واکنش جمهوری اسلامی به امضای توافق صلح آذربایجان و ارمنستان: نگرانی امنیتی و انزوای خودساخته

در پی امضای توافق صلح میان جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان در واشنگتن، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌ای، ضمن استقبال مشروط از این تحول، نگرانی خود را نسبت به «مداخله خارجی در مجاورت مرزهای کشور» اعلام کرد.

در این بیانیه آمده است: «جمهوری اسلامی ایران با دقت روندهای جاری در منطقه قفقاز جنوبی را دنبال می‌کند… و نگرانی خود را از پیامدهای منفی هرگونه مداخله خارجی به ویژه در مجاورت مرزهای مشترک ابراز می‌دارد.»

بیانیه‌ وزارت خارجه هرچند تلاش می‌کند رویکردی مثبت نسبت به توافق صلح اتخاذ کند، اما نگرانی صریح آن از نقش طرف‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، پیام روشنی از نارضایتی تهران از روند میانجیگری در این توافق دارد. این موضع‌گیری در حالی مطرح شده است که همزمان، ایران خود را میانجی بالقوه‌ای برای حل اختلافات قفقاز جنوبی می‌داند؛ منطقه‌ای که دو کشور آن – ارمنستان و آذربایجان – از دیرباز پیوندهای تاریخی، زبانی و فرهنگی نزدیکی با ایران داشته‌اند.

با این حال، این دو کشور مسیر گفتگوهای صلح خود را نه تنها خارج از چارچوب‌های مورد حمایت تهران، بلکه با میانجیگری ایالات متحده و در غیاب کامل ایران و روسیه، به نتیجه رساندند. امضای توافق در حضور رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، و طراحی پروژه‌ای موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» نماد آشکاری از این فاصله‌گیری راهبردی از تهران و مسکو است.

ایران: بازیگری که نادیده گرفته شد

رویکرد ایران در دهه‌های گذشته به مسئله قفقاز جنوبی، مبتنی بر سیاستی مداخله‌گرانه و بعضاً تهدیدآمیز بوده است. در سال‌های اخیر، تهران بارها نسبت به حضور اسرائیل در آذربایجان هشدار داده و نیز به ایجاد کریدورهای ارتباطی جدید میان باکو و نخجوان با دیده تردید نگریسته است. این در حالی است که توافق اخیر نه تنها مسیر جدیدی برای اتصال آذربایجان به نخجوان فراهم کرده، بلکه به‌ گفته ناظران به صراحت بر حفظ حاکمیت ارمنستان نیز تأکید می‌کند؛ خواسته‌ای که پیشتر مایه اختلاف تهران با باکو بود.

به نظر می‌رسد ایران، در نتیجه همین سیاست پرتنش، غیر قابل اعتماد، نه تنها نقش میانجی را از دست داده، بلکه عملاً از روندهای اصلی منطقه‌ای کنار گذاشته شده است. این انزوا، پیش از هر چیز، حاصل تصمیمات راهبردی تهران و نگاه امنیت‌محور به تحولات قفقاز است که موجب شده دو کشور همسایه، به‌جای اعتماد به ایران، به دنبال میانجی‌های جایگزین باشند.

فروپاشی گروه مینسک و قدرت‌گیری آمریکا

از دیگر پیامدهای مهم و قطعی توافق اخیر، انحلال عملی گروه مینسک است؛ نهادی که از سال ۱۹۹۲ به‌عنوان چارچوب اصلی مذاکره میان ارمنستان و آذربایجان شناخته می‌شد. این گروه به رهبری سه کشور ایالات متحده، روسیه و فرانسه فعالیت می‌کرد اما در دهه اخیر عملاً به حاشیه رانده شده بود.

با فشار باکو و موافقت ایروان، گروه مینسک رسماً از دستور کار خارج شده و جای آن را سازوکارهای دوجانبه یا چندجانبه جدید، با محوریت ایالات متحده و بریتانیا، گرفته‌اند. این تحول، نه فقط نشانه‌ای از افول نفوذ روسیه و فرانسه در قفقاز جنوبی است، بلکه نشانه‌ای روشن از انتقال مرکز ثقل مذاکرات صلح از شرق به غرب می‌باشد.

برخلاف فضای تهدیدآمیز بیانیه‌های رسمی، واقعیت میدانی در قفقاز جنوبی حاکی از یک فرصت تاریخی برای ایران است. اگر تهران بتواند از سیاست‌های بی‌اعتمادساز و مداخله‌گرانه خود فاصله بگیرد و رویکردی توسعه‌محور، اقتصادی و مشارکتی را در پیش بگیرد، می‌تواند در مسیرهای جدید منطقه‌ای، به‌ویژه در حوزه ترانزیت و انرژی، نقشی ایفا کند.

سازوکار پیشنهادی ایران موسوم به فرمت ۳+۳ (ایران، روسیه،‌ ترکیه و جمهوری آذربایجان،‌ ارمنستان و گرجستان)، اگرچه ایده‌ای بالقوه مفید بود، اما با توجه به نارضایتی کشورهای قفقاز از نقش روسیه و نگاه امنیتی تهران، هیچ‌گاه مورد استقبال جدی قرار نگرفت. اکنون، زمان آن رسیده که ایران با بازنگری در سیاست منطقه‌ای خود، از یک بازیگر نگران، به یک شریک مطمئن تبدیل شود.

توافق تاریخی میان ارمنستان و آذربایجان با میانجی‌گری ایالات متحده، نه تنها آغازگر فصلی تازه در قفقاز جنوبی است، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از انزوای منطقه‌ای ایران به شمار می‌رود. در حالی‌که جمهوری اسلامی می‌توانست با اتکا به پیوندهای فرهنگی و تاریخی‌اش، نقش آفرینی سازنده‌ای در روند صلح ایفا کند، اکنون در حاشیه مانده و صرفاً به ابراز نگرانی بسنده می‌کند.

با فروپاشی گروه مینسک، کنار رفتن روسیه و فرانسه، بی اعتنایی طرفین به فرمت ۳+۳ و ورود پررنگ آمریکا، تهران اگر نخواهد همچنان به رجزخوانی نظامی ادامه دهد، انتخابی ندارد جز این که یا خود را با واقعیت‌های جدید وفق دهد، یا همچنان تماشاگر تحولاتی باشد که بدون حضور او رقم می‌خورند.

افزون بر بیانیه‌ی وزارت امور خارجه، علی‌اکبر ولایتی، مشاور علی خامنه‌ای و در واقع سخنگوی او در عرصه‌ی سیاست خارجی، در نخستین واکنش خود اظهار کرد: «ایران با روسیه یا بدون او، مانع احداث کریدور آمریکایی در قفقاز خواهد شد، چرا که این کریدور امنیت منطقه را تهدید می‌کند و نقشه‌ی ژئوپلیتیکی آن را تغییر می‌دهد.»
ولایتی توضیح نداد که جمهوری اسلامی چگونه قصد دارد مانع احداث این کریدور شود؛ با همکاری نظامی روسیه یا به‌تنهایی؟ آیا مشاور خامنه‌ای برای رهبر خود توضیح داده است که اگر تاکنون طرف‌های مقابل جمهوری اسلامی، آذربایجان و ترکیه بودند، از زمان امضای توافق در واشنگتن، اردوغان و علی‌اف اهداف خود را با پوشش «شرکت آمریکایی» دنبال می‌کنند و هرگونه رجزخوانی، با واکنش واشنگتن همراه خواهد شد؟
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر، مرزهای شمال‌غربی کشور را با چالش‌هایی جدی مواجه کرده است. با این حال، حتی در رسانه‌های رسمی نیز به جای دامن زدن به تنش، پیشنهادهایی برای پیگیری سیاستی سازنده در ماجرای کریدور موسوم به ترامپ/زنگزور مطرح شده است. در یکی از این پیشنهادها، خطاب به علی لاریجانی، دبیر تازه منصوب‌شده شورای عالی امنیت ملی، آمده است: «با پیوند دادن بندرهای چابهار و جاسک به کریدور زنگزور و اتصال ایران به چهار مسیر اصلی تجارت جهانی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، می‌توان تهدیدی آشکار را به فرصتی بی‌نظیر تبدیل کرد.»

اجرای چنین طرحی می‌تواند با ایجاد هزاران فرصت شغلی از سیستان و بلوچستان تا آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل، به شکوفایی اقتصادی کشور بینجامد، سرمایه‌های داخلی و خارجی را جذب کند، رفاه عمومی را افزایش دهد، محرومیت را کاهش دهد و وابستگی اقتصاد ایران به نفت را کاهش دهد. افزون بر این، این اتصال می‌تواند بن‌بست ژئوپلیتیک ایران را بشکند و کشور را به حلقه‌ای کلیدی در زنجیره ترانزیت جهانی از هند و چین تا مدیترانه و اروپا، و از خلیج فارس تا شمال و جنوب آفریقا بدل سازد. با این تفاسیر، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا جمهوری اسلامی، اراده و توان لازم برای گشودن روزنه‌ای در این مسیر را دارد؟

بیشتر بخوانید:

دیدار رهبران ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید با میانجی‌گری ترامپ برای امضای چارچوب صلح

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. به قول معروف جوجه را آخر پاییز می شمارنند .از اینکه بعد از سالها مذاکره قرارداد صلح بسته شد جای خوشحالی است .اما از اینکه این قرار داد نه در تهران ومسکو بسته نشد جای نگرانی است وترامپ حیله گر که شدیدا دنبال جایزه صلح نوبل است از این آب گل الود ماهی گرفت…یادمان نره انتخابات پیش رو در ارمنستان است .و دیدار هفته آینده ترامپ و پوتین . روسیه و ایران بیکار نخواهند نشت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی