پشت پرده «حمله مقتدرانه»؛ همگان اعلام پیروزی می‌کنند، واقعیت چیست؟

با وجود توافق برای آتش‌بس، وضعیت همچنان شکننده است و هر سه کشور ایران، اسرائیل و ایالات متحده، روایت‌هایی متفاوت اما مشابه از پیروزی ارائه می‌دهند؛ در حالی‌که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌شدت از اسرائیل و ایران انتقاد کرده است.

به گزارش نیویورک تایمز، در ساعات اولیه روز دوشنبه، ایران موشک‌هایی به سوی پایگاه آمریکایی «العدید» در قطر پرتاب کرد؛ حمله‌ای که با هشدار قبلی انجام شد و هیچ آمریکایی کشته یا زخمی نشد. رسانه‌های ایرانی آن را «پاسخ قهرمانانه» به حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران معرفی کردند، اما تحلیل‌گران معتقدند تهران بیش از آن‌که به دنبال تشدید درگیری باشد، تلاش داشت «حفظ وجهه» کند و راهی برای خروج از بحران بیابد.

طبق گزارش نیویورک‌تایمز، چهار مقام ایرانی فاش کردند رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، از پناهگاهی مخفی، دستور حمله را صادر کرده ولی در عین حال تأکید کرده بود که حملات محدود باقی بماند و از بروز جنگ تمام‌عیار با آمریکا جلوگیری شود.

هدف حمله، پایگاه «العدید» بود؛ بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در منطقه که گفته می‌شود عملیات بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران از آنجا هماهنگ شده بود. اما از آنجا که این پایگاه در خاک قطر – متحد نزدیک ایران – قرار دارد، مقامات ایرانی امیدوار بودند که خسارت‌ها به حداقل برسد.

پیش از حمله، ایران از طریق میانجی‌ها، از جمله قطر، هشدارهایی به آمریکا ارسال کرده بود. در پی این هشدارها، فضای هوایی قطر بسته شد و آمریکا نیز از حمله قریب‌الوقوع مطلع شد.

به‌ظاهر، ایران این حمله را به‌عنوان پاسخی افتخارآمیز به تجاوزات توصیف کرد. سخنگوی نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که «دوران بزن و دررو به پایان رسیده» است.

ترامپ پس از حمله تأیید کرد که ۱۳ مورد از ۱۴ موشک ایرانی رهگیری شده‌اند و تلفات یا خسارت جدی در پی نداشته است. او در بیانیه‌ای غیرمنتظره حتی از ایران بابت هشدار قبلی تشکر کرد و گفت: «آن‌ها هرچه در دل داشتند تخلیه کردند. امیدوارم دیگر نفرتی در کار نباشد.»

در همان روز، ترامپ از حصول قریب‌الوقوع آتش‌بس میان ایران و اسرائیل خبر داد. با این حال، صبح سه‌شنبه او با لحن تندتری ظاهر شد و هر دو کشور را بابت نقض احتمالی آتش‌بس مورد حمله لفظی قرار داد.

برخی کارشناسان معتقدند که هر سه طرف تلاش دارند «روایت پیروزی» خود را بسازند. آمریکا می‌گوید برنامه هسته‌ای ایران را به عقب رانده، اسرائیل از تضعیف دشمن منطقه‌ای‌اش سخن می‌گوید و ایران نیز تأکید دارد که حملات شدید را تحمل کرده و پاسخ داده است.

در میان این روایت‌ها، واقعیت‌های نگران‌کننده‌ای نهفته است. آسیب جدی به تأسیسات هسته‌ای ایران، تردیدها درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده، نگرانی‌ها از بازگشت ایران به مسیر ساخت بمب، و همچنین احتمال تنش‌های پنهان‌تر در آینده.

در تهران، فشار اقتصادی ناشی از جنگ بر مردم مشهود است. بسیاری از مغازه‌ها و دفاتر تعطیل شده‌اند یا با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. رانندگان تاکسی و کارگران روزمزد اعلام کرده‌اند که دیگر قادر به ادامه معیشت نیستند.

در فضای مجازی، حتی برخی افراد نزدیک به سپاه نیز خواستار پایان جنگ شدند. یکی از تحلیل‌گران مرتبط با سپاه نوشت: «ایران نباید وارد جنگ چندجانبه شود بدون آن‌که پیامدهای آن را بررسی کرده باشد.»

سؤال اصلی این است که ایران در گام بعدی چه خواهد کرد؟ آیا به دنبال تشدید تنش خواهد رفت؟ یا مسیر دیپلماسی و مذاکره برای رفع تحریم‌ها را در پیش می‌گیرد؟

وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، پس از حملات، در سفری دیپلماتیک به ترکیه، روسیه و ترکمنستان رفت. او در مصاحبه‌ای با تلویزیون دولتی گفت: «آنان به ما آسیب رساندند، اما به اهداف اصلی‌شان نرسیدند.»

روزنامه گاردین هم در تحلیل همین موضوع نوشته است: به‌رغم اعلام آتش‌بس رسمی میان ایران و اسرائیل که با میانجی‌گری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، صورت گرفت، هیچ‌یک از طرف‌های درگیر به‌طور کامل از مواضع خود عقب‌نشینی نکرده‌اند و هر یک پیروزی را به‌نام خود ثبت کرده‌اند. اما در پشت این نمایش ظاهری از موفقیت، سؤالات بنیادینی باقی مانده است که آینده تنش‌ها در خاورمیانه را رقم خواهند زد.

گاردین می‌نویسد: ایران آتش‌بس را «تحمیلی بر دشمن» خوانده، با وجود این‌که تعداد موشک‌هایی که توانسته‌اند از سامانه‌های دفاعی دشمن عبور کنند اندک بوده و میزان خسارت‌ها هم محدود گزارش شده است. در سوی دیگر، ترامپ با لحنی پرطمطراق مدعی شد که صلحی ابدی برقرار شده و برنامه‌ی هسته‌ای ایران به کلی نابود شده است. نتانیاهو نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد که اسرائیل با حملات خود، «تهدید دوگانه» ناشی از برنامه هسته‌ای و موشکی ایران را از میان برداشته است.

تصاویر ماهواره‌ای از تخریب گسترده سایت‌های هسته‌ای ایران حکایت دارد؛ از جمله نابودی تأسیسات نطنز، فردو و بخش‌هایی از مجتمع اصفهان. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) تأیید کرده که آسیب شدیدی به تأسیسات زیرزمینی و تجهیزات غنی‌سازی وارد شده است. رافائل گروسی، مدیرکل IAEA، با اشاره به حساسیت فوق‌العاده سانتریفیوژها نسبت به لرزش، از آسیب‌های «بسیار قابل توجه» خبر داده است.

با این حال، آژانس اعلام کرده که از محل نگهداری حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی (HEU) بی‌اطلاع است؛ ذخیره‌ای که می‌تواند در صورت غنی‌سازی بیشتر، برای ساخت حدود ۱۰ کلاهک هسته‌ای کافی باشد. این مواد، پیش از حمله در محلی امن در مجتمع اصفهان نگهداری می‌شد، اما حالا سرنوشت آن نامشخص است.

ایان استوارت، مدیر مرکز مطالعات منع گسترش تسلیحات هسته‌ای در واشنگتن، هشدار داده که سرنوشت این اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی باید بزرگ‌ترین نگرانی حال حاضر جهان باشد. جیمز اکتون، از بنیاد کارنگی، نیز تأکید کرده که اگر توافقی به ایران اجازه می‌داد چنین موادی را خارج از نظارت IAEA نگه دارد، آن توافق فاجعه‌بار تلقی می‌شد؛ اکنون همین وضعیت از راه نظامی حاصل شده است.

ایران می‌تواند در مدت نسبتاً کوتاهی این مواد را به سطح تسلیحاتی برساند. از سوی دیگر، حملات اخیر احتمالاً رهبری ایران را به این باور رسانده‌اند که تنها راه بازدارندگی مؤثر، داشتن سلاح هسته‌ای است.

در صورتی‌که رهبر ایران تصمیم به تولید سلاح هسته‌ای بگیرد، ساخت کلاهک طی چند ماه قابل انجام خواهد بود. با توجه به اینکه بخشی از موشک‌های بالستیک ایران همچنان در دسترس است و دانش فنی هسته‌ای کشور نیز طی دهه‌ها انباشته شده، این خطر واقعی و ملموس است.

برخی تحلیل‌گران معتقدند که حمله اسرائیل و آمریکا می‌تواند در نهایت نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را از بازدارندگی سیاسی به سمت تسلیحات هسته‌ای سوق دهد.

گاردین می‌پرسد: آیا هدف اصلی آمریکا و اسرائیل نابودی برنامه هسته‌ای ایران بود، یا تغییر رژیم؟ ترامپ و نتانیاهو بارها به‌طور تلویحی از لزوم تغییر نظام در ایران سخن گفته‌اند، اما تاکنون هیچ نشانه‌ای از تزلزل در ساختار قدرت ایران دیده نمی‌شود. خشم عمومی نسبت به بمباران‌ها، در حال حاضر انتقادات داخلی از نظام را تحت‌الشعاع قرار داده است.

تحلیل‌گران می‌گویند اگر در نهایت جمهوری اسلامی یا ساختاری مشابه آن، با قابلیت ادامه‌ی برنامه هسته‌ای باقی بماند، حملات اخیر نه‌تنها موفق نبوده‌اند، بلکه راه را برای تشدید بحران‌ها در آینده هموار کرده‌اند.

در حالی‌که تمامی طرف‌ها خود را پیروز این نبرد معرفی کرده‌اند، نه آتش‌بس دوام دارد، نه برنامه‌ی هسته‌ای ایران نابود شده، و نه فضای سیاسی خاورمیانه به سمت صلحی پایدار سوق یافته است. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین نتیجه‌ی جنگ اخیر، پیچیده‌تر شدن معادله‌ی بازدارندگی و افزایش احتمال رقابت تسلیحاتی در منطقه باشد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
توجه
توجه
7 ماه قبل

واقعیت این است که جمهوری اسلامی یک ضربه مهلک خورد و اپوزیسیون هنوز گیج است!

آگهی

1
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x