
شب جمعه در حالی که جهان به لحظهبهلحظه دیدار پر هیجان و سیاسی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین چشم دوخته بود، تلاشهای جهانی برای حل یکی از بزرگترین بحرانهای زیستمحیطی، یعنی بحران زبالههای پلاستیکی، در سکوت شکست خورد. پس از سه سال مذاکرات پیچیده و فشرده میان ۱۸۰ کشور در ژنو، نتایج به هیچ وجه مطابق انتظارات نبود و جهانیان به راحتی از کنار این بحران بزرگ گذشتند. این شکست، نه تنها مشکلاتی اساسی برای محیط زیست ایجاد میکند، بلکه از بیتوجهی به موضوعات زیستمحیطی در سطح جهانی و رسانهها پرده برمیدارد.
مذاکراتی که به بنبست رسیدند
در هفته پایانی مذاکرات که به مدت سه سال برگزار میشد، نمایندگان ۱۸۰ کشور برای رسیدن به توافقی جامع و الزامآور برای کاهش تولید و مصرف پلاستیک، به ژنو آمده بودند. این مذاکرات که تحت نظارت سازمان ملل انجام میشد، به هدف یافتن راهحلی پایدار و جهانی برای بحران پلاستیک برگزار گردید. اما در نهایت، نتیجهای جز شکست و ناامیدی در پی نداشت. پیشنویسهایی که برای محدود کردن تولید پلاستیک ارائه شد، حتی فاقد تعهدات الزامآور بود و همین امر باعث شد که بسیاری از کشورها از آن حمایت نکنند.
بر اساس گزارشها، کشورهای تولیدکننده بزرگ پلاستیک مانند عربستان سعودی، روسیه،ایران و آمریکا به شدت مخالف هرگونه محدودیت در تولید پلاستیک بودند و ترجیح دادند تا بر مدیریت بهتر زبالهها تمرکز کنند. از سوی دیگر، کشورهایی مانند آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا که خواستار محدود کردن تولید و مصرف پلاستیک و ترویج استفاده از محصولات چندبار مصرف بودند، نتوانستند به توافقی جهانی دست یابند. پیشنویس نهایی، که بعد از مشاورههای شبانه و تلاشهای فشرده برای توافق تهیه شد، توسط دهها کشور رد شد. فلوریان تیزه از بنیاد WWF در واکنش به این شکست گفت: «عدم توافق در این مورد بهتر از توافقی است که وضعیت موجود را در سطح جهانی تثبیت کند.»
دوگانگیهای آلمان و اتحادیه اروپا
در حالی که آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا در تلاش برای کاهش بحران پلاستیک و ایجاد یک اقتصاد دایرهای و پایدار هستند، واقعیت این است که این کشورها همزمان از بزرگترین تولیدکنندگان و فروشندگان پلاستیک در جهان نیز به شمار میآیند. آلمان، به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان پلاستیک در اتحادیه اروپا، به طور همزمان در پی تصویب قوانینی است که مصرف پلاستیکهای یکبار مصرف را کاهش دهد و سیاستهای بازیافت را تقویت کند. اما این تناقض در سیاستها میتواند موجب تضعیف اعتبار آنها در مذاکرات جهانی شود و جلب حمایت دیگر کشورها را دشوار کند.
کشورهایی مانند کویت و قزاقستان که عضو گروه “همنظر” (Like-minded) هستند، معتقدند که محدودیتهای شدید در تولید پلاستیک منافع اقتصادیشان را تهدید میکند. این کشورها خواستار این بودند که بحران پلاستیک بیشتر از طریق بهبود مدیریت زبالهها و طراحی بهتر محصولات حل شود. در مقابل، کشورهای دیگر بر لزوم محدود کردن تولید پلاستیک و کاهش استفاده از مواد شیمیایی سمی تأکید داشتند.
نابرابری و عدالت زیستمحیطی
جوامع کمدرآمد، نزدیک به محل تولید و دفن زباله پلاستیکی، آسیب بیشتری متحمل میشوند. این مناطق اغلب در معرض سموم، نشت و بیماریهای مزمن هستند. اقدامات بازیافت و مدیریت زباله نیز نابرابر است؛ کشورهای ثروتمند زباله خود را صادر میکنند که بار بحران را بر دوش کشورهای در حال توسعه قرار میدهد.
بحران زیستمحیطی که کمکم همه را درگیر میکند
پلاستیک نه تنها در دریاها و اقیانوسها بلکه در بدن موجودات زنده، از جمله انسانها، نیز جمع میشود. تحقیقات علمی نشان داده است که ذرات ریز پلاستیکی، موسوم به میکروپلاستیک، در ارگانهای مختلف بدن انسان، حتی در مغز، یافت میشوند. این ذرات میتوانند سیستم ایمنی بدن را تضعیف کنند، التهاب ایجاد کنند و به سیستم عروقی آسیب برسانند. علاوه بر این، زیانهای زیستمحیطی آن شامل مسموم کردن اکوسیستمها، کشتن موجودات دریایی و تهدید زندگی دریاها است.
در این میان، تولید پلاستیک از دهه ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۰ به هفت برابر افزایش یافته و پیشبینی میشود که این روند تا سال ۲۰۵۰ ادامه یابد. تنها در حال حاضر، ۸.۳ میلیارد تن پلاستیک تولید شده و ۶.۳ میلیارد تن آن به زباله تبدیل شده است که بخش زیادی از آن در دیوارهای دفنگاهها یا در اقیانوسها و رودخانهها جمع میشود. بر اساس برآوردها، ۱۵۲ میلیون تن پلاستیک در دریاها و رودخانهها جمع شده است.
تولید و استفاده از پلاستیک در ایران، عربستان و امارات
بیش از نیمی از پلاستیک تولیدی در طبیعت رها میشود. کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل منابع نفت و گاز فراوان، صنایع پتروشیمی برجستهای دارند؛ بنابرین استفاده و تولید پلاستیک در این کشورها (ایران، عربستان و امارات) بسیار بالا است. به عنوان نمونه، مطابق آمار ساکنان امارمتحده عربی بهطور متوسط سالانه ۴۵۰ بطری آب پلاستیکی مصرف میکنند و در کل حدود ۱۱میلیارد بطری و کیسه پلاستیکی در امارات پس از استفاده در محیط رها میشود.
در ایران بیش از ۹۶ درصد زبالهها – که بخش قابلتوجهی از آن پلاستیک است – در محلهای دفن غیراستاندارد ریخته میشوند. بازماندن این حجم از پسماند در طبیعت موجب آلودگی خاک و آب زیرزمینی میشود. همچنین انباشت زباله در زمین باعث گازهای گلخانهای و انتشار مواد سمی میگردد؛ به عنوان مثال امارات گزارش داده صرفهجویی در مصرف ۲۴۰۰ تن پلاستیک (۳۶۴میلیون کیسه) معادل جلوگیری از انتشار ۵۴۷هزار تن دی اکسید کربن بوده است.
در سطح خلیج فارس هم آلودگی پلاستیک قابلتوجه است؛ نمونهها روی ساحل و محیطهای آبی دیده میشود. مطالعات نشان میدهند آلودگی پلاستیکی سواحل ایرانی خلیج فارس بیشتر از بخش عربی است و بالاترین غلظت میکروپلاستیک در نزدیکی مناطق پتروشیمی عسلویه گزارش شده است. به طور کلی، مخازن تصفیه مناسب در این کشورها ناکافی است: در عربستان بخش اعظم پسماند (شامل پلاستیک) در محلهای دفن معمولی انباشته میشود و تنها اندکی بازیافت یا سوزانده میشود و در امارات نیز باوجود سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، حدود ۵۹.۸درصد زبالهها به صورت رو باز دفن میگردد.
آلودگی پلاستیکی در بخش ایرانی سواحل خلیج فارس (رسوبات ساحلی) بیشتر از بخش عربی گزارش شده است و در نمونهبرداریهای انجامشده، بیشترین غلظت میکروپلاستیکها در نزدیکی مجتمع پتروشیمی عسلویه (ایران) دیده شده است. ریزپلاستیکها در منابع آبی و زنجیره غذایی نیز مشاهده شدهاند؛ برای مثال برخی غذاهای فرآوریشده مانند سوسیس ایرانی حاوی دهها ذره ریزپلاستیک در هر کیلوگرم هستند.
در عربستان نیز بررسی آب آشامیدنی نشان داد به طور میانگین ۱.۹ تا ۴.۷ ذره ریزپلاستیک در هر لیتر آب وجود دارد. همچنین در مطالعهای روی آبهای زیرزمینی شارجه برخی چاهها تا ۲۳۵ ذره ریزپلاستیک در هر لیتر را نشان دادند. این شواهد بیانگر آن است که انتشار و نفوذ پلاستیک در محیط از طریق پسابها، دفن زباله و فرسایش پلاستیک موضوعی بسیار نگران کننده است.
رسانهها و بیتوجهی عمومی
همزمان با این بحران، رسانهها توجه بسیار محدودی به این موضوع داشتند. در حالی که اخبار سیاسی و دیدارهای بینالمللی، مانند دیدار ترامپ و پوتین، با هیجان زیادی دنبال میشود، بحران پلاستیک که سلامت انسانها و موجودات زنده را تهدید میکند، همچنان در حاشیه قرار دارد. این موضوع نشان میدهد که چه اندازه بحرانهای زیستمحیطی از منظر رسانهها و افکار عمومی مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. در حالی که رسانهها به مسائل پرسر و صدای سیاسی توجه میکنند، درک عمیق و برخورد جدی با بحرانهای زیستمحیطی که آثار آن ممکن است نسلهای آینده را تحت تأثیر قرار دهد، به طرز غمانگیزی کمرنگ است.







