
در تحلیلی با عنوان «ریاستجمهوری مرگبار ترامپ»، آکسیوس تصویری از الگوی سیاست خارجی دونالد ترامپ ترسیم میکند که با شعارهای ضدجنگ او در کارزار انتخاباتیاش در تضاد قرار میگیرد. بهنوشته آکسیوس، ترامپ در دوران جدید ریاستجمهوریاش بیش از هر رئیسجمهوری در دوره مدرن، دستور حملات نظامی علیه کشورهای متعدد را صادر کرده و دامنه این عملیاتها را به جبهههایی کشانده که برخی از آنها پیشتر هرگز هدف حمله مستقیم آمریکا قرار نگرفته بودند. این «کثرتِ حملات» تنها یک عدد نیست؛ بلکه نشاندهنده نوعی دکترین عملیاتی است که از «نمایش نیروی قاطع و برقآسا» بهعنوان راهی برای تحمیل اراده و «واداشتن طرف مقابل به عقبنشینی» استفاده میکند.
کانون اصلی این تحلیل، جنگ تازه علیه ایران است؛ عملیاتی که آکسیوس آن را پرخطرترین و تهاجمیترین اقدام سیاست خارجی ترامپ در این دوره میداند و مینویسد در همان ۲۴ ساعت نخست، مرگ سه نظامی آمریکایی سنگینی هزینه انسانی جنگ را بهطور عینی وارد معادله داخلی آمریکا کرده است. آکسیوس بر این نکته مکث میکند که کاخ سفید میکوشد همچنان تصویر «رئیسجمهور ضدجنگ» را حفظ کند و استدلال میآورد که ترامپ ابتدا مسیر دیپلماسی را «تا حد ممکن» طی میکند و سپس با اعمال «قدرت قاهر» به صلح پایدار میرسد. اما مرگ نیروهای آمریکایی، این توجیه را در معرض آزمونی سخت و بیرحم قرار داده است؛ آزمونی که میتواند بحث مشروعیت، ضرورت و نسبتِ هزینه ـ فایده این جنگ را در آمریکا شعلهورتر کند.
بر اساس این چارچوب، آکسیوس توضیح میدهد که الگوی ترجیحی ترامپ «بدون نیروی زمینی، بدون گرفتارشدن در جنگهای فرسایشی، و با ضربات سریع و سنگین» تعریف میشود؛ الگویی که در کنار عملیاتهای ضدتروریسم، «جبهههای جدید» نیز گشوده است. در مورد ایران، آکسیوس به نامگذاری عملیات بهعنوان «Operation Epic Fury» اشاره میکند و یادآور میشود ترامپ در پیام اعلام آغاز عملیات، هدف را نابودکردن توان موشکی و «زمینگیر کردن صنعت موشکی» ایران توصیف کرده است.
در عین حال، گزارش آکسیوس نشان میدهد که همین جنگ ایران، شکافهایی را در پایگاه سیاسی ترامپ نیز برجسته کرده است. بخشی از چهرههای بانفوذ جریان «مگا» و طیفهای انزواطلب، با دشواری در حال جمعکردن این جنگ با تصویری هستند که از ترامپِ «پایاندهنده جنگها» ساخته بودند. آکسیوس نمونههایی از انتقادهای تند در میان برخی چهرههای رسانهای و فعالان نزدیک به این جریان را نقل میکند و میگوید این جدال، میتواند به یکی از محورهای دائمیِ مناقشه درون اردوگاه حامیان ترامپ و نیز در کنگره تبدیل شود؛ بهویژه اگر جنگ طولانی شود یا شمار تلفات افزایش یابد.
جمعبندی آکسیوس روشن است: اگرچه ترامپ و کاخ سفید تلاش میکنند این حملات را در قالب «اقدام پیشگیرانه برای امنیت ملی» و «نتیجه شکست دیپلماسی» توضیح دهند، اما پرسش محوری—اینکه آیا آغاز جنگی با هدف تغییر موازنه در ایران ارزش پرداخت هزینه انسانی و اقتصادی را دارد یا نه—بهاحتمال زیاد تا پایان این دوره ریاستجمهوری، سایهاش را بر سیاست داخلی آمریکا و انسجام ائتلاف حاکم حفظ خواهد کرد.

