در تازهترین نشست میان رهبر جمهوری اسلامی و رئیسجمهور همراه با هیئت دولت، بار دیگر مجموعهای از تناقضها و مشکلات ساختاری ایران در سطح داخلی و خارجی نمایان شد. سخنان آیتالله خامنهای از یکسو بر «معیشت» و «مسکن» بهعنوان مهمترین مسائل کشور تأکید داشت و از سوی دیگر، چشمانداز سیاست خارجی جمهوری اسلامی و اتکا به بلوک شرق را برجسته کرد.
معیشت مردم و وعدههای تکراری
رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار تصریح کرد:
«در باب معیشت مردم بهگونهای عمل کنید که مردم بتوانند حدود ده قلم کالای اساسی را بدون دغدغه افزایش قیمت تهیه کنند؛ نه اینکه قیمتها امروز و فردا دو برابر شود.»
اما او مشخص نکرد که منظورش از «دو برابر نشدن» چیست؛ آیا افزایش ۵۰ درصدی یا ۸۰ درصدی را قابل قبول میداند؟ این ابهام بار دیگر نشان داد که سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی بر پایه شعارها بنا شده و فاقد معیارهای دقیق و قابل نظارت است.
در همین چارچوب، ایدهی «کالابرگ الکترونیک» که از سوی محمدباقر قالیباف تبلیغ میشود، بار دیگر بهعنوان راهحل مطرح شد. قالیباف مدعی است با این طرح «حداقل کالری مورد نیاز روزانه هر فرد» تضمین میشود و «قیمت کالا برای مصرفکننده در طول سال ثابت میماند». چنین وعدههایی یادآور دوران جیرهبندی دهه شصت است؛ سیاستی که نهتنها نتوانست فقر را ریشهکن کند، بلکه به فساد و بازار سیاه نیز دامن زد.
بحران انرژی و اعتراف به ناترازی
خامنهای در بخشی دیگر از سخنانش به موضوع انرژی پرداخت و گفت در زمستان باید «برنامهریزی برای تأمین کسری گاز از طریق واردات» صورت گیرد. این در حالی است که ایران سومین کشور دارنده منابع گازی در جهان است. اعتراف به ناترازی انرژی و حتی معذرتخواهی از مردم و تولیدکنندگان برای قطع ناگزیر برق و گاز، نشان میدهد مدیریت ناکارآمد، فساد ساختاری و سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختها، کشور را به جایی رسانده که بهرغم منابع عظیم، با کمبود مواجه است.
این نخستین بار نیست که خامنهای به نوعی عذرخواهی متوسل میشود. اما روشن است که چنین اعترافاتی نه از موضع مسئولیتپذیری بلکه از موضع ترس و ضعف در برابر نارضایتیهای گسترده اجتماعی است. قطع برق در تابستان و تهدید به قطعی گاز در زمستان، آیندهای سختتر برای مردم رقم خواهد زد.
رسانهها و خفقان سیستماتیک
خامنهای همچنین به رسانهها توصیه کرد «صرفاً ضعفها را بازتاب ندهند» و بر «نقاط قوت» تمرکز کنند. این دستور آشکارا به معنای محدودتر شدن عرصه نقد و گسترش سانسور است. در حالی که «نقاط ضعف» چیزی جز واقعیتهای روزمره مردم نیست: گرانیهای بیسابقه، کمبود کالاهای اساسی، فقر، بیماری و افزایش مرگومیر ناشی از سوءتغذیه و محرومیت.
اتکای بیشتر به بلوک شرق
در بخش دیگری از دیدار، خامنهای از سفر مسعود پزشکیان به چین قدردانی کرد و پزشکیان نیز به صراحت گفت: «روابط کشور با همسایگان بهتر از گذشته است و با تقویت این روابط و همکاریها، تصور اروپا و آمریکا مبنی بر متوقف کردن ما با تحریم راه به جایی نخواهد برد.»
در عمل، جمهوری اسلامی امید بقای خود را نه به اصلاح ساختارهای داخلی و رضایت مردم، بلکه به تعمیق روابط با بلوک شرق بسته است: روسیه، چین، عراق، ترکیه و اتحادیه اوراسیا. امضای قراردادهای متعدد با این کشورها بدون تضمین اجرایی، بیشتر نمایش سیاسی است تا راهحل اقتصادی پایدار.
بنبست سیاست داخلی و خارجی
آنچه از سخنان رهبر جمهوری اسلامی و مواضع رئیسجمهور برمیآید، تصویر حکومتی است که در یک «بنبست چندوجهی» قرار دارد:
در داخل، ناتوان از کنترل گرانی و بحران انرژی.
در عرصه اجتماعی، بیاعتماد و متکی به سانسور.
در سیاست خارجی، منفعل و وابسته به بلوک شرق.
در چنین شرایطی، معذرتخواهیهای نمایشی و وعدههای توخالی قادر نیستند خشم و نارضایتی عمیق مردم را فرو بنشانند. پرسش اصلی این است که آیا جامعه ایران بار دیگر حاضر خواهد شد «زمستانی سرد و گرانتر» را تنها با وعدهها و کالابرگ تحمل کند؟
۰۷.۰۹.۲۰۲۵

