
در حالی که نگاهها به جنگ ویرانگر اسرائیل در غزه دوخته شده است، تحولات خطرناکی در کرانه باختری اشغالی در جریان است. گزارشها نشان میدهد دولت دونالد ترامپ، هرچند بهطور رسمی موضع خود را اعلام نکرده، در عمل زمینهساز الحاق تدریجی این سرزمین به اسرائیل شده است. این روند که با گسترش بیوقفه شهرکسازی و سرکوب مقاومت فلسطینیان همراه است، به یکی از اصلیترین موضوعات نشست مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر بدل شده؛ جایی که چند کشور اروپایی با پشتیبانی عربستان سعودی در تدارک به رسمیت شناختن دولت فلسطین هستند.
مقامهای آمریکایی و غربی به میدل ایست آی گفتهاند که در گفتوگوهای اخیر، نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو احتمال الحاق رسمی دره اردن را با وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، بررسی کرده است. روبیو در اظهارات علنی از بیان موضع واشنگتن خودداری کرده، اما منابع آگاه میگویند هرآنچه در طرح موسوم به «معامله قرن» در دولت اول ترامپ برای اسرائیل در نظر گرفته شده بود، اکنون دوباره روی میز قرار دارد. آن طرح، مناطق وسیعی از کرانه باختری را به اسرائیل واگذار میکرد و برای فلسطینیان تنها یک دولت حاشیهای و خلعسلاحشده باقی میگذاشت.
فلسطین، تشکیلات خودگردان و حمایت بیقید و شرط آمریکا
کارشناسان تأکید دارند سیاست دولت کنونی آمریکا در قبال کرانه باختری تفاوتی بنیادین با خواستهای اسرائیل ندارد. خالد الجندی، پژوهشگر دانشگاه جرجتاون، میگوید: «هر آنچه اسرائیل بخواهد، دولت ترامپ همان را دنبال میکند.» همزمان، تشکیلات خودگردان فلسطین که پس از توافق اسلو برای مدیریت محدود مناطق اشغالی تشکیل شد، بهدلیل فساد، ناکارآمدی و همکاری با اشغالگران مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده است. با وجود این، مقامهای اسرائیلی و آمریکایی همچنان بر حفظ این ساختار تأکید دارند، چرا که آن را ضامن کنترل جمعیت فلسطینی و اجرای غیرمستقیم سیاستهای اشغالگرانه میدانند.
در کنار حمایت سیاسی، دولت ترامپ در دوره نخست خود گامهایی بیسابقه برای تقویت اسرائیل برداشت: به رسمیت شناختن الحاق بلندیهای جولان، انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس و قطع کمکهای امنیتی به تشکیلات خودگردان. این بار نیز، هرچند رویکردی نرمتر در قبال محمود عباس اتخاذ شده، محدودیتهای شدید از جمله ممنوعیت صدور روادید برای مقامات فلسطینی ادامه یافته است.
خشونت شهرکنشینان و سیاست «اول آمریکا»
در سایه چراغ سبز واشنگتن، حملات شهرکنشینان اسرائیلی به روستاها و خانههای فلسطینی به بالاترین سطح خود رسیده است. تنها از ابتدای سال جاری، دستکم ۱۱ فلسطینی در این حملات کشته و صدها تن زخمی شدهاند. حتی قتل یک جوان فلسطینی-آمریکایی به نام سیفالدین مصالات واکنش جدی از سوی دولت آمریکا در پی نداشت. تحلیلگران میگویند این بیاعتنایی نشان میدهد برای دولت ترامپ، ملاحظات روابط با کشورهای ثروتمند خلیج فارس اهمیت بیشتری از جان شهروندان خود دارد.
ابراهیم و الحاق
سیاست الحاق اسرائیل همچنین با آینده توافقهای ابراهیم گره خورده است. امارات، شریک نزدیک اسرائیل، هشدار داده که الحاق کرانه باختری «خط قرمز» این توافقها خواهد بود، اما همزمان راههایی برای تداوم همکاری با تلآویو باز گذاشته است. محمد بنسلمان ولیعهد عربستان آشکارا گفته است که عادیسازی روابط با اسرائیل را به پایان جنگ در غزه و ایجاد مسیر واقعی برای تشکیل دولت فلسطینی مشروط میکند. با این حال، کارشناسان معتقدند دولت ترامپ محاسبات خود را بر اساس منافع اسرائیل تنظیم میکند و حتی مخالفت کشورهای عربی نیز مانعی جدی در برابر پیشروی سیاستهای اشغالگرانه نخواهد بود.
طرح E1 و تکهتکه کردن فلسطین
هفته گذشته نتانیاهو اجرای طرح موسوم به E1 را تأیید کرد؛ طرحی که راه را برای گسترش گسترده شهرکها در قلب کرانه باختری هموار میکند. این اقدام باعث قطع ارتباط میان بیتالمقدس شرقی، بیتلحم و رامالله خواهد شد و شهرهای فلسطینی را به جزایری پراکنده و منزوی بدل میکند؛ وضعیتی که بسیاری آن را یادآور «بنتوستانهای» دوران آپارتاید آفریقای جنوبی میدانند.
کارشناسان هشدار میدهند حتی اگر الحاق رسمی بهطور علنی اعلام نشود، اسرائیل با حمایت واشنگتن در عمل مشغول تحکیم حاکمیت خود بر کرانه باختری است. یکی از مقامهای عربی به میدل ایست آی گفت: «اگر در آستانه یک الحاق بزرگ با حمایت آمریکا بودیم، اردنیها واکنش شدیدتری نشان میدادند. اما اکنون همهچیز در قالب الحاق تدریجی و بیسروصدا پیش میرود.»
تحولات اخیر نشان میدهد که دولت ترامپ، برخلاف شعار «اول آمریکا»، همه موانع را از برابر اسرائیل برداشته و اختیار کامل تاکتیک و استراتژی را به تلآویو سپرده است. در حالی که غزه در آتش جنگ میسوزد، کرانه باختری نیز در مسیر الحاق تدریجی قرار گرفته و آیندهی تشکیل دولت مستقل فلسطینی بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام فرو رفته است.




