
برای کسانی چون من که نزدیک به چهل، پنجاه سال است در آلمان کار و زندگی میکنیم، و با واژگان و ادبیات نیز سر و کار داریم، واژهی Drecksarbeit “دِرِک-ز آربایت” در ترجمهی واژه به واژه؛ به معنای: دِرک (کثیف) و آربایت (کار) است. برای مثال به این جملهی اعتراضی توجه کنید: – “فلانی کار تمیز را انجام می دهد، اما، نوبت که به ما میرسد، باید گندکاری (یا کار کثیف) را انجام بدهیم.” اما… وقتی این ترکیب (درک-ز آربایت) به مثابهِ یک واژه استفاده شود، معنایی دیگر دارد که داستانها ورای آن نهفته است.
در دههی بیست تا پنجاه قرن گذشته، به خصوص در گروههای مافیایی در ایتالیا و آمریکا، سفارش قتل دادن، به این گروهها مرسوم بود و (کار کثیف) نامیده می شد که شخص انجام دهندهی عضوِ مافیا، صورت می داد. یعنی کاری که از عهدهی هر کسی بر نمیآید. با این توضیح؛ کارهای ناخواستنی، کارهای بسیار سخت و دشوار و آلوده کنندهی دست (“دست های آلوده” اثر ژان پل سارتر؛ یاد باد!)، “کار کثیف” نام میگیرد. کارهایی که حتی به “کار” به مفهوم رایج آن هم ممکن است نظر نداشته باشد. به مثل: به کسی بگویند؛ تو وظیفه داری خبر مرگ فرزند یا عزیز فلانی را به او بدهی. یا، مثلا؛ کسی میمیرد؛ گروهی در باب مرگ وی تقسیم وظیفه می کند، یکی مجلس یادبود را سازمان میدهد، دیگری پذیرایی از سوگواران را به عهده میگیرد و یکی دیگر هم وظیفهاش میشود شستن جسد درگذشته و کفنکردناش! به این آخری؛ اصطلاحا در زبان آلمانی میگویند؛ بیچاره فلانی؛ “کار کثیف” را انجام داد. بازهم مثلی دیگر: عدهای با هم شروع به ساختن خانهای در محلی ناامن میکنند، یکی دیوار میچیند، دیگری سقف را درست میکند، یکیدیگر نجاری میکند و از اینگونه کارها… به یکی هم وظیفه میدهند؛ -چون این محل امن نیست و ممکن است شبها بیایند و مصالح را بدزدند، تو شبها بیدار باش و نگهبانی بده! این یعنی “کار کثیف” را انجام دادن! یعنی کاری که ناخواستنی و دشوار و نفرتآور است و کسی دلش نمیخواهد انجام بدهد. هماره در ورای “کار کثیف” شرکای دیگری نیز قرار دارند. کسی که “کار کثیف” را انجام میدهد؛ از ستونهای اصلیی این تیم است، از او دلجویی میشود و سپاساش میگویند. در پیوند با حملهی اسرائیل به ایران هم صدراعظم آلمان به اسرائیل فرموده است: “حالا که تو اونجایی و نزدیکتری، این کار را واسه ما انجام بده!”
با توجه به آن چه در بالا گفته شد؛ در اینجا میخواهم بر سرشت این واژه، در پیوند با سخنان “فردریش مرتس”، صدراعظم آلمان و حمایت او از اسرائیل و هجوم نظامیی او به ایران تمرکز کنم: وی گفت: “اسرائیل کار کثیف را برای همهی ما انجام می دهد”. مرتس این سخنان را در حاشیهی نشست گروه ۷ در کانادا و در گفتوگو با شبکه ZDF آلمان بر زبان راند.
این سخنان، وقتی در پیوند با حملهی نظامی به کشوری صورت میگیرد و سببساز کشتار شهروندان آن کشور میشود، دیگر تنها اظهار نظری سیاسی نیست. فقط زبان جنگ هم نیست. این زبانِ “رایش سوم” است. این زبان نازیسم” است که کشتن غیرنظامیان را به عنوان کار کثیف توصیف میکند.
زبان صدراعظم آلمان، زبانی است که ریشه در شروع جنگ جهانیی دوم توسط نازیها دارد.
“کار کثیف” در تاریخ معاصر آلمان و از شروع جنگ جهانسوز دوم، لقلقهی زبان نازیها و سران آنها بوده است. این سخن؛ سخنی آشناست. شغلی که مردم از انجام آن توسط دیگران خوشحال میشوند، زیرا به معنای کثیف شدن دستهایشان است و شادا که خود انجامش نمیدهند. با این حال، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، تنها کسی نیست که فقط زبان نازیها را برای ستایشِ نابودی اتخاذ میکند. دولت فدرال او نیز دولتی است که حرکت تاریخی به سمت شرق اروپا را به عنوان یک مفهوم ژئوپلیتیکی پذیرفته است. مرتس قصد دارد “قویترین ارتش اروپا را ایجاد کند” تا آلمان را به عنوان محافظ اروپای شرقی در برابر روسیه معرفی کند. برای اولین بار از سال ۱۹۴۵، یک تیپ تانک آلمانی حتی در لیتوانی در مرز روسیه مستقر شده است. هر اندیشهای با انبانِ واژهگان خویش سخن میگوید.
افسوس… “صدها چراغ دارد و بیراهه میرود!”



6 پاسخ
هدفی مورد نظر اما رسیدن به آن هدف نیازمند اجرایی کارهایست؛
اگر آن کارها به کار کثیف معروف هستند دیگر خود هدف نمی تواند غیر کثیف باشد
بل آن هدف خودش نیز کثیف است
که رسیدن به آن به آدم های کثیف و کارهای کثیفشان نیاز پیدا می شود.
نوشتار آقای باقرپور در پرداختن به موضوع کار کثیف مفید بود درود بر ایشان
می گویند وقتی فاشیستی با شما دست داد ، با تف دست ات را بشوی تا پاک شود . فاشیستها همه حلقه های یک زنجیرند و هر که از آنها نباشد دشمن آنهایند ، چه جنگ اسرائیل با ایران باشد چه روسیه با حکومت هنگ آزوف فاشیستی اوکراین و چه در جنک جهانی دوم بین نازیسم هیتلری و ارتش سرخ شوروی ! لازم به شهودی نیست ” فاشیستهای وطنی”حاضرند فاشیستهای بینالمللی ایران را همانند غزه به خاک و خون بکشند تا پیروزی حکومت فاشیستی” سکولار” وطنی خود را در ایران جشن بگیرند .
این همه بیاوری که کار پوتین که گسترش سرزمینی است که کاریست کثیف، توجیه کنی
این روش شما می تواند
مصداقی برای کار کثیف باشد
خود دانی
ایا بیراهه میرود؟
اگر زبان را “گلخانه فکر” بدانیم که برگردان زیبای “مرزهای زبان، چارچوب دنیای ماست” به زبان شگفت فارسی از سپهری به موازات زبان فیلسوف اطریشی ویتگنشتاین است. آنگاه این گفته ضدراعظم را در چارچوب “دنیای” او بهتر میتوان درک نمود:
-حزب او میراث اشتراوس است که مناسباتش با پینوچت، ژنرال فاشیست شیلی، نمونهای از تفکرش است.
آقای مرتس پیش از انتخابات نیز درک دقیق خود از نگاه ملی را در مناسبات AFD (حزب راستگرای افراطی و دومین حزب نیرومند آلمان) نشان داده بود.
این جمله آقای مرتس، شکل و بیان آشکار تمایل و “دنیای فکری پنهان” است، که در ایران مشابه با اخراج افغانهاست.
منطق جهان ما
آقا ابوالفضل به هم ریختن مرز ها تا جاییکه واقعیت ها دیده نشوند شده است هنر شما وامثال شما.اخر برادر چه تشابهی بین بیانی که تهاجم نظامی به یک کشور را توجیه می کند با موضوع اخراج افغانستانی از ایران وجود دارد.
واقای بامداد آیا شما با تهاجم نظامی به عراق’افغانستان ولیلی موافق بودید.اگر موافق بودید ومی گفتید این حمله ها کاری به مردم ندارد که برایتان عمیقا متاسفم اما اگر این تجاوزات را فارغ از نظامهای حاکم بر آن کشور هاوبه دلیل نقض شناخته شده ترین موازین بین المللیحکوم می کردید در مورد تجاوزات به ایران هم باید در همان موضع باشید.
جناب باقرپور خب هر کشوری از دید منافع خودش موضعگیری میکند! شخصا هم آلمان نشین به مدت طولانی! توضیح شما در باره کلمه کار کثیف آلمانی را میپسندم که توضیحی درست دادید مرسی! فریدریش مرتس این اولین باری نیست و آخرین بارش هم نخواهد بود که سعی میکند از ادبیات راست افراطی استفاده بکند، بدبختی که حزب سوسیال دمکرات ما در یک ائتلاف حکومتی با او میباشد و انتقادهایی هم به او شد. ولی مرتس همیشه ضد رژیم ملایی جبهه گرفته که میپسندم و مطمئنا او هم صف مردم ستمدیده ایران را از رژیم تحمیلی اسلامی فاشیستی تروریستی ملاها جدا میکند!