نگرانی از سرنوشت زندانیان سیاسی و معترضین اسیر در سیاهچالهای جمهوری اسلامی هر دم در حال فزونی است. خانواده های زندانیان سیاسی، دوستان و همرزمان آنان و همچنین جبهه نیروهای انقلابی، آزادیخواه و مترقی با افزایش تحرکات سرکوبگرانه باز هم بیشتر رژیم با درک حساسیت وضع موجود هر چه بیشتر بر ضرورت اقدامات عاجل که بتواند رژیم را از اجرای سیاستهای جنایتکارانه اش باز دارد تاکید می ورزند.
گزارشات دریافتی در رابطه با دستگیریهای گسترده ای که در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران و پس از آن در جریان بوده است نشان میدهد که تاکنون بیش از ۱۳۰۰ نفر با اتهامات مختلف و بویژه ارتباط با ‘شبکه جاسوسی’ اسرائیل دستگیر شده اند. همین گزارشات از اعدام ۱۳ زندانی، از جمله ۶ زندانی در شهرهای کرمانشاه، اراک، گناباد، شیراز، سمنان، یاسوج و همچنین اعدام رسول احمد رسول، آزاد شجاعی و ادریس عالی خبر داده اند. این سه نفر که از سال ۱۴۰۲ به اتهام کولبری و انتقال تجهیزاتی که گویا در ترور فخری زاده از آنها استفاده شده در زندانهای جمهوری اسلامی تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داشتند سرانجام با اذان صبح روز چهارشنبه ۴ تیر اعدام شدند.
تداوم سیاست قتل حکومتی زندانیان سیاسی در ایران در حالی کماکان ادامه دارد که در جریان حملات جنایتکارانه رژیم آدمکش اسرائیل زندان اوین که یکی از مخوفترین زندانهای کشور است بمباران شد. اگر چه هنوز اخبار موثق و قابل اتکایی از دامنه و عمق تلفات و خسارات وارده، بواسطه وجود حکومتی که دیگر هیچ اعتباری برای مردم ندارد، نیست با این وجود گفته میشود که سردرِ زندان، بند هشت، بند زنان، ساختمانهای اداری، دادسرا، سالن ملاقات، و بهداریِ “زندان اوین” خسارات جدی دیدند. بنا به گزارش ‘مشرق نیوز’ (۹ تیر)، ۷۹ زندانی و تعدادی از خانواده های آنان و پرسنل زندان در این حمله کشته شدند.
جو امنیتی و سرکوب و دستگیریها هم اکنون فراتر از فعالین اجتماعی و معترضین به سیاستهای رژیم رفته است. از جمله این اقدامات وارد نمودن اتهام ‘جاسوسی برای اسرائیل’ به دو کارگر زندانی فرانسوی سسیل کوهلر و ژاک پاری، دستگیری هنرمندان و جمعی از اعضای خانواده های دادخواه، اقلیتهای بهایی و یهودی می باشد. در تازه ترین اقدام دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی رژیم، بنا به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، امروز دوشنبه ۱۶ تیر شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به ریاست قاضی رضا نجفزاده احکام ضد انسانی ۱۲ بار اعدام، حبس و جریمه علیه ۱۴ زندانی سیاسی کرد که در جریان جنبش زن زندگی، آزادی دستگیر شده بودند در شهر بوکان صادر شده است. بر اساس همین گزارش پنج تن از متهمان، علی (سوران) قاسمی، پژمان سلطانی، کاوه صالحی، رزگار بیگزاده بابامیری و تیفور سلیمی بابامیری، به اتهامات “بغی”، “محاربه” و “سردستگی و تشکیل گروه مجرمانه باغی” تحت عنوان “انجمن شورشگران، شاماران، کومله و پاک” مجموعاً به ۱۲ بار اعدام محکوم نموده اند. قاسمی، سلطانی و صالحی هر یک به سه بار اعدام، بیگزاده بابامیری به دو بار اعدام و سلیمی بابامیری به یک بار اعدام محکوم گشته اند.
چنانچه شرایطی که امروز در کشور حاکم است مورد توجه قرار گیرد، حساسیت و خطرات بالقوه ای که جان زندانیان سیاسی را تهدید میکند بیشتر روشن میشود. هم اکنون در ایران نیروهای امنیتی و نظامی رژیم موج گسترده ای از سرکوب و بگیر و ببند به اصطلاح کسانی که به ارتباط با ‘شبکه های جاسوسی دشمن’ ربط داده میشوند، معترضین به وضع موجود، فعالان مدنی و اجتماعی و فرهنگی، اقلیتهای بهایی و یهودی و شهروندانی که هنگام بازرسی های شهری در تلفن آنها عکس یا فیلم های حملات اسرائیل یافت شد (گزارش سازمان حقوق بشر ایران) را دربیشتر مناطق کشور حاکم کرده اند. همزمان طرح مجلس رژیم که انتظار می رود به تصویب برسد میگوید: ‘هرگونه فعالیت اطلاعاتی و جاسوسی و اقدام عملیاتی برای رژیم صهیونیستی یا دولتهای متخاصم از جمله دولت ایالات متحده آمریکا یا سایر رژیم ها و گروه های متخاصم یا برای هر یک از عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور یا منافع ملی، افساد فی الارض محسوب شده و مشمول مجازات مندرج در صدر ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب یک اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ است. و ماده ۲۸۶ متهمان را «مفسد فی الارض» و مجازات آنها را اعدام اعلام نموده است.
در همین زمینه سازمان «حقوق بشر ایران» توضیح میدهد که: ‘هرگونه اتهام ارتباط با گروههای مخالف حکومت و دولتهای خارجی میتواند مجازات اعدام در پی داشته باشد. از آنجا که رویه قضایی و اصول دادرسی عادلانه در جمهوری اسلامی ایران رعایت نمیشود، هر متهمی میتواند زیر شکنجه به اعتراف علیه خود واداشته شود و در دادگاههای نمایشی انقلاب به اعدام محکوم شود. احکام اعدام اغلب بر مبنای اعترافات اخذشده زیر شکنجه صادر میشوند’.
جمهوری اسلامی در پی دو هفته جنگ ویرانگری که به کشور تحمیل نمود و سران آن بزدلانه از آفتابی شدن در انظار عموم وحشت داشتند، در حالی که آسمان کشور جلوانگاه هواپیماهای رژیم آدمکش اسراێیل شد و سیستم دفاعی که بیش از۳ میلیارد دلار برای آن هزینه نموده بودند در فاصله چند روز فرو پاشید، در حالی که سفره خالی از نان اکثریت بزرگی از مردم و ناامنی و بی آیندگی بر زندگی آنان تحت حاکمیت این رژیم سایه افکنده است، امروز تلاش دارد برای پوشاندن خفت و زبونی خود در مقابل اسرائیل، و نداشتن هیچ پاسخی برای خواستها و مطالبات عدیده مردم کارگر و زحمتکش و جویای آزادی به تنها سلاح خود، سرکوب، زندان و اعدام مخالفان ادامه دهد.
عربده کشی های مزدوران رژیم و فعال نمودن بیدادگاههای فرمایشی و برافراشتن چوبه های دار نشان قدرت و هیبت رژیم نیست. رژیمهایی که بطور مداوم و بلقوه از مردمشان واهمه ندارند نیازی به تبدیل کارخانه و مدرسه و بیمارستان و اماکن عمومی به پادگان ندارند. نیازی به سازماندهی باندهای مزدور و جنایتکار و انداختن آنان بجان مردم ندارند. تنها حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی هستند که مخالفنین سیاسی و عقیدتی خود، و حتی کسانی که جویای علت کمبود آب و برق و امکانات رفاهی میشوند را به همدست بودن با اسراێیل متهم و زندان و شکنجه و اعدام را درمقابلشان قرار میدهند. این نه نشانه قدرت و توانمندی رژیم بلکه ضعف و زبونی و وحشت از سرنگونی آن توسط مردمش است.
جمهوری اسلامی در روزهای اخیر بیش از ۱۲۰۰ نفر از مردم را به اتهام جاسوسی برای اسراێیل بازداشت و تعدادی از آنان را به همین جرم اعدام نموده است. این در حالی است که سران جنایتکار این رژیم بخوبی میدانند که فساد سیستماتیک و نهادینه شده در ساختارهای حکومت و نفوذ و حضور عوامل موساد و سایر سازمانهای جاسوسی در این ساختارو در بالاترین مناصب مشکل جامعه ما است و نه کسانی که به دلیل ناامنی و فقر و سرکوب و بی آیندگی به وضع موجود اعتراض میکنند.
سران جنایتکار و مزدوران پادوی این رژیم بخوبی میدانند که دیری نخواهد پایید که جنبش های آجتماعی و بویژه جنبش کارگری که تا قبل از جنگ با اسراێیل در سرتاسر کشور وجود داشتند بار دیگر و قدرتمندتر از همیشه سر بر خواهند آورد. همین وحشت از گسترش و تعمیق مبارزات کارگران، زحمتکشان هم سرنوشت با آن و سایر توده های آزادیخواه و بخطر افتادن تمامیت رژیم است که موجب فعالتر شدن ماشین سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی در این دور شده است.
مردم کشور ما امروز بیش از همیشه بر این امر واقفند که اگر قرار باشد چماق سرکوب و جوخه های اعدام در کشور حاکم نباشد، اگر قرار باشد زحمتکشان کشوراز یک زندگی انسانی و قابل تحمل برخوردار باشند، اگر قرار باشد همچون گدشته بیم ناامنی و بی آیندگی بر زندگی خود و فرزندانشان حاکم نباشد و کشور در ورطه نابودی قرار نگیرد بایستی به نیروی متشکل و سازمان یافته خود تکیه کنند. بایستی دست در دست هم سیاستهای رژیم را خنثی و قدم بقدم با اتحاد و همبستگی خود آنها را عقب رانند. بایستی از اقدامات و حرکات خانواده های دستگیر شده گان و زندانیان سیاسی، از نشستها، آکسیونها و اعتراضات آنان حمایت نمایند. بایستی به دیدن آنان رفت و با اعلام همبستگی و حمایت خود در سطح توده ای موج نیرومندی از مقاومت اجتماعی در مقابل رژیم سازمان داد. نخستین قدم حیاتی در این راه سنگینتر کردن هزینه سرکوب واعدام برای رژیم است. بایستی همزمان و همراه با خانواده های زندانیان سیاسی، خانواده های دستگیر شده گان روزهای اخیر و معترضین زندانی و همه کسانی که مخالف اعدام و شکنجه هستند صفی نیرومند در مقابل رژیم ایجاد نمود. بایستی هر مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه ای را از جنس خود دانست، از آن حمایت کرد و با یک همبستگی طبقاتی رادیکال سیاستهای رژیم را به چالش کشید.
خواست قطع اعدام را در هر محفل و جمعی مطرح و شعار آزادی زندانیان سیاسی را در همه جا تبلیغ کنیم. جمهوری اسلامی اگر تاکنون توانسته است کماکان و بی مهابا به سرکوب و اعدام مخالفین ادامه دهد به علت نبود آمادگی لازم درجامعه برای مقابله با آن بوده است. به علت ضعف همبستگی و حمایت عمومی و عملی از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان و تبدیل خواست آزادی زندانیان سیاسی به یک خواست عمومی است. جمهوری اسلامی از این ضعف آگاه است و تلاش دارد هر چه بیشتر آنرا گسترش دهد. پاد ذهر جامعه اما مقاومت، هوشیاری و سازماندهی خود در مقابله با آن است.
الماس فرضی (صمد)
دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴


