بالاخره سایت تسنیم، وابسته به دولت جمهوری اسلامی، خبر مرگ علی خامنهای در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل را اعلام کرد.
از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و در جریان تحولات منطقه، از حملات اسرائیل به حزبالله لبنان تا جنگهای نیابتی و حملات هوایی جنگ دوازده روزه تا کنون، دهها تن از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدند. اما کشته شدن خامنهای حادثهای از جنس دیگر است. او پس از خمینی، نماد بیچونوچرای ولایت فقیه و رأس هرم یک نظام الیگارشی بود؛ ساختاری که با شبکهای عریض و طویل از نهادهای موازی اداری، سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و حوزوی، بهمثابه «دولت در سایه» عمل میکرد. بیت رهبری چنان قدرتی فراقانونی در اختیار داشت که قوای سهگانه عملاً در حاشیه قرار میگرفتند و در هر خللی در قوه مجریه، این مرکز قدرت میتوانست مستقیم وزارتخانهها و سیاستها را هدایت کند.
خامنهای در بیش از سه دهه رهبری، در رأس سیستمی ایستاد که کارنامهاش با سرکوب، اعدام و حذف مخالفان گره خورده است؛ از قتلهای زنجیرهای تا سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۹۶، آبان ۹۸ و خیزشهای شهریور ۱۴۰۱ انقلاب زن زندگی آزادی، خیزش دی ماه ۱۴۰۴ و ادامه پس از آن و تاکنون. هزاران خانواده داغدار شدند و دهها هزار نفر زندانی، اعدام یا سرکوب شدند. در یک کلام، او در رأس نظامی دیکتاتوری و اسلامگرای رادیکال قرار داشت که جان و معیشت بیش از ۹۰ میلیون انسان را زیر سلطه داشت.
مرگ خامنهای، صرفاً حذف یک فرد نیست؛ شکافی در رأس هرم قدرت است. جمهوری اسلامی ائتلافی از اصولگرایان، اصلاحطلبان حکومتی و تکنوکراتهای حافظ نظم سرمایهداری بوده است، اما ستون فقرات این ساختار، سپاه پاسداران و شبکه اقتصادی ـ امنیتی وابسته به بیت رهبری است؛ مجموعهای که بخش بزرگی از ثروت و منابع کشور را در اختیار دارد و مجلس، دولت و قوه قضاییه را در مدار خود نگه داشته است.
خامنه ای در راس نیروهای نیابتی حزب الله لبنان، حوثی های یمن، حشدالشعبی و دولت بشار اسد و حماس قرار داشت. نیروهای نیابتی تروریستی که کاری جز حفظ قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی و تروریسم اسلامی برایشان تعریف نشده. نیروهایی که سالانه میلیاردها دلار توسط خامنه ای و سپاه پاسداران برای حفظ قدرت منظقه ای خامنه ای در اختیارشان قرار میگیرد.
اکنون، با حذف رأس نمادین این سیستم، جامعه ایران وارد دورهای تازه میشود. ادامه مسیر به توازن قوا در خیابان، کارخانه، دانشگاه و محلات وابسته است. کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان و فعالان اجتماعی در برابر وظیفهای تاریخی قرار دارند: سازماندهی اعتصابات سراسری، طرح مطالبات روشن برای آزادی زندانیان سیاسی، انحلال نهادهای موازی بیت رهبری، شفافسازی و کنترل عمومی بر داراییهای کلان این شبکه، و گذار به ساختاری که پاسخگو و منتخب مردم باشد.
مرگ خامنهای میتواند آغاز فروپاشی اقتدار مطلقه ولایت فقیه باشد، اما تضمینکننده آزادی نیست. آنچه تعیینکننده است، سازمانیافتگی و هژمونی نیروهای اجتماعی برای برچیدن کامل ساختار استبداد دینی و اقتصادی است.
امروز لحظهای سرنوشتساز است؛ لحظهای برای پیشروی آگاهانه، متحد و سازمانیافته تا پایان دادن به نظام سرکوب و گشودن افقی نو برای آزادی، برابری و کرامت انسانی.
نسان نودینیان
۱۰ اسفند ۱۴۰۴
۱ مارس ۲۰۲۶





