
گزارش روزنامهٔ «اومانیته» میگوید دولت دونالد ترامپ، همزمان با گسترش جنگ علیه ایران، نخستین شکست جدی را نه در میدان نظامی بلکه در «میدان افکار عمومی» متحمل شده است؛ زیرا توجیههای متغیر و چندگانهٔ کاخ سفید برای آغاز جنگ، بخش بزرگی از جامعهٔ آمریکا را قانع نکرده و حتی در میان بخشی از پایگاه وفادار ترامپ هم تردیدها رو به افزایش است.
به نوشتهٔ اومانیته، طی چند روز گذشته روایتهای رسمی واشنگتن درباره چرایی حمله مدام تغییر کرده است: ابتدا صحبت از «نجات مردم تحت سرکوب» بود، سپس «بازگرداندن تهران به میز مذاکره»، بعد «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای»، و همچنین «نابود کردن توان موشکهای بالستیک». در تازهترین چرخش، مارکو روبیو، وزیر خارجه، استدلال دیگری را پیش کشید: آمریکا میدانست اسرائیل حمله خواهد کرد، میدانست ایران در واکنش به نیروهای آمریکایی حمله میکند، و بنابراین واشنگتن برای جلوگیری از تلفات بیشتر، «پیشدستانه» وارد عمل شد.
این استدلال تازه نیز با واکنشهای تند مواجه شد. گزارش به نقل از «کِلی بی. ولاهوس» (سردبیر Responsible Statecraft وابسته به اندیشکدهٔ کوئینسی) مینویسد: در ۷۲ ساعت گذشته «شش دلیل متفاوت» برای توجیه جنگ ارائه شده و آخرین دلیل «توهینآمیزترین» آنهاست. اومانیته همچنین مینویسد این خط تبلیغاتی سریعاً از سوی مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، تکرار شد؛ او گفت چون اسرائیل مصمم به اقدام بود، اگر اسرائیل به ایران حمله میکرد، ایران فوراً به کارکنان و داراییهای آمریکا حمله میکرد—روایتی که ناخواسته این برداشت را تقویت میکند که بنیامین نتانیاهو «ریتم ماجرا را تعیین کرده» و واشنگتن دنبالهرو شده است.
اما مسئله اصلی این است که این «عناصر زبانی» در جامعه آمریکا خریدار ندارد. اومانیته با استناد به نظرسنجی تازهٔ سیانان مینویسد اکثریت پاسخدهندگان با حملات نظامی آمریکا به ایران مخالفاند و بخش بزرگی نیز معتقدند ترامپ «برنامهٔ روشنی» برای مدیریت بحران ندارد. گزارش نتیجه میگیرد که هرچند اکثریت جمهوریخواهان همچنان از ترامپ حمایت میکنند، اما با طولانی شدن جنگ و «تابآوری» از سوی حاکمیت ایران در برابر موج حملات، شکافها و تردیدها در اردوگاه حامیان او بیشتر میشود.
اومانیته برای نشان دادن این فضای تردید، به نمونههایی از رسانهها و چهرههای راستگرا اشاره میکند. از جمله در شبکهٔ راست افراطی OAN، داگلاس مکگرگور (سرهنگ بازنشسته و مشاور وزیر دفاع) میگوید ایران «بهرغم تأسف ما» فعلاً «خیلی خوب» از پسِ جنگ برمیآید و زیرساختهای موشکیاش دستنخورده است؛ سپس هشدار میدهد که پرسش کلیدی این است که اسرائیل چه زمانی اعلام خواهد کرد «بس است» و آیا ممکن است در صورت ادامهٔ جنگ، به سمت گزینههای افراطیتر حرکت کند.
بدنهٔ «ماگا» میان شعار بنیادین «نه به جنگهای بیپایان» و موضعگیریهای تازهٔ ترامپ—از جمله احتمال طرح گزینهٔ دخالت زمینی—دچار سردرگمی و چندپارگی شده است. حتی جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور که معمولاً پرحرف و تهاجمی است، این بار «غیرمنتظره ساکت» شده. در همین چارچوب، پیت هگست، وزیر دفاع، تلاش کرده اطمینان بدهد که «این عراق نیست و بیپایان نخواهد شد»، اما همزمان با گفتن اینکه آمریکا هر کاری را برای دفاع از «منافعش» انجام میدهد، نگرانیها را تشدید کرده است؛ زیرا این گزاره عملاً احتمال اعزام نیرو را کاملاً کنار نمیگذارد. گزارش اضافه میکند که در میان جمهوریخواهان نیز حمایت از مداخله زمینی محدود است و فقط بخش کوچکتری از آنان چنین گزینهای را میپذیرند.
جمعبندی اومانیته این است که جنگ با ایران به «نامحبوبترین تصمیم» ترامپ تبدیل شده—آن هم در حالی که او در این مقطع از دورهٔ ریاستجمهوری، از نظر محبوبیت در وضعیت نامساعدی قرار دارد. نویسنده هشدار میدهد این بحران در آستانه انتخابات میاندورهای میتواند به «سوخت سیاسی» برای دموکراتها تبدیل شود. هرچند احتمال تصویب قطعنامهای که ترامپ را مجبور به گرفتن مجوز از کنگره کند پایین توصیف شده، اما گزارش یادآوری میکند رئیسجمهور بهزودی برای تأمین بودجهٔ اضافی جنگ ناگزیر از مراجعه به کنگره خواهد بود؛ و در آن مرحله، پیوستن حتی شمار اندکی از جمهوریخواهان ناراضی میتواند اکثریت را علیه او بشکند و «منادی سابقِ آمریکا اول» را در قامت یک جنگطلب، در تنگنای سیاسی قرار دهد.






