
پوشش چهارمین سال جنگ روسیه–اوکراین در رسانههای جریان اصلی غرب، همچنان یکسویه و گزینشی است. در این روایت مسلط، روسیه صرفاً بهعنوان عامل آغاز جنگ معرفی میشود، بیآنکه به رقابت راهبردی بلندمدت غرب با مسکو، نقش ناتو و گسترش آن تا مرزهای روسیه، یا حتی توضیحات رسمی کرملین دربارهٔ دلایل جنگ اشارهای جدی شود. همزمان، سخنان وزیر دفاع آلمان و دیگر رهبران اروپایی دربارهٔ «صلح از موضع قدرت» بازتولید همان منطقی است که دونالد ترامپ نیز نمایندگی می کند: وعدهٔ صلح، اما از مسیر تشدید نظامیگری. دو مقالهای که در ادامه میآیند—یکی از گاردین و دیگری از یونگهولت، هر دو به مناسبت چهارمین سال جنگ نوشته شدهاند، اما با سایهروشنها و تأکیدهای متفاوت، شکاف در روایتهای رسانهای غرب دربارهٔ این جنگ و چشمانداز آیندهٔ آن را بهروشنی آشکار میکنند.
رنجی که پوتین بر اوکراین تحمیل کرده بیکران است؛ دستاوردهایش ناچیزند
سرمقالهٔ اشپیگل، نوشتهٔ کریستیان اِش
چهار سال پیش، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، تهاجم گستردهٔ خود به اوکراین را آغاز کرد. او بهعنوان فاتح بهطرزی خفتبار شکست خورده است؛ اما بهعنوان ویرانگر، دستاوردهای زیادی داشته است.
چهار سال از زمانی که ولادیمیر پوتین، مرد قدرتمند روسیه، دستور حمله به کشور همسایهاش، اوکراین، را صادر کرد، میگذرد. سخنرانیای که او صبح ۲۴ فوریه برای توجیه این حمله ایراد کرد، بهشکلی عجیب انتزاعی و کشدار بود. به نظر نمیرسید که اصلاً در مورد اوکراین باشد، زیرا او فقط پس از مدتی به آن اشاره کرد. تا آن زمان، پوتین به تفصیل در مورد لیبی و سوریه، یوگسلاوی و عراق صحبت کرد – به طور خلاصه، در مورد درگیریهای کاملاً متفاوتی که در آنها “امپراتوری دروغها” – همانطور که او غرب را نامیده بود – مرتکب جنایات شده بود.
جنگ فقط برای متجاوز بسیار انتزاعی به نظر میرسد.
با این حال، برای کسانی که مورد حمله قرار گرفتهاند، جنگ یعنی: شوهرانی که از دست رفتهاند و خوشبختیهایی که نابود شدهاند؛ کودکی بدون پدر و پیر شدن در سرزمینی بیگانه، آژیرهای حمله هوایی، جوامع روستایی ویران شده، آپارتمانهای یخزده، ردیفهای تازه قبر در گورستان و اسیران جنگی است.
رنجی که ولادیمیر پوتین بر زنان و مردان اوکراینی تحمیل کرده، اندازهناپذیر است.
در مقابل، دستاوردهای او ناچیزند. چهار سال جنگ نشان داده که ارتش پوتین در فتح سرزمینها ناتوان است. تنها پیروزی بزرگش: ایجاد یک کریدور زمینی به کریمه است. در برابر آن، نه توانست شهرهای بزرگ کییف، خارکیف یا اودسا را تصرف کند و نه باقیماندهٔ منطقهٔ صنعتی دونباس را—جایی که نیروهای روسی از سال ۲۰۱۴ در آن میجنگند. پیشروی نیروهای روسیه بسیار کند می باشد. در دریای سیاه نیز ناوگان روسیه کاملاً ناکام مانده است.
چنگ برقآسایی که هرگز رخ نداد
اما این برای اوکراین و همهٔ کسانی که خیرخواه آن هستند، تسلیبخش نیست. اگرچه ارتش روسیه در فتح ناتوان است، در ویرانکردن توانمند است. شهری پس از شهری دیگر در اوکراین غیرقابل سکونت میشود، اگر به خط مقدم نزدیک باشند با آتش توپخانه، بمب های بالدار هدایتشونده و پهپادهای کوچک انتحاری هدف قرار می گیرند و با پهپادهای شاهد و حملات موشکی به نیروگاههای گرمایشی، اگر دورتر باشند.
پوتین در سخنرانی ۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۲ با خشم از این میگفت که ناتو در حملاتش به بلگراد در سال ۱۹۹۹ هفتهها «زیرساختهای حیاتی» را بمباران کرده است. آن زمان گمان نمیبرد که جنگ برقآسای خودش بهطرزی فاجعهبار شکست بخورد و او نه هفتهها، بلکه سالها ناچار شود زیرساختهای حیاتی را بمباران کند.
بخشی از ویرانیهایی که پوتین در اوکراین بهجا گذاشته، قابل مشاهدهاند: نیروگاهها و ایستگاههای کنترل و ردیف قبرهایی که در گورستانها رو به افزایش هستند. اما بسیاری دیگر نامرئیاند. کل یک جامعه از امکان برنامهریزی قابل اتکا برای آینده بازداشته شده است.
کسی که در جنگ زندگی میکند، در اکنون اسیر است. میلیونها نفر، عمدتاً زنان و کودکان به خارج گریختهاند و هرچه جنگ طولانیتر شود، شمار کمتری بازخواهند گشت. خطر یک فاجعهٔ جمعیتی در کمین است. دولت اوکراین با وام و بدهی سرپا مانده و نیمی از بودجهاش از خارج تأمین میشود.
انتظار برای معاملهٔ صلح
آسیبی که پوتین به اوکراین زده، بسیار فراتر از رنج کنونی است. این جنگ تهدید میکند که آیندهٔ کشور را از آن بگیرد.
مگر آنکه جنگ با یک توافق صلح پایان یابد. تحت فشار آمریکا، مذاکراتی پرتحرک در جریان است. بر سر مسائل سرزمینی اختلاف وجود دارد: روسیه خواستار عقبنشینی نیروهای اوکراینی از دونباس است؛ اوکراین میخواهد خط مقدم کنونی منجمد شود. بر سر حاکمیت و امنیت اوکراین نیز اختلاف هست: روسیه همسایهای نظامیتضعیفشده و بیطرف میخواهد؛ اوکراین خواهان تضمینهای غربی است. چشمانداز توافقی دیده نمیشود، حتی اگر نمایندهٔ ارشد مذاکرهکنندهٔ آمریکا، استیو ویتکاف، بار دیگر خوشبینی وانمود کند. به نظر میرسد هر دو طرف فعلاً گمان میکنند زمان به سودشان است. اما این اوکراین است که بیش از همه به صلح نیاز دارد، نه از آن رو که جبهه ناگهان فرو خواهد پاشید؛ نیروهای اوکراینی اخیراً حتی مناطقی را بازپس گرفتهاند، بلکه از آن جهت که آیندهاش بهتدریج از دست میرود.
برای پوتین، فاتحِ ناکام، ویرانکردن بهعنوان جانشینِ موفقیت کفایت میکند. اگر او نتواند اوکراینیها را «بهدست آورد»، پس هیچکس دیگر هم نباید آنها را داشته باشد، حتی خودِ زنان و مردان اوکراینی.
شاید بتوان مانع فتحکردنش شد؛ اما جلوگیری از ویرانکردنش، دستکم فعلاً بهسختی ممکن است.
منبع: اشپیگل
جنگ اوکراین
ذرهای خستگی از جنگ در کار نیست
راینهارد لاوترباخ
روسیه فرانسه و بریتانیا را دربارهٔ آنچه «تلاش ادعایی» برای در اختیار گذاشتن سلاح هستهای به اوکراین مینامد، هشدار داده است. شعارهای «پایداری» از برلین، پاریس و کییف.
روسیه با لحنی قاطع به فرانسه و بریتانیا دربارهٔ طرح ادعاییشان برای واگذاری کلاهکهای هستهای از ذخایر خود به اوکراین هشدار داد. دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، در کانال تلگرامش نوشت اگر چنین اتفاقی رخ دهد، روسیه با حملات هستهای تاکتیکی علیه اوکراین و در صورت لزوم علیه فرانسه و بریتانیا پاسخ خواهد داد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، نیز اعلام کرد روسیه این موضوعِ مربوط به «این طرحهای ادعایی» را در دور بعدی مذاکرات اوکراین مطرح خواهد کرد.
اظهارات پسکوف و مدودف به گزارشی گره میخورد که سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SWR) صبح سهشنبه منتشر کرده بود. در این گزارش از «اطلاعات موجود» سخن گفته میشود که بنا بر آن، بهویژه فرانسه قصد دارد کلاهکهای هستهای از نوع TN75 و فناوریهای مرتبط با آنها را به کییف تحویل دهد. کلاهک TN75 قدرت انفجاری معادل ۱۰۰ هزار تُن تیانتی دارد و حدود ۲۰ سال بر زیردریاییهای فرانسوی مستقر بوده است. از سال ۲۰۱۶ بهتدریج با مدلی جدیدتر جایگزین میشود. SWR برای ادعای خود شواهد مشخصی ارائه نکرد. شگفتآور بود که در این گزارش آمده آلمان «به اندازهٔ کافی عاقل» است که در این «ماجراجویی» فرانسوی-بریتانیایی شرکت نکند؛ شگفتآور از آن رو که جمهوری فدرال آلمان اصولاً سلاح هستهای در اختیار ندارد تا به اوکراین بدهد. شاید منظور، موشکهای کروز «تائوروس» با قابلیت حمل کلاهک هستهای بوده است.
سیاستمداران برجستهٔ غربی روز سهشنبه در اظهارنظرهای خود دربارهٔ جنگ اوکراین، پیامهای پایداری و ایستادگی را تکرار کردند. رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، در شبکهٔ ایکس نوشت اوکراین «نخستین خط دفاعی اروپا» است که باید به هر قیمتی حفظ شود. بهگفتهٔ او، روسیه اگر امیدوار است حمایت «اروپایی» از اوکراین بهتدریج فرسوده شود، در اشتباه است؛ جنگ اوکراین برعکس ناتو را تقویت کرده است. بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، در رادیوی دولتی آلمان (Deutschlandfunk) گفت صلح تنها از مسیر قدرت به دست میآید و حامیان اوکراین باید همچنان این قدرت را نشان دهند؛ هرچند از نظر نظامی، در آیندهٔ قابل پیشبینی انتظار تصمیمگیری نهایی نمیرود. رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، بقای کشورش بهعنوان یک دولت را دستاورد اوکراین دانست و گفت این نتیجهٔ تلاش اوکراینیهاست و «قهرمانی» آنان حتی در صورت دستیابی به صلح نیز نباید «بیارزش» شود.
روز دوشنبه ائتلافی متشکل از حدود ۵۰ سازمان موسوم به غیردولتی از رئیسجمهور اوکراین خواستند بههیچوجه اجازهٔ برگزاری همهپرسی دربارهٔ واگذاری احتمالی اراضی را ندهد. به گزارش وبسایت The Kyiv Independent، این سازمانها نوشتند چنین رأیگیریای مغایر قانون اساسی است؛ حال آنکه قانون اساسی اوکراین دقیقاً در صورت تغییرات سرزمینی، برگزاری چنین رأیگیریای را مقرر میکند. بنابراین به نظر میرسد نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه نتیجهٔ همهپرسی در اوکراین ممکن است «نادرست» از آب درآید.
سرویس امنیتی اوکراین (SBU) روز سهشنبه مسئولیت حمله به نقطهٔ انتهایی شرقی خط لولهٔ نفت «دروژبا» در جمهوری تاتارستان روسیه را بر عهده گرفت. این حمله روز دوشنبه ایستگاه پمپاژ را بهشدت آسیب زد. کیریلو بودانوف، رئیس پیشین اطلاعاتی اوکراین و از اوایل ژانویه رئیس دفتر ریاستجمهوری این کشور، پیشتر گفته بود دستگاه او بهطور نظاممند در پی پایان دادن به درآمدهای روسیه از فروش نفت است. این اظهارنظر نشان میدهد اتهامهای مجارستان علیه اوکراین مبنی بر خرابکاریِ عمدی در این خط لوله، احتمالاً آنقدرها هم «بیربط» نبوده است؛ برخلاف آنچه سخنگوی دولت آلمان، اشتفان کورنلیوس، روز دوشنبه گفته بود.
منبع: یونگه ولت
*ترجمه و تنظیم توسط گُلشن افتخاری






