگران، حتی در شرایط سخت سرکوب، پیروزی را ممکن میسازد.
فعالان کارگری باید تجربه تاریخی و تاکتیکی را ثبت کنند تا نسلهای آینده از آن بهرهمند شوند.
پیام نهایی
زنده باد همبستگی طبقات کارگر!
مبارزه طبقاتی تنها با خودسازماندهی، اتحاد واقعی و تشکیل شوراهای مستقل به نتیجه خواهد رسید. تاریخ کردستان و تجربه اتحادیه صنعتگر نشان میدهد که کارگران آگاه میتوانند حتی در شرایط شدید سرکوب، خواستهای قانونی و انسانی خود را تحقق بخشند.
مظفر فلاح-کارگر بخش تأسیسات.






