
اینکه اسرائیل و ایران اکنون آشکارا در جنگ هستند، نباید چندان ما را شگفتزده کند. دهههاست که این دو کشور درگیر یک جنگ پنهانیاند و از دریاها تا خشکیها با هم جنگیدهاند. حملات سهمگین و شگفتانگیز اسرائیل در روز جمعه و پاسخ سریع موشکی ایران، این نبرد را بهطور کامل وارد فضای علنی کرد. اکنون این جنگ با چهره زشت و آشنایش حضور دارد: ایرانیها و اسرائیلیهایی که از بمب و پهپاد در پناهگاهها پنهان میشوند، بعضی زیر آوار گرفتار شدهاند و برخی جان باختهاند.
شاید کلیشهای به نظر برسد، اما واقعیت این است که ملتهای ایران و اسرائیل هیچ دلیلی برای جنگیدن با یکدیگر ندارند. کشور ما مرز مشترکی با اسرائیل ندارد، اختلاف تاریخی ندارند، و هیچ منافع ملی مستقیمی برای رویارویی با یکدیگر ندارند. در دوران پیش از جمهوری اسلامی، رژیم شاه هیچگاه به جنگهای منطقهای علیه اسرائیل نپیوست. حتی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، اسرائیل تا جایی پیش رفت که به تسلیح جمهوری اسلامی تازهتأسیس و بهشدت ضدصهیونیست ایران کمک کرد.
با آنکه رژیم ایران بهشدت بر مسأله اسرائیل و فلسطین تمرکز دارد، برای شهروندان عادی این موضوع همواره مسئلهای دور و نامرتبط با زندگیشان بوده است. در سالهای اخیر در سراسر جهان تظاهرات ضداسرائیلی بزرگی برگزار شده، اما در ایران هرگز چنین تجمعاتی بهطور طبیعی شکل نگرفتهاند، حتی با وجود تلاشهای رژیم برای سازماندهی آنها. به همین دلیل، مرگ ایرانیها و اسرائیلیها در جنگی میان دو کشور، غریب و تأسفبرانگیز است.
این لحظهای تاریخی برای هر دو ملت است. برای نخستین بار از زمان تهاجم صدام حسین در سپتامبر ۱۹۸۰، ایران با چنین حملاتی بر خاک خود مواجه شده است. هرچند رژیم تهران بهشدت سرکوبگر است، اما شهروندان ایرانی بیش از سی سال است که جنگ را تجربه نکردهاند، که آنها را از بسیاری از همسایگان شرقی و غربیشان متمایز میکند. اسرائیل اگرچه جنگ را بهخوبی میشناسد، اما طی دههها عمدتاً با گروههای شبهنظامی و غیردولتی (که معمولاً مورد حمایت ایران بودند) درگیر بوده است. اکنون، این کشور با یک دولت حاکم وارد نبرد مستقیم شده است.
مانند بسیاری از هممیهنانم، حملات روز جمعه به کشورمان را محکوم میکنم، نهتنها به این دلیل که در میانه مذاکرات دیپلماتیک با ایالات متحده صورت گرفت، بلکه چون بخش زیادی از تقصیر را متوجه رژیم شرمآور آیتالله علی خامنهای میدانم؛ رژیمی که جز مرگ و ویرانی برای ایران به ارمغان نیاورده است. خامنهای، در سن ۸۶ سالگی، در واپسین روزهای عمر خود به سر میبرد، اما وسواس بیمارگونهاش نسبت به اسرائیل، صهیونیسم و یهودیان سرانجام ایران را وارد جنگی کرد که توان مالی و انسانیاش را ندارد.
من در این موضع تنها نیستم. بهعنوان نمونه، حزب چپ ایران ضمن محکوم کردن حملات اسرائیل، جمهوری اسلامی را نیز بهخاطر «تهدید منطقه به جنگ» مورد انتقاد قرار داد. این حزب از مردم ایران خواست تا در برابر «سیاستهای ماجراجویانه و جنگطلبانه» دولت نتانیاهو و رهبران جمهوری اسلامی متحد شوند.
اگر یک نکته درباره نتانیاهو بدانیم، این است که او منافع سیاسی شخصیاش را در اولویت قرار میدهد و توجهی به راهحلهای صلحآمیز ندارد. اینجا نیز ایرانیها و اسرائیلیها وجه اشتراک دارند: این جنگ، حتی اگر ذاتاً بیمعنا نبود، اکنون بیشتر بهدلیل افرادی مانند خامنهای و نتانیاهو بیمعناست.
نتانیاهو شاید محاسبه کرده باشد که میتواند این جنگ را طولانی کند تا در قدرت باقی بماند. اما مردم این منطقه دیگر توان تحمل یک باتلاق ناتمام دیگر را ندارند. دو ملت ما پیشینه خصومت چندانی با یکدیگر ندارند. ما نیز توان پرداخت بهای این جنگ را نداریم.
پیش از آنکه این جنگ بیش از این ادامه یابد، باید راهی برای توقف آن یافت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز شنبه در گفتگو با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، خواستار پایان دادن به جنگ شد. این دو نفر میتوانند و باید نقش کلیدی در پایان دادن به آن ایفا کنند. ترامپ پیشتر درگیر مذاکرات هستهای با ایران بود و اکنون نیز خواستار بازگشت تهران به میز مذاکره شده است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز بر همین خواسته تأکید کرده؛ رهبری که اخیراً به عنوان صدای عقل در دنیای آشفته ما ظاهر شده است.
پوتین روابط نزدیکی با هر دو طرف، خامنهای و نتانیاهو، دارد؛ موقعیتی که هیچ رهبر دیگری در جهان ندارد. اگر پوتین یا مکرون بتوانند اقدام مؤثری انجام دهند، شاید بتوانند ایران و اسرائیل را از لبه پرتگاه دور کنند. طنز ماجرا آنجاست که رهبری جنگطلب مانند پوتین ممکن است باعث برقراری آتشبس در جایی شود، در حالی که خودش همچنان به حمله به اوکراین ادامه میدهد. اما تاریخ پر از چنین تناقضهایی است.
برخی امیدوارند که این جنگ به سقوط جمهوری اسلامی و آزادی ایران بینجامد. نتانیاهو خود مردم ایران را به این مسیر تشویق کرده است. اما ایرانیهایی که با آنها گفتگو میکنم، حتی آنهایی که مخالف سرسخت رژیم هستند، اکنون از جان خود میترسند؛ بهخصوص وقتی وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، وعده «آتشزدن تهران» را میدهد. آنها اکنون نمیتوانند به انقلاب فکر کنند؛ تنها دغدغهشان زنده ماندن است. تصور وقوع یک خیزش مردمی ناشی از حملات اسرائیل، خیالی بیش نیست.
اگر قرار است تحولی در تهران رخ دهد، شاید از درون ساختار جمهوری اسلامی باشد. رژیم ایران از دیرباز مجموعهای از جناحهای درگیر داخلی بوده که بسیاری از آنها اشتراک چندانی با پروژه انقلابی خامنهای علیه اسرائیل و غرب ندارند. متأسفانه، برخی از کسانی که میتوانستند در این مسیر نقش ایفا کنند، همان ژنرالهایی بودند که روز جمعه در حملات اسرائیل ترور شدند. اما صداهای دیگری همچنان باقیاند. تنها میتوان امید داشت که این افراد، اگر لازم شد، خامنهای را کنار بگذارند، از دشمنی دیرینه با اسرائیل و غرب دست بردارند و با ترامپ توافقی هستهای امضا کنند تا راه را برای منطقهای آرامتر هموار کنند.
در زمان جنگ، شهروندان عادی اغلب احساس ناتوانی میکنند. من نیز چنین احساسی داشتم وقتی با مادربزرگ سالمندم در تهران صحبت میکردم و از او با التماس میخواستم از پنجرهها دوری کند، چرا که بمبهای اسرائیلی شهر زادگاهم را میلرزاند. همین را به دوستان اسرائیلیام که در پناهگاهها پنهان شدهاند، هم گفتم؛ کسانی که کشور من موشکهایی برای کشتنشان فرستاده است. با هر موج حمله، یکدیگر را چک میکنیم، به این امید که خبر بدی نشنویم. و با ادامه این جنگ، این احساس قویتر خواهد شد.
اما با همه ناتوانی، میتوانیم صدایمان را بلند کنیم و بگوییم راه دیگری وجود دارد. ما، ایرانیها و اسرائیلیها، محکوم به دشمنی با یکدیگر نیستیم. پیش از آنکه این جنگ، دو ملت ما را بیش از این در مردگان دفن کند، باید خواستار پایان آن شویم.
آرش عزیزی، مورخ ایرانی و نویسنده کتابهای «فرمانده سایه: سلیمانی، آمریکا و جاهطلبی جهانی ایران» (۲۰۲۰) و «انقلاب نوین ایران: زن، زندگی، آزادی» (۲۰۲۳).
منبع: هاآرتص، ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵








2 پاسخ
نفرت بر جنگ!!! برای تمام قربانیان بیگناه از هر طرف متاسفم !!! با این همه ایکاش این فرصتی برای تغییر بسیار مثبتی باشد. ایران بدون جمهوری اسلامی! ایران بدون ظلم و ستم! ایرانی ازاد، آباد و پر از رفاه اجتماعی!!!
بگذار تا از آتش جهنم جنگ ققنوس وار برخیزیم و آهنگی پر از نشاط و شادی و… خوشی بنوازیم!!!
جنگ جنگ تا “پیروزی”(تا سیه روزی)