جدال روایت‌ها؛ خوانشِ طرفداران و منتقدانِ جنگ  – ارسلان عزیزی

یک هفته از آغاز جنگ میان ایران و اسرائیل می‌گذرد؛ جنگی که سحرگاه جمعه گذشته آغاز شد و همچنان با شدت ادامه دارد. سال گذشته، هنگامی که ایران در واکنش به حمله اسرائیل به سفارت خود در سوریه، اقدام به پرتاب موشکهای خود کرد، بسیاری آن زمان را نقطه‌ای مناسب برای پاسخ نظامی به ایران تلقی کردند. اسرائیل از مدت‌ها پیش آمادگی نظامی داشت و گزینه حمله را نیز روی میز قرار داده بود. اما دولت بایدن با آن مخالفت کرد و اسرائیلی‌ها تنها به هدف قرار دادن برخی سامانه‌های پدافندی و مواضع محدود بسنده کردند.

اینکه چرا اسرائیل تا این اندازه مشتاق آغاز جنگ بود، موضوع پنهانی نیست. نه تنها اسرائیل، بلکه بسیاری از کشورهای غربی نیز سقوط حاکمان افراطی ایران را آرزو داشتند. سخنان صدر اعظم آلمان در حاشیه نشست گروه “جی ۷“ در حمایت کامل از اسرائیل، گواهی بر این واقعیت است که برخورد با جمهوری اسلامی خواسته‌ای مشترک بوده است. فریدریش مرتس گفته بود: «اسرائیل کار کثیف حمله به ایران را برای همه ما انجام می‌دهد.»

اگر به گذشته بازگردیم، روشن است که بنیان‌های فکری بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در تعامل با جهان، به‌ویژه ایالات متحده به‌عنوان نماد بلوک غرب، و همچنین مواضع آشکار ضداسرائیلی‌اش که ریشه در باورهای دینی خمینی و جانشین او داشت، در کنار تلاش‌های عملی برای حذف اسرائیل، همواره زمینه‌ساز تنش و احتمال درگیری نظامی بوده است. با این حال، اگرچه در گذشته تنش‌ها چند بار به آستانه درگیری رسید، اما هیچ‌گاه به جنگ تمام‌عیار منجر نشد. جمهوری اسلامی، به بهای فقر و رنج مردم، موفق شده بود از طریق جنگ‌های نیابتی، مانع جنگ مستقیم شود.

از سال گذشته که اسرائیل آماده جنگی تمام‌عیار با ایران شد، تحولات عمده‌ای رخ داد. دولت اسد، که حامی اصلی ایران در سوریه بود، به‌طور ناگهانی سقوط کرد و احمد الشرع، رهبر یک گروه سلفی افراطی، جای او را گرفت. بسیاری از نیروهای نیابتی ایران در لبنان، نوار غزه، یمن و عراق یا نابود شدە و یا به حاشیه رانده شده‌اند.

با وجود این، ناکامی، جنگ‌هایی که منجر به سقوط رژیم‌های دیکتاتوری شده بود، دولت آمریکا را از ورود به درگیری نظامی جدید بازمی‌داشت. اما شکست مذاکرات و نادیده گرفتن اولتیماتوم ترامپ از سوی مقامات جمهوری اسلامی، عملاً دست نتانیاهو، نماینده جناح راست‌گرای اسرائیل را، برای بهره‌گیری از این فرصت تاریخی باز گذاشت؛ فرصتی که جمهوری اسلامی و به‌ویژه رهبر آن، با دست خالی و بدون آمادگی، با آن روبرو شدند.

با توجه به آنچه گفته شد، خام‌اندیشانه است اگر تصور کنیم که این تقابل، قابل مهار و پیشگیری بوده است؛ جنگی که همه مقدمات آن پیشتر فراهم شده بود و فقط زمان وقوع آن نامعلوم بود. اکنون این جنگِ ویرانگر ادامه دارد و در کوتاه‌مدت چشم‌اندازی برای پایان آن دیده نمی‌شود. اما تردیدی نیست که این جنگ نمی‌تواند طولانی‌مدت ادامه یابد. ظرفیت محدود جمهوری اسلامی، برتری نظامی اسرائیل، و احتمال ورود آمریکا به‌عنوان متحد اصلی اسرائیل، می‌تواند ابعاد تازه‌ای به این درگیری بدهد.

اما در کنار غرش موشک‌ها و انفجارها، جنگ دیگری نیز در جریان است: جدال روایت‌ها و دیدگاه‌ها درباره این جنگ و پیامدهای آن؛ جنگی میان موافقان و منتقدان آن. گروهی باور دارند این جنگ سرانجام به سقوط جمهوری اسلامی خواهد انجامید و آغازی برای نجات مردم از دیکتاتوری مذهبی ۴۶ ساله و بازگشت ایران به مسیر تمدنی‌اش خواهد بود. در مقابل، طیف گسترده‌ای از مخالفان جنگ قرار دارند که با وجود تفاوت‌های عمیق فکری، در مخالفت با جنگ هم‌صدا شده‌اند.

جبهه موافقان جنگ نیز یکدست نیست. دیدگاه‌های متفاوت این گروه، از تفاوت‌های فکری و سیاسی آنها سرچشمه می‌گیرد. در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق، برخی چهره‌های مستقل، گروەهای کە از ترس برچسپ خائن بە میهن، هنوز ساکتند و کنشگران اقلیت‌های ملی و اتنیکی را در زمره گروه‌هایی دانست که به نتایج این جنگ خوش‌بین‌اند. در این میان، سلطنت‌طلبان بیشترین تلاش خود را برای بهره‌برداری از پایان جنگ، که آن را منجر به سقوط رژیم می‌دانند، متمرکز کرده‌اند. آن‌ها گرچه پایگاه اجتماعی گسترده‌ای در داخل ندارند، اما با حمایت آشکار اسرائیل و پشتوانه رسانه‌ای پرنفوذ اینترنشنال، امیدوارند به‌عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی مطرح شوند.

اقلیت‌های اتنیکی نیز بیش از سایر گروه‌ها، منتظر نتایج این جنگ‌اند. و اتفاقا برخلاف پیام شاهزادە، کە در پیام اخیرش از آنها [حذف نام کردستان در پیام رضا پهلوی] نامی نبرد؛ در صورت برهم خوردن توازن قوا، بیشترین احتمال خیزشهای عمومی از آنجا متصور می شود.

ایران کشوری فراملیتی است، واقعیتی که بسیاری از نیروهای سیاسی، چه موافق جمهوری اسلامی و چه مخالف آن، نمی‌پذیرند. هرگونه اشاره یا اقدام در این زمینه، به سرعت با اتهام «تجزیه‌طلبی» روبه‌رو می‌شود. تقلیل جامعه متکثر ایران به مفهومی یک‌پارچه به‌نام «ملت ایران»، تنها پاسخ تاکنون غالب به مسئله تنوع ملی و اتنیکی بوده است. اما این نگرش، نتوانسته کنشگران اقلیت‌های ملی را دلسرد کند. بی‌تردید، مهم‌ترین چالش آینده جامعه ایران، در چگونگی تعامل با این مسئله نهفته است.

جبهه منتقدان و مخالفان جنگ ابتدا با صدور بیانیه‌هایی در محکومیت حمله اسرائیل آغاز به کار کرد. و هرچه از آغاز جنگ می‌گذرد، صدا و صف‌بندی آنان گسترده‌تر می‌شود. این طیف متنوع شامل چپ‌ها، اصلاح‌طلبان، نواندیشان دینی، رانده‌شدگان از قدرت، لابی‌ها و حتی هواداران نظام است که با وجود اختلاف نظرهای عمده، در مخالفت با جنگ متحد شده‌اند. استدلال‌های آنان نیز متنوع است: از حرمت جان انسان‌ها، تجاوز به سرزمین، و تخریب زیرساخت‌ها گرفته تا نگرانی از تجزیه، آشوب و فروپاشی کشور پس از جنگ.

چپ‌ها، که خود از نحله‌های فکری گوناگونی می‌آیند، دیدگاه‌های متضادی درباره جنگ دارند. بخشی از آن‌ها، فعال‌تر از دیگران، با بازگشت به ادبیات چپ کلاسیک و گفتمان پیش از فروپاشی بلوک شرق، در محکومیت اسرائیل و دفاع از میهن، پرشور ظاهر شده‌اند. عدەای از منفردین این جریان در بیانیەهای خود حتی، به تجربه تلخ حاکمیت جمهوری اسلامی، انتقاد و اشاره‌ای ندارند.

اگرچه جنگ اول و دوم آمریکا در عراق با مخالفت‌های میلیونی در سطح جهان روبه‌رو بود، اما مخالفان این جنگ، چه در داخل و چه در خارج، فاقد چنین اجماع گسترده‌ای هستند. این گروه ناهمگون احتمالاً نخواهند توانست در میان خود به اجماعی برسند؛ که بر نتیجه جنگ تاثیرگذار باشد.

مردم داخل کشور نیز با سکوت معنادار خود، که برخاسته از نفرت عمیق نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی است، با جبهه مخالفان جنگ هم‌صدا نیستند. در این میان، همدلی برخی مخالفان با نظام و پرهیز از نکوهش مستقیم حکومت، حتی از سوی کسانی که خود قربانی آن بوده‌اند، شگفت‌انگیز است.

بی‌تردید، آغاز و نتیجه این جنگ، نه در اختیار موافقان بوده و نه مخالفان و منتقدین. همانند دیگر موضع‌گیری‌های گذشته، به‌زودی خواهیم دید که کدام روایت به واقعیت نزدیک‌تر بوده است. اما اگر ادامە جنگ با هر هزینەای، پایان حاکمیت جمهوری اسلامی را رقم بزند، نیروهای چپ و ترقی خواە کە پرشور وارد کارزار نە بە جنگ شدەاند، با کدام آمادگی می خواهند بە استقبال فردای بعد از جمهوری اسلامی بروند؟!

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی