مقدمه
در سالهای اخیر، همزمان با تشدید بحرانهای سیاسی و اجتماعی در ایران، گروههایی از سلطنتطلبان در خارج از کشور کوشیدهاند خود را به عنوان «آلترناتیو» جمهوری اسلامی معرفی کنند. اما با وجود سرمایهگذاری گسترده رسانهای، استفاده از فناوریهای تصویری، و حمایت برخی نهادهای محافظهکار جهانی، آنچه در میدان عمل رخ میدهد، چیز دیگری است: انزوا، بیاثر بودن، و تحقیر مردمی که این گروهها میکوشند از آنها به عنوان پوشش استفاده کنند.
تحریف واقعیت از طریق مهندسی رسانهای
یکی از تکنیکهای رایج سلطنتطلبان برای القای قدرت پوشالی، استفاده گسترده از مونتاژ، صداگذاری، و بازنشر تصاویر قدیمی با محتوای جعلی است. بهتازگی ویدئویی منتشر شده که در آن ادعا میشود هزاران نفر در حمایت از خاندان پهلوی تجمع کردهاند. اما نگاهی دقیقتر نشان میدهد که فیلم مربوط به سالها پیش و با شعاری متفاوت است. صدای «رضاشاه روحت شاد» تنها از یک منبع شنیده میشود و بیهیچ هماهنگی با تصویر، بهصورت گلدرشت بر فیلم الصاق شده است. حتی سایهها، زاویه تابش نور، و حرکت دوربین، گواهی میدهند که نه تنها شعار جدید نیست، بلکه در همان صحنه هم گفته نشده است.
صحنهآرایی و بسیج مصنوعی
در نمونهای دیگر، فیلمی از جمعی دختران جوان منتشر شده که شعارهای گردانندهای مرد را تکرار میکنند. زاویه دوربین، نحوه ایستادن افراد، واکنشهای یکدست و تشویقهای پایانی، همگی حکایت از تمرینشدگی و هماهنگی کامل دارد. اینجا نه خبری از خودجوشی است و نه نشانهای از حضور واقعی مردم. بلکه بیشتر به یک «پرفورمنس سیاسی» میماند که هدف آن تولید محتوا برای توهمپراکنی در فضای مجازی است.
نکته قابلتوجه اینکه نباید فریب چهرههای جوان را خورد. برخلاف آنچه القا میشود، این جوانان نماینده نسل معترض امروز نیستند؛ بسیاری از آنان وابستگان مالی و خانوادگی محافل سلطنتطلب خارجنشیناند و در پاداش حضور در این نمایشها، وعدههایی چون مهمانیهای شبانه یا سفرهای رایگان دریافت میکنند. نمایش صفکشیهای منظم، شعارهای تکراری، و اجرای دقیق سناریو، نشانی از نمایش است، نه خیزش.
سکوت در بزنگاههای تاریخی
شاید مهمترین گواه بر بیپایگی این جریان، واکنش (یا بهتر بگوییم، بیواکنشی) سلطنتطلبان در بحرانهای واقعی باشد. در جریان جنگ دوازدهروزه، زمانی که رضا پهلوی با صدایی لرزان از مردم درخواست کرد به خیابانها بیایند، هیچ موجی از پشتیبانی شکل نگرفت. پایتخت آرام ماند، حتی صدای اعتراضی شنیده نشد. نه فقط از میان «هشتاد درصد جوانان» مورد ادعای آنها، بلکه حتی از جمع اندک هواداران ثابتقدمشان نیز کسی به خیابان نیامد. در عوض، سخنگویان رضا پهلوی با بیشرمی مردم فراری را سرزنش کردند و باز هم مسئولیت شکست را بر دوش مردم انداختند، نه خودشان.
نادیدهگرفتن حافظه تاریخی مردم
آنچه سلطنتطلبان نمیخواهند بپذیرند، حافظه تاریخی مردمی است که هنوز زخمهای شکنجه، ساواک، خفقان، سانسور و فساد دربار پهلوی را بر تن دارد. آنان هیچگاه مسئولیت سقوط نظام پادشاهی در سال ۱۳۵۷ را نمیپذیرند و مدام در پی آناند که شکست را گردن «انقلاب اسلامی» بیندازند، نه دیکتاتوری پهلوی. سکوت کامل این گروهها در برابر اسناد فساد و استبداد دوران پادشاهی، بزرگترین سند بر عدم صداقتشان است.
نتیجهگیری: آینده از آنِ آگاهی، نه نوستالژیهای دروغین
سلطنتطلبان در تحلیل نهایی، چیزی جز یک پروژه مصرفی در خدمت نهادهای امنیتی منطقهای و جهانی نیستند. آنها نهتنها بدیلی برای آینده ایران ندارند، بلکه حتی قادر به تحلیل گذشته نیز نیستند. نوستالژی دروغین، اگرچه ممکن است موقتاً دل برخی را ببرد، اما بر واقعیت خشن جامعهای که تشنه رهایی است، سرپوش نمیگذارد. امروز، مبارزه برای آزادی، دموکراسی، و عدالت، از درون کوچهها و خیابانها، و با دستهای خالی اما آگاه مردم آغاز شده، نه از ویلاهای حومه واشنگتن.
رضا باقری





دوستان, بنده هیشه از نقد و اصلاح خود استقبال میکنم به شرطی که قابل فهم باشد. کارو گرامی به درستی از خواسته های مردم میگوید که انباشته میشود اما در انتهای مطلب خود شعار گونه مینویسد “اگر اصل تضاد را دربیابیم، فریفتۀ شوها و مانورهای آنتی کمونیسم در فضای مجازی و رسانه ای نمیشویم.” سوال اینجاست که ایشان چگونه از متن من به این نتیجه رسیده اند که من فریفته شوهای ضد کمونیستی شده ام. جناب باقری هم میفرماید “شما نگران بالایی ها نباشید آنها هر حرکتی که بشود سرکوبش می کنند” که معلوم نیست از کجا به این نتیجه رسیده اند که من نگران بالائی ها هستم؟ اگر هم ” تلاش های داخل کشور نه محصول ۴۶ سال است بلکه محصول ۱۲۰ سال مبارزات مردم از پایین است” که دیگر بد تر یعنی بعد از ۱۲۰ سال مبارزه توانسته ایم کشف حجاب و اجازه رقصی که قبلا داشته ایم را بدست آوریم. دستاورد بعدی هم احتمالا پس از ۱۲۰ سال دیگر مبارزه, امکان پوشیدن مایو در کنار دریا خواهد بود.
روند مبارزات مردم از گذشته بر پایه آزادی خواهیر و دمکراسی خواهی و عدالت اجتماعی خواهی بوده وخواهد بود
اگر چه حرکات اعتراضی مردم چه از نوع خواسته های شخصی و چه از نوع خواسته اجتماعی و مدنی با سرکوب مستبدین وقت مدتی در جامعه سکوتی حاکم می شود اما در همان سکوت ها
تقویت آزادی خواهی و دمکراسی خواهی در حال ریشه دواندن و تقویت شدن است
که روزی ایرانیان بر مستبدین پیروز خواهند شد
و خواسته هایشان را محقق خواهند کرد
و نهادینه خواهند کردند و آنرا تقویت خواهند کرد و برای همیشه ماندگارشان خواهند کرد
جناب باقری, وقتی میفرمایید ” امروز، مبارزه برای آزادی، دموکراسی، و عدالت، از درون کوچهها و خیابانها، و با دستهای خالی اما آگاه مردم آغاز شده،” نشان میدهد که شما از سلطنت طلبان هم خوش خیال ترید. فعلا که این مبارزه پس از ۴۶ سال جنایت و چپاول حاکمان محدود به برداشتن حجاب و رقصیدن در کوچه و بازار و مترو و اتوبوس شده.
جنبش بازنشستگان و معلمان برای حقوقشان زیر شدیدترین سرکوبها، زندان، شکنجه، تبعید و بیکارسازی وارد دهمین سال خود شده، دیگر بخشها رامتأثر کرده و برای رانندگان، نانوایان و کشاورزان هم به الگو تبدیل شده، جنبش زنان از فضای کمپینی و بیانیه ای وارد اکتهای خیابانی و راه اندازی جنبش عمومی شده، هرجا ریزشی بوده رویشی هم درکار بوده است. محدودسازی که از آن حرف میزنید عین واقعیت است، اما همۀ واقعیت نیست. دستگاه های ایدئولوژیک سرمایه داری اینطور القاء میکنند که جامعه عقب نشسته و با پروژه های راستگرایانه منحرف شده است. اما به واقع میتوان دید که مقاومت زیر پوست جامعه در جریان است. حتی اگر نیرویی راستتر از ج.ا هم به قدرت برسد، با حجم عظیم مطالبات جنبشهای اجتماعی مواجه خواهد شد که طی این سالها حداقلی از سازماندهی را تجربه کرده. این جنبشها به دنبال مطالباتشان خواهندبود و کار برای قدرت مرکزی دشوارتر خواهد شد. اگر اصل تضاد را دربیابیم، فریفتۀ شوها و مانورهای آنتی کمونیسم در فضای مجازی و رسانه ای نمیشویم.
ده ها سال مبارزات مردم ایران برای مشروطه سلطنتی یک شبه با کودتای سوم اسفند به باد رفت، این به بادرفتن آنقدر عمیق بود که شصت سال طول کشید تا مردم دوباره برخیزند و این بار باز همان کسانی که فکر می کردند از بالا همه چیز درست می شود، انقلاب مردم را به دست آخوند ها سپردند، پس تا زمانی که از پایین و زیر بنا کار درست نشود همین است. این تاش های داخل کشور نه محصول ۴۶ سال است بلکه محصول ۱۲۰ سال مبارزات مردم از پایین است. شما نگران بالایی ها نباشید آنها هر حرکتی که بشود سرکوبش می کنند حال به دست شاه، آخوند، یا هر جنس دیگری که شما میل داشته باشد ولی مردم باید خودشان خودشان را نجات دهند.