نقش ایالات متحده و سیاستهای ترامپ در مواجهه با ایران
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا رویکردی بسیار مستقیم و فشار محور نسبت به ایران اتخاذ کرد. سیاست فشار حداکثری، هدف اصلی آن را متوقف کردن برنامه هستهای و کاهش نفوذ منطقهای ایران قرار داد. ترامپ با اعمال تحریمهای اقتصادی گسترده و تلاش برای ایجاد ائتلاف بینالمللی علیه تهران، توانست ایران را در موقعیتی استراتژیک آسیبپذیر قرار دهد.
اظهارات ترامپ مبنی بر تمایل به توافق با ایران، در شرایطی که تهران از نظر اقتصادی و دیپلماتیک تحت فشار شدید است، نشاندهنده بازی سیاسی پیچیدهای است که هدف آن کاهش قدرت جمهوری اسلامی در تصمیمگیریهای داخلی و خارجی است. ترامپ ضمن تهدید به استفاده از نیروی نظامی، همزمان مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه داشته است تا ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند. این رویکرد ترکیبی فشار و دیپلماسی، جمهوری اسلامی را در شرایطی قرار داده که محدودیتهای هستهای و اقتصادی غیرقابل اجتناب به نظر میرسند.
رویکرد روسیه و موقعیت پوتین در مذاکرات هستهای
روسیه، به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ جهانی و شریک دیپلماتیک ایران در مسائل هستهای، نقش تعیینکنندهای در آینده جمهوری اسلامی دارد. ولادیمیر پوتین با اتخاذ سیاستی متوازن، سعی کرده است موقعیت خود را در عرصه بینالمللی تقویت کند. با این حال، شواهد حاکی از تغییر نگرش مسکو نسبت به ایران است. برخلاف حمایتهای گذشته از برنامه هستهای ایران، روسیه اکنون از توافقاتی حمایت میکند که مانع از ادامه غنیسازی اورانیوم توسط ایران میشود. این تغییر موضع، به دلیل مصالح امنیتی و اقتصادی روسیه در منطقه و همچنین فشارهای بینالمللی، قابل پیشبینی است.
نقش روسیه در توافقات احتمالی ترامپ و پوتین نشاندهنده کاهش توان جمهوری اسلامی در مانور سیاسی است. پوتین، با ارائه تضمینهایی به آمریکا و همزمان فشار بر ایران، تلاش دارد منافع ملی روسیه را تأمین کند و موقعیت ژئوپلیتیک خود را در خاورمیانه تقویت نماید. این سیاست چندبعدی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار میدهد که باید بین فشارهای داخلی و الزامات بینالمللی تعادل برقرار کند.
تحلیل توافق احتمالی ترامپ و پوتین و اثرات آن بر جمهوری اسلامی
توافق میان ترامپ و پوتین، در صورت تحقق، میتواند ساختار سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی را به طور بنیادین تغییر دهد. نخست، محدودیتهای جدید در زمینه غنیسازی اورانیوم، استقلال انرژی هستهای ایران را کاهش میدهد و به عنوان اهرم فشار در مذاکرات بینالمللی عمل میکند. دوم، تحریمهای اقتصادی احتمالی و فشارهای دیپلماتیک، توان حکومت برای کنترل بحرانهای داخلی را کاهش میدهد. سوم، توافق بین آمریکا و روسیه میتواند ایران را در موقعیتی انزوای بینالمللی قرار دهد، که در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که چنین توافقی، نه تنها بر سیاست خارجی ایران تأثیرگذار خواهد بود، بلکه میتواند مشروعیت داخلی حکومت را نیز تضعیف کند. فشارهای اقتصادی و کاهش حمایتهای منطقهای، نارضایتیهای اجتماعی را افزایش داده و امکان تغییرات ساختاری در نظام حکومتی را تقویت میکند. به عبارت دیگر، توافق ترامپ و پوتین میتواند آغاز روندی باشد که به پایان جمهوری اسلامی منجر شود، بدون نیاز به مداخله نظامی مستقیم.
پیامدهای منطقهای و بینالمللی پایان جمهوری اسلامی
پایان جمهوری اسلامی، در صورت وقوع، پیامدهای گستردهای در سطح منطقه و جهان خواهد داشت. از منظر امنیتی، خلأ قدرت در ایران میتواند منجر به افزایش نفوذ بازیگران منطقهای و فرامنطقهای شود و ناپایداری در خاورمیانه را تشدید کند. از نظر اقتصادی، بازارهای انرژی جهانی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و قیمت نفت و گاز به شدت نوسان خواهد کرد. از نظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی مانند آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا نیازمند بازتعریف سیاستهای خود در قبال ایران و همسایگان آن خواهند بود.
علاوه بر این، پیامدهای داخلی پایان جمهوری اسلامی، شامل بازسازی نظام حکومتی، تغییرات اجتماعی و بازتعریف نقش نهادهای امنیتی و نظامی است. جامعه ایران، با تجربه طولانی از سرکوب سیاسی و محدودیتهای اجتماعی، با چالشهای عظیمی مواجه خواهد شد که شامل اصلاحات ساختاری، بازسازی اقتصادی و بازتعریف روابط بین دولت و ملت است.
تحولات اخیر در روابط جمهوری اسلامی با ایالات متحده و روسیه، به ویژه توافقات احتمالی ترامپ و پوتین، نشاندهنده تغییرات بنیادین در معادلات سیاسی و هستهای ایران است. ضعفهای ساختاری داخلی فشارهای اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیک منطقه جمهوری اسلامی را در موقعیتی شکننده قرار داده است. توافق میان دو قدرت جهانی میتواند روند پایان حکومت کنونی را تسریع کرده و ایران را با چالشهای عمیق داخلی و خارجی مواجه سازد.
سکوت چین و نقش آن در تحولات ایران
چین، به عنوان شریک اقتصادی و سیاسی ایران، نقش غیرمستقیم اما بسیار مهمی در تحولات اخیر دارد. برخلاف حمایت روسیه یا فشار آمریکا، چین عمدتاً سکوت کرده است و از واکنش مستقیم به توافق ترامپ و پوتین خودداری میکند. این سکوت نشاندهنده ارزیابی دقیق پکن از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود در منطقه است.
در این شرایط، تحلیل دقیق روندهای بینالمللی و سیاستهای منطقهای ضروری است. جمهوری اسلامی بدون اصلاحات بنیادین و تعامل سازنده با جامعه و جهان خارج، ممکن است در مسیر فروپاشی ساختاری و پایان حکومتی خود قرار گیرد.





