گاردین: حمله در میانه گفت‌وگوها؛ آیا «مذاکره» برای فریب بود؟

در تحلیلی که پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک گاردین، منتشر کرده، حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران درست در میانه مذاکرات هسته‌ای، به‌عنوان ضربه‌ای تعیین‌کننده به امکان توافق توصیف می‌شود؛ حمله‌ای که از نگاه نویسنده، می‌تواند آخرین بقایای اعتماد تهران به «پیشنهاد گفت‌وگو» از سوی واشنگتن را از میان ببرد و عملاً مسیر توافق را به بن‌بست بکشاند.

وینتور یادآوری می‌کند این نخستین بار نیست که روند مذاکرات با اقدام نظامی قطع می‌شود: سال گذشته نیز حمله اسرائیل (و سپس پیوستن آمریکا) تنها چند روز پیش از دوری از گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی‌شده انجام شد. به همین دلیل، تکرار همان الگو در «دور دوم» مذاکرات، این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا واشنگتن اساساً از ابتدا قصد رسیدن به توافق داشته یا دیپلماسی را تنها به‌عنوان پوشش فشار نظامی به کار گرفته است.

در متن گاردین، بازتاب این برداشت در فضای ایران هم برجسته شده است؛ از جمله نقل قولی از یک کانال تلگرامی ایرانی که حمله را شاهدی بر «بی‌فایده بودن دیپلماسی با آمریکا» می‌داند. در همین چارچوب، نویسنده می‌گوید تهران عملاً «دو بار» در میانه پیگیری مسیر مذاکره ضربه خورده و همین تجربه می‌تواند هر پیشنهاد تازه‌ای برای گفت‌وگو را از نظر حکومت ایران بی‌اعتبار کند.

گاردین همچنین نقش عمان را در این مرحله برجسته می‌کند: بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان و میانجی گفت‌وگوها، به نوشته وینتور با اطلاع از نزدیکیِ خطر حمله، سفری اضطراری به واشنگتن انجام داد و حتی در اقدامی کم‌سابقه در یک برنامه تلویزیونی آمریکایی تلاش کرد تصویری «رو به توافق» از مذاکرات ارائه کند. او مدعی شد توافقی در حال شکل‌گیری بوده که از توافق ۲۰۱۵ هم «بهتر» است و می‌توانسته اصول کلی را همین هفته نهایی کند؛ هرچند جزئیات نظام راستی‌آزمایی ممکن بود چند ماه زمان ببرد.

بر اساس همین روایت، بسته پیشنهادی مورد بحث عمدتاً روی پرونده هسته‌ای متمرکز بوده: حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا، رقیق‌سازی ذخایر موجود در داخل ایران، و دسترسی گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای راستی‌آزمایی؛ حتی اشاره شده که امکان حضور بازرسان آمریکایی در کنار تیم آژانس نیز در سناریوی توافق مطرح بوده است. در مقابل، در حوزه‌هایی مانند حقوق بشر، برنامه موشکی ایران و حمایت از نیروهای نیابتی، یا چیزی روی میز نبوده یا بسیار محدود بوده است.

وینتور می‌نویسد از زاویه تهران، موضوع موشک‌ها—به‌ویژه برد ۲۰۰۰ کیلومتری—شاید در چارچوب گفت‌وگوهای منطقه‌ای (مثلاً با شورای همکاری خلیج) قابل بحث باشد، اما «اصلِ موشک‌ها» بخشی از دفاع ملی ایران تلقی می‌شود؛ و حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، به‌زعم نویسنده، دقیقاً همین ادعای تهران را تقویت می‌کند که بازدارندگی موشکی برای امنیتش «محوری» است.

در بخش پایانی تحلیل، گاردین به پیامدهای سیاسی در داخل آمریکا می‌پردازد: اکنون بحثی جدی شکل خواهد گرفت که آیا ارزیابی عمان از نزدیک بودن توافق درست بوده و آیا ترامپ—با تشویق اسرائیل و تندروهای حزب جمهوری‌خواه—عمداً یک مسیر دیپلماتیک را کنار زده که می‌توانست به‌طور مسالمت‌آمیز خطر برنامه هسته‌ای ایران را مهار کند. در برابر، مخالفان توافق استدلال خواهند کرد که خودِ تداوم یک حکومت «سرکوبگر» تهدیدی برای امنیت جهانی است. نویسنده در نهایت تأکید می‌کند نکته غیرعادی این است که ترامپ پیش از حمله، تلاش اندکی برای توضیح عمومیِ هدف‌ها و منطق اقدامش به افکار عمومی آمریکا، کنگره و متحدان انجام داده است.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x