سرمقاله هاآرتص با اشاره به آغاز دور تازه درگیری با ایران، مینویسد صبح شنبه وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتس، اعلام کرد اسرائیل در هماهنگی با ایالات متحده حملهای را علیه ایران آغاز کرده است؛ همزمان فرماندهی جبهه داخلی وضعیت فوقالعاده سراسری اعلام کرد و حریم هوایی کشور بسته شد. نویسندگان سرمقاله در همان آغاز تأکید میکنند که «از میان بردن تهدید ایران» هدفی موجه است: حکومتی که یک کشور دیگر را به نابودی تهدید میکند، زیرساختهای هستهای و موشکهای بالستیک را پیش میبرد و هزاران نفر از مردم خود را به خاطر اعتراض به سرکوب، قتلعام میکند، طرف «بیگناهی» برای مذاکره نیست. از نگاه هاآرتص، اینکه آمریکا شریک کامل این عملیات است، قدرت اسرائیل را افزایش میدهد و یک برتری راهبردی مهم در اختیارش میگذارد.
اما سرمقاله میگوید پذیرفتن خطر ایران، پرسشهای اصلی را بیاهمیت نمیکند: آیا اسرائیل برای جنگی طولانی آماده است؟ و آیا جامعهای که هنوز از دور قبلی درگیری با ایران در ماه ژوئن «کاملاً بهبود نیافته»، یکبار دیگر به جبهه فرستاده میشود در حالی که «جبهه داخلی» در معرض ضربه و بیپناهی قرار دارد؟ هاآرتص یادآوری میکند که عملیات تازه («غرش شیر») جنگی «انتخابی» است؛ جنگی که تنها هشت ماه پس از آن آغاز شده که بنیامین نتانیاهو با افتخار از «پیروزی» در عملیات قبلی («شیرِ خیزان») سخن گفته بود.
محور اصلی سرمقاله، نقد شکاف میان اهداف پرطمطراق و واقعیت آسیبپذیری داخل اسرائیل است. به نوشته هاآرتص، خسارتهای جنگ قبلی هنوز ترمیم نشده است: این روزنامه به گزارشی استناد میکند که نشان میدهد صدها نفر از ساکنان شهرهایی که در دور قبل جنگ آسیب دیدند، هنوز به خانههایشان برنگشتهاند و دهها ساختمانِ ویران یا بهشدت آسیبدیده، یا بازسازی نشده یا هنوز قابل سکونت نشده است. هاآرتص اضافه میکند حتی «ماتانیاهو انگلمان» بازرس کل کشور ــ که به تعبیر سرمقاله کسی او را به تندروی در انتقاد از دولت متهم نمیکند ــ درباره ناکامیها در جبهه داخلی هشدار داده است.
در ادامه، روزنامه نتیجه میگیرد که با وجود این وضعیت، دولت نه «طرح منظم بازسازی» ارائه کرده و نه «طرح کلی تخلیه» برای یک کارزار طولانی؛ و در عمل، اسرائیل در حال رفتن به جنگ است در حالی که صدها هزار غیرنظامی هنوز حفاظت کافی ندارند. سرمقاله این را قلب مسئله میداند: تصمیم برای ورود به جنگ، اگر با آمادگی واقعیِ جبهه داخلی همراه نباشد، به معنی انتقال هزینهها و خطرها به مردم است؛ مردمی که باید در پناهگاهها و خانهها ضربه را تحمل کنند، در حالی که سیاستگذاران از «پیروزی کامل» حرف میزنند.
هاآرتص سپس به فضای عمومی میپردازد: به گفته سرمقاله، حالوهوای جامعه پر است از شعارهای «پیروزی کامل»، «سرنگونی حکومت ایران» و «برچیدن برنامههای هستهای و موشکی»؛ اما هیچکس نمیتواند بهای انسانی این عملیات را پیشبینی کند. روزنامه پرسشهایی را طرح میکند که از نظرش دولت باید پیشاپیش پاسخ روشن به آنها بدهد: آیا جبهه شمالی دوباره شعلهور میشود؟ چند موشک از سد سامانههای دفاعی عبور خواهد کرد؟ چند غیرنظامی زخمی میشوند؟ چند ساختمان ویران میشود؟ و چند خانواده بار دیگر بیخانمان خواهند شد؟
سرمقاله یک لایه دیگر از انتقاد را هم برجسته میکند: فراخوان گسترده نیروهای ذخیره، به نوشته هاآرتص، بار دیگر «نابرابری در تقسیم بار» را عیان کرده و نشان میدهد که خدمت سربازی هنوز بر همه اقشار بهطور یکسان اعمال نمیشود. روزنامه این وضعیت را «رسوایی اخلاقی» میخواند و مینویسد دولتی که احزاب مذهبی افراطی در آن حضور دارند و «تلاش گسترده» میکنند تا رأیدهندگانشان از خدمت نظامی معاف بمانند، و نخستوزیری که این وضعیت را پیش میبرد و تقویت میکند، اکنون از جامعه میخواهد به تصمیمها و داوریاش اعتماد کند؛ در حالی که همان دولت، بار اصلی جنگ را بر دوش بخشهایی از مردم گذاشته است.
در جمعبندی، هاآرتص میگوید اگر هدف جنگ با ایران «رفع تهدید» و «افزایش امنیت» است، حمله باید با سیاستی مسئولانه همراه باشد که هم «از نظر زمانی» و هم «از نظر اهداف» محدود و تعریفشده باشد. روزنامه هشدار میدهد اسرائیل باید مراقب باشد به جنگی فرسایشی و طولانی کشیده نشود؛ و نیز باید مراقب باشد تا حد امکان از آسیب غیرضروری به غیرنظامیان پرهیز کند ــ از جمله در خود ایران که «میلیونها انسان بیگناه» زندگی میکنند. و مهمتر از همه، سرمقاله با تأکید دوباره بر جبهه داخلی پایان میگیرد: اسرائیل نباید بار دیگر مردم خود را در برابر پیامدهای جنگ «رها کند».



