
جنگ شد!
از جا پریده ایم که: ای وای، جنگ شد! به راستی توقع داشتیم چه کسی جلو جنگ را بگیرد؟ جمهوری اسلامی فاشیستِ جنگ طلب با پافشاری بر باجگیری اتمی و تسلیح و تهییج نیروهای نیابتی با شعار “مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل؟ یا دولت صهیونیست اسرائیل، پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه و نتانیاهوی نسل کش و کودک کش؟ یا آمریکای امپریالیستِ جنگ افروز اسلحه فروشِ؟ و یا (نخندید) سازمان ملل و برندگان جایزه صلح نوبل؟!
در ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) که دونالد ترامپ توافقنامه “برجام” را پاره و بهمراه اسرائیل، ایران را تهدید به حمله نظامی کرد، در چند گفتار و نوشتار نظر دادم که تنها راه سد کردن جنگ، و در همانحال، خنثا کردن دسائس “رژیم چینج” و اپوزیسیونهای وابسته به امپریالیسم، ایجاد یک جنبش نیرومند مخالفت تودهای با برنامه هستهای و ماجراجوئیهای منطقه ی (“عمق استراتژیک”) رژیم و تشدید مبارزه برای سرنگونی آن است.
ابرهای سیاه جنگ همچنان بر فراز ایران معلق ماندند تا ترامپ دوباره به قدرت رسید و اسرائیل، عمق استراتژیک رژیم را مضمحل، و حمله مستقیم به داخل ایران را در پیش گرفت. در ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۳ در مقاله «سرنگونی رژیم برای صلح پایدار!» نوشتم:
«در برابر دو راه، یکی سرنگونی رژیم با جنگ و مداخله امپریالیستی و “رژیم چینج”، و دیگری مقابله با جنگ و تحریم از طریق دفاع از رژیم اسلامی و باز گرداندن قدرت و نفسِ از دست رفته اش، راه سومی هم متصور است: دفع تجاوز و مداخله خارجی از طریق به دست گرفتن قدرت و ابتکار تودهای در سرنگونی و جایگزینی رژیم، و تسریع روند سرنگونی رژیم به دست مردم با استفاده از موقعیت ضعیف و آچمزی که فشارهای خارجی رژیم را در آن قرار داده است»…
این نظر، فقط یک راه فرضی و ممکن در عالم تئوری بود. در همانجا نوشتم:
«وضعیتی استثنائی و تاریخی در برابر مردم ایران در نتیجه مجموعه عوامل داخلی و بینالمللی قرار گرفته است و آن، قرارگرفتن جمهوری اسلامی در ضعیفترین و شکنندهترین موقعیت تمام طول حیات خود است. مسئله استراتژیک این است که آیا جنبش مستقل مردم ایران برای سرنگونی، باید از این موقعیت استثنائی و از موازنه قوای بینالمللی و تضادهای میان رژیم و امپریالیستها بهرهبرداری کند یا نه؟
«موضوع غامض و خیلی مهم و جّدی، این است که صدای سوم چطور در صدای یکی از طرفین مستحیل نشود و به عبارت دیگر، قطع بازوهای موسوم به “عمق استراتژیک” رژیم در منطقه بعنوان خواست مردم صلح طلب ایران که امپریالیستها و صهیونیستها نیز طالب آناند، مردم را به سیاهیلشکر و عمله منافع آنان تبدیل نکند و بتوانند با حفظ استقلال سیاسی خود، فشارهای آنها برای به زانو درآوردن رژیم اسلامی را ، تا جائی که منطبق یا همسو با منافع مستقل خودشان است، از آنِ خود کنند و آن را همچون سلاحی در راه سرنگونی رژیم به دست خودشان بکار بگیرند و راه سلطه دشمن خارجی و دستنشاندگان و وابستگان خودفروش را بر کشور در پیکار با دشمن داخلی نیز مسدود کنند.
« مردم صلح طلب در ایران چگونه می توانند جلو حمله نظامی به ایران را بگیرند بیآن که به گوشت دم توپِ خامنهای و اسباب تقویت رژیم اسلامی تبدیل شوند؟ با شعار تو خالی «نه به جنگ» نمیتوانند. تنها یک راه عملی وجود دارد و آن این است که جنگافروزی و آن بهانههای جنگی را که تلاشهای هستهای و تسلیحات بالستیک و دخالتگریهای منطقهای رژیم است، و خود مردم نیز با آنها مخالفت اساسی دارند، همچون قلعهکوب، در رأس مطالبات خود از چنگ امپریالیسم و اسرائیل درآورند و با همین سلاح به جنگ رژیم بروند و در شرائطی که رژیم از بیرون در سختترین تنگنا و آچمز قرار دارد، آخرین نفساش را هم در درون از او بگیرند و به زانویش در آورند. به این ترتیب است که جنگ موضوعیت خود را از دست میدهد. مبارزه ضدامپریالیستی حقیقی و مبارزه با دخالتگری و رژیم چینج از خارج، جز این نیست که خودمان تکلیف رژیم جنگ افروز را در داخل تعیین کنیم، منتها با حداکثر بهرهبرداری از تضادهای خارجی رژیم. وضعیت کنونی چنین است که امپریالیسم، با محاصره اقتصادی و تهدیدات جنگی اسرائیل، دستان رژیم را از پشت بسته و او را در ضعیفترین وضعیت دفاعی قرار دادهاند. مناسبترین شرائط جهانی و منطقهای در ضعیفترین وضعیت رژیم برای جنبش سرنگونی خواه تودههای مردم است که توی شکم رژیم بروند و کاراش را یکسره کنند. بجز این، یا باید در زیر بارش بمبهای آمریکائیی اسرائیل تکه پاره شوند و جان به در بردگانشان هم چشم به راه گماشتگان آمریکا باشند، و یا این که نوار یاحسین و ثارالله بر پیشانی ببندند و هزار هزار، خون خود را فدای رهبر و زالوی تشنهی فاشیسم اسلامی کنند.»…
***
عمل، تئوری را تأئید نکرد و جنگ شد!
نتانیاهو و رضا پهلوی و ترامپ هرسه خطاب به مردم ایران ندا میدهند که رژیم ملاها در ضعیفترین موقعیت تمام حیاتاش است، پس برای سرنگونیاش به پا خیزید! من در این خطابهها مشابهتی ظاهری با تحلیل خودم میبینم که لازم نیست تفاوت کیفاً متضاد هدف آنها را تذکر دهم، اما اهمیت دارد که در اشاره به همین تشابه ظاهری، ارزیابی خودم در نوشته مذکور را اصلاح کنم.
ضرباتی که رژیم با لغو توافقنامه برجام، با تشدید تحریمها، با قطع بازوهای نیابتیاش در “عمق استراتژیک” و بالاخره با بمباران مراکز نظامی و هستهای و کشتار فرماندهان سپاه متحمل شده است، او را در ضعیفترین موقعیت (نکته اصلاحی در اینجاست) نظامی برون مرزیاش قرار داده بود. این تهاجمات سنگین، مطلقاً متوجه ماشین سرکوبگری داخلی رژیم نبوده و کمترین آسیبی به آنها نزده بود. جمهوری اسلامی در نتیجه این ضربات سهمگین، از لحاظ توان مهار اعتراضات مردم و قدرت سرکوبگری نه تنها فلج و حتا اندکی تضعیف نشده بلکه جنگ و تهاجم خارجی، این دیو مهیب را دوپینگ هم کرده است. حمله امروز اسرائیل به سر در زندان اوین یک نماش نمادین “سوپرمنی” بوده و حمله به اداره پلیس تهران و یکی دو قرارگاه بسیج و سپاه هم دست رژیم را برای سرکوب مردم از پشت نبسته است. در همین ده روز از آغار جنگ، هزاران نفر را بازداشت و تعدادی را به اتهام راستین یا دروغین جاسوسی برای اسرائیل اعدام کردهاند. نقداً تجمعات اعتراضی و مطالباتی بکلی عقب نشسته و از صحنه جامعه ناپدید شدهاند. رژیم فاشیستی اسلامی بیش از نیروی انتظامی و پلیس، به نیروهای بسیج و لباس شخصیها تکیه دارد، نیروهائی که نه اونیفورم دارند، نه اداره و مکان تابلوداری که بتوان با موشک از میانشان برد. اگر حتا آمریکا و اسرائیل به فرض نزدیک به محال، پیاده نظام وارد ایران کنند، باید وارد جنگ تن به تن با این نیروی چند صدهزار نفره آدمکش آزموده بشوند. مردم ایران هم که دست کم هشتاد درصدشان خواهان سرنگونی رژیم هستند در موقعیت تقابل با این نیروهای سرکوب نیستند و شکستهای پیاپی جنبشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ و جنبش بینظیر موسوم به «زن زندگی آزادی»، با آن قهرمانیهای تاریخی، اعتماد به نفسشان را به حداقل رساندهاند. بُردار برآیند نفرت از رژیم و آرزوی سرنگونیاش از یکسو و آگاهی بر ناتوانی خود از سوی دیگر، چشم به راهی بر منجی خارجی، استقبال اشکار و پنهان بخشی از جامعه از جنگ و تهاجم نظامی و تماشاگری انفعالی بخشی دیگر است. در این میان، برخی جریانات سیاسی که مطالباتشان در جمهوری اسلامی قابل حصول نبوده و خود نیز از مبارزه جدی برای سرنگونی این رژیم برکنار بودهاند، مشتاق حاکمیت آشوباند تا شاید فرصتهائی برایشان فراهم شود؛ برخی تا خانه و محله خودشان مورد اصابت موشک و بمب قرار نگرفته طرفدار جنگ اند… و برخی هم سلطنتطلبان و طرفداران مجاهدین خلق، که حسابشان برای همگان روشن است.
ماحصل این که: متاسفانه جنگ در گرفته و در حال شدت گرفتن است و هیچ چیزی در این شرائط متغیر و از پشت دود، قابل پیشبینی و حتا قابل رؤیت نیست؛ اما به گمان من، یک چیز قطعیت دارد و این که، با کمال تآسف و دلنگرانی، تکوین یک جنبش تودهای ضدجنگ و در عین حال فعال برای سرنگونی رژیم و مخالف رژیم چینج در لحظه حاضر زمینهای عینی و ذهنی در داخل ایران ندارد؛ مگر اتفاقی بیافتند که نمیدانم چه میتواند باشد…
در حال حاضر، مردم به نسبتی که خود مستقیماً از جنگ آسیب میبینند یا زیر تهدید قرار میگیرند متوجه فاجعه میشوند و با روحیهای ضدجنگ اما وحشتزده در حال فرار و استیصال قرار میگیرند. فعلا از تشکیل هستهها و کمیتههای ضدجنگ خبری نیست هرچند خوشبختانه همبستگیها و همیاریها در حال شکفتن و توسعهاند.
***
جنگ شد. لعنت بر بانیان و باعثانش! اما ما مردم خودمان برای سد کردناش چه کردیم؟ این یک پرسش تاریخی است که خوشایند سیاسیکارانی نخواهد بود که مدام شعار میدهند: « تاریخ را تودهها میسازند!».
شهاب برهان
۲ تیر ۱۴۰۴- ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵







خب جناب شهاب برهان، تمام تئوریهای شما دود شد و به هوا رفت. بنابراین اول بازگش به لوگوس و تامل و تعمق و سپس پرهیز از عامگویی عوامانه !
عجب که عده ایی ایرانرا اینگونه دم تیغ صهیونیست های کودک کش میدهند به بهانه ضد امپریالیست بود.این بر همه آشکار است که هدف آمریکا و ناتو و اسرائیل ایران و ایرانی است نه جمهوری اسلامی . هرکس که به بهانه جمهوری اسلامی از حمله و جنایت آمریکا و اسرائیل چشم پوشی کند مطمئنا خائن به وطن است .
این استدال را از کدام قوطی عطاری بیرون کشیدی؟
از قوطی عطاری “چپ” محور مقاومت! بر گرفته و کپی شده از “حزب” اینترنتی توفان. اگر گفتگو مجازی نبود باید جانت را بر می داشتی و فرار می کردی و گرنه باتهام “جاسوسی” و “خائن به وطن” دستگیر و اعدام …..